ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
اگه یه قسمت دیگه از شیملس رو نبینید
میام در خونهی کیریتون
و کل خونوادتون رو به گا میدم
خونهی گلگر برای افراد بیخانمان؟
فرانک، نمیشه که اینجا رو تبدیل به پناهگاه آوارهها کنی
اتفاقا برعکس، همسایهجان
اون یه لباسشویی جدیده که دارن تحویل فرانک میدن؟
حتی آوارهها هم از ما بهتر زندگی میکنن!
یه پسری هست که باهاش آشنا شدم
اسمش تروره
خیلی باهاش خوش میگذره
خیلی وقته که کسی رو نداشتم باهاش مهمونی برم
دلم واسش تنگ شده بود
اگه نتونم خرج خودم رو بدم
فیونا از خونه بیرونم میکنه
زندگی خوب میخوای؟
یکی رو پیدا کن که هواتو داشته باشه
یهنفر ضعیف، احمق و بیچاره
- ببخشید - میخوای برسونمت؟
- هی! - چه مرگته؟!
این پدرمه
یه مدت پیش ما میمونه
فقط یه نصیحت
اگه واقعا میخوای کاسبی کنی
با پول، پول درمیاری نه که پساندازشون کنی
با سرمایهگذاری، بهتر میتونی جیبهات رو پر کنی
تموم 75 ظرفیت برای ترم جدید پر شده
کلاسهای جدید که 100 تا ظرفیت دارن
بقیهی ظرفیت برای دانشجوهای رنگین پوسته
دانشکدهی نظامی احتمالا بهترین فرصت
برای دور شدن از خلافه
اما میتونی تست دیانای بدی تا ایل و تبارت رو مشخص کنی
منظورت اینه که من سرخپوستم؟ از قبیله آپاچیام، عوضی
قراره برم دانشکدهی نظامی
کارآموز چندتا بچه پولدارم
میتونیم این عوضیا رو هک کنیم
بی اینکه بفهمن از کجا خوردن
من واسه زندگیم یه برنامه دارم و واسه اینکه همهتون روشن باشید
منم به اندازهی تکتک افراد این خونواده
باید آیندهی خودم رو بسازم
و حالا وقتش رسیده که شما دیوثا
اینو بفهمید
دانلود سهسوتهی زیرنویس با بات تلگرام SubYabBot@
.:. ترجمه از مصطفی و ایـلیـا .:. ElSHEN & EILIA
هی یا خدا
از کی تاحالا کولر داری؟
دیروز تا حالا
میگم دبی توی اتاقش نیست دیشب خونهی نیل مونده؟
آره
- حالا دیگه رابطشون جدی شده؟ - ظاهرا
گوش کن، نیل آدم خیلی خوبیه، اما...
اون یه آدم فلجه که کنترلی روی خودش نداره
سیرا بهت حرفی زده؟
نه راستش، فک کنم زده کوچه علی چپ
دبز دوباره مثل همیشه داره زیادهروی میکنه
فکر میکنه مشکلاتش اینجوری حل میشن
اداره حمایت از بچهها و خانواده بچهش رو ازش نمیگیره
فقط داره سعی میکنه خودش رو جمع و جور کنه
- همونجوری که تو بهش گفتی - من بهش گفتم کار پیدا کنه
نه که با فرانی بره یه گوشه گدایی کنه
خیلیخب
یا بهشتِ بَرین، چقد این این کولره حال میده
آره، شاید منم یکی واسه خودم خریدم
یهکم پول داره میاد دستم
نه بابا
کارآموزی
حالا دیگه بهت حقوق میدن؟
آره فقط خبر ندارن!
غذا از شما، کس از ما
به صف شید
نـه، خاک بیشتری زیر ناخنهات لازمه لیپ جدیده
پول توی جزئیاته
فرد، فرد، یه لنگه کفش
اون یکی برهنه
اونجوری رقتانگیزتره
خدایا!
فلورانس
نفسم رو بند آوردی
نگاش کن
امتیاز بیشتر بهخاطر خلاقیتت
تو توی منطقهی ممنوعهای بچهجون
خانوما
اونقدری جیگر نیستی که با قیافت سواستفاده کنی
اما تمیزتر از اونی که بخوای گدایی کنی
مونیکای جدید؟
کشیدن یه دندون کمتر از کور کردنت درد داره
درضمن اگه این شغل واسهت جواب نداد
میتونی دوباره دندون بذاری
یکی مغازهی چک پاس کن توی ونتورث رو خریده
140 هزارتا
عالیه، یه سوپری جدید دیگه
دقیقا همون چیزی که میخواستیم!
- صبح بخیر فرمانده - سلام
برادر آپاچیم تست دوست داره؟
یا فقط ذرت میخورید؟!
هرچی میخوای مسخرهم کن اما همین
یه بورسیه به دانشکدهی نظامی واسهم جور کرد
یعنی حالا توی کازینوی سرخپوستا هم بهمون تخفیف ویژه میدن؟
هی کیر بدون کله میشه سیریال رو بهم بدی؟
کی میخوای بری؟
چند روز دیگه
دارم بهترین ظرفشورم رو از دست میدم
- دومیش البته - به همین خیال باش
غیرممکنه بدون یه گودبای پارتی گلگری
بذارم بری
چیه؟!
تا حالا ندیدم میوه بخوری!
آره، یا هرچیز بدرد بخور دیگه
باید یهکم راست و ریس بشم غذای سالم بخورم
مجبورت میکنن توی دانشکدهی نظامی بدویی
خیلی بیشتر از دویدنه
این نامهی آشنایی با دانشکده رو خوندی؟
پرش از روی مانع داره
زمین مبارزه کل روز سر کلاس
بعدش هم مطالعهی انجیل
رفتار محترمانه دیگه چه صیغهایه؟!
هنوزم باورم نمیشه که میخوای بری
آره، انتظار زندان رو داشتیم
تزریق کشنده...اما نه این!
نوشته تا وقتی برسم اونجا باید اینا رو حفظ کنم
من ظرف میشورم و کارل بورسیه شده
دنیا برعکسه!
«تضمین میکنم که هیچگاه از عمد فردی را فریب ندهم»
«تضمین میکنم که هیچگاه
وسایل فردی دیگر را از آن خود نکنم» خدایا!
- بعدا میبینمت رفیق - کجا میری؟
سیرا واسهم عکس زبون فرستاده
هی، میشه بری فروشگاه؟ یه کیک با یه بنر بخری؟
واسه مهمونی خدافظی کارل یهچیزی درست کنی؟
یعنی خودت نمیرسی؟!
نه، کار دارم بدجوری سرم شلوغه
و لیام
میشه لیام رو ببری مهد؟
لیام، بدو
ایان کجاست مگه؟
نمیشه، اون خوابه هنوز تا دیروقت سرکار بود
- یالا - خیلیخب
- زودباش رفیق - خوش بگذره
همه میگن توی گدایی، شرافت نیست
که گدایی کار پستیه
هیچ حرومزادهای با درآوردن
ساعتی 8.25 دلار، احساس غرور نکرده!
حداقل دستمزد؟
فقط یه اصطلاح باکلاس واسه بردگی صنعتیه
ما توی جنگیم
یه جنگ با برتری
اینها خیابون نیستن که پا میذارید داخلشون
اینها میدون جنگن
و وظیفهی ماست
که با افراد غنی و شکمسیر بجنگیم
بنابراین بتازید، حرومزادهها
بتازید، و پولهاشون رو بدست بیارید!
هی دبز
سلام لیپ، میخوای با خواهرم سکس کنی؟
ما داریم میریم
میخوان فرانی رو معاینه کنن ببینن من میزنمش یا نه
اینجوری نیست، فقط روند کاره
خواهرم خیلی ازت خوشش اومده
خوشحالم تو دوستپسر جدیدشی
من دوستپسرش نیستم
پسرای زیادی میومدن اینجا و میرفتن
اما فعلا تو تنها نفری که موندی
اگه فرانی رو بگیرن چی؟
خوب گوش کن
هیچکس فرانی رو ازت نمیگیره
اون سالمه
تموم واکسنهاش رو هم زده
تو هم معتاد نیستی
تا حالا دستگیر هم نشدی، شدی؟
برمیگردی خونه؟
چرا برگردم؟
اینجا کسی تهدیدم نکرده که بیرونم میکنه
و میتونم به سازمان حمایت از بچهها هم بگم ما یه خونه و یه منبع درآمد داریم
- ما؟ - نیل با بچهها خیلی سازگاره
و کیرشم کار نمیکنه بنابراین سکس مشکل ساز نمیشه
فکر کنم صدات رو شنیدم
سلام
یه لحظه بهم فرصت بده که نیل رو آماده کنم
آمادهش کردم
بعدا میخوایم بریم فروشگاه چیزی لازم نداری؟
نه ممنون
بریم عزیزم
امشب شام میپزم ساعت 6
به کارل و ایان پیام دادم
باشه
فیونا رو دعوت نمیکنم
هیچ کسپارهای حق ورود نداره
باشه
یادت نره از کون بکنیش!
- از کون نمیشه - خوب شد گفتی
امشب میای به شامشون؟
توی آپارتمان خودمه یهجورایی مجبورم
واسه چی هست؟
من چه میدونم اما دبی اصرار کرد که حتما بریم
پس دبی با یه زن آواره
با یه بچه توی بغلش، دعوا کرده؟
آره، هرچی بیشتر دبی رو بشناسی
میفهمی کارش زیادم غیرعادی نبوده
فکر میکنی رابطهش با برادرم فکر خوبیه؟
- نه، تو چی؟ - عمرا!
No comments yet. Be the first to leave one.