ആദ്യത്തെ 121 വരികൾ.
:هماهنگ سازی با بلوری Michael Scofield
« زیرنویس از آریـن » « Cardinal »
.شما همونجا بمونید، خانم جووارا .من فقط یه چیزی برای سرفهتون بهتون میدم
ممنون، دکتر تپش
.وقتی نفس میکشم سینهام خرخر میکنه اینو گفتم؟
.آره، گفتید. حرکت نکنید .الان با یکم دارو برمیگردم
.انتظار برگ گیاهان دارویی دارم .آقای جووارا همیشه بهم برگ میده
.برگ و دونهی بلوط .احتمالا دارم شبیه یه سنجاب میشم
نمیدونستم متاهل هستی
.شوهرم در سفره .قبل از پایان زمستون برمیگرده خونه
الان برمیگردم
آره
خیلی بدم میاد که هر روز اینجا نیستی
ولی خوشحالم که دانش کمک به مردم رو بهم دادی
اون برگـه؟
،اگه بازم مجبور به نشخوار کردن بشم کم کم مثل گاو شیر میدم، خانم تپش
نه، نه، این یه پودره که با شراب توت فرنگی مخلوط شده
یه پودر؟ شما مثل پیرزن حکیمی هستید که قبلا داشتیم
آخرش معلوم شد پودرش، پوست خشک پاش بوده
خدای من. تعجب میکنم که شما هنوز زندهاید
نه، این پودر یه داروئه که به عنوان کپک رشد میکنه
میخوای کپک به خوردم بدی؟ فکر کنم برگ برام بهتر باشه
بهم اعتماد کن. فقط سه بار در روز دو جرعه بخور، تا بطری خالی بشه
فقط همین؟
.هفتهی بعد به دیدنم بیا .ولی تا جمعه سینهات باید تخلیه شده باشه
نمیدونم قبل اومدن شما چیکار میکردیم، دکتر
پودرهای جادویی. خدای من
جادو نیست
.چیزی جز چیزایی که قبلا میدونستیم نیست .چیزایی که در طول سالها فراموش کردیم
نیازی به پوست پا نیست
خانم لیزا تپش؟ - بله؟ -
شما برید خونه
من فرستادهی اسقف اعظم تارگوویست هستم
درست فهمیدم که شما به عنوان یه طبیب به جامعه خدمت میکنید؟
من یه دکترم، بله
میتونم کمکتون کنم؟ اسقف اعظم مریضـه؟
میدونید باید دنبال چی بگردید
چیه؟ چی میخواید؟ بهم بگید. با کمال میل بهتون میدم
ساکت - من ساکت نمیشم -
فقط بذارید کمک کنم
با ابزارآلاتِ شیطان؟
فکر نکنم
عذر میخوام؟
اینجا، عالیجناب
ابزارآلاتِ شیطان
.آتیش راه بندازید .اینجا رو پاک کنید
چی؟
.بهمون گفتن اینجا یه مشکلی هست .انگار داشت راستش رو میگفت
اینجا چیکار میکنید که لازمه مردم خوب این سرزمین رو در معرض
این آلات قرار بدید؟
من نمیفهمم
!اطرافت رو ببین
وانمود میکنی اینا جادوگری و کیمیاگری نیستن؟
!خود به خود حرکت میکنه
این چیه؟
داروئه
چطور آلات شیطانی میتونن طب باشن، خانم؟
اینا دانشهای قدیمیـه، فقط همین
علوم قدیمی که در تاریخ گم شدن
،من...گذشته رو مطالعه کردم
و راههایی یاد گرفتم که بهتر به مردممون خدمت کنم. فقط همین
شرک
.نه. این فقط علمـه ...ربطی به هیچ خدا یا
ربطی به خدا نداره؟
نه، منظورم این نبود
.اونو به کلیسای جامع تارگوویست ببرید .اونجا مورد تفتیش عقاید قرار میگیره
،بعد از اینکه توقیف شد
میتونید برای اون زن دانای روستا صدقه جمع کنید
،بهش بگید که عمل خوبش اونو به بهشت میبره
.هرچی توی این اتاقه رو نابود کنید .هیچ اثری از جادوش باقی نذارید
.خواهش میکنم. خواهش میکنم .شما نمیدونید دارید چیکار میکنید
.دقیقا میدونم دارم چیکار میکنم .دارم والکیا رو از ساحرهها نجات میدم
نه، لطفا گوش کن. تو نمیدونی اگه به من صدمه بزنید چه بلایی سرتون میاد
تهدیدم میکنی؟
.گوش کن. فقط بذار برم .من میرم. دیگه هرگز منو نمیبینی
اگه بهم صدمه بزنید نمیتونم امنیتتون رو تضمین کنم
به چه جراتی با شیطان منو تهدید میکنی؟
قبل اینکه بکشمش از اینجا ببریدش
!شیطان نه
.اگه عصبانیش کنید، بدتر از شیطانـه .چون اون واقعیـه
.خواهش میکنم! اون راه درازی رو طی کرده .مجبورش نکنید اینکارو بکنه
!نه، مجبورش نکنید همتون رو بکُشه !خواهش میکنم
مثل یه مرد وایسا
ژنرالهای من
ما جنگ خوبی رو دنبال میکنیم
،با کشتن همسرم
بشریت بهم ثابت کرده که اونا لایق والکیا نیستن
والکیا الان تبدیل به جایگاه ما میشه
ما اونا رو از این زمین پاک میکنیم
،ما همچنان از لشکر تاریکی استفاده میکنیم
تمام موجودات وحشت آفرینی که بشریت زمانی از خود روند
بعدش، فکر کنم والکیا رو بدم به اونا
شاید اینطوری بهتر باشه
هکتور، آیزاک، نقشههای قدمهای بعدیمون رو امروز بهم ارائه بدید
،اونا تنها انسانهای توی بارگاه درونی تو هستن
و اونوقت اونا حملهی بعدیمون رو برنامه ریزی میکنن؟
تنها ژنرالهای بارگاه من که توسط عطش کنترل نمیشن
تنها کسایی که با ذکاوت و وفاداری مقیّد هستن
درسته که اونا مثل من و تو خون آشام نیستن، گادبرند
و به خاطر همین بهشون اعتماد دارم
چرا که ما میخوایم بشریت رو ...از زمین نیست و نابود کنیم
و اونا هنوز طرف من هستن
اون دیگه چی بود؟
،اون ما رو از اطراف دنیا احضار میکنه ،بهمون میگه جنگ شده
بالاخره داریم احشام رو نابود میکنم و ،همه چیز رو تصرف میکنیم
و حالا این؟
همه چیز رو میسپره به یه جفت انسان؟
موضوع چیه؟
هی! شما دوتا کجا میرید؟ - میریم باهاش حرف بزنیم -
چرا باید به جای من بخواد با شما حرف بزنه؟
شاید میخواد با هم نوع خودش ملاقات کنه
،گادبرند، تو تا حالا هر چی که دیدی ،یا اونو کُشتی، یا گاییدی
یا ازش قایق ساختی
نمیفهمم چرا ارباب تو رو بیرون پیش بقیهی حیوونا نمیبنده
!پررو
من قایق دوست دارم. ناسلامتی وایکینگم
ما باید از همه چیز قایق بسازیم
ارباب؟
هکتور. آیزاک
میتونید بیاید جلو
اعتقاد شما به ما باعث افتخار ماست
No comments yet. Be the first to leave one.