ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
یه ماشین آتشنشانی باید اینجا میبود
اینم از اون سیاستبازیهای همیشگیه
موچ تا چشم به هم بزنی برمیگرده
شاید اینجوری کارم رو تموم کنم
و اگه توی ایستگاه ۵۱ نباشه
نمیفهمم فایدهش چیه
وای، خدای من
رئیس، اینجا وضعیت مواد خطرناکه
مِیسی، بجنب! باید همین الان از اینجا بزنیم بیرون
یالا بریم
اصلاً احساس سرگیجه داری؟
نه
فقط سردمه
مِیسی دووم نیاورد
میخوام بدونی، هر کاری از دستمون برمیاومد انجام دادیم
دومینیک پاسکال، تمام عملیاتهای میدانی
از این به بعد باید با هماهنگی من باشه، از جمله سازمان آتشنشانی
داری چه غلطی میکنی؟
من دارم میرم اون بالا
به جرم ایجاد مانع در مسیر
یه تحقیقات جنایی، بازداشتت میکنم
تخته آمادهست
آه
بهبه، ببین کی اومده
نمیخوام تجدید دیدار خصوصیتون رو به هم بزنم
باشه؟
زود اومدی
نمیخواستم بازگشت پیروزمندانهت رو از دست بدم
هرمن، باید بهت ایول گفت
گفتی که برمیگردم
حق با تو بود
من... اون؟
فقط داشتم سعی میکردم روحیهت رو عوض کنم
راستش، فکر میکردم به یه معجزه کوفتی نیاز داری
نگو که تمام چیزی که لازم بود
یه پارتی توی شهرداری بود
بابت اون باید از رئیس تشکر کنم
پس کار دیویس بود
اون ردیفش کرد؟
ظاهراً یه جورایی آخرین لطفش به پاسکال بود
واو
پس انگار در مورد این آدمهای سیاسی اشتباه میکردم
خب، منظورم اینه که خودِ اون هم بود که همون اول
ماشین رو از رده خارج کرد، پس در واقع
مشکلی رو که خودش درست کرده بود حل کرد
آره، این بیشتر بهش میخوره
در هر صورت، من ممنونم
آره
موچ، ماگ مورد علاقهت
من و تونی حواسمون بود وقتی نبودی کسی ازش استفاده نکنه
اوه، ممنون کَپ، دمت گرم
خواهش میکنم. انگار شسته نشده
همونجوری که گذاشته بودیش نگهش داشتیم
همونطور که میبینی، اینجا چیز زیادی عوض نشده
میدونی، آدم اینجا احساس آرامش میکنه
سلام ستوان
آماده خدمتام
موچ، خیلی خوبه که برگشتی
اوه
ایستگاه بدون تو اصلاً صفا نداشت
اوه، باور کن برگشتن عالیه
خودت که میدونی
لیست شیفت رو دیدی؟
آره، انگار امروز داریم
با یه تیم سه نفره روی ماشین کار میکنیم
آره، نردبان هم همینطور
پس نه از کلارنس خبریه نه واسکز
آمبولانس هم توی آکادمی جلسه آموزشی مشترک داره
از رئیس خبری نشد؟
جلسه انضباطیش امروز صبح بود
کل چیزی که میدونم همینه
هی سوراید
یه خانمی توی محوطه اداریه
میگه دستیار جدید پاسکاله
ستوان سوراید، درسته؟
درسته
از روی عکس پرسنلیت شناختمت
دوست دارم اسمها رو زود یاد بگیرم
من لوسیام
سلام لوسی
ستاد تو رو فرستاده اینجا که دستیار رئیس پاسکال باشی؟
راستش قرار بود
چند شیفت پیش شروع کنم ولی کاغذبازیهام طول کشید
فکر کنم چون اولین شغل دولتیمه اینجوری شد
قبل از این توی شرکت ساختوساز دیلون-اسلون بودم
چرا؟ مشکلی هست؟
۱۴۹ گروه امداد ۳، نردبان ۸۱، آمبولانس
امم... گزارش ریزش آوار
وقتی برگشتم حرف میزنیم
گزارش ریزش آوار داشتیم؟
آره، وحشتناک بود
قبل از اینکه ببینمش، صداش رو شنیدم
یه تندباد شدید اون پنل رو کند
اون لامصب مثل تیغه اره توی هوا چرخید
ببین چیکار کرده
یا خدا
داشتیم میگفتیم خداروشکر به کسی نخورد
اینجا همیشه مردم در حال پیادهرویان
اوه، وای! اون یکی هم الانه که بیفته
خیلی خب، نردبان رو ببرین بالا
ببین میتونی اون پنل رو مهار کنی
هرمن، منو ببر دم پنجره
حله. گروه امداد، برین داخل
ببینین بقیه پنلها رو میتونین تثبیت کنین
قبل از اینکه بیفتن. آره، حله
هی، همگی برین عقب. از ماشینها فاصله بگیرین
یالا بچهها. تخلیه کنین. از ساختمون فاصله بگیرین
برید، برید، برید
هی، صبر کن
هی! هی
هی! هی
استلا
وایستا
هی
استلا
استلا، دووم بیار
هرمن، نردبان رو بیار پایین
آه! برق نردبان قطع شد
کروز، کیسه طناب رو بردار
برو زیرش
میخوام طناب رو برات بندازم پایین
آره، ردیفه
حله
طاقت بیار
یالا
کلی، دستام داره لیز میخوره
خیلی خب، طاقت بیار
طناب داره میاد پایین
طناب رو از پایین میبینیم
همینجور بفرستش پایین
طناب داره ول میکنه
پات رو بذار توی حلقه، استلا
یالا کید. بجنب
خیلی خب، گرفتمش
طاقت بیار استلا
کروز، طناب داره میاد پایین
گرفتم
فقط یه کم دیگه. دووم بیار استلا
خیلی خب. طناب اوکی شد
آمادهست
استلا، طناب رو بگیر
گرفتمش
کروز، بیارش پایین
خوبی؟ آره
گفتی راننده رو دیدی؟
آره، یه مرد سفیدپوست اواخر ۴۰ سالگی، با موهای قهوهای و ریش
مشخصه خاص دیگهای نداشت؟
نه، ولی
اگه ببینمش میشناسمش
کسی پلاک رو برداشت؟ حتی ناقص؟
نه
این... مشکلی پیش میاره؟
ما توی خیلی از تقاطعهای اصلی دوربین داریم
امیدوارم یکی از اونا تصویرش رو گرفته باشه
فعلاً، برای یه کامیون اتاقدار سفید دستور توقیف صادر میکنم
چیز دیگهای هست که باید بدونم؟
آره، اون آتشنشانی که نزدیک بود بکشه، همسر منه
پس بیخیالش نمیشم
به زودی باهات تماس میگیرم
خوبه
داشتم از پشت بیسیم ماموریت رو دنبال میکردم
اونجا چه اتفاقی افتاد آخه؟
یه کامیون کوفتی با سرعت از وسط صحنه رد شد
و کید رو از روی نردبان پرت کرد
شانس آورد که اون طناب زیرش بود
باید میدیدی موچ
طوری طناب رو چسبیده بود
که انگار استالونه توی فیلم "صخرهنورد" بود
ولی حالش خوبه؟ آره بابا، کیده دیگه
جونسختتر از این حرفاست
هی، جریان این گزارش چیه؟
اوه، نگو که داریم گزارش ماموریتهایی رو مینویسیم
که حتی توشون نبودیم
نه نه، این گزارشیه که هنوز به ایستگاه ۴۰ بدهکارم
در مورد حمله توی مراسم تدفین
هنوز تحویلش ندادی؟
ازش راضی نیستم
به نظر من که خوب میاد
کلی کلمات قلمبهسلمبه توش هست
ولی کلمات درستی نیستن
داره مخم رو میترکونه
خب، تو واقعاً داری روی این موضوع به خودت فشار میاری
خب، خیلی دیر شده
میدونی چیه؟
همینجوری که هست تحویلش بده
تمومش کن بره
گزارشهای ما بخشی از سوابق عمومیه
اگه یه نفر تو این دنیا این رو بخونه
باید بتونم پاش وایستم
فکر کنم با اطمینان بتونم بگم هیچکس خارج از سازمان آتشنشانی
این گزارشها رو نمیخونه موچ
ببین
طرف برای خودش معیار داره، باشه؟
باید ازش حمایت کنیم، حتی اگه به کشتنش بده
ممنونم؟ آره
خیلی خب، بیا بریم
بیا این هنرمند رو با شاهکارش تنها بذاریم
باشه
آره، ممنون. ما منتظر میمونیم
هی
No comments yet. Be the first to leave one.