ആദ്യത്തെ 132 വരികൾ.
خب، کراودر، قراره تمام روز رو اینجا بنشینیم یا میتونیم بریم سراغ کار؟
.میخوام بدونم
.عا، عا، عا. اول پول
نه تا زمانی که بدونم این یکی از .جنسای تقلبی دوزاریتون نیست
هوم. فکر کردم تنها کار میکنی؟
.اوضاع عوض شده
من دارم هنر ظریف .مذاکره رو بهش یاد میدم
.به نظر میرسه به توافق رسیدیم
.سمها نوشیدنی معمول من نیستن
.برای یک دزد تحسین برانگیزه
.اون یک دزد نیست .اون آزادکنندهی عجایب باستانیـه
.همینطوره
!اوه اوه
،اگه میخوای من رو بکشی .باید بهتر از این کار کنی
.هوم
حیوون خونگی جدید؟
.حالا اون عتیقه رو میبرم
.باید بیشتر از این آدم میآوردی، فی
.آورده
.حالا داره جالب میشه
ها؟
.بله، من جلوی خودم بازی میکنم
این تنها زمانیـه که .این بازی یک چالش میشه
.تک، به سواری نیاز داریم
.تو راهم
.فکر کنم وقت رفتنه - !رکر -
.حالا این یک ماموریت سرگرم کننده بود
.همینه
میدونید، امگا اونجا .خیلی فوقالعاده بود
.تمریناتش داره نتیجه میده
اوه، میدونم که اون همه .کارای سربازی رو یاد گرفته
اما فکر نمیکنی باید مهارتهای دیگهای هم یاد بگیره؟
چه مهارتهای دیگهای؟
.امگا تمام وقتش رو با شما سه نفر میگذرونه
.اون به دوست نیاز داره
کسایی که هم سن و سالش هستن .و مشخصات ژنتیکیش رو ندارن
.ما هرگز همچین چیزی نداشتیم
.من مشکلی نمیبینم
.جدی که نمیگی
.داریم یه پیام دریافت میکنیم
.از طرف سید
.ببینیم چی میگه
.بنابراین، 20 چرخش گذشته و خبری نیست
بهتره بمیری چون غیبتت .چندتا برام هزینه داشته
،توافقات سودمند دوجانبه ما رو یادت نره
،و اینکه چقدر خوب همدیگه رو میشناسیم .اگه بدونید منظورم چیه
بهتره که فکر نکنید .من دارم شما رو تهدید میکنم
.به قطع رابطه با سید اشاره نکردی
توافقات سودمند دوجانبه .ما اونقدرا سودمند نبود
متوجه شدی، نه؟
.خیلی وقته که سید رو میشناسم
اون یک متحد مفیده، اما نه .کسی که بخواین عصبانیش کنین
نقشهای داری؟
.داری بهش نگاه میکنی
.در این صورت، همهتون با من مییان
.به این مختصات برو، چشم قهوهای
.به پابو، خونه دوم من خوش اومدید
.اینجا یک پناهگاه مخفیـه
.این آرکیومـه .جایی که عتیقه توش ذخیره میشه
گنجینههایی از سراسر کهکشان .رو تو خودش جا داده
تجزیه و تحلیل من نشون میده که این به اصطلاح عتیقه که پیدا کردی
.دارای ارزش مالی بسیار کم یا بدون ارزشه
.گنج میتونه معانی زیادی داشته باشه
.بیشتر روستاییای پابو پناهنده هستن
بسیاری از اقلامی که من .بازیابی میکنم بقایای فرهنگ اوناست
و فرهنگ اونا .ارزش حفظ کردن رو داره
...هر چی باشه من یک آزادکننده
.آزادکنندهی عجایب باستانی
.چه عجب این اطراف پیدات شد
دلت برام تنگ شده بود، شپ؟
.انگار براتون رقیب اومده
!عمه فی
این بار چی آوردی؟
.انگار بینظیره
.تیزبینی
.انگار این همهی چیزی نیست که آوردی
،ایشون شپ هازارد هستن .شهردار پابو، و دخترش، لیانا
شپ، لیانا، با امگا، هانتر، رکر .و تک آشنا بشید
.خوش اومدید
.خوش اومدید
.خوش اومدید
...و - !بیارش اینجا -
.اوه
فی قبلاً هیچ دوستی .به اینجا نیاورده بود
هیچوقت؟ حتی سید؟
.نچ
پس چرا ما رو آوردی؟
باعث تعجبتونه، اینطور نیست؟
.اون باید واقعا شما رو دوست داشته باشه
.خیلی خوب. شما دوتا کافیه دیگه
.پس قضیه حله
.برای شام به ما ملحق بشید
.به مهمونی معروف شپ نمیشه نه گفت
،یه عالمه غذا .نوشیدنی و کلی بزن و بکوب
.تو احتمالاً ازش بدت میاد
.عالی میشه
.راهنماییشون کن، شپ. من میام پیشتون
.باید اینو یه جای امن بذارم
!وای
.صبر کن تا از نزدیک ببینیش
.پابو بالایی قدیمیترین قسمت جزیرهست
،همونطور که در طول سالها رشد کردیم
.از پایین دیوار تا پابو پایینی گسترده شدیم
.سلام شپ
.سلام آقای اینتا
سری و مایکا چطورن؟
.اونا هم خوبن
.ممنون که پرسیدی، شپ
خب، اه... همه رو اینجا میشناسی؟
.البته. همه ما مثل خانواده هستیم
.بیاین، بیاین
.اینجا رو خونه خودتون بدونید
خیلی هم کهنه نیست، مگه نه؟
.اسم اونا مون-یو هست
ریشسفیدا میگن که قبل از .سکنهدار شدن پابو اینجا زندگی میکردن
چند وقتی بود که اینطوری .خندیدنش رو نشنیده بودم
.فی گفت روستاییا اینجا پناهنده هستن
.خیلیها، بله
پابو پناهگاه امنی برای کسایی بوده که در طول جنگ و بقیه چیزا
.مجبور به ترک خونههاشون شدن
و نگران نیستید که امپراطوری سر و کلهاش پیدا بشه؟
چرا باید بشه؟
ما یه جزیره دور اُفتاده .با منابع محدود هستیم
.اما اگه این کار رو انجام بدن، ما حلش میکنیم
.بعضیا به دنبال یک شروع تازه به پابو میان
.فرصتی برای شروع دوباره
شما به عنوان یک پدر نمیتونید جایی .بهتر برای بزرگ کردن فرزندتون بخواین
جای فکر کردن داره، اینطور نیست؟
به ما پیشنهاد میکنید که برای همیشه تو پابو بمونیم؟
!عاو، اوه
.هی بیا اینجا
.به نظر میرسه اون اینجا رو دوست داره
No comments yet. Be the first to leave one.