ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
ایـکس دیـوانـه در شـهـر
از دست این بشر آخه
باز چیه؟ خدایا
چی شده؟ چه خبره؟
چی شده؟
هی، چه خبر شده؟
حالت خوبه؟
تو کی هستی؟
اینجا کارگاه نجاریِ و کلی وسیلهی خطرناک اینجا هست
نمیتونی همینطوری سرتو بندازی پایین بیای اینجا
واقعا ممکن بود صدمه ببینه
معذرت میخوام
یکی شکایت کرده بود که بویِ بدی از اینجا میاد
البته که بو میاد
اینجا پر از چسب و رنگه
ولی میگم تو اصلا شبیه پلیسا نیستی
درسته، ما گشت زنیِ محله ایم
معذرت میخوام
ببخشید
لطفا برید
معذرت میخوایم - ببخشید -
وقتی به همه چیز مشکوک بشی حتی یه شلنگم با مار اشتباه میگیری
...خب، من فقط
ولی اینجا واقعا مشکوک بود
...من
بیا دوباره موتورت روشن شد
خودت که دیدی فقط یه کارگاه نجاری بود
ممکنه یه کارگاه مواد مخدر بوده باشه و الکی گفتن کارگاه نجاریه
باشه خانم، حتما یه تیم پلیس اونجا اعزام میکنم
بریم
هیچکس اینجا نیست
به خیر گذشت، فکر کردم اونا پلیسن
...ولی
فکر کنم اون زنه صورتمُ دید
هی
حالت خوبه؟
شایدم نه
:قسمت یازدهم هوای آفتابی پس از باران
بک جونگ وو
باید یه چیزی بهت بگم
میشنوی؟
اوپا
ما قول دادیم
قول دادیم کنار همدیگه بمونیم
روی قولت بمون
!زودباش، اینو نگاه کن
چشماتو باز کن، بک جونگ وو
ببین
میخوام به این گوش بدی
اوپا
...اوپا، خواهش میکنم
بیا اینجا بشینیم
من میرم دستشویی - باشه -
آیگو
بله هیونگ
چه خبر؟ کجایی؟
...همین اطرافم
چرا؟ چرا؟
خونه ای، مگه نه؟ من تو محلتونم، بیا پایین
بیا بریم یه چیزی بخوریم
نه، من الان نزدیک خونه نیستم
خب، بعدا باهات تماس میگیرم
بعدا باهات حرف میزنم
الو؟
چی شد؟ چی گفت؟
گفت خونه نیست
انگار داشت خودش تنهایی یه جایی نوشیدنی میخورد
نامرد
فرمانده، از کجا میدونستی؟
...اون بیشعور - باورم نمیشه -
!چطور جرات میکنی بهم دروغ بگی
گیرت انداختم
اینجا چیکار میکنی؟
هنوز سفارش ندادی، مگه نه؟
دو مرغ و یه شیشه سوجو، لطفا
بیا آبجو بخوریم، بیشتر حال میای
پس سه تا آبجو لطفا - بله -
چرا؟ میخوای اینجا بخوری؟
شماها مگه سرتون شلوغ نیست؟
حتی اگه باشه هم، نمیتونیم بذاریم اینجا تنها چیزی بخوری
!نمیتونیم
حالا که پیش همدیگه ایم بیاید دلی از عزا دربیاریم، باشه؟
منظورت چیه دلی از عزا دربیاریم؟ نه، برید
میخوام یکم با خودم تنها باشم
خیلیخب، ببخشید راضی شدی؟
بیا باهمدیگه بخوریم دیگه
نمیبینی چرا اون کارو برات کردم؟
ترجیح میدم خودم به حسابت برسم
نه بشینم ببینم اون دفتر مرکزیِ عوضی داره باهات چیکار میکنه
...یانگ، اون بی همه چیز
یانگ بزرگتر از چیزیه که فکر میکنیم نمیتونیم با یه فروشنده سطح پایین گولش بزنیم
دفتر مرکزی سالهاست درگیر این پروندهست
ولی هنوز نتونستن به سایهی یانگ هم نزدیک بشن
هنوزم نتونستن؟ بعد از اون همه بلوف زدن؟
نوش جان - ممنونم -
دلت میخواد یانگ رو ببینی؟
منظورت چیه؟
اینه، این یانگه
پیشخدمت؟ مطمئنی؟ مدرکی هم داری؟
الان فقط یه شاهد دارم
مواد فروش بهم گفت
به باری میره که یانگ بهش میگه و
و از پیشخدمت میخواد یه چیزی با شراب براش بیاره
مطمئنم اون روز یانگ رو تو بار دیدم
ولی یکدفعه آب شد رفت تو زمین
منظورم اینه که، چطور هر سری میتونه فرار کنه؟
پس یانگ خودشو جای یه پیشخدمت جا میزنه
تا بتونه موادهارو بفروشه؟
منطقیه، چون یه پیشخدمت میتونه سریع فرار کنه
بدون اینکه کسی بهش شک کنه یا ازش بازجویی بشه
برای همین کاملا این قضیه رو یادم رفته بود
ولی بعدا فهمیدم اسمش تو لیست کارکنان نیست
پس این کیه؟
...باشه، پس این مدرکُ برای مرکز
خدایا،هنوز نگرفتی؟
میدیش به دفتر مرکزی؟ این عکس به این بزرگی رو نمیبینه؟
کدوم عکس؟ یه جور حرف بزن بفهمم
نمیبینی دفتر مرکزی داره چیکار میکنه؟
نمیذارن بقیه روی پرونده یانگ تحقیق کنن
همین که یه فروشنده رو بگیرن
فقط چندتا اسم الکی مینویسن و ثبتش میکنن
داستانو به همین راحتی جمع میکنن
برای همین نمیتونستیم اون همه کارشونو گیر بندازیم
نمیبینی داره چه اتفاقی میوفته؟
واقعا نمیتونن یانگ رو بگیرن
یا خودشون تصمیم گرفتن که نگیرنش؟
...پس داری میگی دفتر مرکزی
دارن با یانگ
همکاری میکنن؟
هی، فکر نکنم...این دیگه خیلی زیادیه
...نمیتونن اینجوری باشن
!راست میگه، دستشون تو یه کاست
تو دفتر مرکزی چندنفر هستن که دارن با اون همکاری میکنن
پلیسای فاسد سعی کردن ...اطلاعات پرونده رو پاک کنن
رئیس این کارتل کیه؟ یانگ؟
آره، دارن از یانگ محافظت میکنن
حتما پای تجارت جنسی و پولی هم درمیونه
!ارتباطات کثیف! معاملات ناعادلانه
کارتل مواد! یه همچین چیزایی
تو فیلما خیلی از اینا دیدم
اون کیه؟
متوجه شدم، لطفا آروم باشید خانم
به نظرم خیلی به نکات ظریف و مهمی اشاره کردید
این دروازهی یانگه
تا زمانی که قضیه روشن بشه
باید این تحقیقات رو به صورت محرمانه ادامه بدید
!نکنه اینجا شنود گذاشته باشن
لطفا انقدر سریع با حرفام موافقت نکنید
باعث میشید احساس کنم این نظریهام زیادی آبکی بوده
چی؟ منظورت از این حرف چیه؟
هیچی
وای، نمیدونستم با کسی قرار داشته
لطفا، اینجا بشینید
بفرمایید - ممنونم -
قبلا همدیگه رو دیدیم، درسته؟
درسته
!دوست دختر
تو دوست دخترشی
چرا اونو بهمون معرفی نکردی؟
بذارید براتون یه شات بریزم
سوجو؟ آبجو؟ کدوم رو میل میکنید؟
سوجو میخورم
بله - باشه -
نه، نکن براش نریز
چی شده؟ - ...اون از دست غریبه ها چیزی نمی -
البته، میخورم
باشه
میگم حالا که از نزدیک میبینمتون واقعا زیبایید
هی! اینو نگو
چی؟ چی رو نگم؟
از این حرفا که خوشکلی و اینا بهش نگو
چرا؟ من به نظرم واقعا زیبا هستن
اینو همینطوری از روی مؤدب بودن نمیگید؟
نه، واقعا جدی گفتم
وقتی اون روز دیدمتون خیلی حواسم نبود
ولی الان که از نزدیک میبینمتون واقعا خوشکل هستید
حتی اگه بگید یه سلبریتی هستید هم باور میکنم
میدونم دارید اغراق میکنید، ولی ممنونم
نه اغراق نمیکنم، واقعا دارم میگم
من همهی دوست دختراشو دیدم
ولی شما از همشون خوشکل ترید
شما خوشگل خوشگلایی
درسته که هی اوه زیاد جذاب نیست
اما بین دخترا خیلی محبوبه - دقیقا -
یکی از خانومایی که تو گروه قماربازا بود
یه دل نه صد دل عاشقت شده بود
هربار بهش اخطار میدادیم اما به خاطر اینکه دلش برات تنگ میشد
همش یه کاری میکرد دستگیرش کنیم
ما آزادش میکردیم، اما بازم به خاطر اینکه دستگیر بشه، قمار بازی میکرد
اون آجوما میگفت
میتونم بیخیال قمار شم" "اما بیخیال کاراگاه نو نه
یه نمایشی راه انداخته بود که نگو و نپرس - یادمه -
اره
اون جیب بُرم بود - !راست میگی! یه جیب بُرم بود -
از زندان واسش نامه عاشقانه میفرستاد - راست میگی -
با اینکه جیب بر بود اما نتوست قلب کاراگاهمونُ بدزده
هیونگ اینا مال گذشته ست بگو دقیقا چی شد
تا یه مدت با اون جیب بره قرار میذاشتی مگه نه؟
یه جورایی تایپ مورد علاقت بود، درسته؟
هی
No comments yet. Be the first to leave one.