The Banker

The Banker

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Banker 2020 1080p BluRay x264 DTS-HD MA 7 1-MT
The Banker 2020 720p BluRay x264 DTS-HD MA 7 1-MT
The Banker 2020 1080p BluRay H264 AAC-RARBG
The Banker 2020 720p BluRay H264 AAC-RARBG
The Banker 2020 BRRip XviD AC3-XVID
The Banker 2020 BRRip XviD MP3-XVID
കമന്ററി എഴുതിയത് Ehsan1
ترجمه کویین دی وی دی فقط با بلوری تنظیم کردم

ടാഗുകൾ

brrip
XviD
AC3
BluRay
x264
720p
720
TS
HD
1080
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2021-08-13
ഡൗൺലോഡുകൾ: 75
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

QUEENDVD با افتخار تقديم ميکند

‫امروز مجلس سنای ایالت متحده آمریکا ‫در اقداماتی دولتی

‫جلسه رسمیِ بانک‌های ‫بیمه گذار دولتی رو آغاز میکنه.

‫ اینکه قوانین موجود شخصیت، تجربه و صداقت

‫ افرادی که مالک چنین بانک‌هایی هستند ‫را تضمین میکنند یا خیر رو مورد بحث قرار میدهیم

‫که اساسِ رژیم سرمایه‌داری آمریکا و

‫بنیان آرمان آمریکایی هستند.

‫- بانکـدار -

‫- الهام گرفته شده از حوادثـی واقعی -

‫~ مترجم: iredprincess ~ ‫« پنجـم فروردین ماهِ سال 99 »

‫اونجا مراقب باش برنارد. ‫میخوان تورو درس عبرتی برای دیگران کنن.

‫مجلس برنارد اس گرت رو ‫برای شهادت احضار میکند.

‫آقای گرت شما با مبالغ ‫سرمایه گذاری شده آشنا هستید.

‫کارلایل و اسپرینگ ؟

‫درسته، 80.000 درآمد اجاره سالیانه که زیاده،

‫اما خانم میلر از ما میخوان که از شش ضریب ‫فزاینده برای ارزش‌گذاریـش استفاده کنیم.

‫خیلی زیاده.

‫یه ساعت دیگه برای مذاکره میاد. ‫شاید تو باید مداخله کنی.

‫باشه.

‫پسرِ خیلی خوب برق میندازه.

‫از بیشترشون سخت‌کوشتـره.

‫توی ویلیس شاید چیزی نباشه،

‫اما به املاکی که توی شهرستان ‫دارم یه نگاهی بنداز.

‫شش برابر منطقیـه.

‫ساختمون‌های دیگه‌ات توی کانرو هستن، ‫که به حفاری نفت برخورد میکنه.

‫پس مطمئن نیستم که به درد بخوره.

‫ویلیس هم رو به رشده.

‫هی! اون بالا چیکار میکنی پسر ؟

‫داری جاسوسیِ این سفیدپوستارو میکنی ؟

‫برگرد اینجا!

‫به بابات خبر میدم.

‫هی! جلوت رو نگاه کن پسر!

‫فکر میکنی اون سفیدپوستا باهات چیکار میکنن ‫اگه بفهمن داشتی جاسوسیشـون رو میکنی ؟

‫وقتی داشتم بزرگ میشدم کشته شدنِ ‫مردم برای هیچ و پوچ رو دیدم.

‫میدونی چه احساسی داره وقتی یه پسر ‫به دار آویخته شده از درخت رو میبینی ؟

‫و فکر نکن چون اخیر چنین اتفاقی نیفتاده، ‫امکان دوباره‌اش وجود نداره.

‫فقط داشتم یاد میگرفتم که ‫چطور پول دربیارم.

‫تو خیلی بااستعدادی.

‫چطور همه اینارو یاد گرفتی ؟

‫با رنگ پوستِ اشتباهی متولد شدی پسرم.

‫مرد سیاه‌پوست بااینکار نمیتونه پول دربیاره.

‫مهم نیست که چقدر مهارت داره، ‫سفیدپوستا این اجازه رو بهش نمیدن.

‫شاید توی تگزاس نه.

‫واقعا فکر میکنی اگه جای دیگه‌ای ‫بری فرقی به حالت میکنه ؟

‫ما توی کالیفرنیایـیم.

‫چیشده ؟

‫فقط مشتاقـم که با عموت شام بخورم.

‫خب، شرکت‌های ترابری هوایی ‫دارن پیشرفت میکنن.

‫نورثروپ میخواد پنج هزار نیروی ‫جدید برای خط مونتاژ استخدام کنه

‫و از نژاد ماهم میگیره.

‫و میتونم برای فردا ‫واست وقت مصاحبه بگیرم.

‫خب ممنون آقا اما من برای املاک ‫و مستغلات به اینجا اومدم.

‫نماینده‌های سیاه‌پوست املاک ‫و مستغلات زیادی وجود نداره.

‫مالکیتِ ملک و اجاره دادنـش.

‫با یه میلیونر ازدواج کردی یونیس ؟

‫دیکون.

‫خب امیدوارم که درصددش باشی پسر.

‫اینجا یه شهر کوچیک تگزاس نیست.

‫املاک و مستغلات اینجا گرونـه.

‫برنارد از شرکتی که توی هیوستون ‫راه اندازی کردم پول پس‌انداز کرده.

‫پس تاوقتیـکه چیزی پیدا کنی که استطاعتـش ‫رو داشته باشی، برنامه‌ات چیه ؟

‫به گشتن ادامه بدم.

‫و پس‌اندازت رو خرج کنی ‫ تا وقتیـکه به باد هوا بره ؟

‫و بعدش نتونی اجاره‌ـت رو بدی ؟

‫دیکون بس کن.

‫اجاره‌ات رو اول هر ماه میگیری،

‫هر ماه جلوتر.

‫باید برم برنارد جونیور رو بخوابونم.

‫ببخشید.

‫یونیس مشکل شوهرت با کار کردن چیه ؟

‫اگه نیاز باشه که کمبود درآمدمون رو تا وقتی ‫که ملک درست رو پیدا کنه جبران کنیم،

‫من توی پلنتیشن کلاب کار میکنم.

‫اونجا جایی نیست که یه زنِ ‫متاهل کار کنه.

‫برنارد مشکل نداره که تو اونجا بری ؟

‫خب ما فرصت حرف زدن درموردش ‫رو پیدا نکردیم.

‫اگه واقعا مرد باشه، بهت اجازه نمیده.

‫تصمیم گرفتنـش بااون نیست.

‫یعنی چی ؟

‫شوهر من یه نابغه‌اس.

‫خواهی دید.

‫میدونم که جای خوبی نیست.

‫آره برنامه‌ی ندارم زیادی اینجا بمونیم.

‫چرا انقدر به خودت سخت میگیری ؟

‫نمیخوام برنارد جونیور توی این ‫آلونک بزرگ بشه.

‫خب من توی آلونک بزرگ شدم.

‫آبراهام لینکلن توی آلونک بزرگ شد.

‫آبراهام لینکلن توی یه کلبه چوبی بزرگ شد.

‫خب وقتی که توی جنگل باشه ‫بهش میگن آلونک.

‫فرقی نداره.

‫خب من قراره تو و اینو از این ‫آلونک خلاص کنم.

‫به محض اینکه بتونم.

‫ممنون که رسوندیـم.

‫خواهش میکنم.

‫متاسفم که پدرم دیشب ‫عوضی بازی درآورد.

‫جدی ؟ حواسم نبود.

‫هی، ماشینِ قشنگیـه.

‫ممنون.

‫برنارد، ایشون دوستم متـه.

‫نگفتی که عموی پولدار داری. ‫از دیدنتون خوشوقتم.

‫پولدار کجا بود، من پسرعموشـم.

‫ماشین که داری، از ‫نظر من پولداری.

‫هی ایشالا که خونه ‫مورد نظرت رو پیدا میکنی.

‫هی.

‫پسرعموت شغلـش چیه ؟

‫چندتایی ساختمون داره.

‫جدی ؟

‫لعنتی.

‫سلام من برنارد گرت هستم.

‫ملکتـون رو توی جاده ویکتوریا دیدم. ‫برام سوال بود که چه قیمتی...

‫سلامم من برنارد گرت هستم. ‫شما مالک...

‫سلامم من برنارد گرت هستم. ‫من سرمایه گذارِ مشاور املاک هستم.

‫قیمت مد نظرتون چنده ؟

‫انقدر زیاد ؟

‫چطور همچین قیمت بالایی میتونه پایدار باشه، ‫با اجاره فعلی...

‫ساختمون چندتا واحد داره و ‫چه چیزهایی واقعا...

‫بنظر من که ساختمون ‫به یکم تعمیرات نیاز داره.

‫شاید بتونیم مذاکره کنیم...

‫درسته، میفهمم. ‫از اینکه وقت گذاشتید ممنونـم.

‫اینجا محله‌ی سفیدپوستاست برنارد.

‫خب مدت زیادی برای سفیدپوستا نمیمونه.

‫نه تا وقتی که دو بلوک اونوتر ‫از سیاه پوستا اشباع شده باشه.

‫خب چقدر بارکر و همکارانـش اعلام کردن ؟

‫برای خریدش پول داریم.

‫دیگه چیزی برای تعمیرش نمیمونه.

‫اگه یه شریک سرمایه گذاری ‫پیدا کرده باشم چی ؟

‫خیله‌خب رفقا عالی بود.

‫جو!

‫یونیس!

‫برگردی پیشم.

‫نگاش کن دختر.

‫بس کن. مودب باش دیگه.

‫عزیزم.

‫این کیه ؟

‫همون عموت که همیشه درموردش ‫حرف میزدی ؟

‫شوهرم.

‫شوهر... چی ؟

‫وایسا.

‫سه سال.

‫مبارکه پسر.

‫ایولا داری.

‫اگه اهل ازدواج باشی.

‫من نیستم اما اگه بودم، بهتر ‫از یونیس پرکینز پیدا نمیشه.

‫گرت.

‫از آشناییت خوشوقتم گرت.

‫نه برناردم.

‫من که شنیدم گفت گرت. ‫شما نشنیدید بگه گرت ؟

‫منم همینو شنیدم.

‫فقط دارم سربه سرت میذارم پسر.

‫نوشیدنی میخوای ؟

‫ساعت چهار صبحه.

‫میدونم. دیر شروع کردی.

‫بهشون میگم که غلیظش کنن.

‫جکی واسه رفیقم غلیظ بزن.

‫یه سه گانه.

‫میدونی، بلکه ببینیم ‫چند مرده حلاجه.

‫اصلا درمورد ایده‌ات ‫باهاش حرف نزدی.

‫امکان نداره من با اون مردک کاری کنم.

‫نه حتی برای قرض، ‫چه برسه به شریک کاری.

‫یه فاسدِ کوفتیـه.

‫برنارد خواهش میکنم!

‫من به کمکـش نیازی ندارم.

‫درموردش اشتباه فکر میکنی.

‫جدی ؟ اینجوری فکر میکنی ؟

‫چون بخش مبارزه با فساد ‫با تو موافق نیست.

‫ایشون شهرداره احمق.

‫میخوای ملاقاتـش کنی ؟ ‫چون با جو رفیقـه.

‫نه.

‫اگه نذاری جو سرمایه گذاری کنه،

‫بعشد مجبور میشی که از بارکر بخوای ‫تا قیمت رو کمی کاهش بده.

‫قسمت درخواست شده 40 هزارتاست.

‫یه قرونـم بالاتر از 35 تا نمیدم.

‫داری 35 رو پیشنهاد میکنی ؟

‫میتونم 30 تا بهتون بدم.

‫چرا 30 تا وقتی 35 تا میتونم بگیرم ؟

‫خب این ساختمون به تعمیرات نیاز ‫داره تا ارزشـش رو از دست نده.

‫برای مستاجرینِ من که مناسب بوده.

‫مستاجرینِ شما فقط نصف ساختمون ‫رو پُر کردن.

‫اما با آشپزخونه‌های جدید ‫و کفِ روکاری شده...

‫مستاجرینِ من حتی اگه انعکاس خودشون رو ‫توی کف ببینن هم یه قرون بیشتر نمیدن.

‫اما یه بازار دیگه اینکار رو میکنه.

‫معلمین، وکلا و دکترهای سیاه پوستی که

‫دنبال جای جدید میگردن تا از محله‌ی اقلیت نشینانی ‫که به زود دراونجا ساکن هستن خارج بشن.

‫هیچکس سمتِ این بازار نمیره.

‫اما من میتونم.

‫اعتماد به نفستـون تحسین برانگیزه.

‫اما ده هزارتا کمتر از قیمت درخواستی ‫کافی نیست.

‫وقتیکـه واحدهارو اجاره بدم، میتونم ‫هزینه اصلی رو بهتون تقدیم کنم.

‫بذارید بگیم...

‫ژوئن.

‫داری میگی که ده هزارتا بهت قرض بدم تا ‫بتونی ساختمونـم رو بخری ؟

‫قرض نیست، سرمایه گذاریـه.

‫قرضـه.

‫سه برابر درآمدیِ که یه خونواده معمولی ‫آمریکایی در سال درمیاره.

‫- 2.4 برابر. ‫- چی ؟

‫درآمد آمریکایی‌های معمولیِ سال 1953 ‫چهارهزار و 233 دلار بود.

‫ده هزارتا 2.4 برابر درآمد متوسطشونه.

‫خب من ذوقِ کارآفرینیِ شما رو تحسین میکنم،

‫اما روش کار من اینطوری نیست.

‫متاسفم.

‫از اینکه وقت گذاشتید متشکرم آقای بارکر.

More Farsi Persian subtitles for The Banker

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left