ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
...آنچه گذشت
باید این قضیه رو به پلیس بگیم، مامان
نه اینکه تا الانشم خیلی بهمون کمک کردن
یه چاقو توی حیاطمون پیدا کردن
چاقوی این شکلی؟
دیدم چاقویی که باهاش پدر لوک رو کشتی دستته
من کسیم که معامله میکنه، نه قاتل
عهدهایی بسته شده
مردم این شهر یه عهدنامه بستن
بیا بریم
نباید میدیدین
قبل تموم شدن این قضیه آرزوی مرگ می کنین
با آقای کالینز چیکار میکردین؟
فکر کردی کی کمکم کرد اینقدر زود یه وکیل گیر بیارم؟
نمیخوام تنها باشی
اگه اون مرتیکه کالینز اومد دم خونهات
به برادرم گفتم جام پیش تو امنه
جات واقعاً پیش من امنه
کسی که باید نگران راضی کردنش باشی من نیستم
قبل اینکه پدرت شهردار بشه
وکیل شهرستان بود
بابای اسپرینگر بخاطر اونه که توی زندانه
اسپرینگر
چرا اون چاقو رو گذاشتی توی حیاطمون؟
اون مجبورم کرد اینکارو بکنم، دیلن
امتحانش کنیم؟
کی یه قوطی اسپری رنگ با خودش آورده؟
کی عوضش کرده؟
آقای کالینز، گفت یه هدیهست
و ظاهراً یه پوششی روش داره
که درمقابل خرابکاری مقاومه
مطمئنم باباتونم خوشحال میشد یکم از اون پوشش
روی خودش باشه وقتی نامزد شهردار شدن شده بود
کالینز با اون قبلی چیکار کرد؟
سنگ قبر بابا؟
کی میدونه؟
امیدوارم یه سورتمه ازش ساخته باشه
میتونستیم زمستون بعدی برای احترام به پدرتون
میبردیمش تا بالای تپهی پاینکرست
سوارش میشدیم و سر میخوردیم تا پایین
اگه بود عاشق این صحنه میشد
میدونی، اون موقع ها که با هم قرار میذاشتیم
بعد یه طوفان منو برد اون بالا
اصرار میکرد لخت مادرزاد تا اون بالا بریم
جدی میگین؟
توی سفر تبلیغاتیش به این خاطره هیچ اشارهای نکرد
...یا جاهای حساسش که سرمازده شده بودن
خانم متیسون؟
شما؟
کارآگاه اسکارپلی هستم
مسئولیت پرونده شوهر شما به من سپرده شده
چرا اومدین اینجا؟ قضیه چیه؟
اومدیم بازداشتتون کنیم، خانم
چی؟
نمیتونین اینجا اینکارو بکنین
بچهها، آروم باشین میدونستیم این اتفاق ممکنه بیافته
به کارن لشر زنگ بزنین بعدشم به عمو "راب"ـتون
...مامان - مشکلی برام پیش نمیاد -
لوک، خواهرتو ببر خونه
ما باهات میایم، خب ؟
بهشون گفتم کسی که باید باهاش صحبت کنن اسپرینگره
چرا هیچکس نمیره بیمارستان
و نمیپرسه چی توی گوشیشه؟
مطمئنی میخوای چیزی که توی گوشیش هست رو بشنون؟
نمیدونم قضیهی دیلن چیه
اما هیچ دلیلی واسه صدمه زدن به ما نداره
پس چرا الان اینجا نیست؟
پس چرا جواب پیاماتو نمیده؟ - نمیدونم -
نمیدونم کجاست
مامانش حتی یه جواب درست و حسابی هم بهم نمیده
"آرزو میکنین مرده بودین"
چی ...؟ چی گفتی؟
حرف من نیست یه یاروی مست اینو بهم گفت
رمی همینو توی رویاش شنیده بود
این جمله توی نقاشیش بود
چی داری میگی؟
توی کلینیک چیزهای بیشتری هم شنید
اون کشیشه گفت انتخاب ما تصادفی نبوده
"دِین هایی به گردن بعضی هاست"
بهش فکر کن
ما قرار بود بمیریم، ولی نمردیم
و حالا کسایی که بهشون اهمیت میدیم
یکی یکی دارن ناپدید میشن
ببین، اون اینجا چیکار میکنه؟
ما تمام مدت این بیرون وایساده بودیم
دیدی بره داخل؟ - نه -
سلام
اینچا چیکار میکنی؟
چطور از این قضیه باخبر شدی؟
وکیلش بهم زنگ زد
میخواین ببرسونمتون خونه؟
ما هیچ جا نمیریم
خب، مادرتون هم جایی نمیره
چرا؟
اون که هیچکاری نکرده
مامانمون بابامون رو نکشته
و این قضیه هم بالاخره اثبات میشه
آقای کالینز؟
میشه باهاتون صحبت کنم؟
اون چرا اینجاست؟
رمی باید از کشیشه میپرسید
کالینز اونیه که اسپرینگر رو مامور اینکار کرده یا نه
تا بتونه بپره وسط ماجرا و بشه نجات دهنده ی مامان؟
نمیدونم
حالا میتونین مادرتون رو ببینین
تو اینجا چیکار میکنی؟
امروز اولین روزته
گفتم شاید بخوای یه قیافه ی اشنا ببینی
ممنون، اما فکر کنم قیافه ی آشنا رو دیدم
و منظورم از قیافه اشنا کشیش شیطانی نبود که اومده باشه کلاس زبون اسپانیایی رو درس بده
خب، هیچوقت نمیتونی مطمئن بشی
راستش، میتونم
اسمش خانم گومزه
اگر ممکنه میخوام اولین روزم مدرسم رو
بدون اینکه بخوای با چراغ رومیزی ناکارش کنی بگذرونم
باشه
بی سر و صدا توی کمدت میشینم
کمدت کجاست؟
نمیدونم والا
"720"
بهتره عجله کنی، همین الانشم دیر کردی
برای اونم یه فرم دارم
ایناهاش
خب اولین کلاسمون چیه؟
خب، میتونم همینطوری بیام گوش بدم
تاریخ، آقای پرایز
فکر کنم لوک هم توی کلاس باشه، رمی هم همینطور
آره راستی امروز ندیدمشون
همینطور اولیویا رو
این کمد مسخره چه مرگشه؟
عصبی هستی
شاید دستهات عرق کردن
دستای من عرق میکرد البته وقتی دست داشتم
نه این بخاطر عصبی بود نیست
رمز اشتباهی بهم دادن
آروم باش
داری دارایی مدرسه رو خراب میکنی زنگ میزنن به پدرت ها
خب زنگ بزنن
شاید حداقل اون موقع بفهمه اومدم مدرسه و دست از سرم برداره
آم، داری با کی حرف میزنی؟
کمدم
جواب هم بهت میده؟
چون اگه جواب داده میتونم به پرستار خبر بدم بیاد
خنده دار بود
نخیرم نبود
تو دخالت نکن
بذار حدس بزنم
لباس فرم مدرسه قبلیت احیاناً لباس تیمارستان نبوده؟
ایول
میشه حالا کمد منو باز کنی؟
تو به چی میخندی، خل و چل؟
مگه صدای زنگ رو نشنیدین؟
داری دنبال یه کتاب دیگه میگردی؟
آه، نه، راستش، کلاس بعدیم با شماست
پس توصیه میکنم بیای صندلیتو پیدا کنی
کی میزان ضمانت رو تعیین میکنه؟
قاضی
لوک...؟
بله
میشه بشینی؟
نه، نمیخوام به اینجا عادت کنم
شما هم نباید بکنین
میشه لطفاً بری بیرون پیش ماشین
و کتم رو برام بیاری؟
باشه
گوش کن ببین چی میگم
باید مراقب داداشت باشی
یعنی چی؟
...همین الانشم با پلیس به مشکل برخورده
...مامان، تویی که افتادی تو دردسر
من بی گناهم
داداشت مثل پدرت سریع جوش میاره
و حالا سردرگم و عصبانیه
...و ممکنه کاری کنه که ازش پشیمون بشه
...مامان
اون قانع نشده که من اینکارو با پدرتون نکردم
اینجوریام نیست
...اون میدونه
چی رو میدونه؟
هیچی
لوک...؟
متاسفم، اینا همش تقصیر منه
این قضیه به هیچ عنوان تقصیر تو نیست
شماها بخاطر چیزی که من دیدم دارین مجازات میشین
چون جلوی "ابدان" دراومدم
من ترجیح میدم بدونم با کی طرفم تا اینکه ندونم
اولیویا خبری از دیلن نگرفته؟
کسی با اسپرینگر صحبت کرده؟
اون با کسی حرف نمیزنه
منظورم اینه که، گفتنش به خواهرم یه چیزه
ولی امکان نداره با پلیس صحبت کنه
لوک، اسپرینگر هیچی راجب دیلن نمیگفت
اگه حاضر نبود که چیزای بیشتری بگه
فقط میخواد بدونه که عواقبش دست آخر گریبانگیر خودش نمیشه
کی میتونه همچین قولی بهش بده؟
یادته ما داریم کجا زندگی می کنیم؟
کیلب؟
کیلب...؟
چیه؟
دیدم تمام زنگ داشتی با اون کار میکردی
No comments yet. Be the first to leave one.