ആദ്യത്തെ 196 വരികൾ.
.موجودات تاریک
.اونا اینجان
.روبی" منو کشته"
.با خنجر منو کشت
.یکی دیگه توی بدنشه
.بخاطر همین "کلی" نتونست از شکاف رد شه
.روحش هیچ بدنی نداره که بهش برگرده
.یکم عجیبه "کلی" باهام همچین کاری کنه
پابلو" من دارم میرم مغازه ابزارآلات" .تا شکاف رو آماده کنم
.کلی" پیش منه، همینطور کتاب مردگان"
.روبی" مرده"
.ما این برنامه رو با یک اطلاعیه مهم متوقف میکنیم
...به علت آشوب شدیدی که برپا شده
.فرماندار میشیگان اعلام حکومت نظامی کرده
.موجودات تاریک کتاب مردگان رو برداشتن
!فرار کن
!فرار کنید، برید
!فرار کنید
!لعنتی
بابا؟
."برندی"
به عنوان پدرت
همیشه بهت خواهم گفت .که برای چیزی که بهش اعتقاد داری مقاومت کن
...اما تو این وضعیت
!فرار کن
.پابلو"، کمکم کن جسد "کلی" رو بلند کنم"
!اوه خدای من! خدای من - !اون خنجر رو بردار -
.برداشتم
!یکی یکی شما رو میکشیم
!برندی"، جا خالی بده"
!از این طرف! از در پشتی
.اون خنجرو بده بهم
.زود باش
!تا صبح باید بمیرید
!تا صبح باید بمیرید
.تا حالا انقدر باعث افتخارم نبودی
!زود باشید! همین حالا
!اوه، آره. خیلهخب
این چیه؟
.اون "کاندار"ـه، همون ویرانگر
.اومده جرات انسانها رو تست کنه
اش"؟"
.ما محکوم به فناییم
."همینه "اش
:تمام چیزهایی که پیشگویی شده
.کتاب مردگان، سرنوشت تو
.همهش به همین لحظه برمیگرده
."این آخرین امتحانه "حفه
.اون راست میگه
.اش" قاتل شیطانه"
.پس برو
.برو اون شیطان رو بکش
...آره من شیطانها رو میکشم، اما اون
.اون موجود... مزخرفه مرد
.امکان نداره. این کارو نمیکنم
...اگه اومده اینجا امتحانت کنه، پس
...پس تو باید بری اونجا
.و باهاش مبارزه کنی - .ولش کن -
!دستت رو بکش! برو اونجا
!نه! ولش کن
!"لعنت بهت "اش ویلیامز
.تو قهرمان نیستی. یه ترسویی
.همهمون رو به کشتن میدی
.خب، من نمیذارم این اتفاق بیفته
.هی، اون اینجاست
.هی، "اش ویلیامز" همونیه که میخوای
.رفیق، این فکر خوبی نیست - .اون همینجاست -
!بریم
!من درست پشتتم
.:. ترجمـــــه و زیـــرنـــویـس .:. © Elka © فرشــــاد © Rain Angel © پری ســــا
.این نمیتونه واقعی باشه
!این اتفاق نمیتونه بیفته
.اوه، واقعیه
.خیلهخب
.این یکم از همیشه بدتره
یکم بدتر؟
بابا، چیکار باید بکنیم؟
چجوری باید با اون موجود مبارزه کنیم؟
.شاید بذاره بره
.بچهها، اینو ببینید
...آکلند"، پاریس و برلین"
.اتفاقات مشابهی رو دارن به نیویورک گزارش میدن
.ارتش در حال اعزام به کشورهای مورد حمله است
.بریم تا با "گوردون دلی" در نیویورک صحبت کنیم
چی شده؟
چی دیدی؟
...یه چاله بزرگ روی زمین باز شد، یه موجودی
.یه هیولا ازش بیرون اومد و شروع کرد به همه حمله کردن
.اوه خدای من
..."حفه"
.جهانی شده
جهانی؟
.اوه عالی شد
.من انسانیت رو محکوم کردم
آره خب، میدونین چیه؟
.نه اینکه بهشون نگفته باشم
پابلو" چند بار شنیدی اینو بگم، ها؟"
چرا من؟
.من کی هستم؟ هیچکس
.هیچکس! یکی از "الکگرو"، میشیگان
اصلا اینجا کدوم گوریه؟
!وسط ناکجاآباده. همونجاست
.میدونین چیه؟ یه خبری براتون دارم
!من اینو نخواستم
فکر میکنی این وضعیت تخمی رو میخوام؟
اینکه 24 ساعته توی خون غرق باشم؟
کدوم خری همچین چیزی میخواد؟
!ناجی عنه؟
.من شکست خوردم
.اینو نگو
.حفه" ما هنوز هستیم" - .آره -
.ما جسد "کلی" رو داریم
.باید نجاتش بدیم - آره که چی؟ -
که بتونه با ما بمیره؟
که بتونه با بقیه نژاد انسانی دوباره بمیره؟
!بسه دیگه
...من در مورد این شیطان پلید خیلی نمیدونم
.و نمیدونم چرا اصلا تو رو انتخاب کرده
.اما کرده
...تو نجات دهنده بشریت هستی
پس پاشو رو پاهات وایسا .و اونی باش که باید باشی
...توی این مدت کوتاهی که تو رو شناختم
.چیزهایی دیدم که فکر میکردم وجود ندارن
.دیدم کارهایی کردی که فکر میکردم امکان نداره
،تو بهم یاد دادی بهت اعتماد کنم .بهم یاد دادی باورت داشته باشم
.و این کارو کردم
.خواهش میکنم الان منو ناامید نکن
.بخدا راست میگی
.اوه پسر
.دستمو بگیرید
.سی ساله که دارم دهن شیطان رو صاف میکنم
کی اهمیت میده "کاندار" 6 متره یا 600 متر؟
"میخوام به دنیا نشون بده یه "ویلیامز .چکاری میتونه انجام بده
.اول یه چیزی
واقعا الان وقت مناسبیه که ماری جوانا بکشی؟
.نمیخوام توی هوشیاری با اون موجود بجنگم
.نه
.ما مواد کاری نداشته باش - ...اما تو -
.تو قرار نیست عادتهای بد پدرت رو الگو قرار بدی
متوجهی؟
.بله بابا - .خیلهخب، بزن بریم -
.یکم آب، غذا، وسایل بردار
کجا میریم؟ - .تو از شهر خارج میشی -
.نه من الان جایی نمیرم
.نمیتونی اینجا بمونی
.شیطان خیلی راحت روی من احاطه داره
.نمیتونم تو رو در خطر بندازم
.نه، میتونم از پس خودم بر بیام
!نه - !چرا نه؟ -
!چون نمیتونم دوباره ببینم مردی
...ببین، میدونم که همدیگه رو کامل نمیشناسیم
.اما تو دخترمی
.بخشی از منی
.آره، تو تنها کسی هستی که برام مونده
...اگه قرار باشه بمیریم - .دوباره -
.دوباره... دلم میخواد با هم بمیریم
.منم یه "ویلیامز" هستم
.ما یه خانوادهایم
.باشه
هی، "پابلو"، بیا برگردیم به اون شکاف ...تا روح "کلی" رو نجات بدیم
.چون راستش دیگه نمیتونم این بو رو تحمل کنم
اما چطوری؟
.شیطان توی کل "الکگرو" داره میپلکه
...راهی نیست که تو و "برندی" بتونید
.به ابزار فروشی برسید - چی؟ اونوقت تو میتونی؟ -
.یه چیزی درمورد تواناییهای "بروهو" وجود داره
.شیطان منو یکی از خودشون میدونه
.پس تو مثل "کین" هستی
.منم به همین فکر میکردم
کین"؟"
.کین". کشتی کج. اون یه کشتیگیره"
.50درصد خوبه، 50 درصد بد
.زود باش "برندی"، آماده شو
.پابلو" نمیتونی تنها این کارو کنی"
میدونم چجوری با "برندی" برم اونجا .که کسی ما رو نبینه
.باشه، اینجا به خط اصلی شهر متصل میشه
.که درست به زیرزمین ابزارفروشی منتهی میشه
!بدون اینکه دیده شید
.همیشه یه قدم از شیطان جلوتری
."اونا جتهای ارتشن "حفه
.خیلهخب، خیلی طول نمیکشه .اونجا میبینیمت
آمادهای؟ - .آره. بریم شروع کنیم -
اینجا کجاست؟
...خب بیشتر آب الکگرو
.توی این معدن متروکه تخلیه میشه
.از این طرف
!یا خدا
.دارن قویترش میکنن
...سه روز پیش بزرگترین نگرانی من
.این بود که از "الکگرو" برم
..."الان زیرشم، با "اش بُرنده
که مشخص شد پدرمه
.و داریم با پایان انسانیت مواجه میشیم
.آره. هضم این همه مزخرفات خیلی سخته دخترم
.من هر روز بهشون برمیخورم
.واقعا متاسفم
No comments yet. Be the first to leave one.