The Violent Heart

The Violent Heart

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Violent Heart 2021 1080p WEB-DL DD5 1 H 264-EVO
The Violent Heart 2021 720p WEBRip 800MB x264-GalaxyRG
The Violent Heart 2021 720p WEBRip x264 AAC-[YTS MX]
The Violent Heart 2021 1080p WEB-DL DD2 0 H 264-EVO
The Violent Heart 2021 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
The Violent Heart 2021 1080p WEB-DL DD5 1 H264-FGT
The Violent Heart 2021 720p WEBRip AAC2 0 X 264-EVO
The Violent Heart 2021 HDRip XviD AC3-EVO
കമന്ററി എഴുതിയത് SAHEB2485
🔶 SAHEB | @saheb2485 🔶

ടാഗുകൾ

webrip
web
x264
720p
720
BRip
TS
YTS
x265
HEVC
2CH
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
hdrip
HDRip
XviD
AC3
HD
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2021-04-26
ഡൗൺലോഡുകൾ: 21
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

میشه اینو بدی به من؟

چرا؟ این یه آشغاله.‏

خب، این منو یاد تو می‌اندازه.‏

‏- بس کن ‏- یالا، پاشو دیگه.‏

‏- بابا خونه‌ست ‏- چی؟ به این زودی؟

آره. تو تمام روز خواب بودی.‏

دنیل! دنیل!‏

بابا!‏

بابا!‏

تو دیوونه‌ای!‏

روحت هم خبر نداره،‏ چقدر دلم برات‌تون تنگ شده بود.‏

ما هم دلمون ‌برات تنگ شده بود.‏

دلم واست تنگ شده بود، دختر بچه.‏

منم دلم برات تنگ شده بود، بابا.‏

چرا انقدر ساکتی؟

همیشه مثل بلبل حرف می‌زدی، ها؟

چی شده؟

خسته‌ام.‏

جدی؟ انگار دیگه داریم می‌ریم.‏ خیلی خب، دنیل

حرفی نداری بزنی؟

وندی!‏

وندی!‏

کجایی؟

«سنگ دل»

‏15 سال بعد

« تـرجمـه از صاحب » .:: SAHEB ::.

اینستاگرام و کانال تلگرام @SAHEB2485

‏- چیه؟ ‏- من که چیزی نگفتم.‏

پس بخور.‏

‏- دنیل ‏ -بله، مامان

فکر کردی که می‌خوای به سناتور چی بگی؟

همه می‌گن، این فقط یه مشت تشریفاته.‏

ولی به این معنی نیست که نباید آماده باشی.‏

می‌تونیم واسه مصاحبه تمرین کنیم.‏ من می‌تونم چندتا سوال آماده کنم.‏

نظرت چیه؟

بنظرم مشکلی پیش نمیاد.‏

باشه.‏

مامان، میشه بعد از شام منو با ماشین یه جایی ببری؟

نه عزیزم، امروز کلی کار دارم.‏

می‌خوام به قبر وندی سر بزنم.‏

چرا؟

نمی‌دونم.‏ همینجوری هوس کردم.‏

بنابراین این پروژه باید یک پشتیبان یا نقشه دوم هم داشته باشیم

برای هنگامی که به مشکل بخورد.‏

نرم! بگذار ببینم:‏

ما ورای حیله‌گری تو عهدی دیرینه می‌بندیم:‏

من:‏

هنگامی که در حرکت، گرم و خشک شدی

تلاش‌های خود را سخت‌تر پیش بگیر بلکه سختی خاتمه یابد.‏

و هنگامی که او شرابی درخواست کند من برای او کاسه‌ای...‏

آماده کرده‌ام،‏ تا از آن جرعه جرعه بنوشد

تحت شرایطی که او از زهر تو فرار کرد،‏

ممکن است ما به هدفمان رسیده باشیم.‏

اما صبر کن، کدام صدا؟

نگران نباش، ملکه‌ی عزیز"‏

‏"یکی از..."‏ ببخشید.‏

‏"یکی از پشت به او پا می‌زند...‏

پس به او گفتند:‏ "خواهرت غرق شد، لِیِرتیس"

برد

‏- لعنتی!‏ ‏- کجا بودیم، بردلی؟

ببخشید.‏

"غرق شد؟ کجا؟"

درخت بیدی کنار نهر رشد می‌کند،‏

که برگ‌های سالخورده‌اش در نهر شیشه‌ای نمایان است.‏

آنجا با گلدسته های زیبا...‏

اما انگشتانِ سردِ مردگان ما آنها را خطاب می‌کنند:‏

آنجا، بر شاخه‌های آویزان..."‏

چیه؟ دوباره بردلی؟ ضایفت زمستانی.‏

دوست دخترش ازش جدا شده.‏ یه جورایی ناراحت شدم.‏

رو پیشونی من نوشته که با اون (به جشن) برم؟

ببینم چی گفته.‏

نه اینکه دلم نخواد باهاش به جشن برم،‏

فقط اصلا دوست ندارم به اونجا برم.‏

همه دوستاش میان اونجا فقط سیگار می‌کشن و بازی می‌کنن.‏

و نصف‌شون حتی سمت سالن رقص هم نمی‌رن.‏

‏- خب که چی؟ ‏- ولی باید بهت بگم:‏

تو باید با هم‌سن وسال‌های خودت معاشرت کنی،‏

حتی اگه یه مشت احمق باشن.‏

راستش، بنظرم برو. امسال سال آخره.‏ برو واست خاطره میشه.‏

وای خدا

هی، تو بزرگ شدی،‏ و حق داری هرکاری خواستی بکنی.‏

آره، حق با توئه.‏

من باید بعد مدرسه اینجا بمونم.‏

من منتظرت می‌مونم.‏

تو برو. با یکی از بچه‌های بیسبال برمی‌گردم.‏ جف یا یه نفر دیگه.‏

باشه.‏

بفرما.‏

راستی، ماشین یه تعویض روغن لازم داره.‏

‏- خودت ردیفش می‌کنی؟ ‏- آره

قبول؟

‏- هی، ریک!‏ ‏- بله؟

این سرپنتین رو نگاه کن، داداش.‏

‏- چی؟ ‏- سرپنتین

‏- دیدی؟ ‏- لعنتی

آره

خانوم.‏ ماشین یه مشکل داخلی داره.‏

می‌خواید بیاید بیرون و یه نگاهی بندازید؟

ام... بله.‏

خب، این تسمه سرپنتین‌ـه.‏

جلوی موتور بسته میشه.‏

و کارش اینه که آب رو به...‏

‏- فعلا، ریک ‏- فعلا

سلام، عذر می‌خوام!‏ دنیل کدوم یک از شماست؟

‏- منم ‏- سلام

الان داشتم با یه نفر حرف می‌زدم

و اون گفت ممکنه که تو بخوای بری به بدفیلد دنبال برادرت.‏

یعنی، از دبیرستان بدفیلد.‏

‏- آره ‏- فقط واسه این پرسیدم چون...‏

مجبورم ماشینم رو اینجا بزارم

و باید برم به بدفیلد.‏ می‌دونم این عجیبه ولی...‏

میشه منو تا اونجا برسونی؟

ام... آره حتما. بیا بریم.‏

‏- واقعا؟ ‏- مشکلی نیست

ممنونم.‏ خیلی ممنونم.‏

فقط می‌خوام برم وسایلم رو بیارم، خیلی خب.‏

ممنون که منو می‌رسونی.‏

اوه، مشکلی نیست.‏

خودم داشتم این‌طرفی می‌رفتم، پس...‏

اوه، من این کتاب رو خوندم.‏

بابام برام خریدش.‏

قبلا مجبورم می‌کرد که واسه کتاب یه‌جور گزارش بنویسم تا جزئیات یادم بمونه،‏

مثلا، موضوعش رو می‌نوشتم،‏

می‌نوشتم شخصیت مثبت کیه،‏ شخصیت منفی کیه،‏

‏- و از این‌جور چیزا ‏- صحیح

چون بابام معلم ادبیاته.‏

درواقع معلم ادبیات منه،‏

خیلی هم عجیب نیست،‏ البته ممکنه بقیه فکر کنن عجیبه چون،‏

‏"وای، چرا باید بخوای بابات معلمت باشه؟"‏

ولی اتفاقاً اون به من از بقیه سخت‌تر می‌گیره.‏

و این که همیشه منو به سمت بهتر شدن سوق می‌ده چون...‏

‏ - ببخشید. من خیلی حرف می‌زنم ‏- نه، اشکال نداره

راحت باش اگه می‌خوای وسط حرفم بپری یا...‏

‏- کاملا حرفم رو قطع کنی ‏- نه، چون تو داشتی...‏

‏ - فقط داشتی یه خاطره تعریف می‌کردی ‏- نه، نه

من عادت دارم وقتی که معذب هستم خیلی حرف بزنم، پس...‏

بنظر که معذب نمیای.‏

باور کن، هستم.‏

نه بیخیال،‏ تو برمی‌گردی و به وسایلم دست می‌زنی

بنظر من که مشکلی نداری.‏

فهمیدم، دست زدن به کتاب ممنوع.‏

نه، اگه خواستی می‌تونی بهش دست بزنی

‏- اون کتابِ خوبیه ‏- نه، اشکال نداره در سکوت اینجا بشینیم

و به باد گوش کنیم.‏

می‌دونی، من...‏ من از سکوت متنفرم.‏

راستش تنها کسی که می‌تونم ساکت کنارش بشینم، بابامه.‏

حتی اون موقع هم همش دلم می‌خواد یه چیزی بگم.‏

چیه؟

تو خیلی راجع به بابات حرف می‌زنی.‏

خیلی زیاد.‏

نه، نمی‌زنم.‏

واقعا؟

وای خدا،‏ آره، آره.‏

ولی، این اشکالی نداره.‏ حرف زدن راجع به بابات.‏

‏- من عاشق باباتم. اشکالی نداره ‏- وای خدا!‏

نابودم کردی!‏

خب، حالا تو یه چیزی بگو

‏- تا مساوی بشیم ‏- من؟

‏- می‌خوای من چیکار کنم؟ ‏- داستان خسته‌کننده‌ات رو بهم بگو.‏

‏- یالا، باید یکی داشته باشی ‏- خسته‌کننده؟

خسته کننده...‏ یه چیز ناخوب.‏

نه من...‏

من تمام زندگیم در رفاح بودم پس...‏ از این داستان‌ها ندارم.‏

نه بابا!‏

تمام زندگی‌ت در رفاح بودی.‏

محض اطلاع گفتم.‏

‏- تو خیلی...‏ ‏- سرسختم.‏

‏- مثل بابابزرگم هستی ‏- شروع شد

‏- الان شروع کردیم به مزخرف گفتن ‏- کارای مردونه انجام می‌دی.‏

‏- "هی..."‏ ‏- همیشه

‏- "می‌خوای موتورت رو تعمیر کنم؟"‏ ‏- حق با توئه

"از پسش برمیام"

‏- من واقعا اینجوری‌ام؟ ‏- آره

تو باطن منو می‌بینی.‏ ولی حدس بزن چی شده؟

منم باطن تو رو می‌بینم.‏

حرف حساب جواب نداره.‏

آخ! چه گوهی می‌خوری؟

عوضی.‏

خیلی خوشگله.‏

خب، ممنون که منو رسوندی.‏

فردا می‌بینمت.‏

راستش نه،‏ فردا دارم میرم نشویل.‏

اوه!‏ اونجا...‏ اونجا چیکار داری؟

یه جلسه مربوط به سربازی.‏

می‌خوای عضو ارتش بشی؟

تفنگدار نیروی دریایی.‏

اوه، ببخشید، سلام!‏

‏- من کسی هستم ‏- سلام

از دیدنت خوشحال شدم.‏

چه مرگت شده؟ این آرون‌ـه. عذر می‌خوام.‏

همیشه از این اسم خوشم می‌اومد.‏

‏- انتخاب اون بود ‏- نه بابا، واقعا؟

آره. بابام بهش یه کتاب داد و اون اولین اسمی که دید رو انتخاب کرد.‏

‏- اولی، ها؟ ‏- آره دیگه.‏

‏- خب از دیدن شماها خیلی خوشحال شدم.‏ ‏- همچنین

خداحافظ.‏

‏- خفه شو، آرون ‏- چیه؟

‏- من که چیزی نگفتم ‏- آره، باشه

من فقط دارم بهت نگاه می‌کنم.‏

همیشه اینجوری به من نگاه می‌کنی؟

سلام؟

The Violent Heart subtitles in other languages

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left