ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
.:: ارائه شده توسط وبسایتِ ::. ..::.. 30NAMA.best ..::..
چه .. چه خبر شده؟
نه، نه، نه
بالاخره بیدار شدی. می تونیم شروع کنیم
می خوای چیکار کنی؟
جایزه م رو طلب کنم
تمام شکارچیان، جنگجویان
حالا قدرت اونا متعلق به منه
همونطور که قدرت تو بزودی متعلق به من میشه
نه، من گلفینگ رو زنده می خوام
باید ببرمش پیش امپراتور
من جایزه م رو خواهم گرفت
! زبون گلفینگ مال منه
! نه
! نه
بعد اینکه اونو برش گردوندم تو قلعه، باشه؟
بعد اینکه امپراتور پیروزی منو دید
بعد اینکه ژنرال تحقیر شد
بعد اینکه من جایگاهمو پس گرفتم
جایزه ی من
! رقت انگیزه تو دنبال شکر یه صندلی هستی
نه. من قدرت شکار می کنم
تو غنیمت خودتو داری، منم مال خودم، باشه؟
من به شکارت احترام میذارم
... غنیمتت رو بردار
منم غنیمت خودم رو برمیدارم...
... ولی اگه منو انکار کنی
! بله، بله
تا شکار تموم نشده، شکارچی متوقف نمیشه
کجاست؟
اینجا؟
یا اینجا؟
! بهم نزدیک نشو، تنهام بزار
! میرا، نه - ! ایناهاش -
! نه، نه
بله
خوبه - ! نه -
! پسش بده، پسش بده
! پسش بده
! نه، میرا
! نه
! نه
! نه، نه
خوشمزه
! خوشمزه - ! نه، نه -
... و حالا
ما اونو برش میگردونیم به ثرا
! میرا
مراقب باش، آل-مادرا. همه جا مدفوع لنداسترایدر ریخته
ممنون پالادین
دیشب کل گروه لنداسترایدر گم شدند
اولش فکر کردیم یه گلفینگ احمق در آغل رو باز گذاشته
ولی بعدش فهمیدیم حصارا از داخل شکسته شدن
لنداسترایدرها دیوونه شدند؟
تا حالا چنین چیزی ندیده بودم
تو گروه چند نفرند؟ - تقریبا 80 تا -
فقط اینو پیدا کردیم. بقیه همه فرار کردن
منم اول همین فکرو می کردم
تا اینکه چشاشو دیدم
آروم. آروم
آروم
کشاورزا داستانای عجیبی درباره ی چیزی
با نشان رگ صورتی تو زمین می گند
خیال می کردم دارند بهانه میارند
که چرا سهم یک دهمـشون رو کم دادن
ولی فقط یه احمق نمی تونه به چشمای خودش اعتماد کنه
...آروم
بهتره این حیوون رو برگردونیم ثرا - ! وایسا. شمشیرتو بده من -
... ولی - ازت درخواست نکردم، پالادین -
هر چی شما بگید
! مراقب باشید
... ثرا همونطور که سرنوشت ما رو مشخص می کنه
سرنوشت این حیوونم مشخص می کنه
البته، آل-مادرا
سلادون رو می فرستم تا دنبال بقیه گروه لنداسترایدرهامون بگرده
! آل-مادرا
! آل-مادرا
! اربابان اسککسیس - اونا چی؟ -
اومدن هارار. تو تالارتون منتظرتون هستند
برگرد
تو و کیلان گورجین رو پیدا کنید و برگردید هارار
مادرم بهتون پناه میده
خودت چی؟
میخوام بدونم اسککسیس ها چه نقشه ای دارند
سعی کن خودتو به کشتن ندی، واپران
تا دیدار دوباره بدرود، درنچن
بله
بیا
بیا
بله
حالا خواهیم دید
همشو بهم بده
! خوبه
بله
! بله
همونجور که انتظار داشتم
چشمان جاسوس
هاپ؟
دارم دوباره راهو اشتباه میرم؟
... دیت
چی؟
هارار نرفت
ولی من باید برم
آل-مادرا باید درباره ی دارکنینگ
و اتفاقی که برای ریان افتاد بدونه
چی شده هاپ؟
هاپ ترسید
می فهمم
منم ترسیده بودم
هاپ خود نترسید
هاپ.. هاپ ترسید برای دیت
تو ... می ترسی بلایی سر من بیاد؟
هاپ خواست از دیت مراقبت کرد
شمشیر؟
! این قاشق، قاشق احمق
هاپ پالادین نبود
هاپ هیچکی نبود
کی بود منو از دست اسپیتر نجات داد؟
کی بود منو از استون وودها نجات داد؟
کی بود منو از دست بوقلمونها نجات داد؟
من
هاپ بود
درسته
تو داری میری هارار تا یه پالادین بشی
... ولی اگه از من بپرسی
همین الانشم هستی
! به سمت هارار، هاپ
لعنت بر این سقفای کوتاه گلفلینگ
... سروران من
چه سعادت غیر متظره ای
این چیه؟ - اون شفیره ی پروانه ست، ژنرال -
علامت قبیله ی واپرا
! نه
! اخ
بدمزه ست. حالم به هم خورد
خبرای بدی داریم، آل-مادرا
آراتیم خیلی گستاخ شده
واقعا که خبر بدی بود
آراتیم تو جنوب نزدیک ساگ بزرگ دیده شده
... به نظر یه شورش دیگه
اجتناب ناپذیره
واپرا آماده ی دفاع از ثراـست
! عالیه
ما 7 نفر از قویترین گلفلینگ ها رو از هر قبیله می خوایم
اونا افتخار اینو دارند که کنار سرورانشون بجنگند
البته ما نمی تونیم تضمین کنیم این داوطلبا سالم برگردن
شاید حمله ی آراتیم یه ربطی به بیماری داشته باشه
! هیچ بیماری نیست - ... ژنرال، من -
شما باید بهمون 7 داوطلب بدین
امشب موقع رفتن با خودمون می بریمش. همین
هر جور شما بفرمایید، سرور من
نکن
بهتر شد
تقلا بی فایده ست
ولی اگه گلفلینگ می خواد وقتشو بگذرونه می تونه تلاشو بکنه
با غذات بازی نکن، احمق جون
منو بکش خلاصم کن
بکشم؟
کشتن نه. ریان مرده به درد چمبرلین نمی خوره
به درد اسککسیس نخورد. ریان زنده خواست
تا بتونین عصاره ی منو خالی کنید؟
تا ریان جلوی گلفلینگ ایستاد و درباره ی اسککسیس دروغ گفت
همچین چیزی اماکن نداره
کاری می کنم تمام مردم ثرا بدونن تو واقعا چه موجودی هستی
اسککسیس چی؟
شیطان
چه خوب. اسککسیس چطور شیطانه؟
لطفا، بگو
تو میرا رو کشتی
همه ی موجودات می کشند
پرنده ها چون نرلاک خزنده می خورند، شیطان هستند؟
پرنده ها برای زنده موندن غذا می خورند
اسککسیس ها هم همینطور
تمام موجودات زنده، موجودات دیگه رو برای زنده موندن می خورند
شیطانی نیست. طبیعیه
کاری که تو با میرا کردی اصلا طبیعی نبود
مرگ یه امر غیر طبیعیه. مرگ یه شوخی بی رحمه
مرگ زندگی و اسککسیس رو به تمسخر می گیره
ولی دیگه نه. اسککسیس ها مرگ رو فتح می کنند
و تو گلفلینگ، اگه جای اسککسیس باشی همین کارو می کنی
ما هیچیمون مثل هم نیست
وقتی دوستت داشت می مرد، گلفلینگ چکار کرد؟
جلومونو گرفت؟ با اسککسیس مبارزه کرد؟
هیچ کاری از ست من بر نمیومد - تو فرار کرد -
بله. وقتی دوست درنچنت گیر افتاد، گلفلینگ چکار کرد؟
... خب، گرنجین بهم گفت - فرار کن، درسته؟ خودتو نجات داد -
پدرت هم همینطور
بوقلمونا خوردنش تا پسرش بتونه فرار کنه
خودشو نجات بده
من سعیمو کردم
فقط نتونستم نجاتش بدم
حالا گلفلینگ حقیقت گفت
تو نتونستی هیچکدومشون رو نجات بدی
ولی اگه ریان بتونه بقیه رو نجات بده چی؟
اول حافظه ی یه ارشد سیفان رو پاک می کنی
بعدش از انجمن خدمات کمتر فرار می کنی
حافظه ش احتمالا به موقع برمی گرده. میشه وایسی.. سلادون
حالا فهمیدم داری با یه هیولا
توطئه چینی می کنی
تو جوری میگی انگار اینکار خیلی شیطانیه
No comments yet. Be the first to leave one.