ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
آنچه گذشت
چه وضعيه؟
تو چه مرگتِ،مرد؟ مواد زدي؟
والدينم به من مواد ميدادن از وقتي که 13 سالم بود
فقط به من گياهام رو برگردون،مرد
امشب برنامه اي داري؟
از من ميخواي باهات بيام بيرون وقتي که دستت لا سينه هامِ؟
اگر بتوني منو بگيري؛ميتوني منو بکني
آره؛من ميرم اسکيتام رو بيارم
من با يه زن تو زمين اسکيت سکس داشتم
تو با من بهم زده بودي
اين واقعيه؟
نه داري خواب ميبيني
حالا محکم بکن
چه گهي شده؟
فکر کنم ير به ير شديم
لطفن برگرد با اندي بخواب
ما پولي نداريم
پول نقد داگ تو يه خيريه مجازي گيره
و تو و اندي گهي نميخورين
ما واقعن بهم زديم؟- آره-
نميدونم شايد اثر گلوله باشه
نميدونم....ديگه من اون آدم قديم نيستم
ميخوام سهم منو بخري بکشم بيرون
من نميتونم به اون راه قبليم ادامه بدم
يه چيزي که منو مشغول نگه داره،مثلن يه ساعاتِ قابلِ انعطاف
من يه پسر کوچولو دارم
اما من بيکارم ميخوام کار کنم
تو واقعن علامت رو نديدي
ببخشيد؟
جايي که تو تير خوردي من انتظار چيزِ جديدي داشتم
منظورم اين که يه چيز خفن مايه تعجب نميدونم تو فکرم بود
يه زخم عنکبوتي يا فرورفتگي
منشي اون مقاله رو دربارت پيدا کرده بود
"تو مجله"اولد ساندويچ
ميدوني؛ما قبل وقت دادن و ملاقات
يه پيش نمايش انجام ميديم
من به کار احتياج دارم آقاي برک
گوش کن ما اعضاء رده بالاي يه شرکت تحقيقاتي هستيم
"خوب ما با "سي اي او"و"سي اف او"و "سي او او
يه وقتي بگير
بي پرده بود خيلي خفن و چقر بود
منظور..من..نميدونم
اشتباه من بود؛متاسفم تسليم
!!!پس حله ديگه
من با "سي اي او"سي اف او"کار ميکنم
من تيم فروش و توزيع و بازاريابي خودم رو ميارم
....من
فقط به من بگو با کي حرف بزنم
منو به سمت راه درست هدايت کن
درختارو تکون بده خودت برو کنار
و سرت تو کار خودت باشه
چه مدتِ اون پشت وايسادي؟
تو هميشه وقتي جلق ميزني صدا درمياري؟
ها ها ها
نميتوني به من حس گناه بدي به خاطر دادنِ به داگ
مال يک هفته پيش بود
وقتي براي تو بود
فکر کن براي من چه شکلي بود
من حامله هستم
خب....من براتون آرزوي بهترين ها رو دارم
من مطمئنم تو و داگ کنار هم بچه خوب
و زندگي خوبي خواهيد داشت
الان من ميخوام برم زير پتو يه درازي بکشم
مال داگ نيست
اندي؟
داري عرق ميکني
به خاطر گردش کم هوا توي راهرو هست
انگار که از اين دريچه هيچي بيرون نمياد
هيچي
نپيچون
خب؛تو خودت بايد بفهمي
من نميخوام چيزي بفهمم
و وقتي ميگم مالِ داگ نيست
اون فقط يه حدسِ،اميدوارم واقعن
اما من....تقريبن مطمئنم که حامله ام
حداقل همچين حسي دارم
تبريک؟
آدم عاشقِ اينِ که بي نظمي رو سروسامون بده
آره،اونها شبيه مولکول هاي هستند که بالا پايين ميپرن
ويا ليز ميخورن در مورد پسرِ من
!!!تکون بخور،قهرمان
شايد يکي آب پاشي کرده؟
اگر فقط همين باشه ممنون
من..من تري هستم
نانسي
بعضي کارا باعث ميشه شهروندا دستگير بشن
ببخشيد؟
دست تو دست دادن؟
تو بايد اونو تو مجله قايم کني-
اونجوري به نظر مياد؟
پسر
نه؛آروم باش
به من ربطي نداره
!!!!نــــــــــــــــــــــه
....اون
فرانک سايز پروستاتتش به شدت بزرگ شده
يارو کنارش،راج،قارچ داره
من نبايد چيزي در اون مورد بگم
اما خب
پرستوفيلو"براي فرانک و"زيکوپريل"براي راج"
خب پس دکتر تري هستي
نه دقيقن
تو بزرگترين دلال مواد تو کل شهر هستي
آره يکي از قانوني هاش
حواست به کيف آبميوه هست؟
ممنون
"جبرواکي" اشاره به داستاني به همين نام
ده ثانيه و 78 صدم ثانيه
سلام سايلاس ميخواي تو هم دودکش درست کني؟
جه مرگتِ؟
ميخواي تو هم چرخه رو امتحان کني؟
ميخواي چرخه رو امتحان کني؟
من دارم 3 هفته دنبالت ميگردم
من تو "فور اسکور"چک شدم- آره،فهميدم-
حالا؛کس مغز،تو گياه هاي منو دزديدي
واون خيلي براي من بد شدِ
اما خبر خوب اين که من برگشتم به داروهام
خب پس ديگه اون اتفاق نميوفته
اونها کجان؟- تو يه کابينت قفل شده تو يه جايي-
...پرستار تو روز 2 بار اونها رو پخش ميکنه
گياهانِ من
اونها تو کمد تو خونه پدر مادرم هستن
اما اونها خوبن يکم براشون نور گذاشتم
تو چندتا منبع نور براشون گذاشتي
بزن بريم
من هنوز به عنوان يه رواني نگه داري ميشم نميتونم جايي برم
باشه
چرا به من نميگي پدر مادرت کجا زندگي ميکنن
ومن خودم تنهايي ميرم پسشون ميگيرم؟- امکان نداره-
پدر مادرم وحشت ميکنن اگر يکي از دوستاي مواديم پيداشون بشه
من به گياهام احتياج دارم
من نميدونم چي بهت يگم
من واقعن متاسفم سايلاس من خودم نبودم
منظور اينکه من خودم بودم
من فقط داروهام رو نخورده بودم
ميخواي بالا رفتن از جايي رو ياد بگيري؟
اوکي،مهم نيست
ريدم به همشون
نود و پنج درصد ملت زير خواب منن
نود و هفت درصد
سوک شد،سوسک شدين
شايد حالِ خودم هم گرفتم من خيلي خوبم
ميخواي اونو(کون)امشب به من نشون بدي؟
من ميتونم چندتا همبرگر بيارم
شايد اون کونِ کوچولوت بتونه منو يه بيروني ببره
همه توجه کنن
خب،من از چندتاي شما انتظار داشتم
بيرون حس ميکردم نتيجه منحي گوسي(نرمال،زنگوله)بشه
من فکر کردم شما تصميم جدي دارين اما با نمراتتون منو نا اميد کردين
شما انقدر احمقين که منو متعجب کردين
نميدونم بدشانسيه
خب،براي اينکه بتونين مبارزتون رو بهتر کنن،ميخوام يه انشاء بنويسين
پانصد کلمه صبح خروس خون
چرا من لياقت پليس شدن رو دارم"؟"
بله؟-
چرا تو لياقت پليس شدن رو داري،مثلِ من؟
"هرچي که تو فکر ميکني بهترينِ"رونچاتا
حالا؛من ديگه نميخوام اينجا باشم
خداحافظ بازنده
مت حسابي زيرآبمون رو ميزنه
واون شب کله فندفي هاي "تجادا"هست
"مرد؛من ميخوام دوست دخترم رو ببرم به "بي دابز
شايد يکم بال تند خورد و يه بالا پاييني کرد برا ما
من انشاءت رو مينويسم
هرکدوم 100 چوق
صد چوق؟
گم شو باتوين
من سعي داشتم کمک کنم...کله فندقي و شير برنج
بسيار خب
!!!آستين!!خوبه
!!!تو بردي !!!دوباره انجامش بده،اتان
اونها همه از من متنفرن چون استيوي خيلي خوبه
اونها از من متنفرن چون کايل خيلي بدِ
واسه اينکه من بهشون نمونه مجاني ميدم
پس اونا بازيش ميدن
اون مثل پدرش ذاتن دانشمند به دنيا اومده
آره،خب؛ما همه استعدادهاي خودمون رو داريم
من قبلن تو کار مواد بودم،البته فروشش
با کي؟-
يه کمپاني کوچيک از رفقام الان ديگه اينجا نيستن
اما...من دوباره دنبالِ اينم که برگردم تو کار
آره؟ خوب انجامش ميدادي؟
شماره يک،سال به سال
به اون دوتا نگاه کن
به اون نگاه کن ميتونن باهم دوست باشن
شايد من قبلن فروش ميکردم
ما يه بخش توزيع رو هدايت ميکرديم
چرا...اونها يه قرار بازي نميذارن؟
مثل اينکه شب بيان خونه هم بخوابن؟
اونها بايد شب پيش هم باشن
اونها بچه گربه نيستن
نميتوني اونها رو تو جعبه بذاري و بگي بازي کن
چرا نه؟خواهش؟کايل نياز به دوست داره
من و همسرم لازم داريم که کايل يه دوست داشته باشه
ما تو اين 3 سال يک شب هم باهم تنها نبوديم
ميدوني دايه و پرستار براي چيه ديگه
اونها حرف ميزنن
اون شبيه يه رازِ،يه کلوپ کوچولو
اولين باري که بري تو ليست سياه به گا رفتي
No comments yet. Be the first to leave one.