ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
بر مبنای داستانی از کی . فین
سناریو بوریس بارنِت و کی. فین
تهیه کننده و کارگردان بوریس بارنِت
MAZDOSHT
موزیک س . واسیلِنکو
تــــــرجــــمــــــه و زيــــــرنويـــــــس
MAZDOSHT
بازیگران
کوزمینو ژارُف بوگولیابِف کریچکُف
یاشین کِلِرینگ چیستیاکف کوموروف
اراضی جنگلی در روسیه ی تزاری
آخی خدای مهربون
اون دیگه چیه؟
کریاکوفسکی ها
کدومشونو میگی
شیسچوفسکی ها
سیشچوسکی ها اینجان
اونا فیلانووسکی هستن
میخوان اعتصاب کنن
تو کجا میری؟ نیکلای؟
باید ازشون حمایت کنیم
کی حمایت لازم داره؟
خب بچه ها بریم سمت کارخونه
کولکا واستا بذار یه درسی بهت بدم
چی؟
میخوام بهت یه درسی میدم
رییس ! من نمیخوام از تو هیچ درسی بگیرم
بریم بچه ها
برادرا چیکار میکنین؟
کجا میرین؟
دارین چه غلطی میکنین؟
بریم بریم
بهتون دستور میدم هرچه زودتر متفرق بشید
یه دیقه بهتون وقت میدم فکراتونو بکنیین
اونا توقیف شدن ولشون هم نمی کنیم
هی
رفقا رحم کنین
به جاش منو بزن مرتیکه ی اوباش
داری دانش آموزا رو میزنی
منو به جاش بزن داری مردم تحصیلکرده رو میزنی
ای تف
صبر کنین رفقا
خبری شده؟
رابرت کارلوویچ هی رابرت کارلوویچ
دوست داری با هم تخته بازی کنیم؟
میت گروسن ورگنوگن
با کمال میل الکساندر پترویچ
باشه یه دیقه وقت بده
باید این نامه رو تموم کنم واسه پسرمه که تو آلمانه
لطفا بشین
آنکا
باز رفتی ولگردی؟ نمیتونی توی خونه بند شی؟
دختر قشنگی داری الکساندر پترویچ
- برو ، برو - خدافظ
خب اینو میزنم الکساندر پترویچ
سلام الکساندر فئودرویچ
الکساندر فئودورویچ
الکساندر فئودورویچ آخرین بار چند وقت پیش بود؟
- آخرین بار ِ چی؟ - اعتصاب
خدا میدونه
خب پس وضعیت اینه
این الکساندر فئودورویچ کیه؟
مستاجر جدیدمون
یه سوسیال _ دموکرات ِ انقلابیه از اعتصاب کننده هاست
این بابا یکی از اوناست که اعتصاب 1905 رو سازماندهی کرد
این یکی هم همینطور
نگاه کن باز داره میره یه جایی
بابا
بابا
- یه اتفاقی افتاده - چی میخوای؟
سنکا بلند شو
سن
مثه جنازه ها خوابیدی سنکا
بلند شو سنکا
- با تو دارم حرف میزنما - ای بابا واسه چی باید بلند شم
دوسیا اومده
برو بابا
راه بیفت بریم با توام
صبح بخیر رابرت کارلویچ
سلام الکساندر پترویچ
هی رابرت کارلویچ
میتونیم با خودمون یه کم آبجو ببریم؟
الکساندر پترویچ نگو که نمیدونی این صدای سوت از اون بالا واسه چیه
دارن سوت میزنن
شاید یه اتفاقی افتاده
بریم یه نگاهی بندازیم سرراه یه کم هم آبجو بگیریم
با احترامات فائقه الکساندر پترویچ
دارم آماده میشم
چیکار میکنی رابرت کارلویچ
کلاهم کو؟
یه دیقه
این یکی رو امتحان کن
چطوره؟ چی فکر میکنی الکساندر پترویچ؟
فکر میکنم خوبه
به نظر منم خوبه بریم
تلگرام اضطراری آلمان ها به روسیه اعلان جنگ دادن
آلمان به روسیه اعلان جنگ داد حرکت سفرا !!
حرکت سفرا به سمت مردم روسیه
خیلی راحت برنده میشیم
رابرت کارلویچ عزیزم
اون اراذل رو بسادگی شکست میدیم
چی گفتی؟ الکساندر پترویچ؟
میگم که پیروزی واسه ماست
تو نیستی که برنده میشی الکساندر پترویچ ماییم که خوب بلدیم بجنگیم
منو که میشناسی
ما سر حرف حق همیشه با هم دعوا داریم
و تو باید به من اعتماد میکردی و الانم دوباره باید به من اعتماد کنی
تو این لحظه ی حساس
وقتی آلمان ها خطوط مرزی رو بشکنن ....
ما باید چیکار کنیم؟
شما باید واسه این سوال یه جوابی پیدا کنین
درون قلب مردان روس
در مقابل دشمن خارجی ما باید دعواهای داخلی مونو فراموش کنیم
و اعتصاب رو متوقف کنیم
باید شجاعانه از جنگ استقبال کنیم
باایمان به پیروزی
به سمت نبرد
چیکار میکنی؟
چیکار میکنی؟ دارم از تو سوال میکنما
- منم میرم - کجا میری؟
اون هیچ جا نمیره
- نه ، باید برم - حالا کجا میخوای بری؟
ولنتیر
وقتی میگم میرم یعنی که میرم
دارم بهت میگم. میخوام برم
دارم بهت میگم. میخوام برم
چیکار میکنی؟
چرا داری همه چیو با خودت میبری
دارم بهت میگم . بذار برم
صبر کن
بزدل ها
نشونت میدم تو هیچ جا نمیری
ترسوها گفتم بذار برم
چه ابلهی
خب پترویچ
اسبم رو میذارم پیش تو
مراقبش باش
وقتی برگشتم باهات حساب کتاب میکنم
اما اگه برنگشتم ، اسبه مال خودت
جنگ شروع شد کنار هم باشید برادرا
اونا میخوان ما رو به غلامی بگیرن و نابودمون کنن
به خاطر پدرمان ، تزار به خاطر سرزمین مادری
به خاطر ایمان مسیحی میجنگیم
همه ی ما با هدفی والا خواهیم رفت
خدا یاری مون میکنه و پیروز میشیم
هورا
هورا ، هورا
خدا حفظتون کنه پسرا
" قرارداد "
این امر توسط نماینده ی اتحادیه ی شهرها
از یک طرف
و میکین ، نماینده ی صنف بازرگانان از طرف دیگر مصوب شده است
طبق این قرارداد ، باید مقادیری پوتین برای سربازان ارتش تامین شود با قیمت ِ ....
با سوهان ، با سوهان
بیشتر تمیز کنید
اینجوری حرکتش بده اینجوری
و پیاده نظام آلمان؟
مواجه شدن روی قلعه ی رینه
و سواره نظام شجاع ما
آنها را وادار به فرار کرد
توپخانه با ده تفنگ بزرگ
و رشادتی بسان فریتز پیر
توپخانه ها یکی یکی به غرش در می آیند
جنگلی پر از سرنیزه
ضربات سهمگین مانند نور آسمان میدرخشند
و نهایتا آنها درنگ میکنند
- سلام رابرت کارلویچ - سلام
لطفا مبلغی که بهت بدهکار بودم رو بگیر
نظر لطفته
آنیچکا
دیگه تخته بازی تموم شد
بابا بابا بابا میگم آلمانا
چته هی بابا بابا میکنی؟
هی
رابرت کارلویچ
هی پسر ، پسر سالهای زندگی تو به بطالت تلف کردی
یک ، دو ، سه چهار ، پنج
شش ، هفت ، هشت
ببُرش
کسی اینو لازم داره؟
نه
کولکا
کولیا
نیکولای ... کولکا
چی میخوای؟
برید خط مقدم
سریع
چرا اینجا نشستی؟
میگم چرا اینجا نشستی؟
- دندونم درد میکنه - برو گمشو بیرون
- نشونت میدم - مگه چیکار کردم؟
- نشونت میدم - چیکارت کردم مگه؟
- نشونت میدم - مگه چیکارت کردم؟
چیکارت کردم؟
چیکارت کردم؟
چیکارت کردم؟ آخه واسه چی؟ ... ولم کن
زنده ای؟ یا چی؟
خوبه. ردیفی
معنیش اینه که اسیر محسوب میشی هی تو
سربازان دلیر ما خط مقدم را حفظ کردند
No comments yet. Be the first to leave one.