Mayor of Kingstown

Mayor of Kingstown

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 4

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Mayor of Kingstown S04E09 Teeth and Tissue 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 9 Mayor of Kingstown 2021 زیرنویس فارسی سریال

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2025-12-21
ഡൗൺലോഡുകൾ: 301
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

کی از دیوار رفت بالا؟

پیت مک‌دانا و، اوم... مرل کالاهان

سورپرایز

چه کاری از دستم برمی‌آد؟

با طرز اداره کردنِ من مشکلی داری؟

من وفادارم، مرل. این خوبه

لامار، اونا چی بهت پیشنهاد دادن؟

هیچ‌کس هیچ گهی بهم پیشنهاد نداد

شش ماه پیش، مچت رو گرفتن

که داشتی تو یکی از پاتوق‌های فرانک مواد می‌فروختی

بدجوری تو دردسر افتادی

یه راهِ فراری هست

یه راهی که بتونی از دلِ بانی دربیاری

این همه سال، هنوزم همین‌جاییم لعنتی

اوضاع رو کنترل می‌کنیم، اونم وقتی بقیه دارن به خاک سیاه می‌شینن

مایکی، واقعاً معذرت می‌خوام لعنتی

اون بی‌ناموس خونه‌ت رو به آتیش کشید، مایک

کجاست؟ بهم نگاه کن

اون کالاهانِ عوضی کدوم گوریه؟

کایل

اون کدوم گوریه آخه؟

استیوی قراره با پتی حرف بزنه. تو سردخونه ببینش

براش مراسم ختمِ پلیسی می‌گیرن

آره. خوبی؟

آره، تعریفی ندارم

منظورم اینه که، مایک، اون خودش گورِ خودش رو کند

رابرت خودش این سرنوشتِ لعنتی رو برای خودش رقم زد

اینو یادت باشه. هر کاری از دستت براومد کردی

آره

و، اوم، وضعیتِ کالاهان چی شد؟

یه وضعیتِ افتضاحی شده

منظورم اینه که... تا پلیسِ بِلویل برسه

اون غیبش زده بود، ولی همه دنبالشن، مایک

همه پیگیرشن

این تیکه‌آشغال رو می‌گیریم

آره، خب، به‌خاطر کایل هم که شده باید دخلِ این عوضی رو بیارم

برادرِ بیچاره‌م. آره

هی

اصلاً باورکردنی نیست مایک، لعنت بهش

این راهِ فرارِ ترسوهاست

مایک، بابت تریسی خیلی متأسفم

ممنون

به کمکت نیاز دارم

باشه؟

باید کایل رو بکشم بیرون، همین الان

کایل تحتِ نظره، مایک. جاش امنه

نه. نه، اونجا چیزی به اسم "امنیت" وجود نداره، باشه؟

تا حالا سه بار نزدیک بود کشته بشه

و حالا، خودش داره به سیمِ آخر می‌زنه

باشه؟ تهِ این قصه نباید این‌طوری بشه

چه کاری از دستم برمی‌آد؟

فکر کنم خودت می‌دونی چی‌کار باید بکنی، خب؟

تعقیب و گریزِ رابرت رسماً تموم شده

این نزدیک‌ترین چیزیه که می‌تونی به "عدالت" برسی

پس برادرم دیگه نیازی نیست اون تو بمونه

پس راه رو هموار کن

چون فرانک موزس داره یه اشتباهی می‌کنه

بازیِ بزرگیه، مایک

آره، من تحویلت می‌دمش

باشه؟ آینده‌ت رو می‌سازم، اینو بهت بدهکارم

و تو هم کایل رو میاری بیرون، تو هم اینو به من بدهکاری

این تنها راهیه که این قضایا رو منطقی می‌کنه

موزس رو تحویل بده

یه پرونده‌ای بهم بده که بشه پیگردِ قانونی کرد

منم کایل رو تا ۲۴ ساعت می‌کشم بیرون

باشه. قاضی رو برای جلسه استماع بیار زندان

همین امروز. جورش کن

هی

امروز روزِ غم‌انگیزیه

روز غم‌انگیز

بله، همین‌طوره

من دیروز زن‌برادرم رو از دست دادم

تسلیت می‌گم

اما باید بهت بگم که دوستم

تنها دوستِ لعنتی‌م دیشب به رگبار بسته شد

تقریباً ۵۰ سال شونه‌به‌شونه‌ی هم بودیم

من و ال‌جی، ما... ما بیشتر از همه عمر کردیم

اون‌قدر جنازه روی هم تلنبار کردیم

که دیگه بی‌خیالِ یادآوری هویتشون شدم

مایک، ما پشته‌های جسد رو آتیش می‌زدیم

اما تو این خراب‌شده، تو این... این حلقه‌ی جهنمیِ لعنتی

یه آدمِ بی‌ارزش و پیزوری باید دخلش رو بیاره؟

آره، متأسفم فرانک

می‌دونی کی این کار رو کرد؟ ال‌جی داشت می‌رفت سمتِ ماشین

و یه نفر تو اون پیاده‌روی لعنتی بهش شلیک کرد

به صورتِ برادرم شلیک کرد

مرده‌شور می‌گه قراره روش کار کنه

ولی نمی‌تونه قول بده که بشه جنازه رو تو تابوتِ باز گذاشت

نه

هیچ‌کس هیچی ندیده

هیچ شاهدی جلو نمی‌آد

خودت که می‌دونی، اینجا از این خبرا نیست

متأسفم

اوه، تف به این تأسفت مایک، با تمامِ احترامی که برات قائلم

آره

وقتی کارم تموم بشه، دیگه ابراز تأسف نمی‌کنی

چون دیگه خویشتن‌داری بسه

قراره این شهرِ لعنتی رو با خاک یکسان کنم

اگه لازم باشه برای پیدا کردنِ اون بزدلِ حرومزاده، این کار رو می‌کنم

آره، می‌فهمم چی می‌گی

درک می‌کنم

وقتی برادرم کشته شد

تشنه‌ی خون بودم، می‌خواستم همه تاوان بدن

می‌خواستم این عوضی رو پیدا کنم

خودش و تمامِ هفت‌پشتش رو بکشم

و این کار رو کردی؟

نه. منصرفم کردن

هیچ‌کس نمی‌تونه منو از این کار منصرف کنه

منم اصلاً تلاشی نمی‌کنم

گوش کن فرانک، ما اینجا خیلی چیزها ساختیم

که بخوایم بذاریم همه‌ش از هم بپاشه

پس من می‌فهمم کی این کار رو کرده، بهت قول می‌دم

و سوژه رو برات میارم

خب، تو این کار رو بکن

تو اونو تحویلِ من بده، اونوقت من و تو

شرکای واقعی می‌شیم

زن‌برادرت... به مرگِ طبیعی مُرد؟

مرگ طبیعی؟ آره

اوه، فرانک، اینجا از این اتفاقا نمی‌افته

داری منو می‌پیچونی لعنتی؟

این چه وضعیه مایک؟ هر گهی گفتی خوردم

بس کن، لامار

الان وقتشه که فک زدنت رو تموم کنی و گوش بدی، باشه؟

من داشتم گندکاریِ تو رو جمع می‌کردم

اولاً، کاری کردم که موزس برای پیدا کردنِ ضارب، بره بیرونِ کینگزتاون رو بگرده

نه اینکه دنبالِ تو بگرده

کاری کردم بانی فکر کنه تو یه فرشته‌ی انتقام‌جویی

نه اون خائنی که در حقیقت هستی

گندِ لعنتی‌ای که زدی رو صاف‌وصوف کردم، باشه؟ قابلی نداشت

می‌تونی برگردی سرِ کارت، انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده

باشه؟ جدی می‌گی؟

آره. الان وقتشه که بگی "ممنون مایک"

از کجا بدونم می‌تونم بهت اعتماد کنم؟

چون دقیقاً همون کاری رو می‌کنم که می‌گم انجام می‌دم

مگه نه؟

در ضمن، مگه انتخابِ دیگه‌ای هم داری؟

می‌خوای تنهایی از پسش بربیای؟

شانسِ خودت رو امتحان کنی و فرار کنی؟ آخه لامار

تو دو تا از خطرناک‌ترین گانگسترهای حرومزاده رو داری

که دنبالتن پسر

فکر می‌کنی تنهایی چقدر دووم میاری؟

چرا داری این کار رو برای من می‌کنی؟

چون وظیفه‌ی لعنتی‌مه

خیلی خب، همگی گوش کنید

ما، اوم... به همکاری با مقامات محلی ادامه می‌دیم

هر خبری بشه بهتون اطلاع می‌دم

همون‌طور که می‌دونید، چند روزِ سختی رو پشت سر گذاشتیم

یه سری کارهای نظم‌دهی هست

معاونِ رئیس زندان، تورس، استعفا داده و از همین الان اجرا می‌شه

پس برید سرِ کارتون، وظایفتون رو انجام بدید

همیشه در بالاترین سطحِ هوشیاری باشید

همین

افسر برین

یه لحظه بیا کارت دارم، لطفاً

رئیس، در مورد تورس واقعاً حیف شد

تا جایی که من می‌دونم آدمِ روراستی بود

بله، همین‌طور بود

ببین افسر، قبل از اینکه تورس استعفاش رو تحویل بده

یه شکایت در مورد استفاده‌ی بیش از حد از زور رو به من گزارش داد

خب؟

و تو کسی هستی که متهم شده

یا مسیح، مگه ما مشکلاتِ بزرگ‌تری نداریم؟

رئیس، این مزخرفاتِ لعنتی چیه دیگه؟

برین، این "مزخرفات" مهمه

و باید در موردش تحقیق کنیم

مطمئنم درک می‌کنی که باید ظاهر رو حفظ کنیم

آره، داری منو تعلیق می‌کنی؟

به‌خاطر انجام دادنِ وظیفه‌م داری منو تعلیق می‌کنی؟

من وظایفت رو محدود می‌کنم

چون یه زندانی رو فرستادی به بهداریِ لعنتی

داری شوخی می‌کنی لعنتی؟

باید حواست

به لحن و حرف زدنت باشه

وقتی داری با من حرف می‌زنی، فهمیدی؟

آره، من فقط

معذرت می‌خوام، من... من

فقط وقتی داری به کارهای روزمره‌ت می‌رسی، اینو یادت باشه

با توجه به گذشته و سابقه‌ت

که از خودت جلوتر می‌ره، شانس آوردی که تو یه سلولِ لعنتی نیستی

خودت رو به اسلحه‌خونه معرفی کن

زندانی

کایل

باید ببینم حرکت می‌کنی

هی

می‌تونم بهت کمک کنم

خیلی خب، جنابِ افسر

وقتی کارت اینجا تموم شد، باید خشاب‌های ام-۴ رو پُر کنی

مگه من انباردارِ لعنتی‌ام؟

فقط وظیفه‌ی لعنتیت رو انجام بده و دهنت رو ببند

تو محدودی

یعنی یه استراحتِ خوب از دستِ مارهای این مارگیرخونه نصیبت شده

اشتباه می‌گم؟ خوشحال باش

حالم خوبه. خوبم

به کارت می‌آآد

خود دانی

کایل امضا می‌کنه

فرم رضایت‌نامه رو

من درخواستِ ابطالِ اقرار به گناهش رو ثبت می‌کنم

اگه دفتر دادستان واقعاً باهامون راه بیاد، جلسه استماع رو می‌گیریم

چون باید بگم که من یه کم مشکوکم

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left