ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
« آنچه گذشت »
همه یهودیان از اینکه
ملکهشون همخوابه بردارته خوشحال نیستن
فکر میکنم برادرتون دومیتیان مقصر تأخیر در ارسال غلات
و شورش برای کمبود غذاست
مدرکی برای این حرفت داری؟ - ناوبر یکی کشتیهای حمل غلات -
همین الان داره به اینجا آورده میشه
زمانش فرا رسیده
ما برادرم رو میکشیم
کدوم یک از افراد گارد پرتورین رو میتونیم بخریم؟
ده میلیون سسترشوس طلا تا دو روز دیگه، همینجا
اسکورپوس، توی مسیر مسابقه باهاش روبهرو میشم
و شکستش میدم
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
باید صحبت کنیم
تنهامون بذارین
مانیلیوس ده میلیون سسترشوس میخواد
باشه، بعد از اینکه امپراتور شدم میتونم بهش پرداخت کنم
یا میکشمش
الان میخوادش، از پیش
غیرممکنه
بدون جایزه پیروزیمون، نمیتونیم
بدتر از اون، لتو با تیتوس ملاقات کرد
و کارهایی که کردم رو بهطرز عجیبی با جزئیات دقیق براش تعریف کرد
تیتوس میدونه؟ - آره و نه -
نمیدونه حرف کی رو باور کنه من یا لتو
ده میلیون؟ - شاید یه راهی باشه -
یه شرط بندی
هرچیزی که داریم رو روی یه راند شرط بندی میکنیم
اسکورپوس توی دور هفتم از همه جلو میفته
مطمئن میشم عملی شه - بیا هرچی داریم رو صرف این راه نامطمئن نکنیم -
چارهای جز این نداریم
اگه ببریم، پول کافی برای پرداخت به مانیلیوس
و هرچند نفر از گارد پرتورین که بخوایم رو داریم
آره، بیا انجام بدیم
« مترجم: سینا اعظمیان » .:: Sina_z ::.
،برادر
مشوش بهنظر میرسی
نه، فقط فکرم درگیره
هرچند برای اینها هیجان دارم
ولی دو روز دیگه باید آمفیتئاترمون رو افتتاح کنیم
و اینجا بخشی قابل توجهی از جذابیتش رو از دست میده
درسته
ولی همینطور که گفتی این باعث میشه نفوذ و تلسط
پاتریسیها بر شهرمون کم بشه
گُل گفتی - حرفای خودته -
میدونم
الیا، بیا در این مورد صحبت کنیم
یه شرط بندی بزرگ روی یه راند بازی داریم
روی بقیه بنگاههای شرط بندی پخشش کن
ولی صداش رو در نیار تا نسبت شرطبندیمون پایین نیاد
گفتی "نسبت شرطبندیمون"؟ یعنی منم توش سهم دارم؟
عملیش کن یک دهمش بهت میرسه
اسکورپوس دور هفتم جلو میفته
باید برم مطمئن شم این عملی میشه
و بقیه جواهرات و سند اموال رو بیارم
بستن کل پولت روی یه مسابقه خیلی ریسکیه
انتخاب دیگهای نداریم
مرگ و زندگیه
یا همهچیز یا هیچی
اسکورپوسه
یه چیزی ازت میخوام
همه یه چیزی از اسکورپوس میخوان
هرچی دارم رو امروز میخوام روت شرط ببندم
همه چیزم رو
...البته، اسکورپوس میبره ولی
همه انتظارش رو دارن نسبت شرطبندی اونقدرها بالا نیست
مغرور عوضی
کجا بودی؟
نسبت بردت مثل قبل بالا نیست
کلش رو روی یه راند بستم - راند گاوبندی شده -
دم مسابقه؟ نه
نه، غیرممکنه
چیدنش خیلی سخته باید ارابهرانهای زیادی رو دخیل کنیم تا واقعی بهنظر برسه
برام مهم نیست
میخوام دور هفتم جلو بیفتی
بعدش اول بمونی و مسابقه رو ببری
سهم من چهقدره؟
زندگیت
بدون این فاتحه دومیتیان خوندهست ماهم همینطور
فهمیدی؟
«آنان که در شرف مرگاند»
برو به بقیه میخونههای شرطبندی و همه رو روش ببند
طلاها، سند اموالم، هرچی که دارم
سفتهها رو کجا قایم کردی؟
مطمئنی؟ - برو بیارشون -
،توی نومیدیا پلنگها شکارشون رو میکشونن بالای درخت
جاهای مرتفع واسه قایم چیزهای با ارزش بهترن
برو
کمک لازم دارم
روفس، بیا اینجا
اینها رو بردار و دنبالم بیا
جاهای مرتفع واسه قایم چیزهای با ارزش بهترن
زنون مُرد - آره، چه حادثه غمانگیزی -
پس با خودم گفتم " چرا تیم طلایی رو انتخاب نکنم؟ "
تصمیم خوبی بود
اوتو، اونجا
فونسوآ توی مسابقه اوله؟
آره
جذابیت رو میبینی، داداش کوچولو؟
بیخیال
حتما باید حسش کنی چی من و آندریا رو به این کار جذب کرده
شهروندان رم
این شما و این اولین مسابقه امروز
!ارابهرانان! آماده
!برو حیوون
!برو حیوون
هی، اوتو غذا میخوای؟ گرسنهای؟
تکون بخورید! فرار کنین
راه بده، ایلای، تو رو خدا راه بده
برو کنار
!نه! فونسوآ
فونسوآ
اوتو، بیا
طبیب رو بیارین، سریع
پاهاش رو بلند کن
تسلیم نشو، لطفا
خوب میشی
لطفا تنهام نذار
الیا
وقتی پام رو شکستم رو یادت میاد؟
البته، اتفاق مسخرهای بود
تا خونه حملم کردی
پدر بزرگ رفته بود
تو گرفتیم وقتی آندریا استخون پام رو جا مینداخت
کل شب که گریه میکردم بغلم کردی
حتما خیلی درد داشته
نه اینطوری
متأسفم
!نه
!نه
!نه
!نه
هی، اسکورپوس مُرده
!اسکورپوس مُرده
دستور دادم اسکورپوس همینجا توی آوردگاه دفن بشه
دستور میدادم ازش مجسمهای بزرگ بسازن ولی
قبل از تموم شدنش، مُردم
اون دوستم بود
دستور میدم مجسمهش رو بسازن
تو هم قبل از اتمام ساختش مُردی
شرط بندی کردیم و باختیم
بهزودی میمیریم
احتمالا نه به این زودی
شرط بندی کردیم و باختیم
ولی پولهای بردمون رو پیدا کردم
و بیشتر از پولیه که باید مانیلیوس بدیم
چی؟
چهطور؟
مهمه؟
نه
و حالا سهم اسکورپوس رو هم داریم
همینطوره
اینجا منظره بهتری داره
کی فکرش رو میکردم چند قدم همچین تفاوتی رقم بزنه
الان که بهعنوان شریکت اینجا وایستادم و نه پیشکارت نمای بینظیری داره
عجبا
ما جاهطلبیم، مگه نه؟
درسته
و تو حتی پاتریسی هم نیستی
زیاد ازش مطمئن نباش
اگه اینطوره، برام بهتره تو رو بهعنوام خدمتگزارم داشته باشم
ببخشید
باید با یه نفر خدافظی کنم
همه برین بیرون
حیف الان تموم خوشگذرونیها رو از دست میدی
بدون تو دیگه چنگی به دل نمیزنه
شتابان از رود استیکس تا دشت غرق در شراب الیسیوس برو
ای حرومزاده مستِ همهچیز تموم
اگه بهخاطر عصبانیت من نبود الان نیاز نبود براش قبر بکنیم
دست تقدیر رو مقصرش بدون
نه خودت رو
سلینا، باید میاومدم
چه فاجعه غمانگیزی
لطفا، بذار جبران مافات کنم
برو بخواب
بابت اتفاقی که رخ داد متأسفم
میتونیم دوباره شروع کنیم؟
حرفت رو بگو و برو
بدون هیچ التزام و تعهدی با ازت میخوام وکیلم رو ملاقات کنی
بهنظرش شانس زیادی داری تا سهامت توی تیم آبی رو پس بگیری
ادامه بده
فکر کنم سهتا بچه داشتی
فقط اوتو زندهست
...اون دوتا تو بچگی
پس قانون «حق سه فرزند» شاملت میشه
وقتی زنی سهتا بچه داشته باشه
از سرپرستی شوهر در میاد
یعنی چی؟ - هرچی داری مال خودته -
اون سهامها مال تو بودن نه شوهرت
اون ازت دزدیدتشون
و فروششون به کنسول مارسوس غیر قانونی بوده
نمیشه اثباتش کرد
قبلا اثبات شده
فقط باید توی دادگاه مطرح بشه
پروسه گرون ولی شدنیایه
کِی میتونیم با وکلات جلسه بذاریم؟
شرط احمقانهای بستی و باختی
یه شرط رو باختم
یکی دیگه رو بردم
No comments yet. Be the first to leave one.