The World at War

The World at War

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

Specials

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The World at War Season1 Episode9 720p
കമന്ററി എഴുതിയത് elka021
IMDB-DL:کاری از تیم ترجمۀ

ടാഗുകൾ

720p
720
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2013-03-27
ഡൗൺലോഡുകൾ: 40
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: Yes

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

IMDb-Dl Proudly Presents

.روسیه،تابستان سال 1942

.دوباره آلمانها در حرکت هستند

،ارتش ششم،بزرگترین ارتش هیتلر ،پیروز و فاتح نبردِ فرانسه

و تقریبا پیروز و فاتح،در اولین سالِ لشگرکشی ،به روسیه

،حالا ماموریت جدیدی داشت مبنی براینکه

،بیشتر از همیشه،در شرق به نبرد بپردازه

به دو قسمت "volga" تا روسیه رو در محل رود .تبدیل کنه

نقشۀ ارتش آلمان مبنی بر نابود کردن روسیه ،توسط حملۀ رعدآسا در سال 1941 .با شکست مواجه شد

و در این حمله،حدود 1میلیون نیروی .انسانی رو از دست دادند

در سال 1942،آلمانها حتی با وجود کمک کشورهای هم پیمانشون،به اندازۀ کافی قدرتمند نبودند تا

.بطور مستقیم و از روبرو حمله کنند

هیتلر به سمت جنوب حرکت کرد،یعنی .بسمت کوه قفقاز

سه چهارم سوخت روسیه در اونجا قرار .داشت

،وی،نیروهاش رو به دو گروه تقسیم کرد

،ارتش ششم و ارتش چهارمِ لشگر زرهي المان .اول حرکت میکردند

برنامش این بود تا نیروهای شوروی را احاطه و در خمیدگی "دان"،نابود کنه و

یکی از شهرهای) "stalingard" بسمت شرق یعنی سابق روسیه) حرکت کنه و

.ارتباط کوه قفقاز با کشور رو قطع کنه

،سپس در پایگاه و لشگر اصلی

رو "rostov" بقیۀ نیروها و گروهها،شهر تسخیر کنند و

،بسمت جنوب،یعنی بسمت مخازن نفت .حمله کنند

.حمله و پیشروی،خیلی دیر شروع شد

وقتی ارتش ششم تحت فرماندهی

،به حرکت کرد Friedrich von Paulus،شروع .اواسط تابستان بود

طبق معمول،ارتش در جلو قرار داشت و

ردیفهای تدارکات که با وسایل موتوری حمل .میشد،در پشتشون بود

سربازاهای پیاده هم در پشت و عقب .سپاه حرکت میکردند

در ابتدا،به نظر میرسید که نیروهای روسی .ناپدید میشند و دوری میکنند

مهم نبود که نیروهای آلمانی چقدر پیشروی کنند و

ارتش سرخ شوروی،همیشه ازشون .دوری و اجتناب میکرد

آلمانیها افراد زیادی رو به عنوان زندانی و اسیر قبول نمیکردند و زندانی زیادی .نداشتند

اونها بیشتر قلمروی خود رو افزایش میدادند .و شهرها رو تسخیر میکردند

ارتش آلمان سعی داشت تا به دور روسیها .حلقه بزنه و احاطشون کنه اما نمیتونست

دوباره زمان باید متوقف میشد و سرانِ ارتش .باید صبر میکردند تا تدارکات بهشون برسه

،"Wilhelm Hoffman" یکی از سربازها بنام دفترچۀ خاطراتی داشت و خاطرات خودش .رو یادداشت میکرد

وی بر این باور بود که ممکنه جنگ به زودی به اتمام .برسه

:وی نوشته بود که .شاید برای کریسمس خونه باشیم

روسی ها در بهار،یک چهارمِ میلیون از ارتششون .رو از دست داده بودند

حالا دیگه نمیتونستن تسلیم بشن و ازعهدۀ ،این کار بربیان به همین دلیل

.شروع به عقب نشینی کردند

برای فرماندهان روسی،عقب نشینی نقشه ای .ماهرانه بود

برای نظامیان روسی،این حرکت به منزلۀ .شکست و ناامیدی بود

و برای هیتلر،این حرکت به معنی یک پیروزی .محکم و قاطعانه بود

،وی فکر میکرد که نیروهای روسی .نابود شده اند و شکست خوردند

پس با یک پیشروی که تقریبا دو هفته به ،طول انجامید

تصمیم گرفت تا نیروهاش رو بسمت جنوب .انتقال بده

Rostov در اواخر ماه جولای،نیروهاش واردِ .شدند

.هم کلیدِ رسیدن به قفقاز بود Rostov و

اکنون هیتلر برتری مطلقی درمورد حمله به ،ذخایر نفت داشت

وی نیروهای تازه و قویه جنوبش رو رها کرد .تا وارد ماجرا شوند

وی همچنین ارتش چهارمِ لشگر زرهي المان رو بسمت جنوب منحرف کرد و

سوخت و اکثر مهماتِ ارتش ششم را هم گرفت و

.آنهارو هم بسمت جنوب فرستاد

اما از ارتش ششم انتظار داشت تا هنوز هم .مثل قبل به کارشان ادامه بدند

در اواسط ماه آگوست،شش هفته میشد که .ارتش ششم پیاده در حرکت بود

،در اواخر عصر روز 23اُم

"volga" ستون و صفی از لشگر زرهي المان،به .رسید "Stalingrad" در شمال

این لشگر،رفت و آمد و ترافیکِ رودخانه رو با جاهای دیگه)،قطع کرد و کنار و سمت) .مقابل رو به آتش کشید

پیاده نظام در امتداد راه آهن سنگر زد و .منتظر نیروهای پشتیبانی و کمکی گشت

اگرچه ماموریت اصلیه ارتش ششم انجام شده بود ،و به پایان رسیده بود

اکنون) هیتلر ازشون انتظار داشت تا کل شهر) .رو تصرف کنند

volga روی سراشیبی و مشرف با ،Stalingrad ساخته شده بود و

درامتداد لبۀ غربیش،حدود 15مایل .کشیده شده بود و ادامه داشت

در جنوب روسیه،یک شهر قدیمی با کلبه هایی کوچیک و خونه هایی چوبی وجود داشت ،اما

در مرکز،خونه هایی مدرن و آهنی و بُتُنی ،وجود داشت

و در شمال،3تا کارخانۀ وسیع و بزرگ وجود داشت که کارکنانش در نزدیکی کارخانه ها .اسکان داشتند و زندگی میکردند

تمام شهر متکی به زمینهای تپه ای بود و از نظر .دره هایی تنگ و عمیق برتری داشت

،استالین نام این مسئله و برتری رو برای خودش "Soviet showpiece" .گذاشته بود

.استالین قصد داشت تا از شهر دفاع کنه

تصمیم گرفت که غیرنظامیان و مردم عادی شهر .رو ترک و تخلیه نکنند

وی میگفت که،ارتش و نظامیان برای یک شهر زنده دارای مردم عادی)،بهتر میجنگند تا برای یک) .شهر مُرده و خالی

تدافعات هوایی نیز خیلی خوب و با برنامه ریزی .ساخته نشده بودند و آماده نبودند

نصف سلاح های ضدهوایی در شهر،دارای .افراد و خدمۀ خانم بود

کارمند و جنگجویانِ جوان و نوآموزی،استخدام .میشدند

:شعار استالین این بود "not one step back" حتی یک قدم هم به عقب نرید و پسرفت) (نداشته باشید و تسلیم نشید

نظامیان و پلیسهای امنیتی در خیابانها .گشت میزدند و پاسبانی میکردند

،تهدید و اجباری وجود نداشت

فقط ترس از آلمانها و میهن پرستها و مجاهدان .کمونیست بود

دوستان و همراهان و مردمانِ شهر" stalingard،

هرکدام از ما باید این ماموریت رو به خودمون بدیم که

از شهر مورد علاقه و خونه ها و

".خانواده هامون،دفاع کنیم

بیاید در هر خیابان سنگربندی کنیم و مسدودش" ،کنیم و هرناحیه

هر بلوک و خونه رو به قلعه ای تسخیرناپذیر ".تبدیل کنیم

نرسیده volga ارتش ششم،با تمام نیرو و توان به بود تا

رو stalingrad بتونه خودش به تنهایی شهر .تسخیر کنه

.تدارکات و پشتیبانیش،خیلی عقب مونده بود

نیروی هوایی آلمان برای کمک به نیروهای .زمینی،فراخوانده شد

،از 23آگوست،به مدت 3روز

هر هواپیمایی که در میدان نبرد و آسمانِ .روسیه قرار داشت،به این شهر حمله کرد

تقریبا تنها دفاعی که در برابر هواپیماها صورت volga میگرفت از طرف قایقهای جنگی در رود و

.آتشبارهای ساحلِ روبرو بود

شهر توسط حمله های هوایی سقوط نکرد و

ساختمان های داغون و خُرد شده به استحکامات .نظامی تبدیل شدند و مقاومت کردند

،در اوایل ماه سپتامبر

توپخانه های روسیه،نیروهای آلمانی رو در

.به ستوه آورده بودند ،volga لبۀ شرقی رود

اما تلاشهای روس ها بی نتیجه بود مگر اینکه

.از رودخانه عبور میکردند و وارد شهر میشدند

هیچ پُلی وجود نداشت و

در روز هم،قایقهای رودخانه،تحت حملاتِ مداومِ .نیروی هوایی قرار داشتند

،مادامی که روس ها کنترلِ لبۀ غربی رو داشتند

.میتونستند نظامیان خود را وارد شهر کنند

همچنین یکبار تونستند تا در سراشیبی ها و پرتگاه ها تونلهایی رو حفر کنند و

آلمانیها رو مجبور کنند تا قدم به قدم بجنگند .و نبرد کنند

ابتکار عمل دستِ نیروهای آلمان بود اما

تدارکاتشون داشت به آخر میرسید و تمام .میشد

همۀ افراد و نظامیان برای پیشروی و حمله .اعزام و متعهد شده بودند

اگر چیزی اشتباه پیش میرفت و خطایی رُخ .میداد،راه برگشت و اندوخته ای نداشتند

آلمانی ها اولین حملۀ خود را در اوایل سپتامبر .آغاز کردند

:سرباز آلمانی)، در 11سپتامبر) Wilhelm Hoffman

stalingard نیروهای ارتشی ما در حومۀ شهر" ،در حال نبرد هستند

،شلیک و نبرد مدام در حال انجام هستش

هرجایی رو که نگاه میکنید،آتیش و شلیک گلوله ،میبینید

توپها و سلاحهای روسی درحال شلیک و بمباران ،شهری هستند که درحال سوختن هستش

"دیوانه هستند

:در 16سپتامبر ،Hoffman

نیروها و تانک های ما درحال حمله به انبار" ،غله هستند

تلفاتِ خیلی زیاد و سنگینی به نیروها وارد ،شده و افراد زیادی از دست رفته اند

انبار،توسط انسانها اشغال نشده بلکه

توسط شیاطینی اشغال شده که با گلوله و .آتیش از بین نمیرند "(اشاره به سرسخت بودن افراد روسی)

:18سپتامبر

نبرد به داخل انبارها کشیده شده و دراونجا" ،در حال انجام هستش

stalingrad اگر تمام ساختمان های شهر ،اینطوری ازشون دفاع بشه

".اونوقت هیچکدوم از سرباز ها به آلمان برنمیگردند

:20سپتامبر

".نبرد بر سر انبار غله همچنان ادامه داره"

:22سپتامبر

مقاومتِ روسها در داخل انبار ضعیف شده" ،و بهم ریخته

نیروهای ما (آلمان)،درحال پیشروی بسمت ،هستند volga روخانۀ

ما فقط 40نفر روسی رو در انبار پیدا کردیم که ".مرده بودند

1.000مایل دورتر،فرماندهان عالی رتبۀ ارتش ،آلمان

.به فکر اندیشه ها و برنامه های بعدی بودند

،halder رئیس ستاد،ژنرال

در اوایل سال،بطور جدّی با دستوراتِ هیتلر .مخالفت نکرده بود

اما حالا با توجه به کارها و ماموریت ها و استراتژیهای ،انجام شده

خواستارِ احتیاط و هوشیاریِ بیشتر بود و بر این .موضوع اصرار میکرد،اما بی فایده بود

مشاهده کرد ،halder یکی از پرسنل و کارکنانِ ،که

رهبرِ آلمان(هیتلر)،دستهاش رو بر روی نقشه از :این سمت به اون سمت حرکت میداد و میگفت

"به اینجا حمله کنید،به اونجا حمله کنید"

این حرکت،مبهم و نامعین بود و مشکلات و .سختیهای کاربردی رو محاسبه نمیکرد

،با نزدیک شدن و فرارسیدن فصل زمستان

مسئولیتِ ادامۀ پیشروی رو نپذیرفت و halder .سرباز زد

:هیتلر گفت اکنون برای تسویه حساب و معین کردن کارها در شرق،به غیرت و شوقِ حزب نازی نیاز داریم تا

.تواناییها و آموزشهای حرفه ای

:(halder هیتلر خطاب به) بدیهی هستش که نمیتونم از تو انتظارِ" "چنین چیزی رو داشته باشم

رو از کار برکنار کرد و بجاش ژنرال halder وی رو آورد که "Zeitzler"

که براین باورد بودند،شخصی نابغه در امورِ ،نقشه کشی و برنامه ریزی و اجراست

شخصی که میدونه چطور نظامیان رو بسمتی که .هیتلر میخواد،حرکت بده

،فرماندۀ ارتش ششم هم ،stalingrad در شهرِ

به فکر آینده و اندیشه های دیگه بود و به ادامۀ .کار،شک داشت

،Von Paulus نظامیانِ

به نبردِ تن به تن در شهرهای بمباران شده .عادت نداشتند

اینجا تانکها به آرامی درحال حرکت بودند اما

هنوزهم هیتلر اصرار داشت و مصمم بود تا .شهر رو تسخیر کنند

:میگه Anton یک سرباز روسی بنام

ما برگشتیم و ساختمانها رو یکی یکی" اشغال میکردیم و بدست میاوردیم و

.اونارو به قلعه هایی نظامی تبدیل میکردیم

یک سرباز،تنها زمانی از موقعیت ها و مکانهایی که اشغال کرده بودیم خارج میشد که

زمینی که روش ایستاده بود آتش میگرفت و یا ".لباسش درحال سوختن بود

درمورد روش جنگیدنِ Hoffman، در 26سپتامبر ،نیروهای روسی اعتراض کرد

،ما اصلا نیروهای روسی رو نمیدیدیم"

اونا خودشون رو در خونه ها و انبارها مستقر کرده بودند و

از همه جهت همچنین از پشت بهمون شلیک .میکردند

وحشی ها به سبک آدمای تبهکار و گانگسترها .میجنگیدند

فرمانده و رئیسِ ستاد،که به تازگی ،Zeitzler ،توسط هیتلر انتخاب شده بود

یه نگاه عمیقی به موقعیت انداخت و بررسیش :کرد و به هیتلر گفت

،خطرناکترین موقعیت ها در کلِ جبهۀ شرقی"

و stalingrad جبهه و نیرویِ شمالی در

،جناحِ شرقیِ ارتشِ چهارمِ لشگرِ زرهي .هستش

اگر به موقع اقداماتی در جهتِ درست کردنِ ،این مشکل صورت نگیره

".با مصیبت و مشکلی عظیم روبرو میشیم

:هیتلر پاسخ داد ،تو خیلی بدبینی ،Zeitzler"

ما با مشکلاتی خیلی بزرگتر از این روبرو .شدیم و از پسش براومدیم و زنده موندیم

".از پس این مشکلات هم برمیایم

،موقعیت آلمانیها خطرناک بود

stalingrad در هفته حدود 20.000سرباز در شهر از دست میرفتند و میمُردند و

،فقط با کم کردنِ سربازانِ جناحینِ ارتش آلمان .جایگزین میشدند

.افراد کشور رومانی نیز به این سمت میومدند

.حالا این منطقه توسط ایتالیاییها اداره میشد

.در کنار اونها هم مجارستانی ها بودند

،پرمخاطره ترین موقعیت اینجا بود

جاییکه روسها هر دو سمتِ رودخانۀ .رو تحت کنترل داشتند "Don"

روسها با ارتش سوم رومانی روبرو شدند،ارتشی که

.نه تانکی داشت و نه ضدتانکی

هیتلر نگران نبود،وی براین باور بود که

روسها دیگه استراتژِیه تازه ای نداشتند و

فرماندهان باهوش و عالی رتبه هم با .این حرف موافق بودند

volga در ماه اکتبر،آلمانی ها دوباره به سمت .حمله کردند

اگر آلمانیها تمامِ لبه و کنارۀ رودخانه رو ،تصرف نمیکردند

روسها شبانه ارتش و تدارکاتشون رو وارد .میکردند

:Wilhelm Hoffman ،4اکتبر

کلی نظامیِ روسی با سلاح های مخصوصشون" ،ظاهر شدند

"اونا این تفنگ هارو از کجا میاوردند؟

:یکی دیگه از سربازای آلمانی با تعجب گفت

آیا ما باید نبردی دیگه تو زمستونِ وحشتناکِ روسیه داشته باشیم و دوباره بجنگیم؟

:Hoffman ،14اکتبر

،از صبح همه چیز خیلی عالی بوده"

،نیروی هوایی و توپخانه های ما

More Farsi Persian subtitles for The World at War

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left