ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
لوک، دووم بیار
نفس بکش، نفس بکش فقط نفس بکش
تکون نخور، خب؟ حواسم بهت هست
سلام علیکم
خیلیخب
یالا
آروم باش
آروم باش، چیزی نیست
- کجام؟ - توی آمبولانسی
بهت شک وارد شد
به دوستم "منی" زنگ زدم
قبلاً با عموم میپرید
پشت فرمونه، آدم محتاطیــه
آخه برای چی اینکارو کردی؟
- منظورت چیه؟ - بیمارستان نباید بریم
- نباید اسمم بره توی سیستم - آمبولانس رو قرض کرده
گفتم که محتاطه
که بعد عقب یه تاکسی شخصی خونریزی کنی؟
اون که بیشتر جلب توجه میکنه
باید جات امن باشه، اینو بخور
نباید آب بدنت کم بشه
دیدم قبل از اینکه از هوش بری دنبال تیرانداز میگشتی
دیدی کی بود؟
نه
،از یک تا ده
به دردت چند میدی؟
سه
دروغگو
خوبم
نه خوب نیستی
،گلوله از پوستت رد شد فکرشم نمیکردم همچین اتفاقی بیافته
منم مثل تو
...- دنبال زخم خروجی گشتم ولی - میدونم
هنوز اون توئه
،صدایی که داد ...انگار داشتن با مته سوراخت میکردن
میخوام از نزدیکتر ببینم
.ببینم داخل بدنت چه خبره یه جایی رو میشناسم
هر کاری لازمه انجام بده
- خوبی؟ - آره
منی؟
اون حرومزاده کی بود؟
- حالت خوبه؟ چیزیم نیست -
ولی یکی بهمون شلیک کرد
!باید از اینجا برین بیرون، برین
مراقب باش
خوش میگذره؟
این دیگه کیه؟
هر جمعهشب توی سینما
"فیلم "سلحشوران
کارل، بیا بیرون و بازی کن
میشناسیش، مگه نه؟
من که دارم حال میکنم کارل
به فرار کردن ادامه بده
لوک، هی
فعلاً نمیتونی باهاش بجنگی لوک
الان خیلی ضعیفی
یالا
!نمیخواستمش
دوباره داری بهش فکر میکنی؟
چی تو سرته؟
فکری تو سرم نیست
این طبیعیــه؟
،تا وقتی که کارت رو انجام میدی اهمیتی نداره
راز هر دروغ بزرگی اینه که نباید برملا بشه
،هر لحظهای که تلف بشه تو رو یه قدم به زندان نزدیکتر میکنه
خب چیکار کنیم؟
دیانای هم دوستمونه هم دشمنمون
باید محتاطانه باهاش رفتار کنیم
مستقیم برو دستشویی و خودتو بشور
دیگه لباس ندارم
،گفتم الکس ترتیبش رو بده این توئن
،برای اینکه قابل باور بشه به یه آدم هالو نیاز داریم
ببین چطور از عرش به فرش رسیده
سرنوشت بانوی بیرحمیــه
اصلا هم دوست نداره که شریک داشته باشه آخر سر حق خودش رو میگیره
- خودتو آماده کن - اینقدر بده؟
آره
چیزی رو فراموش کردی؟
بطری
!نه
با بطری زدم تو سرش
شکست؟
- نه - خوبه
حواست باشه از صحنه عکس بگیریم
عکسا رو با آخرین اجرایی که اینجا گرفتن مقایسه کن
ببین چیزی کم شده یا نه
پایه میکروفون، مانیتور، هر چیزی
نظرت چیه؟ تو بلدی تجسم کنی
زخمای سر و صورتش رو میبینی؟
،با افتادن اینطوری نمیشه ارتفاعش اونقدر نیست
ولی هنوز نمُرده
...پس بذار بگیم مظنونمون با یه آلت کُند
مرتب زدتش تا اینکه مُرده
کیسهی زباله برای لباسایی که پوشیدی
،همهش رو میذاری داخلش جواهراتتم همینطور
"اسپرلاک" اونا رو میسوزونه
...حولههایی که استفاده میکنی، فرشها همهش میره داخل کیسه زباله
لباسای اون کیسه رو بپوش
بنظر میاد بهم شوک وارد شده
برای همین جوری باهام حرف میزنی که انگار بچهم؟
میخوام به حرفم گوش کنی
میخوام برنده بشی
...کاری که میگم رو بکن
...و وقتی از شر این قضیه خلاص شدی
...دوباره میتونی همون
هرزهی جذاب و قدرتطلب بشی که هیچکدوممون دوستش نداریم
حالا برو
آخرین بارت باشه که منو هرزه صدا میکنی
ببین چیکار کردی
...نابود کردن صورت
از خشم شدید ــه
ولی در رفتن بدون ردی از خون گذاشتن؟
کی میتونه همچین کاری بکنه؟
زیاد عصبانی نشو کارل
نماینده "دیلارد"، تسلیت میگم
آه، تو رو خدا
پسرعموی من هنوز کف زمین افتاده و شما اظهار تاسف میکنین
تاسفتون چیه؟ ملافهای که انداختین روش؟
بنظرم دارین قضیه رو شخصی میکنین
چرا شما متاسف نیستین؟
داریم تا جایی که میتونیم با سرعت پیش میریم
گفتن شما ازش خواستین بیاد
حوالی ظهر، به کارنل زنگ زدم و بهش گفتم باید با هم حرف بزنیم
گفت سرش شلوغه و خودش بهم زنگ میزنه
.پس رفتم سر کار یعنی، دیگه چیکار میتونستم بکنم؟
،به لطف اون مشکلات زیادی رو باید حل میکردم
،حوالی ساعت 10 ...یادم اومد که خبری ازش نشده پس
تصمیم گرفتم بیام اینجا
،"گفتین "به لطف اون پس از دستش عصبانی بودین
.درمونده؟ آره ولی عصبانی؟ به هیچ وجه
،اون اولین پسرعموم بود ولی عملاً من بزرگش کردم
دوستش داشتم
پس وقتی اومدین اینجا در قفل بود؟
.ورودی قسمت ویآیپی رمز داره برای دور نگه داشتن عکاسا
هر هفته تغییر میکنه
آره، بهش دسترسی داشتم
پس وارد شدین، بعدش چی شد؟
بعد پیداش کردم، مثل یه عروسک پارچهای پهن شده بود کف زمین
پس وقتی رسیدین اینجا مُرده بود
آره
ولی بعد شنیدم یکی داره گریه میکنه
کی؟
""کندس
کندس میلر
کندس میزبان ویآیپی کارنلــه
کندی از وقتی که هارلمز پردایس باز شده، اینجا کار کرده
خانم میلر، من کارآگاه میستی نایت هستم
شما چی دیدین؟
عجله نکنین و افکارتون رو جمعوجور کنین
،نیازی به فکر کردن نیست دیدم کی اینکارو کرد
لوک کیج بود
!- خانم نماینده !- همینجا! اینجا
تایید میکنید که لوک کیج پسرعموتون رو کشته؟
آیا قهرمان هارلم یه قاتل بیرحم ــه؟
یا از دست یه آدم بیمصرف خلاصمون کرد؟
- کی اینو گفت؟ ...- من گفتم. فرانک
پسرعموی من، کورنل استوکس آدم پیچیدهای بود
،درونستیز بود، ولی در زیر این ظاهر خشن روح یک موسیقیدان رو داشت
واقعاً یک هارلمی اصیل بود
ولی اون غریبه چی؟ اونه که بیمصرفه
ولی توی هجوم رسانهایتون ...که بعد از انفجار رستوران چنگیز کانی
،رفتین طرف یه ناجی رو گرفتین هیچکس سوال مهم رو نپرسید
لوک کیج کیه دیگه؟
،روی کارنل استوکس اسم اوباش و آدمکش میذارید
ولی اخیراً همونطور که بیشتر مردم ،در مونت آلیوت شاهد بودن
کارنل آدم توبهکاری شده بود و با گذشتهی خشونتبارش سروکله میزد
برای اشتباهاتش اصلاحاتی انجام میداد
همهجوره قصد همکاری با پلیس رو داشت
شورشیهای ملعون که ،خودشون رو قهرمان صدا میکنن
مثل لوک کیج، خطرناکن
،اونا تهدیدی برای ایمنی، امنیت
.و حرمتِ جامعهمون هستن میدونید چیه؟
مردم از لغتهای زیادی برای ،توصیف کردن پسرعموم استفاده کردن
ولی کلمهای که هرگز استفاده نشده، ترسو ــه
،فقط یه ترسو توی سایهها پنهان میشه
و یه مرد بیگناه رو میکشه، همین
.یه سوال دیگه خانم نماینده، اون بیگناه بود؟
،اون یارو برای تلافی کردن سر تو داره مردم بیگناه رو توی خطر میندازه
،این جریان رو تموم میکنم ولی به کمکت نیاز دارم
اینو داشته باش، نباید گمش کنم
باشه
میخوام ضدعفونیش کنم
- حسش میکنی؟ - یکم
ادامه بده
نه، اول باید ببینم چه نوع بیحسکنندهای دارن
- دارو رو ول کن ...- لوک
نباید کسی بفهمه که اینجام
،مردم بیگناه ممکنه بمیرن نمیشه ریسک کرد
خیلیخب، مرد شجاع
راستش، مرد قدرتمند ــه
پاپ عادت داشت اینطوری صدام کنه
این یکی که مسخرهتره
خیلیخب
دارم میرم داخل
خیلیخب، محکمتر فشار میدم، خب؟
عجیبه
،باید بافت نرمی باشه
ولی تقریباً مثل پوستت نفوذناپذیرــه
بدش به من
باید بیارمش بیرون
No comments yet. Be the first to leave one.