ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
اولین رأی
ایان
دو تا رأی، ایان. سه تا رأی، ایان
بدون رأی، جیسی
برنده جزیره ۱.۸ میلیون دلاریِ رقابت بیست گیمز: ایان
بیست گیمز حرف آخرش رو زد
فکر نکردین که همینطوری میذاریم دست خالی بره، مگه نه؟
سکه ۱۰ میلیون دلاری
وای، خدای من
این مبلغ جایزه رو دو برابر میکنه
واو
فوقالعادهست
تو فکرت چی میگذره؟
اهرم فشار
اونطرف توی شهر، شرکتکنندهها منتظر بودن
تا بقیه بازیکنها از فیجی برگردن
اما هنوز هیچکس نمیدونست کی برنده جزیره شده
میتونید استرس و هیجان اینجا رو حس کنید؟
اصلاً تو فیجی الان ساعت چنده؟
من هنوز فکر میکنم فقط نه نفر برمیگردن
همه کنجکاو بودن ببینن کی برنده شده
و این چه تأثیری روی بازی میذاره
دوست دارم کی برنده بشه؟ دلم میخواد ایان جزیره رو ببره
چون به نظرم واقعاً حقشه که برنده جزیره بشه
پس براش آرزوی موفقیت میکنم
خیلی هیجان دارم داداش، تا ببینم جیسی پول بیشتری تو این برنامه به جیب زده یا نه
شرکتکنندهها! من برگشتم
بیاید اینجا. بیاید سلام بدید. حالتون چطوره بچهها؟
اوهوو! عالی
وقتی داشتید بازی جزیره رو تماشا میکردید، چه فکری میکردید؟
ایتن! بگیرش. من میگیرمش
واو. خیلی دیوانهوار بود
میخوایم ببینیم کی برنده شد. ایتن نباید ول میکرد
ایتن نباید ول میکرد. نباید ول میکرد
دوست داشتید شما جای اونا بازی میکردید؟
آره. آره
خیلی باحال به نظر میرسید. واقعاً سرگرمکننده بود
شرکتکنندهها، بیاید بیرون
اینا شرکتکنندههایی هستن که برنده جزیره نشدن
بیاید بیرون. دلمون براتون تنگ شده بود
بیا بغلم داداش. دمت گرم
جف، چه خبری داداش؟
چه خبر؟ چطوری؟
متوجه شدین که فقط هشت نفرن؟ اون دو نفری که رفتن به شورای قبایل نیستن
کنجکاوم بدونم. هر کی فکر میکنه جیسی برنده شده، دستش بالا
پولِ بیشتر! بزن بریم
هر کی فکر میکنه ایان برنده شده، دستش بالا
اوکی، پس فقط یکیتون فکر میکنه ایان برنده شده. خب، ببینیم درست میگه یا نه
برنده جزیره ۱.۸ میلیون دلاری
ایانه
اشتباه میکردین. واو
ایان، هیچکدومشون فکر نمیکردن تو برنده بشی. چی؟
ایان یه آدمبدیه. ایان یه آدمبدیه
چرا نمیخواین باهاش روبرو بشین؟ چون تو خیلی کلهخوری
ایانِ صحنهگردان وارد میشه
هیچکدوم فکر نمیکردین من بردم؟ آه، ایول
اوه، بفرما
صبر کن، صبر کن، چرا فکر میکردین جیسی ایان رو برده؟
فکر کردیم به خاطر رأیها بود. آره، همهشون رأی دادن
جیسی، بیا بیرون
بزن بریم، جیسی
جیسی
میخوام بدونم بازی آخر چی بود
توی جزیره بقا، معلومه که شورای قبیله بود
در واقع، تکتکشون به ایان رای دادن
به هیچ شد؟ واو ۸
جیسی حتی یه دونه رای هم نیاورد. واقعاً خیرهکننده بود
نتونست حتی یه نفر رو قانع کنه که بیاد سمتش
چی؟
توی اون جزیره چه اتفاقی افتاد؟
ولی دست خالی نرفت
میخوای بهشون نشون بدی؟ سکه ۱۰ میلیون دلاری دستشه
سکه رو
نه، وایسا، وایسا، وایسا، وایسا، وایسا، وایسا، وایسا، وایسا
اما فقط میتونه شیر یا خطش کنه
تا اگه به شش نفر آخر رسید، کل جایزه رو دو برابر کنه و به ۱۰ میلیون دلار برسونه
وای، خدای من
خب، اون الان یه جزیره به ارزش ۱.۸ میلیون دلار داره
یه سکه ۱۰ میلیون دلاری هم دستشه
بازی دیگه رسماً عوض شد. برید حالشو ببرید
وای
این بازیکنا هنوز نمیدونن ولی جلوتر تو این قسمت
قراره یکی از وحشیانهترین بازیهای
کل این فصل رو انجام بدن
جیسی
عاشقتیم. دمت گرم
وای خدای من. آره، میدونم
پسر، این سکه کوچولوی فسقلی کلی قدرت داره
خبر داغی از جزیره داری؟ مثلاً هر چی
آره، یه سری اتفاقا اونجا افتاد
برامون بگو
توی یه شب، جیسی از یه آدم غریبه
به محبوبِ جدید شهر تبدیل شد
انگار فقط چون سکه دستِ اون بود
همه خیلی راحت میخواستن باهاش رفیق شن
فکر میکردم رفاقتها یه جور دیگهست، و، اوم
خب، دستِ خیلیا رو شد
مسابقه آدمها رو عوض میکنه. آره، واقعاً همینطوره
پس فقط باید حواسمون باشه که هوای همدیگه رو داشته باشیم
و حالا که همهشون میخوان پشتِ جیسی باشن
قراره یکم خطرناکتر بشه
آره، قراره با اونا بپره
چون حس میکنه همهمون بهش خیانت کردیم. درسته؟
هر هشت تا رأی برای ایان بود
تکتکشون به ایان رأی دادن. وای، خدای من
بذار یه کم برات آمار بدم
اسم تو هم وسط اومد
خیلی رک و پوستکنده
اگه مجبور بودی بین برایلی
یا یکی از این هشت نفر برای ادامه انتخاب کنی، کیو انتخاب میکردی؟
من همینجا به شما هشت نفر متعهد میشم
پس الان حس میکنی میتونی به کسی
که توی جزیره بوده اعتماد کنی؟
حس نمیکنم باهاشون جور باشم. اوه
ولی الان بهت میگم
جزیرهنشینها هوای همدیگه رو دارن
اوه، فکر میکنی... یعنی همهشون با هم صمیمی شدن؟ اوه نه
فکر نمیکنم. واقعاً؟
واو، اتحادهای قبلی انگار دیگه از بین رفتن
انگار شده «ما در مقابل اونا». واقعاً؟
آدمای من نیک، تایلر، جک و آگوست بودن
الان نسبت به رابطههایی که داشتی، حس متفاوتی داری؟
واقعاً احساس دوری میکنم
راستش رو بگم، حتی سلام کردن هم الان یه حس دیگهای داشت
جیسی گفت اونا انگار توی جزیره جلسه داشتن
کلاً میگفتن جنگِ جزیرهنشینها با آدمای بیستسیتیئه
روایت جیسی از اتفاقات جزیره
داشت مثل آتیش همهجا پخش میشد
هر چی بیشتر تعریف میشد، شکاف بینشون عمیقتر میشد
ظاهراً همهشون اتحادهای جدیدی بستن. اوه، چه خوب
آره، عالیه
وقتی همه از جزیره برگشتن، یکی از همون جزیرهنشینها
یه چیزی بهم گفت که غافلگیرم کرد
منم گفتم: «همم، اوکی.» اوه، باشه
کلاً فقط گفتن «حواستو جمع کن»
«گاردتو بگیر چون اسمت وردِ زبونا شده.»
وانس، باید نظرتو بدونم پسر
فکر میکردم جیسی باشه
حداقل رقابت نزدیکتر باشه. نه اینکه همه به یه نفر رأی بدن، حتی یک نفر هم
ولی ترجیح میدی سکه دست جیسی باشه یا ایان؟
اون سکه قضیهاش جالبه
از این لحاظ که واقعاً ترجیح میدم دست جیسی باشه تا ایان
از طرف دیگه، حالا باید یه جوری جیسی رو تا شش نفر برتر با خودمون بکشونیم
در حالی که احتمالاً ممکن بود توی همین چالش بعدی حذف بشه
میدونستیم اوضاع قراره به هم بریزه
گوش کن
اتحاد ما تو تمام این مدت یه اتحاد دو نفره بوده
میدونم
هانا، کیدی، حتی جیسی. دوسش دارم، باهاش شوخی میکنم
ولی تهِ تهش، اونی که من پاش وایسادم تویی
دمت گرم. اگه خودم رو بهخاطر تو حذف کنم
تا آخر عمر باید خرجم رو بدیا، باشه؟
تو تنها کسی هستی که برام مهمه
اولین کاری که جِیسی کرد این بود که مستقیم رفت سراغ برایلی و گفت
«چیزی که ایان توی شورای جزیره دربارهت گفت خیلی خیلی تأثیرگذار بود
و حالا دیگه همه دنبال حذف کردنِ تو هستن.» دیدی؟ گفتم کارِ جِیسی بود
آره، بهت گفتم کارِ جِیسیه
نمیدونستم با ایان صمیمی هستی، پس منطقیه
یه جورایی با هم متحد شده بودیم، و بعدش
آره، ولی اگه بخوام راستش رو بگم، فکر کنم ایان برات نقشه کشیده بود
ایتن، قبولش کن
اون به منم گفت که مثلاً رشوه رو قبول کنم
یادمه. هر دوی ما خانواده داریم
توی شورا نمیتونی حریف ما بشی. من قبولش میکنم
واو
خیلی سریع با خودش فکر کرده و گفته
ببین، حالا که میدونیم قراره رأیگیری بشه
احتمالاً اگه جلوی من وایسته شانسش بیشتره
تا اینکه بخواد با تو دربیفته
پس واسه همین نشست زیر پات، میدونی که
«پولو بردار، پولو بردار، پولو بردار.»
فکر کنم همهش استراتژی بود. نه، منم همینطور فکر میکنم
و اینطوری بود که گولم زد، آره دیگه. همینطوره
روم رو کردم به ایتن و گفتم «پسر، پسر، قبولش کن. اون ۵۰ دلار رو بگیر.»
داشتم تکونش میدادم و میگفتم «بگیرش.» اونم گفت «باشه.»
میدونی، ایان گفت که حاضره برای یکی از اهالی جزیره خودش رو حذف کنه
شوکه شدم که میخواد برای یه آدمِ جزیرهای، برایلی رو بندازه بیرون
ولی من هنوز هواتو دارم. میخوام اینو بدونی
آره، حسش میکنم
لحظهشماری میکردم برگردم و شما رو ببینم چون با خودم گفتم
اونجا کسایی هستن که میدونم هوامو دارن، میدونی که چی میگم
آره، ما دو نفر رو داری. حداقل ما رو داری داداش
این خیلی جالبه
شایعات توی جزیره داشت همینطور پخش میشد
و بازیکنها مدام چیزهای بیشتری درباره وضعیت جدیدشون میفهمیدن
چه خبر؟ سلامتی، خبری نیست
داشتین درباره چی حرف میزدین؟
داشتیم برایلی رو در جریان حرفهای شورای جزیره میذاشتیم
میدونی، داشتم برای رأیهاشون التماس میکردم
اونا پرسیدن حاضر هستی همین الان بهخاطر ما خودت رو حذف کنی؟
منم گفتم «اگه ازم بخواین، همین الان این کار رو میکنم.»
گفتم «ولی در ادامه میتونم بهتون کمک کنم.»
بعدش پرسیدن «خب، اینو به برایلی هم میگی؟»
منم گفتم «سیر تا پیاز رو بهش میگم.» خب، حالا چه حسی داری؟
اون در واقع به هشت تا بازیکنِ اونوری گفت که اونا رو به تو ترجیح میده
گفت هر کاری میکنه تا اونا برن مرحله بعد، نه تو
راستش من هنوزم به ایان اعتماد دارم
فکر نمیکنم ایان منو به هیچ قیمتی بفروشه
فکر نمیکنم
حتی بهخاطر اون هشت نفری که بهشون قول داده؟
No comments yet. Be the first to leave one.