ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
« فیلموژن؛ اکسیژن فیلم و سریال شما »
...هی
...اینجا خطرناکـه
...پرواز کن و برو
یه جای...خیلی دور...
!فالکو
ها؟ برادرم اینجا چیکار میکنه؟
!خوبـه
!هنوز داری حرف میزنی
!کُلت
!وقت فراره! محکم بگیر
!فالکو
کُلت؟ گزارش وضعیت بده
یه برخورد مستقیم بود
واحد الدیاییای که جلوی جبهه بود منفجر شد
و خندق؟
!امیدی نیست! بیشتر نمیتونیم حفر کنیم
نمیتونیم؟ تو داری تصمیم میگیری؟ یه الدیایی که دستور میده؟
مراقب باش چطوری با فرمانده مگت !صحبت میکنی، احمق
...ولی...با این سرعت
فالکو، مست کردی؟
حتماً سرش بد ضربه خورده
این جنگی که چهار سالـه داخلشیم رو یادتـه؟
شماها...کی هستید؟
صبر کن...ها؟
الان با یه شمشیر پرواز نمیکردم؟
!همینطوری میپریدم میرفتم ...و یه سری غول بودن که من
گمونم باید همه چی رو از اول توضیح بدم
خوب گوش کن، فالکو
این نبرد نقطهی اوج جنگیـه که چهار سالـه در جریانـه
...اگه بتونیم فورت سالوا رو از بین ببریم
خب، اصولاً، اگه بتونیم ناوگان نیروهای متحد ...شرق میانه رو توی بندرش غرق کنیم
پیروزی برای مارلی به ارمغان میاد و... جنگ تموم میشه
ولی اگه فورت سالوا که توی ،موقعیت بالاتر قرار داره رو نگیریم
امیدی به حمله به بندر نیست
چرا ناوگان مارلی نمیتونه همین کار رو بکنه؟
!جدی، زوفیا؟ !تو به ناوگان امید داری؟
برای اون احمقها چهارسال طول کشید تا !کنترل دریاها رو به دست بگیرن
و به چه قیمتی؟! واسه این کار !نصف کشتیهای لعنتیشون رو از دست دادن
حالا بهمون میگن که انقدر ترسوئن که !تا ما اون قلعه رو نگیریم، حمله نمیکنن؟
!ریدم تو همشون! خیلی عوضیان
اودو، اینطوری کلهی فالکو رو میکَنی
!ای وای! ببخشید
خب، جریان چیه؟ چرا ما جنگجویانِ داوطلب رو فرستادن خطوط مقدم؟
مشخصاً تا ما رو قضاوت کنن
تا تصمیم بگیرن که کدوممون تبدیل به جنگجوی بعدی میشه
وقتش داره سر میرسه
فرمانده مگت تصمیم گرفته که خطوط مقدم، آزمایش نهایی ماست
اون میدونه که چی در پیشـه
نقشهی فتح پارادایس ...نیاز به یه بازیکن اصلی داره
!وارث غول زرهی
...غول زرهی
...کنجکاوم بدونم کدوممون انتخاب میشیم
خدایی، گبی؟ انگار میخوای بگی که هیچکدوممون به گَردِ پات هم نمیرسیم
چون نمیرسید، درستـه؟
خب، گبی از ما بهتره
تا وقتی بحث نمره مطرح باشه
.نه. چیزای مهمتری از نمره هست، اودو چند بار بهتون بگم؟
فرق بین ما اینه که من آمادهام
...برای به دوش کشیدن بار سرنوشت ما الدیاییها
و قتلعام اهالی اون جزیرهی شیاطین که !کاری جز عذاب دادن ما نکردن
من توی این نبرد پیروز میشم و
ثابت میکنم که الدیاییهای باقی مونده !توی این دنیا، الدیاییهای خوب هستن
من تا همه رو از منطقهی نگهداری !آزاد نکردم، شکست رو قبول نمیکنم
آم، دقیقاً داری چیکار میکنی؟
باحالـه، نه؟
!جواب نمیده، فرمانده مگت
،قبل اینکه راهآهن رو نابود کنیم مسلسل هممونو میکُشه
اونا توی متر به متر خندقها سرباز دارن
بعلاوه، هر وقت بخوان میتونن از قلعه ما رو بمباران کنن
،اگه خیلی اینجا بمونیم !ما رو گلوله بارون میکنن
فکر بهتری داری، کُلت؟
باید غول آرواره و غول بارکش رو آزاد کنیم
گلیارد و پیک کار رو تموم میکنن
توی یه چشم به هم زدن خندقها و پناهگاهها رو نابود میکنن
نه
اگه بد موقع دستمون رو رو کنیم، شکست میخوریم
فرمانده مگت، اون پیداش شد
اون که میگید چیه؟
اون. یه قطار زرهی
در مجموع چهارتا توپِ بزرگ داره
...اونا سلاحهای جدید نیروهای متحد هستن توپهای ضدِ غول
اگه یکی از اون تیرهای 150 میلیمتری به یه غول بخوره، با همون شلیک اول میمیره
حتی یکی از نُه غول
.ولی هر دو غول ما خیلی سریعن ...احتمال اینکه پشت گردنشون رو بزنن
و اگه بزنن چی؟
...یه غول و یه جنگجو رو از دست میدیم
بدون تضمینی برای اینکه... قدرتهاشون رو پس میگیریم
درستـه. مثل نقشهی نُه سال پیشمون برای پس گرفتنِ غول بنیانگذار که
باعث شد غول عظیم الجثه و غول مؤنث رو از دست بدیم
حملهای که ضربهای به قدرت نظامی مارلی تلقی میشد، جرقهی این جنگ رو زد و
باعث شد عملیات جزیرهی پارادایس عقب بیفته
چیه که میهنمون مارلی رو انقدر باشکوه میکنه؟
قدرت غولها
درستـه. اگه همینطوری اونا رو از دست بدیم، کشورمون دووم نمیاره
قدرت غولها مطلق و خالصـه و همیشه باید همینطوری بمونه
!واحد الدیایی رو برای حمله آماده کنید
!بله، قربان
...فرمانده مگت! ولی این
مشکل چیه، الدیایی؟
مگه شما جنگجویانی نیستید که سوگند وفاداری به مارلی خوردید؟
...این فرصتی برای 800 الدیاییای که اینجا هستنـه
تا عزتمندانه به میهن ما خدمت کنن...
...تمام موجودات شیرهی لذت را از طبیعت
!همه بلند شید! برای حمله آماده شید
!یالا! پاشو
!الدیاییها
مأموریت شما حمله و نابودسازیِ !راهآهنِ دشمنـه
جوخهی انتحاری به سمت پناهگاهها میدوئه و !مسلسلها رو از کار میندازه
گوش کنید! بذارید کارهاتون شرمِ زادهی !شیطان بودنتون رو از بین ببره
این فرصت شماست برای اینکه مورد احترام !میهن باشکوهِ ما یعنی مارلی قرار بگیرید
!شایستگی خودتون رو اثبات کنید
!بله، قربان
شما جنگجویان داوطلب باید آماده باشید
واحد الدیاییِ 800 قدرتمند، باید به هر قیمتی که شده، راهآهن رو نابود کنه
تا وقتی اون قطار زرهی ،دور قلعه گشت میزنه
غول هیولا و غول زرهی نمیتونن کاری که برای انجامش اومدن رو بکنن
...ولی
کُلت. به عنوان جانشین برگزیدهی غول هیولا
هر چه سریعتر معنیِ رهبری کردن رو یاد بگیر
عالیـه. میتونیم قطار رو هم نابود کنیم
لطفاً بگذارید من یه امتحانی بکنم
ها؟ - !نگاه -
اگه بهم اجازه بدید، میتونم !تنهایی قطار زرهی رو نابود کنم
!هی، گَبی
فکر میکنی دولت مارلی چقدر تو این سالها خرج آموزش شما کرده؟ به هیچ وجه
درسته... من در مقایسه با فالکو و دیگران استثنایی هستم
ممکنه دیگه جنگجویی به مستعدیِ من وجود نداشته باشه
یا به این بانمکی
ولی اگه موفق بشم، دیگه !کُل واحد 800 الدیایی رو از دست نمیدیم
و اگه شکست بخوری؟
فقط یه جنگجوی داوطلبِ آیندهدار و هفتتا نارنجک رو از دست میدید
اگر فکر میکنید که من از 800 سرباز الدیایی با ارزشترم، درکتون میکنم
شما منو انقدر دوست دارید که ترجیح میدید ...جون 800 سرباز رو برای من به خطر بندازید
باشه
برو
...گَبی، نرو
قسم میخورم که ثابت کنم !ارزش اینو دارم که وارث قدرت غول زرهی باشم
چیکار داری میکنی؟
...برای اینکه موفق بشم
لطفاً اجازه بدید که بازوبندم رو در بیارم...
بسیار خب
هی، یه نفر داره اینوری میاد
.یه زنـه. در واقع یه دختره .فکر کنم داره تسلیم میشه
نه، صبر کن. شاید الدیایی باشه
.به نظر میرسه یه مشکلی داره .داره پاشو رو زمین میکشه
اگه الدیایی باشه چی؟ قبل اینکه به غول تبدیل بشه بزنـش
،گور پدرش. اگه میخوای بزنیش !حودت بزنش
لعنتی
چی شد...؟
...صبر کن
!منتظر باش
!وایسا
تکون نمیخوره
!به درک. بزنش
!الان نوبتِ منه
!واقعاً موفق شد
!گلیارد! عجله کن
!لعنت بهتون! مارلیاییهای بزدل
...بخاطر همینه که شما حرومزادهها
!همه مستحقِ مرگ هستید...
!گَبی
!فالکو، نرو
گلیارد! ها؟
قطار زرهی از کار افتاده
حالا ما حملهی هوایی رو آغاز میکنیم
یادتون باشه طبق نقشه پیش برید
...زیک نیزهی ما خواهد بود و راینر سپر ماست
!لعنتی، درد میکنه
!چرا یه مارلیایی مثل من باید تیر بخوره؟
داری چیکار میکنی، فالکو؟ - شما الدیاییها باید پیش مرگ باشید -
نمیتونی حدس بزنی؟ - شما الدیاییها باید پیش مرگ باشید -
در شرایطی نیست که بتونه باهامون بجنگه
اودو، یه شریانبند بهم بده
بفرما - بچههای احمق -
گور پدر دشمن
این مثلاً نقطهی قوتتـه؟
واقعاً فکر میکنی پیروی از قوانین جنگ میتونه قدرت غول زرهی رو نصیبت کنه؟
قرار نیست کمکی بکنه، میدونی
چقدرم که برام مهمـه
عجیب غریب
داره یه چیزی میگه
ترجمه کن، اودو. بهش بگو که ...خونریزیش رو بند آوردم و حالش خوب میشـ
«بهم دست نزن»
«آلوده میشم»
«بچهی شیطان» اینو میگه
!عقب نشینی
!عجله کنید
!از قلعه دور بشید
!گیرش نیفتید
شروع شد
!اوهوم
!نه! وایسا
...شیاطین واقعی
اجداد مارلیاییِ ما هم به همین شکل خورده شدن
توسط شما الدیاییها
!آتش
بمباران غولی خوب پیش رفت
،ولی بهخاطر ارتفاع زیاد تقریباً نصفشون در اثر ضربه هلاک شدن
تعداد زیادی از توپهای ضد غول هنوز آماده و فعالن
No comments yet. Be the first to leave one.