ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
داری چیکار میکنی؟
منتظرم برم دستشویی
تمی دستشویی گروگان گرفته
خب برو دستشویی طبقه دوم
ایده خوبیه. فقط منتظرم آسانسور بیاد
معذرت ,ولی خیلی خوب نیست این؟
دیگه حتی من ویلچرتم نمیبینم
اره ,تو بهترینی
اونجا چی کار میکنی ,تمی؟
داره تموم میشه، رئیس
فقط دارم پاهام از اثار زندان پاک میکنم
حالا منم مجبورم اون تصویر از ذهنم خودم پاک کنم
ادامه بده شاید غذاها بطور جادویی ظاهر بشن
تمی حتی ته ظرف قدیمیم اسرارآمیز هم چیزی نذاشته
باید از اش بپرسیم,اونجا چی بوده
ماکارونی و پنیر. من هنوزم میگم مرغ بوده
شاید.
بچه ها، من فکر می کنم
باید برای استفاده از دستشویی یه سری محدودیت زمانی بذاریم
بهش سخت نگیر برای اولین بار تو این هفت سال
اون میتونه دوش. بدون اینکه بقیه بهش نظر داشته باشن
آدام،دوباره ممنون بخاطر فردا
قراره فردا بترکونیم
میدونم. نمی تونم صبر کنم تا فردا
نمیدونه اصلا من راجب چی صحبت میکنم ؟مگه نه؟
روحشم خبر نداره
سان فرانسیسکو، بلیط نمایش موزیکال ، هدیه فارغ التحصیلی
- برای این دزد سرگردنه کوچولو . اینو بهم نگفتی که
خب .اونجا تو رسید کارت بانکیت بود.
من از نمایش متنفرم.
اینکه نمایش تنها نیست موسیقیم هست
داری خراب ترش می کنی ..
بیخیال ادام
در مورد جادوگر شهر "آز"هست. خیلی عالی میشه
بنابراین یه نمایش موسیقیه راجب موسیقی؟
چرا، فکردی ,این چیزی تغیر میده
با بلیط اضافی قراره چیکار کنیم ؟
بدیمش مارجوری ؟
راهش طولانیه اه
چطوره تمی ببریم؟
تمی وقتی تلویزیون میبنه داد میزنه
فکر میکنی چیکار میکنه وقتی میمونهای پرنده رو ببینه که دارن دورش پرواز میکنن؟
جیل؟ فکر میکنی اون بالا روی صندلیها اخر میشینه؟
از اونجا میپره بمیره
اوه. - وندی؟
آه، لطفا جدی باش
خب، دوستامون تموم شدن بنابراین بازم میرسیم به مارجوری
و او می تونه یکم استراحت بده بخودش از زمانی که ویکتو سکته کرده
تمام زندگیش. مراقبت از اون شده
حالا حالش چطوره ؟
تقریبا مثل قبل
خیلی غم انگیزه . چرا بلیط نفروشیم؟
چیه خب؟ من گفتم: "خیلی غم انگیز "
من زنگ میزنم مارجوری.
باشه
تو باعثش شدی
اما ,قراره بازم من آینده ببری برای دیدن شر (خواننده آمریکایی )
شر؟
چه اتفاقی داره میافته؟
واقعا باید گاه گاهی یه نگاهی به صورتحساب های بانکیت بندازی
ترجمه از saied fathehi
این بالایم
امیدوارم ببینم کی به کیه
خدا روشکر ,ادام نیومد
کاملا فراموش کرده بودم براش بلیط صندلی معلولین بگیرم
مجبور بودیم تا اینجا مثل سیب زمینی داغ بیارمیش
خب ,برا من مهم نیست کجا نشستیم
برا دیدن این نمایش داشتم خودم میکشتم
همه اهنگاش رو حفظم
خودت که نمیخونی اجازه میدی که بازیگرا بخونن مگه نه؟
مطمئنا، آنها هم می تونن همراهیم کنن
جات با من عوض کن تا دیر نشده
اوه، خدای من، اون هم داشت پرواز میکرد و هم آواز میخوند
شگفت انگیز نیست؟
اون از قصد که نمیخواست شیطان صفت باشه
مجبور بود
میدونم . الان تو رو بهتر درک میکنیم.
منم همینطور.
از هر دوتون شما متشکرم خیلی خوش گذشت
تو دروغ نمیگفتی تک تک کلماتش بلد بودی
آهان.
می تونم کیسه آب نبات هات رو ببینم؟ - اوه.
هر چقدر میخوای بردار
این اخر نمایش بهت پس میدم
درستش کردم خانوما حالا میتونین از اه و ناله کردن دست بردارین
من باید برم دستشویی
ولی می دونم قراره صفش خیلی طولانی باشه
از دستشویی مردونه استفاده کن خب
اینجا سان فرانسیسکو هست کس چیزی نمیپرسه ازت
اوه خدای من.
ویکتور دوباره سکته کرده
وای نه.
- ما باید بریم - البته
آره، ما همه باید بریم
کسی از مارجوری خبری داره؟
امروز صبح رفتم ببینمش ولی نبود خونه
اگر شوهر خودت مرده بود دوست داشتی راجبش حرف بزنی ؟
زن بیچاره همیشه کنارش بود
یه بار که نذاشتن کنارش بمونه این اتفاق افتاد
فهمیدن ، مامان. من ویکتور کشتم ,با بردن اون به نمایش
من نمی تونم از فکر ویکتور بیرون بیام
او خیلی زود ما رو ترک کرد!
اون ویکتور میشناخت؟
او حتی به سختی مارجوری میشناسه
تا یک هفته پیش، اون "مارشا." صدا میکرد
متاسفم.احساستم تو محبس سرکوب کرده بودم
اما حالا احساساتم داره میریزه بیرون
واقعا تو زندان کلمه "محبس"اسنفاده میکنید؟
داری کلماتم مسخره میکنی؟
نه، آقا،
- سلام، خانم ها سلام ,سلام
حدس بزنید کی جای پارک جلو رو گرفت
- بیا اینجا عزیزم . - خیلی متاسفم.
- اوه، آره. - حالت چطوره؟
خوبم. مرسی
یکم پیش بهت سر زدم کجا بودی؟
آه، خب ، مجبور بودم تو راه خونه این کلوچه ها رو بخرم
و تو راه خوشگلترین ژاکت رو جلویی ویترین یه مغازه دیدم
و فکر میکنید چی کار کردم ؟
- رفته بودی خرید؟ خب ,همه چیز تصادفی پیش اومد
اصلا فکر نمیکردم امروز رو بیرون بری
اگه میدونستم سر راهم برت می داشتم
بچه نشو .نه من خودم می تونم رانندگی کنم
آه، هو.
میدونیین ادم همه چی فراموش میکنه راجب شیرنی بادامی
ولی وقتی میخوریش ,مزش فوقالعاده است
کس دیگه ام فکر میکنیه , اون زیاد غمگین به نظر نمیرسه؟
احتمالا هنوز شوکه هست
بایدم باشه با اون ژاکت عتیقش
هر کسی به روش خودش عزاداری میکنه
او اصلا عزاداری نمیکنه
اون خرید میکنه و میخوره و جای پارکینگ پیدا میکنه
بعضیا تو دلشون نگه میدارن بعضیام میریزن بیرون
احساسات هیچ قانونی نداره
از کی تبلیغات مشروب دوباره از تلویزیون شروع شده به پخش؟
منظورم اینه وقتی دارم فیلم هال مارک میبینم
یه آگهی یه مشروب گرون ظاهر میشه
که ادم وسوسه میکنه
یهوتحریک میشم مشروب بخورم
آرایش کنم
ریبا مکاینتایر برای اخر هفته بیارم خونه
ممنون
کس دیگه ای نمیخواد حرف بزنه؟
کس دیگه ای مطمینه نمیخواد حرف بزنه؟
اگر می خواستم حرف بزنم دستم بلند میکردم خب
می دونم چه جوریه روش کار
من دوباره می تونم حرف بزنم
شاید این بار، کسی توجه کنه
دیروز،رفته بود خرید ,پیاده روی و کلوچه میخورد
بعدش رفت از فرشگاه ویلیامز یه کفگیر خرید
داری تعقیبش میکنی ؟
نه، خودش تو صفحه اینستاگرامش گذاشته بود
کلوچه رو یا کفگیر رو ؟
هر دو فکر میکنم اصلا نمیدونه اینستاگرم برای چیه
یا مرگ.
کریستی، چرا نمیزاری به روش خودش این راه بره؟
هی، او کسی بود که به من گفت
اگر ما احساساتمون دفن کنیم ، یهو عود میکنن
اره ممکنه,و حدس بزن چی, تو هیچ کنترلی روی
دوباره الکلی شدن کسی دیگه ای نداری پس ول کن بره
خودت بزار بره
آیا مارجوری حامی داره ؟
- بله. - آیا اون تو برنامه مشاوره شرکت میکنه ؟
بله. - ایا اون سرپرست داره؟
اره , اون تویی؟
بله. منظورم نه .
میخوای بیخیالش بشی؟
باشه.
لبات میگه باشه ولی اون چشمایی عجیبت میگه
میخوام سر و ته اش در ارم
اینقدر واضح هست؟
اصلا تو چطور با این قیافت
پوکر بازی میکردی
این قیافه پوکر من نیست.
این ... چهره پوکر من هست
این خیلی موثر هست
گل هر جا خواستی بزار
دو ساعت مراسم و دریغ از یک قطره اشک.
فکر کردم میخواد دستمال کاغذی برداره گریه کنه
امابعدش فهمیدم یه چیزی رفته تو چشماش
خیلی خوبه که داره این پشت سر میگذاره
اما وقتی من بمیرم انتظار دارم خودت بندازی رو تابوت
و از خدا ناراحت باشی که من خیلی زود گرفت ازت
نگران نباش. وقتی زمانش برسه،
برای اونوقت یه برنامه درست حسابی در نظر دارم
عالیه.
صبر کن.
خیلی قشنگ عزاداری کردی براش
با گفتن یه سری حقایق سرگرم کننده
منظور اینه اصلا کی میدونست اون یه شعبده باز بود؟
من میدونستم
ما یک شام طولانی اینجا داشتیم
که خیلی دوست داشتنی بود.
او کل یه روز تعطیل اینجوری ناپدید کرد(خرابش کرد)
آدام، اعلان یادم افتاد
یه چیزی هست که میخوام تو داشته باشی
اوه.
امیدوارم آبجو باشه
اره اون یک بسته ششتایی آبجو رو تو اتاق خوابش داره
من استفاده می شود به حفظ
No comments yet. Be the first to leave one.