Warrior

Warrior

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 2

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Warrior S02E09 Enter the Dragon REPACK 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Warrior S02E09 Enter the Dragon REPACK 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Warrior S02E09 1080p WEB H264-JEBAITED
Warrior S02E09 WEB x264-PHOENiX
Warrior S02E09 PROPER WEBRip x264-ION10
Warrior S02E09 Enter the Dragon REPACK WEBRip XviD-RMX
Warrior S02E09 720p WEB x265-MiNX
Warrior S02E09 Enter the Dragon REPACK 720p WEBRip HEVC x265-RMTeam
Warrior S02E09 Enter the Dragon 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Warrior S02E09 Enter the Dragon 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
കമന്ററി എഴുതിയത് Ali99
▓░╠⫸ زیرنویس از علی اکبر دوست دار ⣿ FilmoGen.Org ⫷

ടാഗുകൾ

webrip
web
x264
BRip
XviD
720p
720
x265
HEVC
1080
2CH
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2020-11-28
ഡൗൺലോഡുകൾ: 45
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫خانم بلیک حرفی نزده؟

‫با خودم گفتم بهتره ‫تحت فشار نذارمش تا بیاین

‫کار درستی کردی

‫« آنچه در مـبـارز گذشت... »

‫جیکوب قاتل نیست

‫ شهردار سان فرانسیسکو ‫ توی خونۀ خودش به قتل رسیده

‫ یه نفر باید به جُرم قتل بازداشت بشه

‫خانم‌ها و آقایون، ‫ما دنبال این مرد می‌گردیم

‫ افرادم همینطوری اینجا رو زیر و رو می‌کنن

‫- چیزی می‌دونی؟ ‫- نه

‫- اگر می‌دونستی بهم می‌گفتی؟ ‫- نه

‫می‌تونم جیکوب رو براتون پیدا کنم،

‫ولی در ازاش یه چیزی می‌خوام

‫خانم، باید همین الان از اینجا برید

دوست‌های پدر دوست‌های ما هم هستن

‫نمی‌تونید همینطوری بیاید تو، بدونِ...

‫تو رو خدا... کمکم کن

‫چرا داری این کارو می‌کنی؟

‫خانم، حالتون خوبه؟

‫گمونم آره. به نظرم خوبم

‫اون مُـ...

‫خیلی متأسفم

‫من... نمی‌خواستم بکُشمش

‫اون می‌خواست منو بکُشه

‫سوفی. سوفی

خدای من. سوفی

سوفی، بلند شو

!خواهش می‌کنم بلند شو. سوفی

‫سوفی. سوفی. سوفی

‫- بلیک کجاست؟ ‫- چیزی نیست

‫تکون نخور. همینجا بشین

‫میرم برات آب بیارم

‫- پلیس‌ها میان اینجا، خانم ‫- چیکار کنیم؟

‫- واقعیت رو بهشون میگیم ‫- من کُشتمش!

‫- تو از من مراقبت می‌کردی ‫- هیچ‌وقت اینو باور نمی‌کنن

‫کاری می‌کنم باور کنن

‫پاش بیفته... شهادت میدم که ‫زندگیم توی خطر بوده

‫خودتون دیدید بی‌خود و بی‌جهت ‫چه بلایی سر چینی‌ها میارن

‫آقای بلیک شهردار بوده. ‫منو اعدام می‌کنن

‫باید از اینجا بری

‫- مـ... من نمی‌تونم ‫- می‌تونی و میری

‫هر روز صبح یه قطار از اینجا ‫به سمت سن حوزه میره

‫ایستگاه رو که بلدی

‫یه بلیت بخر و از شهر برو

‫اگر هم پرسیدن،

‫به پلیس میگم که چند وقته ‫رفتی خانواده‌ت رو ببینی

‫اصلاً دلیلی نداره کسی بهت مشکوک بشه

‫فقط مطمئن شو امشب کسی نبیندت

‫- ممنون، خانم ‫- ممنون، جیکوب

‫مامان، منم. وقت داروهاته

‫باید چند روزی از شهر برم

‫چان هوو میاد بهت سر می‌زنه

‫زود برمی‌گردم. قول میدم

‫- بهت که گفتم، جیکوب! ‫- این مرد رو ندیدید؟

‫اینو ندیدید؟

‫به این تصویر نگاه کنید. ‫این یارو رو می‌شناسید؟

‫- جیکوب ‫- مطمئنی؟

‫بیخیال

‫آهای! هِی، برگرد ببینم!

‫آهای!

‫بیا ببینم! برگرد اینجا!

‫- کجاست؟ ‫- ندیدیش؟

کسی اینجا نیست. نگاه کن

‫آهای، آهای، این مرد رو ندیدی؟

‫- اینجاست؟ نه؟ ‫- کدوم طرف؟ این سمت!

بعد رفت تو این کوچه

‫چیزی پیدا کردی، رئیس؟

‫اون خونه‌ای که چراغش روشنه رو بگرد

‫خیلی‌خب

‫پلیس سان فرانسیسکو. باز کنید

‫باز کنید!

‫از سر راه برو کنار ببینم!

‫زیرزمین رو بگردید

‫بیا از پله‌ها بریم پایین

‫مراقب باش نیفتی

‫عجب کثافت‌دونی‌ایه!

‫آخه اینجا رو داشته باش!

‫یا پیغمبر

‫تو کی هستی؟ چه کوفتی می‌خوای؟

‫خواهش می‌کنم

‫بهم کمک کن

‫- نمی‌تونم بهت کمک کنم ‫- من قاتل نیستم

‫برام مهم نیست

‫تو رو خدا. جایی ندارم که برم

‫ببین، من به خاطر کسایی که می‌شناسم‌شون هم خودمو به خطر نمی‌اندازم

‫- تو رو که اصلاً نمی‌شناسم ‫- بهت پول میدم

اونقدر پول نداری که بابتش خودمو درگیر این قضیه کنم

‫هر چینی‌ای که اینقدر پول با خودش داشته باشه

‫به خاطر یه چیزی مُجرم شناخته میشه

‫پس ازم بگیرش

‫فقط باید از شهر خارج بشم

‫اربابم بهم گفت که سوار یه قطار ‫بشم که مقصدش سن حوزه‌ست

‫اینها لازمت میشه

‫ممنون

‫ببین، پلیس‌ها حواسشون به بندرها و ‫ایستگاه‌های قطار هست

‫تا الان خبرش به سن حوزه و

‫ساکرامنتو و هر شهری که با اینجا ‫۱۶۰ کیلومتر فاصله داره رسیده

‫تو شهردار سان فرانسیسکو رو کُشتی، پس...

‫نمی‌خواستم بکُشمـ...

‫تا زنده یا مُرده‌ت رو پیدا نکنن، ‫دست بردار نیستن

‫بهترین گزینه‌ت عبور از اقیانوسه

‫- نمی‌تونم برگردم چین ‫- اینجا هم نمی‌تونی بمونی

‫چطوری برم؟

‫گفتی حواسشون به بندر هست

‫نمی‌تونم از اینجا تا چین ‫توی این تابوت بخوابم

‫پس همینجا سر از تابوت درمیاری

‫ببین، توی کشتی یه آشنا دارم

‫به آب‌های بین‌المللی که برسید، ‫از تابوت میارنت بیرون

‫قبلاً این کارو کردی؟

‫بیشتر از یه بار

‫دو ساعت دیگه خورشید طلوع می‌کنه

‫اون موقع کم‌کم جسدها رو می‌برن بندر

‫سوارکار، وایسا

‫ببینیم چی داخله

‫نه، به نظر من که نمُرده، مگه نه؟

« Ali 99 زیرنویس از علی اکبر دوست دار » ▷ Instagram: @Aliakbar.1999

‫پس، قاتل رو گرفتی

‫شروع نکن

‫فقط برام سؤاله که از کجا ‫می‌دونستی توی تابوته

‫مدت‌‌ها قبل از اینکه بیای اینجا، ‫من توی این خیابون‌ها گَشت می‌زدم

‫شاید لِمِ یه سری چیزها دستم اومده باشه

‫یه نفر به آقای باکلی خبر داده بود

‫باکلی؟

‫درسته

‫برات عجیب نیست؟

‫اینکه به نحوی اطلاعاتی از

‫محلۀ چینی‌ها به دستِ ‫یه شهردار تازه‌کار رسیده؟

‫چرا اینطور باشه؟

‫ما از کل قضیه بی‌خبریم

‫مشخصاً باکلی نقشه‌های دیگه‌ای داره

‫شاید، ولی اگر اطلاعاتی به دستش نمی‌رسید،

‫هنوز داشتیم محلۀ چینی‌ها ‫رو زیر و رو می‌کردیم

‫و زندگی رو برای بقیۀ چینی‌ها جهنم می‌کردیم

‫پس مشکلت چیه؟

‫بهش اعتماد ندارم

‫مهم نیست

‫به تو هم اعتماد ندارم

‫قبلاً اون شمشیرزنه رو گیر آوردی

‫و الان هم سه سوته قاتل شهردار رو پیدا کردی

‫روالش برات مهم نیست، ولی خوب ‫سوزنت رو تو انبار کاه پیدا می‌کنی

‫از اصطلاح خوشت میاد، آره؟

‫پس داشته باش

‫پاتو بیشتر از گیلمت دراز نکن

!بریم

‫بریم!

‫گورتونو گُم کنید

‫ببریدش!

‫راهو باز کنید! برید کنار!

‫آروم باش، چائو. تموم شده

‫می‌دونی که دارش می‌زنن، مگه نه؟

‫بهت گفت شهردار رو نکُشته؟

‫تمام چینی‌ها توی این محله تقاص جنایتِ اون رو پس می‌دادن

‫تو کار درست رو کردی

‫بریم، بچه‌ها. خب؟

‫خبرها زود می‌پیچه

‫به‌نظرت دردسر درست میشه؟

‫نه، فقط برو! ‫سریع باشید، با همه‌تونم!

‫خب! خیلی‌خب!

‫وایسید، بچه‌ها!

‫شنیدیم اون چشم‌بادومی‌ای که ‫بلیک رو کُشته گرفتید

‫هنوز مطمئن نیستیم

‫فقط داریم می‌بریمش تا ‫چند تا سؤال ازش بپرسیم

‫برای سؤال پرسیدن ۸ تا پلیس لازمه؟

‫آهای!

‫اون چینی‌کیری‌ای که شهردار رو کُشته، گرفتن!

‫بیل، بیل، دارن اسب‌ها رو می‌برن

‫خیلی‌خب، بیا، بیا، بیا

‫نیاید جلو! فوراً برید عقب!

‫قضیه اینه که ما هم ‫چند تا سؤال ازش داریم،

‫پس چطوره شما ۵ دقیقه ‫یه سیگاری چیزی بکِشید

‫- تا ما سؤال‌هامونو بپرسیم ‫- گمشو، تالی

‫واقعاً می‌خوای به خاطر یه چینی ‫بازم بیفتی گوشۀ زندان؟

‫هیچ هیئت منصفه‌ای منو محکوم نمی‌کنه

‫یالا، بیل. فقط چینی‌کیریه رو بده به ما

!قاتل - مگه نه؟ -

!یالا - !بریم -

‫- آروم باشید! ‫- برید عقب!

‫یالا، بچه‌ها! ‫اون چینی‌کیری رو بیارید بیرون!

‫- برگردین عقب، رفقا! ‫- نیاید جلو!

‫اونو بذار کنار! تفنگ بی تفنگ!

‫فقط همین مونده که سر این قضیه ‫هم‌نوع‌های خودمون رو هم بکُشیم

ولی اگه می‌خواید، حقشونه که جمجمۀ چند تاشون خُرد بشه

‫برو کنار، بیل. ما میاریمش بیرون

‫شما گوه می‌خورید! ‫گوش کنید!

‫می‌دونم دنبال عدالتین،

‫ولی این راهش نیست!

‫چینی‌کیریه رو بیارید بیرون! بگیریدش!

‫همینه. یالا، بچه‌ها!

!رفقا

همینه. برید کنار

‫یالا، بچه‌ها!

‫چینی‌کیریه رو بگیرید!

‫یالا، پسرها! چینی‌کیریه رو ‫از اون تو بیارید بیرون!

‫یالا!

‫چینی‌کیریه رو بیارید اینجا!

‫برو تو، یالا!

‫بیاریدش بیرون!

‫همینه

‫یالا!

‫یالا! یالا!

More Farsi Persian subtitles for Warrior

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left