ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
میشه این کار رو نکنی؟
نمیتونم و نمیخوام
ساعت بیاد تخمهامون رو بخوره
چه اوضاع ناخوشایندی
،ولی واسه خوشحال کردن همه
تصمیم گرفتم یه اسموتی فرایدی بگیرم
ایول - بعدش فکر کردم -
سخته که همهاشون رو بیارم
واسه همین تصمیم گرفتم بگم فراموششون کردم
ولی بعدش، یادم رفت این کار رو بکنم
آدرس برگشت نداره
آره، یه تلهاس - معلومه که تلهاس -
به نظرتون شاید وقتشه
که منجنیق و توپ حسگر حرکتیم رو آزمایش کنیم؟
یا صد در صد الان وقتشه؟
!بیاین تیراندازی به جعبه بازی کنیم
آره! ولی بهتره اسمش رو یه چیز دیگه بذاریم
بچهها؟ بچهها؟
صدا رو شنیدین یا توی بستنیفروشی
اسموتی رو خیلی سنگین درست کردن؟
.من که چیزی نمیشنوم بریم پرتاب منجنیق؟
بچهها، میشه جعبه رو نترکونین؟
چون شارژم دیگه داره تموم میشه
بری؟ خدای سایبورگ رو شکر
زندهای؟ چرا توی جعبهای؟
وای خدا، ممنون
آره، داستانش یه جورایی درازه
وای
شرمنده، هنوز خوب یاد نگرفتم
با یخچال کار کنم
به این میگن پیشنمایش خوب قبل از تیتراژ
پیشنمایش واسه کی؟
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
.: Arman333 ترجمه از آرمان اسدی :.
پس دارین میگین این یخچال کوچیک
یکی از دوستهاتونه؟
آره، بری، جریان چیه؟
وایسا، توی اتاق استراحتیم؟
میدونم جاهای دیگه هم پریز برق دارین
آره، فکر کردیم اینجا راحتتری
که پیش همنوعانت باشی
،مگه اینکه این نژادپرستی واسه لوازم برقیه نمیدونم همچین چیزی داریم یا نه
اگه مجبوری بپرسی، پس شک نکن نژادپرستیه
یکم شل کن
هی، یه بار دیگه این کار رو بکنی
بیاین همهامون خونسرد باشیم
آفرین، نژادپرست لوازم برقی
،بذارین خلاصه کنم
یادتونه من و اون یکی بِری توی یه بدن گیر افتاده بودیم؟
و گفتم خاموشم کنین
عملا با فدا کردن خودم جونتون رو نجات دادم؟
واقعا؟ بیخیال
باورم نمیشه باید این رو بهتون یادآوری کنم
اگه چیزی هم باشه، یارو دانشمنده بود
که خودش رو فدا کرد
!کلت اون بهترین دوستم بود
،توی خداحافظی غمانگیزمون
...بهم گفت باید
...بیخیال کی داره داستان رو تعریف میکنه؟
بگذریم، جریان برق یه جورایی باعث شد حرکت کنم
و این یخچال وایفایدار رو پیدا کنم
و هوشیاریم رو بهش انتقال بدم
...ولی موقعی که تونستم راهش بندازم
هی، بچهها، من زندهام
خوبه
وقتی خردهسنگها رو تمیز کردن
از راه دور یه لیفتراک رو کنترل کردم
و خودم رو بیرون بردم
،ولی قدرتهام محدود بودن
واسه همین از یه اتاق خوابگاه دانشگاهی سر در آوردم
یعنی نمیخوای تمیزش کنی؟
بعدش دکور صحنهی پورن فتیش بودم
نمیخواین تمیزش کنین؟
...ولی حالا من هی، حواسم رو پرت نکن
.لعنتی خیلی دلم میخواست بخورمش
نمیخوای تمیزش کنی؟
واقعا سوال کردی؟
وایسا. این شخص یخچالی به طور علمی
و فیلسوفانه شوکهکنندهاس
دختره تازهوارده - خب یه بار انجامش دادی -
نمیتونی به یه چیز دیگه منتقل بشی؟
نه، نمیتونم
فکر کنم یه ربطی به جریان برق داره
،نگرانش نباش، یه فکری براش میکنم
مهم نیست چند تا پیوند انسان و حیوان
باید فدا کنیم تا به نتیجه برسیم
آره، نذارین اون بهم دست بزنه
آره، در این مورد همه اینجا اتفاقنظر دارن
...خب، متاسفانه اصلا وقت نداریم، چون
اون یکی بری برگشته؟
منم توی فضا این رو حس کردم
و آره، اون یکی بِری هم مثل من بیرون رفته
یا دوباره زنده شده یا یه همچین چیزی
ولی برگشته
میشه لطفا یه لحظه صبر کنیم؟
هوش مصنوعی در حد انسان واقعا وجود داره
بیشتر شبیه هوش مصنوعی در حد یخچاله
آره - باریکلا -
بعضیوقتها یهو به ذهنم میرسه
.آره، آره، آره باریکلا
ولی چطوری میتونیم مثل قبلا ادامه بدیم
اونم با دونستن این که مرحلهی بعدی هوشیاری بیخ گوشمونه؟
بیشتر شبیه هوش مصنوعی در حد یخچاله
هنوزم خیلی خیلی خوبه
خب، از این قضیه یکم اطلاعات بیشتری داریم
کریگر؟ - خب، یه چیزی -
برق فوق زیادی از سد هوور میگیره
خوشبختانه، توی ردیابی برق حرفهایم
چون خودم همیشه از شبکه برق میدزدم
ولی از اینجا نه، درسته؟
حس میکنم سوالت انحرافیه
کدوم بخش؟
بخش سوال دیگه
بگذریم، برق به کوهستان یاکا میره
دولت اونجا شروع کرد به ساختن
،یه محل دفع ضایعات هستهای دائمی
ولی هیچوقت تکمیل نشد
الان ضایعات رو کجا میریزن؟
همین دور و اطراف
چه کشور محشری دارین
آره، چه بد روی باقیموندههای شل و ول
یه امپراطوری فروپاشیده زندگی نمیکنیم - خواهیم دید -
بّری دیگه یه چیز بزرگ میسازه
توی دنیای پیمانکارهای بازار سیاه بحث زیادی در موردش میشه
.عالیه حالا لولهکشهای شیطانی هم داریم؟
همیشه شیطانی بودن
فکر میکنی امپراطوری روم اتفاقی لولههای سربی داشتن؟
آره؟
.چه سادهای لولهکشهای گوتیک
!چه باحال
منظورش گوتیکی که فکر میکنی نیست
تیم ضربت یاکا آرچر، پم، سیریل و کریگره
وایسا، خودت نمیای؟
اولین باری نیست که از این جمله استفاده کردی
یخش کرد
وقتی من بگم نژادپرستی نیست
لانا، مطمئن نیستم چه صلاحیتی کم دارم
...به جز داشتن سطح الکل خون حداقل
باید تعهدت رو حفظ کنی
ولی احتراما درخواست میکنم به ماموریت ملحق بشم
وگرنه شبیه یه منگل تمام عیار به نظر میای
زارا، داشتم ادامه میدادم توی یه ماموریت مرتبط
به من و ری ملحق میشی
حرفم رو پس میگیرم. فراموش کن اینو گفتم
خط اصلی برق به یاکا برای جلوگیری از خرابکاری دفن شده
،چند سال بعد وقتی پروژه رو رها کردن
یه ساختمون اداری روی محل دسترسیش ساخته شد
هر دستگاه شومی که اونجا ساخته
به نظر میاد توسط یه جور میدان انرژی بالا
محافظت میشه
به نظرم ماتریکس لیزریه
ولی واسه اینتکه اسمش باحاله
...تیم من برق رو قطع میکنه تا
!ماتریکس لیزری
حتما. بعدش شما بِری و دستگاه کشتارش رو نابود میکنین
سوالی هست؟
آره
چرا کریگر یه کاسه تخممرغ دستشه؟
شرمنده
فکر کردم تو جلسه ناهار هم میخوریم
...خب، بذارین اینا رو
هی، هی، هی
چیکار میکنی، حاجی؟
اونا تخممرغ آبپز بدون پوست و روکشه؟
اگه بگم تخم پرنده نیستن راضی میشی؟
خب، حداقل فضاش
شبیه قتلگاه و کشتارگاه به نظر نمیاد
،خب، حداقل اگه بمیرم
میتونم این یخچال لامصب رو بذارم زمین
من یخچال لامصب نیستم
من یه جاندار وفق پیشرفته و دارای احساسم
آره و داخل یه یخچال لامصبی
.هی، پسر چی شده؟
هیچی
فقط دارم ذهنم رو آماده میکنم
،پم، مطمئن نیستم متوجه شدی یا نه ولی اون یکی بِری
عادت داره همیشه مثل سگ کتکم بزنه
اومدیم کمکت کنیم، رفیق - ممنون، لوازم آشپزخونه -
ولی اگه دست و پا داشتی
حرفت حالم رو بهتر میکرد
هی، اینا رو برات آوردم
از عمه گرتی باحالم گرفتم
قبل از اینکه توی کانادا به خاطر قاچاق دلمه پنیری دستگیر بشه
اینو بهم داد
پم، این خیلی خوبه
ولی مطمئن نیستم کافی باشه
!وایسا، ما یه سلاح مخفی داریم
بری، اون یکی بِری نقطه ضعفی داره
که بتونیم برای شکستش استفاده کنیم؟
پسر، چه سوال خوبی
چرا به فکر خودم نرسید؟
بذار فکر کنم
...اه
نه
یه استراحتی لازم دارم
کس دیگه نمیخواد این چیز رو حمل کنه؟
من اسم دارم
شرمنده، کسی نمیخواد این شاسکول رو حمل کنه؟
به نظر روبراه میای - ری. جواب بده، ری. اونجایی؟ -
تیم یاکا چطوره؟
No comments yet. Be the first to leave one.