ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
QUEENDVD با افتخار تقديم ميکند
امروز مجلس سنای ایالت متحده آمریکا در اقداماتی دولتی
جلسه رسمیِ بانکهای بیمه گذار دولتی رو آغاز میکنه.
اینکه قوانین موجود شخصیت، تجربه و صداقت
افرادی که مالک چنین بانکهایی هستند را تضمین میکنند یا خیر رو مورد بحث قرار میدهیم
که اساسِ رژیم سرمایهداری آمریکا و
بنیان آرمان آمریکایی هستند.
- بانکـدار -
- الهام گرفته شده از حوادثـی واقعی -
~ مترجم: iredprincess ~ « پنجـم فروردین ماهِ سال 99 »
اونجا مراقب باش برنارد. میخوان تورو درس عبرتی برای دیگران کنن.
مجلس برنارد اس گرت رو برای شهادت احضار میکند.
آقای گرت شما با مبالغ سرمایه گذاری شده آشنا هستید.
کارلایل و اسپرینگ ؟
درسته، 80.000 درآمد اجاره سالیانه که زیاده،
اما خانم میلر از ما میخوان که از شش ضریب فزاینده برای ارزشگذاریـش استفاده کنیم.
خیلی زیاده.
یه ساعت دیگه برای مذاکره میاد. شاید تو باید مداخله کنی.
باشه.
پسرِ خیلی خوب برق میندازه.
از بیشترشون سختکوشتـره.
توی ویلیس شاید چیزی نباشه،
اما به املاکی که توی شهرستان دارم یه نگاهی بنداز.
شش برابر منطقیـه.
ساختمونهای دیگهات توی کانرو هستن، که به حفاری نفت برخورد میکنه.
پس مطمئن نیستم که به درد بخوره.
ویلیس هم رو به رشده.
هی! اون بالا چیکار میکنی پسر ؟
داری جاسوسیِ این سفیدپوستارو میکنی ؟
برگرد اینجا!
به بابات خبر میدم.
هی! جلوت رو نگاه کن پسر!
فکر میکنی اون سفیدپوستا باهات چیکار میکنن اگه بفهمن داشتی جاسوسیشـون رو میکنی ؟
وقتی داشتم بزرگ میشدم کشته شدنِ مردم برای هیچ و پوچ رو دیدم.
میدونی چه احساسی داره وقتی یه پسر به دار آویخته شده از درخت رو میبینی ؟
و فکر نکن چون اخیر چنین اتفاقی نیفتاده، امکان دوبارهاش وجود نداره.
فقط داشتم یاد میگرفتم که چطور پول دربیارم.
تو خیلی بااستعدادی.
چطور همه اینارو یاد گرفتی ؟
با رنگ پوستِ اشتباهی متولد شدی پسرم.
مرد سیاهپوست بااینکار نمیتونه پول دربیاره.
مهم نیست که چقدر مهارت داره، سفیدپوستا این اجازه رو بهش نمیدن.
شاید توی تگزاس نه.
واقعا فکر میکنی اگه جای دیگهای بری فرقی به حالت میکنه ؟
ما توی کالیفرنیایـیم.
چیشده ؟
فقط مشتاقـم که با عموت شام بخورم.
خب، شرکتهای ترابری هوایی دارن پیشرفت میکنن.
نورثروپ میخواد پنج هزار نیروی جدید برای خط مونتاژ استخدام کنه
و از نژاد ماهم میگیره.
و میتونم برای فردا واست وقت مصاحبه بگیرم.
خب ممنون آقا اما من برای املاک و مستغلات به اینجا اومدم.
نمایندههای سیاهپوست املاک و مستغلات زیادی وجود نداره.
مالکیتِ ملک و اجاره دادنـش.
با یه میلیونر ازدواج کردی یونیس ؟
دیکون.
خب امیدوارم که درصددش باشی پسر.
اینجا یه شهر کوچیک تگزاس نیست.
املاک و مستغلات اینجا گرونـه.
برنارد از شرکتی که توی هیوستون راه اندازی کردم پول پسانداز کرده.
پس تاوقتیـکه چیزی پیدا کنی که استطاعتـش رو داشته باشی، برنامهات چیه ؟
به گشتن ادامه بدم.
و پساندازت رو خرج کنی تا وقتیـکه به باد هوا بره ؟
و بعدش نتونی اجارهـت رو بدی ؟
دیکون بس کن.
اجارهات رو اول هر ماه میگیری،
هر ماه جلوتر.
باید برم برنارد جونیور رو بخوابونم.
ببخشید.
یونیس مشکل شوهرت با کار کردن چیه ؟
اگه نیاز باشه که کمبود درآمدمون رو تا وقتی که ملک درست رو پیدا کنه جبران کنیم،
من توی پلنتیشن کلاب کار میکنم.
اونجا جایی نیست که یه زنِ متاهل کار کنه.
برنارد مشکل نداره که تو اونجا بری ؟
خب ما فرصت حرف زدن درموردش رو پیدا نکردیم.
اگه واقعا مرد باشه، بهت اجازه نمیده.
تصمیم گرفتنـش بااون نیست.
یعنی چی ؟
شوهر من یه نابغهاس.
خواهی دید.
میدونم که جای خوبی نیست.
آره برنامهی ندارم زیادی اینجا بمونیم.
چرا انقدر به خودت سخت میگیری ؟
نمیخوام برنارد جونیور توی این آلونک بزرگ بشه.
خب من توی آلونک بزرگ شدم.
آبراهام لینکلن توی آلونک بزرگ شد.
آبراهام لینکلن توی یه کلبه چوبی بزرگ شد.
خب وقتی که توی جنگل باشه بهش میگن آلونک.
فرقی نداره.
خب من قراره تو و اینو از این آلونک خلاص کنم.
به محض اینکه بتونم.
ممنون که رسوندیـم.
خواهش میکنم.
متاسفم که پدرم دیشب عوضی بازی درآورد.
جدی ؟ حواسم نبود.
هی، ماشینِ قشنگیـه.
ممنون.
برنارد، ایشون دوستم متـه.
نگفتی که عموی پولدار داری. از دیدنتون خوشوقتم.
پولدار کجا بود، من پسرعموشـم.
ماشین که داری، از نظر من پولداری.
هی ایشالا که خونه مورد نظرت رو پیدا میکنی.
هی.
پسرعموت شغلـش چیه ؟
چندتایی ساختمون داره.
جدی ؟
لعنتی.
سلام من برنارد گرت هستم.
ملکتـون رو توی جاده ویکتوریا دیدم. برام سوال بود که چه قیمتی...
سلامم من برنارد گرت هستم. شما مالک...
سلامم من برنارد گرت هستم. من سرمایه گذارِ مشاور املاک هستم.
قیمت مد نظرتون چنده ؟
انقدر زیاد ؟
چطور همچین قیمت بالایی میتونه پایدار باشه، با اجاره فعلی...
ساختمون چندتا واحد داره و چه چیزهایی واقعا...
بنظر من که ساختمون به یکم تعمیرات نیاز داره.
شاید بتونیم مذاکره کنیم...
درسته، میفهمم. از اینکه وقت گذاشتید ممنونـم.
اینجا محلهی سفیدپوستاست برنارد.
خب مدت زیادی برای سفیدپوستا نمیمونه.
نه تا وقتی که دو بلوک اونوتر از سیاه پوستا اشباع شده باشه.
خب چقدر بارکر و همکارانـش اعلام کردن ؟
برای خریدش پول داریم.
دیگه چیزی برای تعمیرش نمیمونه.
اگه یه شریک سرمایه گذاری پیدا کرده باشم چی ؟
خیلهخب رفقا عالی بود.
جو!
یونیس!
برگردی پیشم.
نگاش کن دختر.
بس کن. مودب باش دیگه.
عزیزم.
این کیه ؟
همون عموت که همیشه درموردش حرف میزدی ؟
شوهرم.
شوهر... چی ؟
وایسا.
سه سال.
مبارکه پسر.
ایولا داری.
اگه اهل ازدواج باشی.
من نیستم اما اگه بودم، بهتر از یونیس پرکینز پیدا نمیشه.
گرت.
از آشناییت خوشوقتم گرت.
نه برناردم.
من که شنیدم گفت گرت. شما نشنیدید بگه گرت ؟
منم همینو شنیدم.
فقط دارم سربه سرت میذارم پسر.
نوشیدنی میخوای ؟
ساعت چهار صبحه.
میدونم. دیر شروع کردی.
بهشون میگم که غلیظش کنن.
جکی واسه رفیقم غلیظ بزن.
یه سه گانه.
میدونی، بلکه ببینیم چند مرده حلاجه.
اصلا درمورد ایدهات باهاش حرف نزدی.
امکان نداره من با اون مردک کاری کنم.
نه حتی برای قرض، چه برسه به شریک کاری.
یه فاسدِ کوفتیـه.
برنارد خواهش میکنم!
من به کمکـش نیازی ندارم.
درموردش اشتباه فکر میکنی.
جدی ؟ اینجوری فکر میکنی ؟
چون بخش مبارزه با فساد با تو موافق نیست.
ایشون شهرداره احمق.
میخوای ملاقاتـش کنی ؟ چون با جو رفیقـه.
نه.
اگه نذاری جو سرمایه گذاری کنه،
بعشد مجبور میشی که از بارکر بخوای تا قیمت رو کمی کاهش بده.
قسمت درخواست شده 40 هزارتاست.
یه قرونـم بالاتر از 35 تا نمیدم.
داری 35 رو پیشنهاد میکنی ؟
میتونم 30 تا بهتون بدم.
چرا 30 تا وقتی 35 تا میتونم بگیرم ؟
خب این ساختمون به تعمیرات نیاز داره تا ارزشـش رو از دست نده.
برای مستاجرینِ من که مناسب بوده.
مستاجرینِ شما فقط نصف ساختمون رو پُر کردن.
اما با آشپزخونههای جدید و کفِ روکاری شده...
مستاجرینِ من حتی اگه انعکاس خودشون رو توی کف ببینن هم یه قرون بیشتر نمیدن.
اما یه بازار دیگه اینکار رو میکنه.
معلمین، وکلا و دکترهای سیاه پوستی که
دنبال جای جدید میگردن تا از محلهی اقلیت نشینانی که به زود دراونجا ساکن هستن خارج بشن.
هیچکس سمتِ این بازار نمیره.
اما من میتونم.
اعتماد به نفستـون تحسین برانگیزه.
اما ده هزارتا کمتر از قیمت درخواستی کافی نیست.
وقتیکـه واحدهارو اجاره بدم، میتونم هزینه اصلی رو بهتون تقدیم کنم.
بذارید بگیم...
ژوئن.
داری میگی که ده هزارتا بهت قرض بدم تا بتونی ساختمونـم رو بخری ؟
قرض نیست، سرمایه گذاریـه.
قرضـه.
سه برابر درآمدیِ که یه خونواده معمولی آمریکایی در سال درمیاره.
- 2.4 برابر. - چی ؟
درآمد آمریکاییهای معمولیِ سال 1953 چهارهزار و 233 دلار بود.
ده هزارتا 2.4 برابر درآمد متوسطشونه.
خب من ذوقِ کارآفرینیِ شما رو تحسین میکنم،
اما روش کار من اینطوری نیست.
متاسفم.
از اینکه وقت گذاشتید متشکرم آقای بارکر.
No comments yet. Be the first to leave one.