The Affair

The Affair

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 4

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Affair S04E07 WEB-DL FA
കമന്ററി എഴുതിയത് Notion
► notion عــرفـان ◄ | NightMovie.Co

ടാഗുകൾ

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2018-08-04
ഡൗൺലോഡുകൾ: 28
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫آنچه گذشت ...

‫آقای سالووی، یه لحظه وقت دارین؟

‫- چی شده؟ ‫- خواستم ببینم ...

‫می‌تونین به مقاله‌ی که روش کار کردم، نگاه کنین.

‫- داری واسه دانشگاه پرینستون اقدام می‌کنی؟ ‫- شاید. نمی‌دونم.

‫آقای سالووی، رئیس مدرسه ویلسون ...

‫داره تلفنی با هیئت مدیره صحبت می‌کنه.

‫- داری منو اخراج می‌کنی؟ ‫- چی شده؟

‫- چرا اینجایی؟ ‫- فکر کردم بهتره اینو بخونی.

‫بهش نگو اینو بهت دادم.

‫یه عذرخواهی بهت بدهکارم.

‫نه، نه، من یهویی اومدم تو.

‫- هنوز رئیسمی؟ ‫- بهم اخطار دادن.

‫هفته بعد مجبورم ‫به هیئت مدیره التماس کنم.

‫ممنون بابت این.

‫می‌خونمش ‫و تصمیم می‌گیرم چیکار کنم.

‫خوشحال میشم یه مشروب باهات بزنم.

‫کتاب تاریخم رو فراموش کردم.

‫فردا یه امتحان دارم، و ...

‫- مامان؟ ‫- ما داشتیم ...

‫در مورد مقاله‌ی پرینستونت حرف می‌زدیم.

‫- بهش نشون دادی؟ ‫- پرینستون؟ بازم؟

‫- اون می‌خواد به اون دانشگاه بره. ‫- ما باهم یه تصمیم گرفتیم.

‫فقط این مقاله‌ی لعنتی رو بخون!

‫نلی، بیا اعتراف کن ‫این کارا واسه چیه.

‫تو هیچوقت بهش اجازه نمیدی واسه دانشگاه ‫اینجا بمونه.

‫هیچکس از اونور کشور نمیاد اینجا

‫که در مورد تخته‌ی موج سواریش بدونه.

‫حقیقتش اینه که ‫من عاشق یه نفر دیگه‌ام.

‫می‌خوام بهش بگم چه احساسی دارم. ‫پس میرم خونه.

‫خیلی خوشحالم که شما ‫اومدین اینجا.

‫آدمای قبلی که اینجا بودن ‫یه انرژی ساکن داشتن.

‫ولی شما... حضور شما مثل این می‌مونه که ...

‫یکم ...

‫واقعاً؟

‫نمی‌دونم. ‫بنظرم بعداً خواهیم فهمید.

‫من دارم می‌میرم.

‫و حتی یه دونه تصمیم هم ...

‫واسه خودم نگرفتم.

‫می‌خوام با چندتا از دوستام ‫به پارک ملی چاشوا-تری برم.

‫واسه رصد ماه چند بار در سال ‫به اونجا میریم.

‫- می‌خوای بیای؟ ‫- قطعاً قطعاً نه.

‫- اوه، باشه. ‫- باشه.

‫خوبه.

‫من سرطان لوزالمعده دارم.

‫دارم می‌میرم.

‫- ازم می‌خوای چیکار کنم؟ ‫- بهت گفتم.

‫می‌خوام یه بچه داشته باشم.

‫و اگه واقعاً می‌خوای ‫یه کاری در حقم بکنی

‫می‌تونی اینکارو بکنی.

‫ترجمه از عـرفـان notion ‫erfanam7@

‫بخش اول: ‫هلن

‫ببخشید.

‫می‌دونین از کجا می‌تونم جو پرک شده ‫پیدا کنم؟

‫- راهروی چهار بغل پیشخوان غلات. ‫- باشه، ممنون.

‫- ببخشید ... ‫- دارین دسر جو درست می‌کنین؟

‫نه. دسر جو چیه؟

‫خواهرم نشونم داد.

‫و اگه توئم مثل من ‫طرفدار یه صبحانه‌ی حسابی هستی

‫زندگیت رو نجات میده.

‫- جدی؟ ‫- آره.

‫فقط 5 تا ترکیب داره.

‫- باشه. ‫- جو پرک شده، شیر بادام

‫چیا سید، کره بادام زمینی

‫و لعنت.

‫چیا سید، کره بادام زمینی.

‫شیر بادام... شیره درخت افرا.

‫و یه میسون جار هم لازم داری.

‫داری؟

‫یکی که کیفیت خوبی داشته باشه؟

‫- فکر کنم. ‫- ببخشید. میشه لطفاً بهم بگین ...

‫کجا می‌تونم خرمای خشک پیدا کنم؟

‫اوه، ببخشید، عزیزم. ‫چی لازم داری؟

‫خرمای خشک.

‫نمی‌تونم پیداش کنم.

‫البته، البته، راهروی هفت.

‫خب، رمزش اینه که ‫همه رو باهم ...

‫و میشه لطفاً بهم بگی ‫تست حاملگی هم کجان؟

‫راهروی دو.

‫رد بارداری.

‫مامان، این همه قرص واسه چته؟

‫ام، اونا ویتامین هستن ‫و واسم ویک هم هست.

‫فکر کردم اگه دسته بندیشون کنم

‫اونارو بخوره.

‫اوه.

‫ویتامین‌های سرطان هستن؟

‫عاشق اون آهنگم. ‫صداشو بلند کن.

‫چطوره خاموشش کنی؟

‫خیلی‌خب، بچه‌ها. ‫زودباشین.

‫برین کوله پشتی، نهار

‫و تکالیف‌تون رو آماده کنین. ‫یالا.

‫- یالا. ‫- صبرکن.

‫- نه. یالا. ‫- دارم میرم.

‫- نمیری. ‫- چرا، دارم میرم.

‫می‌تونم باهات حرف بزنم؟

‫چی شده؟

‫امروز صبح ‫تست حاملگی گرفتم.

‫چرا باید این کارو بکنی؟

‫چون پریودم دیر شده.

‫ما تازه رفتیم پیش دکتر. ‫تو حامله نیستی.

‫آره، اینو می‌دونم ...

‫چیزی که دکتر رابرت گفت رو ‫نشنیدی؟

‫چرا.

‫تو داری وارد یائسگی میشی، هلن.

‫بخاطر همین پریودت دیر شده.

‫می‌دونی، این اتفاقات ممکنه بیوفته.

‫غیرممکن نیست.

‫جانت جکسون از من پیرتر بود.

‫بنظرت من واسه یائسه شدن ‫زیادی جوون نیستم؟

‫توئم فکر نمی‌کنی ‫منم واسه مُردن زیادی جوون باشم؟

‫ویک، صبر کن.

‫بچه‌ها، بیاین بریم!

‫مطمئن میشم اونا رو بخوره، مامان.

‫ممنون، عزیزم.

‫خداحافظ.

‫هلن.

‫خدای من، ترسوندیم.

‫سلام.

‫یکم می‌خوای؟

‫آره، البته.

‫می‌دونم از کالیفرنیا متنفری.

‫ولی باید اعتراف کنی، ‫ما علف بهتری داریم.

‫کی گفتم از کالیفرنیا متنفرم؟

‫می‌تونم اینو ببینم.

‫تو یکی از اون آدمای ساحل غربی هستی

‫که عاشق اینه ادای آدمای غریب رو ‫اینجا در بیاره.

‫اوه، نه. ‫کتاب آشپزی که مادرت نوشته کجاس؟

‫- همونجاس. ‫- آره، ولی کدومشه؟

‫چیزی که شما مهاجرین نمی‌فهمینش ...

‫اینه که کالیفرنیا واقعاً مهد تمدنه.

‫راستش فکر کنم مهد تمدن ‫مال آدمای اهل ساحل غربیه.

‫آره، البته اگه داری در مورد ‫جامعه مرد سالاری حرف می‌زنی.

‫من دارم در مورد جامعه زن‌سالاری حرف می‌زنم.

‫و فکر می‌کنی زن سالاری از اینجا شروع شده؟

‫نه دقیقاً اینجا.

‫حدود 150 مایلی اینجا توی پارک ملی جاشوا.

‫سیارا؟

‫می‌دونی که هیچکدوم از حرفات ‫حقیقت نداره، درسته؟

‫خیلی سخت باوری.

‫بُردم.

‫اوه، صبرکن.

‫نه، برنده نشدم.

‫می‌دونی، فکر نمی‌کردم

‫از اون دخترای کارت باز تک نفره باشی.

‫مامانم وقتی بچه بودم ‫بهم نشون داد.

‫تا بتونم خودمو وقتی سر کار بود

‫مشغول کنم.

‫دوستای همسن زیادی نداشتم.

‫بخاطر همین روحم اینقدر پیره.

‫نه، تو توی هیچی پیر نیستی.

‫هلن، سال بعدی من 30 سالم میشه.

‫وای.

‫نه، نمفهمی.

‫30سالگی تو بازیگری ‫یعنی 50 سالگی.

‫خب، من تقریباً 50 سال آدمای معمولی هستم.

‫آره، ولی بازم خیلی کردنی هستی.

‫من عمراً بتونم تو سن تو ‫اینقدر کردنی باشم.

‫ساعت چنده؟

‫نمی‌دونم.

‫الکسا، ساعت چنده؟

‫ساعت 11:45 ظهره.

‫اوه لعنت. ‫باید یه تاکسی بگیرم.

‫کجا میری؟

‫به پارک ملی جاشوا.

‫به رصد ماه سالیانه‌ام.

‫دعوتت کردم، یادته؟

‫ولی یه جورایی ضایعم کردی.

‫آره، بابت اون شرمندم.

‫عیبی نداره.

‫ولی خیلی بد شد.

‫منظورم اینه که، فکر می‌کردم

‫به یه راهنما نیاز داری، ولی ...

‫امشب کار دارم. در ضمن یادت رفته اجازه‌نامه‌ی ‫اردوی استیسی رو امضا کنی و ماشین بنزین نداره.

‫رصد ماه دقیقاً چیه؟

‫ماه جدید نشونه‌ی یه آغازه.

‫زمان کاشت،

‫انتظار،

‫و سرانجام انجام رفتار‌هایی که ...

‫بهمون کمک می‌کنه ‫مردم رو خوب کنیم.

‫و من حسابی مشتاق این یکی بودم

‫چون گایل قراره به اونجا بیاد.

‫گایل کیه؟

‫اون معلم مذهبی منه.

‫اون یه شفا بخشه.

‫یه موهبت واقعی.

‫منظورم اینه که، رفتار من با اون ‫اینقدر تغییر کرده

‫که دیگه به دیدن روانپزشکم نمیرم.

‫کون لقش.

‫منم میام.

‫- جدی میگی؟ ‫- جدی میگم.

‫اوه، خدای من. ‫عالیه.

‫مطمئنی ویک ناراحت نمیشه ‫که ماشینش رو برداشتی؟

‫ام، ممکنه بشه

‫ولی در حال حاضر ‫اهمیت نمیدم.

‫چه موزیکی دوست داری.

‫اوه، فکر نکنم چیزی باشه ‫که تو ازش خوشت بیاد.

‫امتحانم کن.

‫آه، نمی‌دونم.

‫از موزیک راک و فولک خوشم میاد.

‫پتی اسمیت؟

More Farsi Persian subtitles for The Affair

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left