ആദ്യത്തെ 49 വരികൾ.
طبق قانون
اقتباس سینمایی از داستان
غیر منتظره" ساخته جک لندن"
تولید گوسکینو
سومین اثر از مجموعه کولشوف
فیلمنامه - ویکتور اشکلوفسکی
کارگردان - لف کولشوف
دستیار - بی. اسوشنیکف
فیلمبرداری - کنستانتین کوزنتسوف
یوکان
جستجوی طلا آنها را به این ساحل شنی آورده است
ایرلندی مایکل دنین (ولادیمیر فوگل)
رئیس هانس نلسون، (سرگئی کوماروف)
یک سوئدی
همسر نلسون، ادیت زن انگلیسی (الکساندرا خوخلوا)
سهامدار Dutchy (پورفیری پودوبد)
سهامدار هارکی (پیوتر گالادژف)
هیچ طلایی در این معدن وجود ندارد - ما باید جای دیگری را جستجو کنیم.
برو، دنین، ابزارها را جمع کن - ما در حال حرکت هستیم!
معدن طلای این شرکت
طلا.
طلا.
موفقیت این شرکت در تمام زمستان ادامه داشت.
خانه کوچک - خوشبختی بزرگ!
محصول طلا ادامه داشت...
من بودم که طلاها را پیدا کردم و آنها مرا رختشور خود کردند!
بهار آرام آرام آمد.
ناهار
دنین به ما نخواهد پیوست - او دیگر گرسنه نیست. از حسادت اشتهایش را از دست داد!
سلامتی شما، آقای دنین!
بس کن!
بس کن! بس کن...
او زنده است.
بدون قانون نه - این یک مرد سفید پوست است!
هوا ناگهان تغییر کرد.
یک اینچ در ساعت
به هر حال یک روز همه شما را می کشم!
او مرده...
دو قبر آماده هستند - اگر آب رودخانه یوکان آنها را در خود نگیرد.
دو قربانی قتل راه خود را باز می کنند ...
از میان طوفان و تاریکی به فضای دفن آنها.
پس از طوفان، بالای یوکان یخ زده پوشیده از آب باقی ماند.
روزها در سکوتی عذاب آور می گذشت.
زن یا مرد - یکی از آنها همیشه می نشست ...
در کنار جنایتکار
منو بکش!
چیزی به من بده تا بنوشم!
یخ در یوکان شروع به شکستن کرد
روز
No comments yet. Be the first to leave one.