ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
تو رد ولبی هستی؟
بله خانم. چطور میتونم کمکتون کنم؟
مسئول اجاره دادن اون سه تا بیلبورد
توی جادهی درینکواتر شمایی؟
اصلاً نمیدونستم اونجا بیلبورد داریم
جادهی درینکواتر کجاست؟
بعد از خروجیِ سایزمور
از وقتی اتوبان رو زدن دیگه کسی از اونجا رد نمیشه
راست میگی
سه تا بیلبورد اونجا داریم
از سال ۱۹۸۶ تا حالا هیچکس چیزی روشون نزده
اون موقع هم تبلیغِ پوشکِ "هاگیز" بود
هزینهی اجارهی هر سه تاشون واسه یک سال چقدر میشه؟
یک سال؟
توی جادهای که هیچکس ازش رد نمیشه
مگر اینکه راه گم کرده باشن یا عقبمانده باشن؟
واسه یک سال؟
خیلی تیزی، نه ولبی؟
خب
از اونجایی که این روزا حرف، حرفِ منه
توی دفتر تبلیغاتیِ "ابینگ"
یه معاملهی خیلی خوب باهات میکنم
اسمت چیه؟
قانون دربارهی چیزایی که میشه یا نمیشه روی بیلبورد نوشت چیه؟
نباید توهینآمیز باشه
و نمیتونی بنویسی "کیر"، "شاش" یا "کس". درسته؟
اِم
یا
کون
خب، پس فکر کنم مشکلی نداشته باشم
این ۵ هزار تا واسه ماه اول
فکر کنم کافی باشه
اینم متنی که قراره روشون نوشته بشه
تا داری بقیه کارا رو میکنی
یه قرارداد هم بینمون بنویس
خیالم رو راحت کن که کسی این بیلبوردها رو از چنگم درنمیاره
حدس میزنم شما مادر آنجلا هیز باشی
درسته. من مادر آنجلا هیز هستم
اسمم میلدرده
چقدر طول میکشه تا نصبشون کنی؟
بگیم تا
یکشنبهی عید پاک؟
عالی میشه
هی، این دیگه چه کوفتیه؟
چی؟
"چرا رئیس ویلوبی" چی؟
چی؟ آره
هان؟
"چرا" چی؟
چی، چی؟ چی؟
گوش کن مرتیکهی مکزیکیِ لجن
بهتره درست و حسابی جوابم رو بدی
اونو بذار زمین
این دیگه چه مسخرهبازیه؟
هی، با توام. این چه گُهیه؟
چی چه گُهیه؟
این! این
فکر کنم تبلیغاته
تبلیغِ چی؟
یه چیزِ نامفهوم؟
همینطوره. آره
قیافهت واسم آشنا نیست؟
نمیدونم، هست؟
آره. آره، میشناسمت
همین الان میتونم بازداشتت کنم
به چه جرمی؟
واسه خالی کردن سطلت
این خلافِ قوانینِ محیط زیسته
خب، قبل از اینکه این کار رو بکنی جناب سروان دیکسون
نظرت چیه یه نگاهی
به اون اولین بیلبورد اونجا بندازی؟
بعدش میتونیم یه گپی با هم بزنیم
دربارهی محیط زیستِ فلانفلانشده
چطوره؟
دهنم سرویس
نکن ویلیام
دیکسون، مرتیکهی عوضی
وسطِ شامِ کوفتیِ عید پاکم هستم
ببخشید بچهها
میدونم قربان
و شرمنده که زنگ زدم خونهتون، ولی
فکر کنم یه جورایی به مشکل خوردیم
نه، نه. برگرد عقب
ببخشید دیر کردم دنیس
اون بیلبوردها رو بالاخره زدی؟
زدنشون
دمت گرم دختر. برو حالِ این پلیسها رو بگیر
چه غلطی داری میکنی ولبی؟
فکر نکردی این کار عواقب قانونی داره؟
عواقب قانونیش چیه، سدریک؟
میخوای برات توضیح بدم؟
جوجه فکلیای مثل تو... در ضمن بهم نگو سدریک
هیچ قانونِ فلانفلانشدهای رو زیر پا نذاشتم
چک کردم
اونوقت کجا رو چک کردی؟
توی یه
یه کتاب
کدوم کتاب، نابغه؟
کتابی به اسم "به تو هیچ ربطی نداره، برو گمشده"
لعنتی
اون شخص یا اشخاص این بیلبوردها رو
واسه چند وقت اجاره کردن؟
اوه، واسه یه سال
پولِ چقدرش رو نقد داده؟
کلِ سال رو
پس طرف زنه، آره؟
اجازه ندارم اینجور اطلاعات رو
لو بدم قربان
شاید میلدرد هیز باشه؟
اجازه ندارم اینجور اطلاعات رو
لو بدم قربان
واقعاً میخوای با اداره پلیسِ "ابینگ"
در بیفتی، رد؟
واقعاً میخوای؟
فکر کنم آره
چی گفت؟ تو روی خودت؟
هیچ جرمی اینجا اتفاق نیفتاده
هتکِ حرمت جرم نیست؟
نه وقتی که فقط داره یه سوال میپرسه
تو دیگه چه احمقی هستی؟
به من نگو احمق، دیکسون
من بهت نگفتم احمق
پرسیدم احمقی یا نه. این یه سوال بود
اینجا رو خوب بهت انداخت، سدریک
تمومه دیگه
از کوره در نرو
تو واسه چی این آدم رو نگه داشتی؟
قلباً آدمِ خوبیه
اون یه نفر رو موقع بازداشت شکنجه کرده، بیل
هیچ مدرکِ واقعی واسه اثباتش نبود
بیاریدشون پایین
اون آشغالها رو بکشید پایین
کدوم آشغالها رو؟
هی پسر. فکر کردی همینجا وسطِ
خیابون اصلی نمیتونم نفلت کنم، رد؟
فکر میکردم تو فقط سیاهپوستها رو نفل میکنی، دیکسون
نه! نه! تمومش کنید
یه بار دیگه بهم دست بزنی تیکهتیکهت میکنم مرتیکهی عوضی
مستی؟
همین الان مستی؟ پاشو
به هر حال هیچکس از اون جاده رد نمیشه
مگر اینکه گم شده باشن، یا عقبمانده باشن
مهمترین چیز اینه که نترسی
همه چیز خوب پیش میره
معلومه که نباید به دوربین نگاه کنی
صبر کن این ماشین رد شه
در سه، دو، یک
خب، میلدرد هیز، چرا این بیلبوردها رو نصب کردید؟
دخترم، آنجلا
هفت ماه پیش دزدیده شد، بهش تجاوز شد و به قتل رسید؛
درست توی همین تیکهی جاده
چی داری میبینی مامان؟ باز این اخبارِ چرت؟
به نظر من پلیسِ محلی
سرش به شکنجه کردنِ سیاهپوستها گرمه
و وقت نداره به خودش زحمتِ حل کردنِ یه جنایتِ واقعی رو بده
با خودم گفتم شاید این بیلبوردها
بتونه یکم ذهنشون رو متمرکز کنه
لعنتی
نمیدونم پلیس داره چه غلطی میکنه
ولی اینو میدونم که
جسدِ سوختهی دخترم دو متر زیرِ خاکه
اونا دارن دونات میخورن
و بچههای هشت ساله رو
بهخاطر اسکیتسواری توی پارکینگها بازداشت میکنن
و رئیس ویلوبی؛
چرا فقط اونو هدف قرار دادید؟
اون رئیسشونه
بالاخره یه نفر باید مسئولیت رو قبول کنه
و اون مسئول ویلوبیئه؟
آره. دقیقاً همینه
حالت خوبه پسر؟
انگار یه جنگ راه افتاده
میتونیم حرف بزنیم؟
من هر کاری از دستم بربیاد واسه گرفتنِ کسی
که این کار رو کرده انجام میدم، خانم هیز
اما وقتی دیانای با هیچکدوم از کسایی
که تا حالا بازداشت شدن مطابقت نداره
و وقتی دیانای با هیچ جرمِ دیگهای توی کلِ کشور همخونی نداره
و وقتی حتی یه شاهدِ عینی هم وجود نداره
از لحظهای که از خونهی شما خارج شد
تا وقتی که جسدش رو پیدا کردیم
در حال حاضر کارِ بیشتری از دستمون برنمیآد
میتونستید از تکتکِ مَردها و پسرهای این شهر
که بالای هشت سال هستن تست خون بگیرید
خانم هیز، قوانینِ حقوقِ مدنی مانعِ این کار میشه
اگه طرف فقط داشته از شهر رد میشده چی؟
پس از تمامِ مردهای کشور تست بگیرید
اگه فقط داشته از این کشور رد میشده چی؟
اگه جای شما بودم یه پایگاهِ داده راه میانداختم
مشخصاتِ هر نوزادِ پسری که به دنیا میآد رو توش ثبت میکردم
و به محضِ اینکه خطایی ازش سر زد
اطلاعاتش رو تطبیق میدادم
وقتی صددرصد مطمئن شدم که خودشه
بعد میکشتمش
آره خب، قطعاً قوانینِ حقوقِ مدنی
جلوی این کار رو هم میگیره
من دارم هر کاری از دستم برمیآد میکنم تا پیداش کنم
فکر نمیکنم اون بیلبوردها زیاد منصفانه باشن
توی این مدتی که اومدی اینجا
و داری مثل سگ ناله میکنی ویلوبی
No comments yet. Be the first to leave one.