ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
تيــــم تــرجـــمــه ســـايــــت .:: IMDb-DL ::. تقــديـــم مــي کــند
...اينجا "وال استريت"ـه
و فردا روز مهميـه ...چون فردا چهارم جولاي
...قصد دارم تا اولين ميليون دلارم رو
.در مهيج ترين روز از زندگي هر انساني بدست بيارم
.موقتاً سرمايهگذاري کمي غيرقانوني بود
متوجهين، من وکيل .يه لاتاري روزانهي غيرقانوني بودم
.رو 823 شرط ميبندم
.823يک دلار
."صبح بخير آقاي "مورس
.فردا 10 سنت روي 776 براي من شرط ببند
نظرت درمورد اون براي شانس چيه، "باب"؟
.برندهي امروز 114ـه .رو 113 شرط بسته بودم
مگه نه؟
.آره، بستي
...تقريباً داشتم 60 دلار ميبردم
.اما اون يه عدد کوچيک
.600به 1
قراره فردا رو 776 شرط ببندي؟
.نه، رو 823
...امروز صبح، نزديک بود با يه ماشين تصادف کنم
...و ميدوني شمارهي آخرِ
پلاکش چي بود؟
فهميدم اگه امروز زنده موندم .اون شمارهي شانسمـه
درست ميگم، آقاي "مورس"؟
...اگه کشته نشدي
.امروز روز شانس براي همهست
.پنج سنت روي 776
776؟ .پنج سنتي
احمقها روي هر ترکيب از ...شمارههاي سه رقمي
...انتخاب شده از مجموعِ
.شمارههاي اون روز، بر روي بعضي مسابقات اسب دواني شرط ميبستن
.20ميليون شرط بندي تو يه روز در آمريکا
.به آقاي "ويلاک" بگو ميخوام ببينمش
درآمد ساليانهي کلاهبرداريهاي کوچک و قاچاق؟
.بيش از 100 ميليون دلار
...بنظر براي همچنين پول خوبي
...شرمآور مياد که تو جيبهاي مردم
.هدر بره
.بله
مَري"، تلفنهام رو وصل نکن" .و همهچي رو کنسل کن
.بذارش براي جمعه
.مرسي
الو؟
آقاي "تاکر"؟
.خُب، البته. وصلش کن
."يه دقيقه، "هوب
سلام، "بِن"؟ .خوبم. باشه. باشه
.چند دقيقه ديگه ميام اونجا
.خداحافظ
."بيا تو، "هوب
."صبح بخير "جو - .صبح بخير -
.ميخواستم بدونم آيا ميتوني تو اين کمکم کني
."امروز کفشها لازم نيست واکس بخوره، "لويي .مرسي
...اون شخصيت محترم
که فرماندار بعنوان دادستان جديدمون انتصاب کرده رو ميشناسي؟
لينک هال"؟"
."آره، "هال
...باباش تو کلاس هاروارد
.جلوم مينشست
پسره رو ميشناسي؟
...براي تولد 4 سالگيش بهش يه اسب کوچيک داده بودم
.اما بعدش زياد نديدمش
بعد از کِي؟
.بعد از اينکه بازار تو سال 1929 روم خراب شد
...فکر ميکني ميتوني
خيلي زود پسره رو براي شام دعوت کني؟
چرا؟
...خُب، من
...لويي"، مشکلي نيست"
چند لحظه بري بيرون، لطفاً؟
.مرسي
..."اگه بدونيم "هال" رو کدوم قسمت از "وال استريت
.داشت کار ميکرد
"موکلمون، آقاي "بِن تاکر .از اين حرکت قدرداني ميکنن
نميخوايم هيچ ضربهاي بخوريم .لازم نيست بخوريم
...يه حقالوکاله بزرگ گيرمون مياد
...تا اون لاتاري روزانه غيرقانوني رو
.به يه لاتاري قانوني تبديل کنيم
..."جو"
...معمولاً ميدوني داري چيکار ميکني
...اما اين تنها چيزيه که قانوناً به "تاکر" ارائه ميديم
.منظورم بعنوان وکيلشـه
...منظورم اينه، کارِ وکلا
.محافظت از تعداد زيادي از مردمـه
.اونها... حتي اين رو تو "هاروارد" ياد ميدن
خُب؟
...اما دقيقهاي که شروع به کار براي "تاکر" کردي
،"کار کردن براي "تاکر ."يه چيز متفاوته، "جو
.وکلا در مقابل قانون محافظت شده نيستن
..."تاکر" داره من رو پولدار ميکنه، "هوب"
و من شريکت هستم .کسي که داره تو رو پولدار ميکنه
...من کراوات اون رو ميپوشم
.و تو هم مال من رو
...ميتوني موقع ناهار، از هر ارابهدستياي
.يکي براي خودت بخري
."لويي"
.واکس کفشش رو تموم کن
اينجا چقدر پول داري، "جو"؟
.25هزارتا
.60هزارتا ديگه تو گاوصندوق دفترم هست
.خُب، 50 هزارتا ديگه اينجا هست
.بيشتر از خيلي خواهد شد
..."فقط ميخوايم تو 12تا بانک سرمايه گذاري کنيم، "جو
...تو اون بانکهاي بزرگ
...و البته تو بانک کوچيک برادرت
.پس ميشه 13تا
...بقيهشون ميتونن برشکست شن
.و اتحاديه کار و بارشون رو به عهده ميگيره
حالا قراره بري داداشت رو ببيني؟
ميتونم باهات رو راست باشم، "بِن"؟
.اِدنا" هميشه اين رو بهم ميگه"
"."ميگه، "ميخوام باهات رو راست باشم، "بِن
...بعدش چيزي که ميگه
...يه چيز بد و وحشتناک در موردمـه
.يا يه چيز احمقانه درمورد خودشه
."من احمقانه خواهم بود، "بِن
...من يه وکيلم
...وکيل باهوش کوچولوت
...و من تشکيلات
...اين امتياز انحصاري رو بعهده گرفتم
... تا قانوني، آبرومند و
.خيلي سودآور برات کنم
.و بخاطر دو دليل اينکارو ميکنم
دليل دوم چيه؟
،رک و پوست کنده .اوليش پولـه
.اما دليل دومش برادرمه
...اون 50 سالشه
...مردي با مشکل قلبي
...و فردا وقتي 776 در بياد
و سرمايه زندگيش نابود ميشه
.که زندگيش رو هم نابود خواهد کرد
...رنگش سفيد ميشه و ميميره
.شرمنده از اينکه پير و برشکستهست
.اين مشکل منه
...اون وارد اين اتحاديه نمياد
.مگراينکه مجبورش کنم
...و نميتونم مجبورش کنم
.مگر اينکه درمورد 776 بهش بگم
.همچين چيزي بهش نميگي
!"اين تنها راهه، "بِن
!اين تنها راه نابود کردنِ خودمونه !نه
،بهت ميگم !خطري نداره
!نه
...بهتره، نري
.و اصلاً داداشت رو نبيني
."حالا، ببين، "جو
.بيا وضعيت رو روشن کنيم
.فردا چهارم جولايـه
...تنها روزي در سال
...که خرافاتي وجود داره
.تا روي شماره 776 شرط ببندن
...فردا، 5 سِنتيها و 10 سِنتيها
...و پِنيهاي هر احمقي
روي 776 شرط بندي ميشه، درسته؟
.درسته
.حالا، ما کاري ميکنيم که اون شماره در بياد
...و بانکدارها قراره برشکسته شن
...چون هيچ توزيعي
.روي شرط بنديها ندارن
ميدوني، مجبور نبودم همهي اين پولها رو ."سرمايهگذاري کنم، "جو
..."ميتونستم به شريک سابقم "فيکو
...با مشتي از تيراندازهاي "شيکاگو"ييش خبر بدم
...و همهي اون بانکها رو بدست بيارم
.درست مثلِ کاري که سال 1927 درمورد مشروب کردم
،اما تو .تو گفتي نه
.تو وکيل باهوشِ من هستي
درسته؟
.درسته
گفتي که سعي ميکني ...احساسات مردم رو برانگيخته کني
،تا باعث شن قانون .لاتاري رو مجاز کنه
...مثل لاتاريهاي که در "ايرلند" و "کوبا" هستن
...يا مثل شرط بندي رو مسابقات اسب دوانيِ اينجا
،و هر چيز ناهنجاري .شانسمون رو از بين ميبره
"."و من گفتم: "باشه، "جو درسته؟
.درسته
...نميتونم کمکي کنم اگه مشکلي
."با داداش بزرگت داري، "جو
منم نميتونم 200 هزار دلار رو .بخاطر دلايل احساسي بخطر بندازم
."نگران برادرت نباش، "جو
...بخاطر سکته قلبي نميميره
تا زمانيکه يادش باشه .يه برادر پولدار داره
...آشنايان پولدار بهترن
.از دکترها يا داروسازها
.باشه، "بِن"، باشه
..."و فقط يادت باشه، "جو
تو و من تنها کسايي هستيم .که درمورد 776 ميدونيم
.دليلي ندارم که به کسي بگم
به من اعتماد نداري؟
."البته که دارم، "جو
...فقط ميخواستم بدوني
.چقدر نگرانم
کبريت دارين، آقا؟
.مالِ خودت
...سالها ميشد که برادرم "ليو" رو نديده بودم
،و اينجا بود ...توي محله
.جايي که بدنيا اومده بوديم
...اون يه بانک کوچيک رو اداره ميکرد
جوري که بقيه افراد يه رستوران .يا مشروب فروشي رو اداره ميکنن
...به اين مجموعه دفاتر ميگفتن بانک
No comments yet. Be the first to leave one.