Empfänger unbekannt

Empfänger unbekannt

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Addressee Unknown 1983 Telegram cinema141
കമന്ററി എഴുതിയത് 141
کانال تلگرامي https://t.me/Cinema141

ടാഗുകൾ

other
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2018-04-21
ഡൗൺലോഡുകൾ: 34
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

شایلاک : اگه مارو با چاقو بزنی ، دچار خون ریزی میشیم ؟

گیرنده ناشناس

فرانسه برای فرانسوی

، هنگام سفر به فرانسه ، درحالیکه از پنجره قطار بیرون را نگاه میکردم

، متوجه چیزی شدم و این شجاعت را به من داد . که بیگانه هراسی را درآنان دنبال کنم

سهراب شهید ثالث

به آلمانی علاقه داری ؟

. نمیدونم

. همیشه دیر به دیر میرم کشورم

از چه چیزیه اینجا خوشت میاد ؟

، این لحظه-ی کوچیک آزادی

. و اینکه اینجا فقیر نداره

. اینجا هم داره - . ولی نه اونجوری که در کشور منه -

چند وقت اینجا می مونی ؟

. یه مدت

، در جلوی ما ، میدان " پوتسدام " قرار داره . که چیزی از عظمت سابقش باقی نمونده

، یک روزگاری ، هتل های بزرگی اینجا بود ، و همینطور متروها و قطارها

، و همینطور اولین چراغ راهنمایی

، جلوی شما ، کل دیوار " برلین " قرار داره

، و این ، بخشهایی از " برلین " مرکزی قدیمی بوده

، همچنان افسرده بنظر میرسه ، هیچکس خبر نداره چطور این دیوار رو اینجا بنا کردن

، الان فقط حاشیه-ی " برلین " غربیه ، که کلاً برای برنامه ریزی شهری جالب نیست

، شما در عرض 20 دقیقه میتونین سراسرش رو ببینین

، اگر کمی پیاده روی کنین ، میتونین کارت پستال و یادگاری بخرین

، که شاید خاطره ای از " برلین " را ، برای شما زنده کنه

، وقتی دیوار " برلین " داشت ساخته میشد ، من و شوهرم با هم آشنا شدیم

. من 18 سالم بود

، وقتی اومدم اینجا ، هنوز دیوار سرجاش بود . منو یاد دوران جنگ مینداخت

. مث دفترچه خاطرات

. شانس نبود

، اینروزها از سراسر دنیا گردشگر میاد

. که میذاره جلوش وایسن و عکس بگیرن

بیگانه ها بیرون

. این مردم احتمالاً تجربه-ی جنگ ندارن

. یا فراموش کردن

چند سال داری ؟

. 38

. پس تو هم تجربه-ی جنگ نداری

شوهرت میدونه پیش منی ؟

. با یه خارجی

کجا میشینه ؟

. توی یه شهر کوچیک

. یه شهر قشنگ

، قشنگ

. و سخت

، من و شوهرم مدتها پول جمع کردیم . تا خونه بسازیم

. ما با هم زندگی نکردیم

. همه چی متوقف شد

، ما همدیگه رو تحسین میکردیم

. مثل هم بودیم

. درسته

میدونی خونه به چی میگن ؟

. چیزی شبیه به وطن

. اونجا هیچوقت خونه-ی من نبود - چرا ؟ -

، هر روز که بلند میشدم

، بچه ها رو میفرستادم مدرسه

، از اثاثیه-ی زندگی بیزار بودم

، چیزهای قدیمی و تمام چیزهای مُرده

، وحشت داشتم

. من میتونستم بخشی از لوازم خونه باشم

. نه ، اونجا هیچوقت خونه-ی من نشد

. من خیلی دور از واقعیت زندگی میکردم

، از زندگی-یی که

، من مادر 2 تا بچه بودم

. دنیا منو فراموش کرده بود

. هیچوقت نمیدونستم مردم چشون شده

میدونی معنیه واقعیت چیه ؟

. آره

. همه درموردش حرف میزنن

. یک کلمه

، مدتها دستکاری شد تا اینکه بصورت یک کلمه موند

. بنظر من واقعیت ، رابطه ای با احساس داره

. احساسات مُرده ، واقعیت رو از بین میبره

. تو کشور من که اینجوری میگن

تو چه احساسی به من داری ؟

. احساس زندگی

. آدم واقعی

، میدونم که اینجایی

. و میتونیم با هم حرف بزنیم

، به زبان تو

. ولی من فقط نیاز دارم که حس کنم

. همین

. صبر کن

این کیه ؟

. مادرت

. اون 18 سالش بود

. اونموقعی که با هم آشنا شدیم

این تویی ؟ - . آره -

. اونموقع عینک نمی زدی

... نه

. مامان همیشه موی بلند داشت - . آره -

خودتی ؟ - . آره -

مامان کجاست ؟

. همینجا

چی میگه ؟ داد میزنه ؟

. حالا باید برید بخوابید ، دیر وقته

نوشته بودی که من تورا ترک کردم

من دنبال ماجراجویی بودم

و فراموش کردم که مادر دو بچه هستم که به من نیاز دارند

فکر میکنی من این را نمی فهمم ؟

فکر کردی من بچه-هایم را از روی هوس فراموش کردم ؟

من هرشب خوابشان را میبینم

با عرق بلند میشوم و میروم طبقه بالا دنبال آنها

و آنها پیش تو هستند

ولی این درست بود که برای من

نامه تهدید آمیز بنویسی ؟

چون من دیگر نمیتوانم با تو باشم

این کیه ؟

. شوهرم

از کِی بوده ؟

. ماه می 1968

، بدشانسی

هردو تحصیل کردین ؟

. آره من مدرک دانشگاهی دارم

اون چی ؟

. مدیریت تجاری

. من هنوز اینو درک نمیکنم

. نمیدونم

برات کم گذاشتم ؟

سوء تفاهمی در روابطمون ایجاد کردم ؟

. بچه ها همش میپرسن تو کِی برمیگردی

. همیشه باید یه چیزی سر هم میکردم

. مادرتون مریضه

... نه

برات کم گذاشتم ؟

سوء تفاهمی در روابطمون ایجاد کردم ؟

. بچه ها همش میپرسن تو کِی برمیگردی

. همیشه باید یه چیزی سر هم کنم

. باید یه جوابی درست کنم

، خودت میدونی که بچه ها بخوان یه چیزی رو بفهمم . چقدر اصرار میکنن

. من فقط میگفتم بزودی میای خونه

، من هنوز اینو درک نمیکنم

. نمیدونم

برات کم گذاشتم ؟

سوء تفاهمی در روابطمون ایجاد کردم ؟

. بچه ها همش میپرسن تو کِی برمیگردی

. همیشه باید یه چیزی سر هم کنم

. باید یه جوابی درست کنم

، خودت میدونی که بچه ها بخوان یه چیزی رو بفهمم . چقدر اصرار میکنن

من فقط میگویم بزودی می آیی خانه

، من همش خواب ایستگاه راه آهن رو می بینم

، خواب می بینم به راه دوری میرم

، میرسم به وطنم

، وقتی اونجا از قطار پیاده میشم

." برلینم "

واقعاً میخوای بری ؟ - . آره -

چرا ؟

. چون یه چیزی تو سرم منو به وحشت میندازه

چی ؟

یهودی ها بیرون

. شب بخیر

. شب بخیر - . شب بخیر -

. قبلاً بشما دقت نکرده بودم

با یه بازی چطورین ؟

. عالیه

. دوست دارم

. خیلی وقت بود اینجوری سورپرایز نشده بودم

، ولی تماشاچیا

. واکنش اونا خیلی زشته

. همیشه اشتباه

چرا ناراحت میشید ؟ . اینا فقط تأئید میکنن

، چه اپرا باشه چه تئاتر

. همیشه عکس العمل اشتباه نشون میدن

حال همسرتون چطوره ؟ با هم اومدین ؟

. نه

. بخاطر بچه ها نتونست بیاد

، میدونید

. آره ، حیف شد

. دوتا نمایش ، پنجشنبه و شونزدهم داریم

. شاید بتونه شونزدهم بیاد

. اخیراً همسرم خیلی حال خوبی نداره

، خُب داریم بهش فکر میکنیم . چند هفته ای درمان بشه

. مرسی

. مربوط به آب و هوا میشه دوست من

. همسرتون استثناء نیست ، همیشه بدتر میشه

، امروز بارندگی ، فردا باد میاد

. با این سرما که زمستون هنوز شروع نشده

سرما خوردی ؟

، مسئله-ی عجیبی که آلمان داره اینه که

. مردم موقع قدم زدن ، همدیگه رو هل میدن

. اون رادیو خیلی ارزونه و اون فرش خیلی گرون

. و اون ناقوس کلیسا هر روز زنگ میزنه

، اولش فکر میکردم در آلمان مردم سگ ها رو . به بچه ها ترجیح میدن

. چون خیلی ها سگ توی بغل خودشون دارن

. در آلمان ، سگ ها و گربه ها ، پادشاهی میکنن

، در آلمان ، آدمایی که خیلی پول دارن

. با افسردگی راه میرن

. باید غصه-هاشون رو به کسایی بدن که پول ندارن

. المانی ها مثل قطار ، خوش قول هستن

. چون فقط یک وسیله رو قبول دارن

، چون از مسیر انحرافی نمیرن . سر راهشون گل یا علف نمی چینن

. همیشه مستقیم رانندگی میکنن

، همیشه مثل قطار بموقع میرسن

. هیچوقت از چیزی بی اطلاع نیستن

. با بهترین آرزوها ، تبریک ، ممنون

ببخشید ، نظافت کنم ؟

. نظافت نه ، بعداً

. اون عجله داره

، حتماً میخواد بره خونه . پول درآوُردن خوبه ، کار کردن وحشتناکه

. سوپ گوشت با سیر آماده-س

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left