The King Dae Joyoung

The King Dae Joyoung (대조영)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

DAE JO YOUNG E109 KOR HDTV XViD
കമന്ററി എഴുതിയത് SubMatrix
►► Parsa | ارائه شده توسط وبسایتِ ۳۰نما ◄◄

ടാഗുകൾ

HDTV
hdtv
XviD
HD
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2019-02-22
ഡൗൺലോഡുകൾ: 41
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

«:: [مــتـرجـم: [پارسا ::» |^| |^|

برای چی اومدی؟- .سربازا به خارج از شهر اعزام شدن-

پدر، شما خبر داشتی؟

‫اگه بدونه مجوز قانونی اعزام شدن ‫باید سریعا متوقف بشن.

‫میرم دنبالشون.

‫نیازی نیست.

‫من دستور دادم.

به چه هدفی؟

‫به سربازا دستور دادم در خطوط مرزی گشت بزنن ‫و قبایل رو بررسی کنن.

هزاران سرباز برای بررسی قبایل ارسال کردید؟

‫مطمئنم رزم آرا دلایل خودشو داره. ‫حالا میتونی بری.

.گفتم برو- .بله، قربان-

مطمئنی کاملا زره پوش و مسلح بودن؟

‫بله، قربان.

‫به نظر میرسید آماده جنگ بودن.

‫جویونگ به پرچما نگاه کن. ‫به نظرم متعلق به ارتش تانگه.

‫گیج شدم.

ارش تانگی که در رود لیائو مستقر شده؟- .فکرکنم بهتره اینجا نمونیم-

.آماده رفتنیم

‫وقتی از رود عبور کنید دیگه همه چی ایمنه.

‫اونا ده برابر ارتش ما هستن.

میتونید تا زمانی که ما از رود عبور میکنیم عقب نگهشون دارید؟

‫جون مردم ما در خطره. ‫ناامیدتون نمیکنیم.

.در قلعه انسی میبینمتون- .حتما-

.نگران ما نباش- .چشم-

‫ژنرال، باید بریم.

‫نباید دیگه صبر کنیم.

.ماپا، مراقبشون باش- .بله، ژنرال-

‫ژنرال!

‫قربان، طبق انتظاراتمون دارن خارج میشن.

چقدر محافظ دارن؟- .تقریبا 100 تا-

چی؟ صد تا فقط؟

‫با یه دسته هزار نفری سرباز برو به سمت تپه. ‫با این تعداد میتونی به راحتی نابودشون کنی.

‫بله، قربان.

‫تو اینجا میمونی و اردوگاهشونو زیرنظر میگیری.

‫اگه به سمت ما حرکت کنن. ‫با تمام قوا جواب میدیم.

!بله، قربان

‫جونگ سانگ، بهتره توقف کنیم.

مشکل چیه؟

‫اثری از ارتش بزرگ تانگ پیدا کردیم. ‫رد پا تازست.

‫ممکنه همین نزدیکیا مخفی شده باشن.

‫پناهنده ها چقدر از ما جلوترن؟- ‫.احتمالا الان به پایین تپه رسیدن-

پدر؟

‫دشمن!

‫فرار کنید! پناه بگیرید!

‫دشمن! ‫پناه بگیرید!

!سربازای تانگ مارو محاصره کردن- !الان نباید تسلیم بشیم-

‫رود لیائو درست جلوی ماست! ‫گوگوریو جلوی چشمان ماست!

‫از اینجا نمیتونید فرار کنید. ‫منتظر چی هستید؟ همرو بکشید.

‫ما شمارو پوشش میدیم! ‫جوک با مادرت فرار کن!

‫مادر! با من بیا!

‫مادر!

این تیر از کجا اومد؟ کی به ما حمله کرده؟

‫ژنرال. اونجارو ببینید!

!ژنرال گلسابیو و گیوملان هستن- !برای ما اومدن-

!نجات پیدا کردیم

چطور جرات میکنید به خاک گوگوریو بیاید !و تلاش کنید به مردم ما صدمه بزنید

!همشونو بکشید

!بکشیدشون

‫عقب نشینی کنید!

!بیو

!جویونگ- .اومدید-

.هرگز فکرنمیکردم برگردید پیش ما

‫به محض اینکه نامه رزم آرا رو دریافت کردیم اومدیم.

نامه رزم آرا؟

‫محض احتیاط قبل از اینکه یانگ جو رو ترک کنیم بهشون نامه زده بودم.

‫کارت خیلی خوب بود.

‫قضاوت درست شما مارو نجات داد.

‫در واقع این 2 ژنرال با رسیدن به موقع مارو نجات دادن.

پناهنده ها کجان؟- .در سلامت و ایمنی کامل به نزدیک رود رسیدن-

‫منتظر ما میمونن تا بهشون ملحق بشیم.

چرا منتظرشون میذاریم؟

‫بیاین بریم به اردوگاه اون چینی های حرومزاده ‫و نابودشون کنیم!

‫ژنرال!!!

.ژنرال، دشمن اردوگاهشو جمع کرد و داره عقب نشینی میکنه

‫دستور بدید تا نابودشون کنیم، قربان.

‫گلسابیو و هوک سودول برید دنبالشون!

‫با کمال میل.

‫حرومزاده ها... ‫نمیذارم قسر در برن.

‫اگه فرماندشونو دستگیر کردید، ‫زنده برگردونید!

زنده؟

‫هنوز کاملا نمیدونیم واقعا متعلق به تانگ هستن یا نه. ‫پس اگه ممکن بود برای شناسایی هویتشون زنده نگهش دارید.

‫فهمیدم.

‫سودول بیا بریم!

‫بقیه ما پناهنده ها ملحق میشیم و از رود عبور میکنیم. ‫آماده باشید.

‫بله، ژنرال.

‫اگه سربازای خیتان باشن خیلی جالب میشه.

.معلومه، قربان

اینا همون سربازان؟

‫چرا محرمانه سربازا رو به بیرون بردی، ‫چیکار کردید؟

‫اعلی حضرت...

‫من توضیح میخوام، رزم آرا شین.

‫ژنرال لی منتظر این افراد هست.

.بعدا میتونید با خودشون صحبت کنید .بیاین بریم

گلسابیو؟

نجاتشون داد؟

.هیچ بهونه ای نداریم .بخاطر شکست سزاوار مرگیم

‫ژنرال، مارو بکشید!

ته جویونگ به هویت شما پی برد؟

‫هیچ ردی از خودمون به جا نذاشتیم. ‫هویتمون مخفی موند.

‫فقط میتونم بگم اونا خیلی خوش شانسن.

‫برگردید به موقعیتتون. ‫بزودی وظایف جدیدی اهدا میشه.

‫اونا با مردمشون وارد قلعه انسی شدن، ‫ته جویونگ بزودی دنیای جدیدی میسازه.

‫مطمئن باش ساکت نمیمونم.

.ماهم باید شروع کنیم- .بله، قربان-

یادتون باشه، از الان به بعد هر شکست و پیروزی

.در تعیین حاکم این سرزمین نقش خواهد داشت- ...بله-

‫نه جویونگ نه، بلکه من موفق خواهم شد.

ژنرال، مارو به یاد دارید؟

‫سالها قبل، تحت فرمان شما از کشور در مقابل تانگ محافظت کردیم.

‫من اون موقع نگهبان دروازه بودم.

‫من از سواران مخابره بودم.

‫من تو سواره نظام مسئول منابع بودم.

ژنرال مارو به یاد دارید؟

‫البته. ‫مگه میشه شمارو فراموش کنم؟

چطور اینقدر پیر شدید؟

چه بلایی سر جوانانتون اومد؟

چطور اینقدر پیر و بی رنگ شدید؟

‫ژنرال!...ژنرال!

‫با دیدن شما فهمیدم راه برگشتمون ‫چقدر سخت بوده.

‫مرسی. ‫مرسی که زنده موندید.

اگه ما نمیومدیم کی تاریخ شکوهمند گوگوریو رو به خاطر میاورد؟

کی به بچه های شما میگفت که قلعه انسی قلب تپنده یودونگ بود؟

‫باورم نمیشه دوباره به هم رسیدیم! ‫مرسی که اینجا هستید.

‫ژنرال...!

‫حالا تقسیم وظیفه میکنیم.

‫هممون باید به سختی تلاش کنیم ‫تا سر و سامون بگیریم.

‫ژنرال گلسابیو و هوک سودول مسئول ‫استخدام سرباز و سازماندهی ارتش هستن.

‫بله، قربان.

‫ژنرال گپیلسمن و تونگ سو ‫مسئول پرورش و تربیت حیوانات و اسبای جنگی هستن.

‫حیوانات مزرعه بعد از پرورش، ‫بین مردم توزیع میشه.

!بله، قربان- .این تخصص خودمونه-

‫ارباب چانگ و ژنرال ومو یئوم ‫شما باید بر کشاورزی نظارت داشته باشید.

‫هیچی از این کار مهمتر نیست.

‫چشم.

‫اگه ما نتونیم باهم کار کنیم، ‫مردممون نمیتونن در یودونگ ریشه دار بشن.

‫بیاین خدمات عمومی رو مثل جنگیدن انجام بدیم.

‫بله، ژنرال!

‫وضع مردم هرروز داره بهتره میشه.

ژنرال، شنیدید؟

‫جویونگ از محافظ مردم تبدیل شده به سرپرستشون.

‫به آرامی در جنگ ها موفق شد ‫و الان حاکم منطقه بزرگ یودونگ هست.

افتخار نمیکنید؟

.حضور ژنرالو اعلام کن- .بله-

‫اعلی حضرت، ژنرال لی کایگی خواستار ملاقات با شمان.

.بفرستش داخل- .بله، اعلی حضرت-

‫بفرمایید.

‫اعلی حضرت، ته جویونگ داره تمام تلاششو میکنه ‫باقی مناطق گوگوریو پس بگیره.

‫بله،

‫شنیدم مشغول کشاورزی و مراقبت از مردمن.

‫دیگه هیچ شهروند خیتانی رو از دست نمیدیم.

یعنی نمیخوای گوگوریویی هارو آزاد کنی؟

‫دقیقا، اعلی حضرت.

‫ولی پادشاه در وصیتنامش اعلام کرد ‫گوگوریویی ها باید آزاد بشن.

‫اعلی حضرت فوت شده. ‫آینده برای زنده گانه.

‫رفقا!

‫من این کشور رو به امپراطوری بزرگی تبدیل میکنم.

مگه این خواسته پادشاه قبلی نبود؟

و برای این امر، باید ته جویونگ رو نابود و یودونگ رو تصرف کنیم.

‫پس لطفا دیگه درباره آزاد کردن گوگوریویی ها بحث نکنید.

چطور جرات میکنی؟

‫اول با خدمت اجباری ارتشمونو دو برابر میکنیم.

‫بعدش یه پروژه عمومی سنگینی رو شروع میکنیم ‫تا یانگ جو رو تبدیل به قلعه ای غیر قابل نفوذ کنیم.

چی؟ پروژه سنگین عمومی؟- .بله، اعلی حضرت-

‫یه دیوار بزرگ دورمون میسازیم ‫دقیقا مثل دیوار بزرگ چین.

مگه از وضع اقتصادی کشور باخبر نیستی؟

‫در حال حاضر مشکلات خارجی بیشتری داریم.

‫در حال حاضر باید سپرمونو بالا بیاریم ‫و شمشیرمونو تیز کنیم تا اینکه به فکر مردم باشیم.

‫مخالفت شدیدی صورت میگیره.

.نگران نباش

‫کارای عمومی توسط پناهندگان گوگوریویی انجام میشه.

چی؟

کی میدونه اونا قراره کی برای فرار دست جمعی تلاش کنن؟

‫اگه بفرستیمشون به اردوگاه های کار ‫میتونیم مرافب رفتارشون باشیم.

‫با یه تیر دو نشون میزنیم.

‫این برای آینده ماست. ‫تقاضا میکنم قبول کنید.

~چانگان، تانگ~

‫هرگز!

‫برام مهم نیست که برای نابودی ته جویونگ یا خیتان هاست.

‫من با اون موچوی وحشی ازدواج نمیکنم! ‫اصلا در شان من نیست!

‫من مخالفت کردم، اعلی حضرت.

.ولی ژنرال شو رنگوی در تلاشه تا وزرا رو متقاعد کنه

ژنرال شو رنگوی؟- .بله، اعلی حضرت-

‫اونا از الان شاهزاده لی دان و لی هو انتخاب کردن ‫تا با شاهزاده های اونا ازدواج کنن.

چی؟ بدون اجازه من تصمیم گرفتن؟

‫در غیاب شما ژنرال شو از قدرتش در دربار استفاده کرده.

.کسی نمیتونه جلوشو بگیره- .منم نمیتونم جلوش بایستم-

.اعلی حضرت، لطفا منو ببخشید

.خدمتکار، به ژنرال شو بگو سریعا بیاد اینجا- .بله، اعلی حضرت-

‫اعلی حضرت...

.از جلو چشام گمشو- ...اعلی حضرت-

.طبیب سلطنتی بی صلاحیت رو بکشید .و دستور بدید طبیب جدیدی برای مداوای من استخدام کنن

‫اونم اگه نتونست در مدت زمان کوتاه منو درمان کنه کشته میشه!

‫بله، اعلی حضرت.

‫ژنرال شو چطور جرات کرد رو حرف من حرف بزنه.

‫الان دیگه میدونم فقط باید به 2 نفر اعتماد کنم.

‫مرسی، اعلی حضرت.

برای چی اومدی؟- ...قضیه اعلی حضرته-

میخوان منو ببینن؟- .بله، ژنرال-

یانگ سویی هم تو اتاق اعلی حضرت هست؟

The King Dae Joyoung subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The King Dae Joyoung

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left