ആദ്യത്തെ 152 വരികൾ.
در بخشی کوچک از فضا .جنگ همچنان ادامه دارد
.در جنگ تنها یک طرف میتواند پیروز شود
.فضا سرزمینی رام نشده است و زخمهای خونین به مرور زمان ناپدید میشن
.شاید تنها ستارگان بیشمار این زخمها را به یاد آورند
.و شاید این سرنوشت باشد که روزی ستارگان نیز محو خواهند شد
.حضور انسانها در میان ستارگان تنها یادگار آن جنگهای فراموش شده خواهد بود
.در همین زمان، در گوشهای از دنیا یک کهکشان در حال جنگ بود
.جنگی بین امپراطوری کهکشان و اتحاد سیارات آزاد
.در میان مرز دو طرف جنگ سرزمینی کوچک و فئودال به نام فزان قرار داشت
.که بیطرف مانده و جنگ را مشاهده میکرد
.جنگی که 150 سال از آن میگذرد و همچنان ادامه دارد
سال فضایی
سال امپراطوری
سال نو
به ستاره ها نگاه میکنی؟
.ستارهها واقعا زیبان
...بدون اینکه حرکت کنن، ما رو تماشا میکنن و همیشه میدرخشن
.تنها زیبایی ماندگاری که برامون باقی مونده ...
.جنگ ما در برابر عظمت اونا بسیار ناچیزه
...دقیقا، در برابر چیزی که ما میبینیم
.جنگ ما خیلی کوچیکه ...
...و البته
.تعداد نیروهای دشمن دو برابر ماست و از سه جهت محاصره شدیم
...به همین خاطر هر پنج فرمانده
.به شدت درخواست دیدار و صحبت با شما رو دارن عالیجناب ...
.تعجب نکردم که اون پیرمردهای خرفت اینجوری ترسیدن
.عالیجناب، بابت قبول درخواست ملاقات ممنونیم
آقایون من کاملا از نظرتون آگاه هستم شما اعتقاد دارید که ما با یه فاجعه روبهرو هستیم، درسته؟
.حقیقت اینه که دشمن ما رو در شرایط بدی قرار داده
.دست کم باید استراتژی جدیدی بچینیم تا خسارت رو به حداقل برسونیم
.یعنی میگین عقب نشینی کنیم؟ دقیقا این کاریه که نباید بکنیم
.به عقب نشینی اصلا فکر نکنید
.چرا؟ لطفا دلیلش رو بگید
.چون با وجود تمام مشکلات، برگ برنده دست ماست
.این تنها یکی از چندین نبردیه که به اتحاد واگذار شده
،طرف برنده هنوز نامشخصه .پیشبینی جنگ به این راحتیها نیست
.در حال حاضر فزان یه تماشاچیه
.اما اگر امپراطوری و اتحاد از جنگ خسته بشن برای ما هم سود داره
.الان باید حمله کنیم
.این نقشهای هست که طراحی کردم
...این فقط یه فرضیه است. عالیجناب امکان موفقیت
!کافیه
.همهی شما تحت فرمان من هستید
...اگه از دستورات من اطاعت نکنید، طبق قوانین نظامی امپراطوری عمل میکنم
.و اونوقت از مقامتون خلع و مجازات میشید ....
.کافیه، مرخصید
.این بحث دیگه تمومه
...بچه پرروی مو بلوند
.اون فقط به خاطر رابطه خواهرش با امپراطور تونسته به اینجا برسه
.به خاطر جوون بودنشه. با اینکه مردی شده ولی هنوز مثل بچهها رفتار میکنه
به این شکل رفتار کردن باهاشون عاقلانه است؟
.فراموشش کن. وقتی برنده بشیم نظرشون عوض میشه
.امروز تولد خواهرتونه
.فراموش نکردم
.پیروزی امروز کادوی تولد خواهرم خواهد بود
.گزارشها میگن که نیروی اتحاد دو برابر ماست
اینبار شکست میخوریم؟
.امکانش زیاده
که اینطور. فرمانده خط مقدم، برادر کوچکتر ایشونه، درسته؟
وارث اسم لوهنگرام در خط مقدم میجنگه؟
...این تاثیرات بدی بر ما میذاره
.خودشه. شباهتشون غیر قابل انکاره
سیگ، مراقب راینهارد هستی؟
.بله
...نگران نباش، ما برندهایم، ولی
چیزی نگرانت کرده؟
.یک مشکلی هست
بله؟
.اون سرباز دشمن
همونی که بهش لقب "قهرمان ال فاسیل" رو دادن؟
.درسته
.افسر یانگ ونلی، به درخواست شما ما طرحتون رو بررسی کردیم
.هرچند بیش از حد محتاطانه به نظر میرسه
.تعداد نفرات ما بسیار بیشتره و دو برابر اونا کشتی داریم
.الان وقت نگرانی واسه شکست نیست، الان وقت جنگیدنه
با این وضعیت چرا باید نگران شکست باشیم؟
.ولی ما نمیدونیم در میدان جنگ چه اتفاقی ممکنه رخ بده
.ما نباید بی احتیاطی کنیم
.در هر صورت، همه موافقن. این نقشه قابل قبول نیست
.برو. ولی هنوز روت حساب میکنیم
.سخنانتون بسیار روحیه بخشه
...خب، با اجازه
دوباره؟
.از شانس بدم اون مشاورا هم اومده بودن
.ارائه طرحم خوب پیش نرفت
.کاریش نمیشه کرد. به خاطر سن زیادشون کله شق هستن
درسته. واسه همین دوست نداریم پیر بشم، نه؟
ولی واقعا باید بذاریمش به عهدهی این خرفتا؟ این دفعه برنده میشیم؟
.با تعداد زیادی که داریم پیروزی قطعیه
...ولی
ولی چی؟
...فرمانده دشمن
.راینهارد ون لوهنگرام
یکی از فرماندههای ارشده؟
.آره. فرمانده کشتی سفید
.نمی دونم چیکار میخواد بکنه
.من یکی که اصلا قصد مردن ندارم
.درسته. منم چشم ازش برنمیدارم
...ولی فرمانده نقشه منو رد کرد
.وقتشه بریم
.بذار یه نگاهی بندازم
فایدهاش چیه؟
.ناوگان ما در آستات 20 هزار نیرو داره
.این دفعه قراره تحقیر شدن اون بچه پرروی مو بلوند رو ببینم
.با اینحال ممکنه بازم با یکی از نقشه های عجیبش دشمن رو غافلگیر کنه
.ولی ایندفعه ناوگان نیروهاش با دفعهی پیش فرق دارن
منظورت چیه؟
...یعنی اون افسرهایی که دفعه پیش کمکش کردن
.رو این دفعه در اختیار نداره ...
.یک فرد به تنهایی نمیتونه پیروز جنگ بشه
حتی اگه نقشهی درستی هم بچینه تنها به کمک .افسران لایقش میتونه برنده بشه
...هرطور هم که باشه اون موفق بیرون میاد
.چون اون به چیزی کمتر از پیروزی قاطع، قانع نمیشه ...
.فعلا که خبری از پیروز شدن نیست
.قوای دشمن در آستات حداقل دو برابر نیروهای ما تخمین زده شده
.بیاین برای نیروهای امپراطوری آرزوی پیروزی کنیم
چهار ماهه که ازش جدا شدی؟
.بیا راجب مسائل خصوصی ارتش صحبت نکنیم
.هرچند دیگه هیچکدوم از ما همراهش نیست
.آره، فقط اون موقرمزه خوشانس بوده که همراهشه
به نظرت بودن ما زنده میمونه؟
.اهمیتی نداره، چون از اینجا نمیتونیم کمکی کنیم
.نگران نباش اون حتما پیروز میشه
.آره، امیدوارم
سروان پل ون ابراشتاین
.نبرد آستات به زودی آغاز خواهد شد
.تمام کشتیها! به دشمن حمله کنید
.برخلاف انتظار، نیروهای امپراطوری در حال حرکت به سوی ناوگان چهارم هستن
!چی؟ مسخره است! غیرممکنه
.اگه منم جای اونا بودم همچین طرحی میریختم
.تقصیر تو نیست. تمام تلاشت رو کردی
!تمام کشتیها! حملهی مستقیم
.اگه دشمن در شرایط روحی خوبی باشه این نبرد خیلی طول نمیکشه
.از نظر من اونا شانس بالایی برای درهم شکستن نیروهای ما به صورت جداگانه دارن
.دشمن دقیقا به همینی که نوشتی فکر میکرده
...برای جلوگیری از این حمله
.حتی اگه بخونیش هم دیگه فایدهای نداره
.دیگه دیر شده نمیشه کاریش کرد
...هرچند هنوز یه راه باقی مونده
.ولی اگه این روش رو انجام ندیم 20 هزار یا حتی 40 کشتی نابود خواهد شد
.و دشمن حتی آسیب خاصی هم نمیبینه
کل ناوگان دشمن 13 هزارتاست
.مسئله فقط تعداده
.الان فقط بحث زمانه که کِی برنده بشیم
.بله درست میفرمایید
...نقشهای برای نابود کردن 40 هزار نیروی دشمن
.اگه به صورت جداگانه حمله کنن .هرکدوم از ناوگان ما تنها 13 هزار نیرو داره
...بیست هزار در برابر سیزده هزار
.بدون شک شکست میخوریم
!این یعنی چی؟ ضدحمله رو شروع کنید
!تمام کشتیها آماده نبرد بشین
.تمام کشتیهای اسپارتان رو آماده کنید
No comments yet. Be the first to leave one.