ആദ്യത്തെ 165 വരികൾ.
آنچه در اندور دیدیم
.اسلحه ممنوع. فرستنده ممنوع .کردیت ممنوع. چرت و پرت هم ممنوع
یکی از دوستام بهم گفته .که یه دختر اهل کِناری اینجا کار میکرده
.من دنبال خواهرم میگردم
.مردم میان و میرن
.دیگه وقتشه بری
اسمش چی بود؟
.هیچکی اینجا اسم واقعیشو نمیگه
.ببخشیدا .ما اول رسیدیم
اوه، چه نگاه عمیقی واسه .کوچولویی مثل تو
!وایسا! همونجا وایسا
.نفس نمیکشه
.تو کشتیش
اخیراً سرت شلوغ بوده
دوتا از افرادمون مردهان قربان
همکارامون
اگر این ارزش شب بیدار موندن رو نداره پس من ارزش این یونیفرم رو ندارم
.یکی از این افراد رو میشناسم فرماندهی یکی از جوخههای فور بود
یکی از نچسبترین آدمایی بود که دیدم
ولی اونا به قتل رسیدن - نه. داخل درگیری کشته شدن -
واضحاً مزاحم یک شخص با چشم و موی مشکی شدن
و شخص اشتباهی رو اذیت کردن
یه چیزی دارم که باید بفروشم - چی؟ -
بینستارهای NS-9 یه قطعه غیرقابل رهگیری
دوستت این قطعه رو میخواد
چی هست؟
پیداش کن. هر چیزی که هست میخوام بدونم کِی و به کجا رفته
!دست به کار بشید
!کسا
اِستاروارز تِراپی، بروزترین مرجع جنگ ستارگان برای فارسی زبانان @StarWarsTherapy
رسانه تلگرامی سینمابست تقدیم میکند @CinamaBests
" انـــدور "
:ارائــه از " عرف "
درو ببند
!لعنتی! برید رد کارتون
اوضاع روبراهه؟
فقط خستهم
انقدر که شام نخوریم؟
برنامه این بود؟
میتونه باشه
فکر کردیم گفتیم هفتهای یه شب میریم شام
بیا هفته رو از امشب شروع کنیم پس
پس شروع کنیم
چطوره فردا شب یه کار باحال انجام بدیم؟
پس برنامه همین باشه
فقط در پشتی رو قفل کن
من بقیه چیزا رو ردیف میکنم
ممنون - حله -
یه کلمه حرف نزنیا
جدی گفتم
اینجایی پس
نگا چه راحت نشسته برای خودش
هی
"سلام "بی
همه چی رواله؟
اوه. اوه این منظورته؟
...ای بابا، باید صورتمو بشورم، اوه
داشتم به پگلا کمک میکردم که یه کابل خورد تو صورتم
سرت شلوغ بوده پس - آره -
دیشب برسو رو دیدم
کلی حرف داشتیم بزنیم
همم، باحال بوده انگار
میخواستم صبح بیام
ولی تمام کارام سمت شرق بود
کل روز درگیر برگشتن بودم
برم خودمو تر تمیز کنم
براش بخون، بـی
چیو بخونه؟
الان میـ میـ میـتونم صحبت کنم؟
!بخونـش
سازمان امنیت پریمور به دنبال" یک شهروند مذکر اهل کِناری
".در سیارهی فریکس برای بازجویی میگردد
شهروندان در صورت داشتن هر گونه اطلاعات"
موظف هستند که بدون درنگ، با ".مرکز فرماندهی امنیتی پریاوکس مورلانا تماس بگیرند
دیگه کی خبر داره؟
دربارهی چی؟
که تو توی کناری به دنیا اومدی
نمیخوای بشنوی چه اتفاقی افتاده؟
به اونم میرسیم. ولی کی دیگه میدونه؟ به کی دربارهش گفتیم؟
...نمیدونم. من
ما همیشه گفتیم فِـسـت
هر مدرکی که تا حالا ثبت کردم توش گفته شده که تو متولد فست هستی
تا حالا شده به جز فست چیز دیگهای بگی
.به صورت رسمی نه فکر نکنم. اما به مردم چرا
به کی؟ - اوه... خودتم گفتی -
به چند نفر گفتی؟ - من چمیدونم -
!چیزی نیست که حسابش دستم باشه
همهی کسایی که من بهشون گفتم مُردن
مسخرهست
جزی. سمو. ها؟ - اونا خانوادهن -
اگه قراره لیست درست کنیم پس لیست درست میکنیم
والا من نگران اکسهای جنابعالیام
!بیخیال بابا! ول کن تو رو خدا - فمی، کارلا، سوندرین -
!یه سریاشون که اصلاً اسمشونم نمیدونم - بیـ بیـ بیـکس -
!بیکس هیچ کاری به این ماجرا نداره
پس کی به اون حرومزادههای پریمور دربارهی کناری گفته؟
احتمالاً خودم
بیکس. بیـ بیـ بیـکس دنبالت میگرده
چی؟ - چرا اصلا باید به کسی بگی؟ -
کِی؟ کِــی؟ کِی تماس گرفته؟ همین الان؟ - چرا؟ بهم بگو -
تـ تـ تـماس ناموفق - بـی، اون کجاست؟ -
اصلا چطور شد که گفتی؟ - بجنب -
اصلا اونو بیخیال - هنوز توی محوطهست؟ -
الان ازت چی میخوان؟ - !بی؟ صبـر کــن -
بی، اون کجاست؟
.د د درخواست دسترسی در حال پـ پـ پـردازش
کاسیِن
چیکار کردی؟
توی دردسر افتادم
چند وقتی بود اینجا نیومده بودی
مطمئن نبودم کجا امنتره
اطلاعیه رو دیدی
چیکار کردی؟
.دو نفر به پر و پام پیچیدن کار بالا گرفت
چقدر بالا گرفت؟
تهدیدم کردن
دنبال درگیری نبودم
گوش بده، حرفی که صبح زدمو فراموش کن
قطعه رو به خودت میفروشم
فقط به اندازهای میخوام که از اینجا خارج بشم
داره میاد
خریدار توی راهه
.دیگه برای منصرف کردنش دیره صبح میرسه اینجا
هی
لطفت رو فراموش نمیکنم
باید بری
آره. باشه
باهاش تماس گرفتی، آره؟
توی راهه
.کاسیِن اَندور اینجا نوشته اهل فست ـه
اطلاعات محرمانهست؟ یا احتمالا یکی داره سرمون شیره میماله
اینجا که خبری از کناری نیست - صبر کن. یه تصویر ازش دارم -
شورش علیه امپراطوری، تخریب" ،اموال امپراطوری
".حمله به سرباز امپراطوری
.پایگاه داده رو چک کن ببین اثری از کناری هست یا نه
مظنون داریم؟
هنوز مطمئن نیستیم. قراره یه تصویر ازش به دست بیاریم
کیه؟
زیادی دیر وقته؟
چراغت روشن بود
آره اینجام
آره، دارم... دارم میبینم
...اوه، نه، منظورم این بود که آره، زیاد دیر وقت نیست
خوابم نبرد
...ولی خب اگه میدونی وقت خوبی نیست - نه، نه، نه، اصلا -
فقط... غافلگیر شدم
خوبه
نوشیدنیای چیزی میخوای؟
نه. اندازه کافی خوردم
حالت خوبه؟
الان آره
گروهبان لاینوس ماسک در خدمتم، قربان
ببخشید که این موقع شب بیدارت کردم
.نه قربان، باعث افتخاره قربان توی راه از پرونده مطلع شدم
میخوام هر چه سریعتر پیش ببریمش
یه مظنون سیار با یک جرم کاملا جدی داریم
کاملاً موافقم باهاتون قربان
سرعت عمل حائز اهمیته
،شتاب در خدمترسانی و رهبری الهامبخش
چیزی باارزشتر از این؟
فکر نمیکنم
مظنون یک نفره. چند نفر نیرو نیاز داریم؟
.من میگم دوازده نفر قربان صرفاْ جهت محکمکاری
شما هم با ما آمادهی رزم میشید؟
فکر میکنم باید بشم. مگه نه؟ - قطعا قربان -
No comments yet. Be the first to leave one.