ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
...آنچه گذشت
گوست که اینجا نیست
اون دیگه وجود نداره
حالا دیگه من شماره یکم
من بهترین جنس رو با کمترین قیمت براتون فراهم میکنم
لوبوس رو توی زندان زخمی کردند
و حالا تموم چیزایی که میخواستیم میتونن عملی بشن
کار جدیدمون چیه؟
این کلوب، کار جدیدمونه
محموله خیلی سبک بود
بقیهی سرکردهها ممکنه عصبانی بشن
میتونی بفهمی که چرا لوبوس
تموم محموله رو برامون نفرستاده؟
باید کاری کنیم که همه فکر کنن مُردی
اگه پولت منتقل بشه یعنی زندهای و خودت منتقلش کردی
- فیلیپه لوبوس زندس !- چی؟
از حملهی توی زندان جون سالم بدر برد
تامی، باید حرف بزنیم رفیق
توماس، نکنه یادت رفته که قرارمون چی بود؟
...گوست باید هرچی زودتر بمیره، وگرنه
- هالی؟ - خونوادهی کوچیکت
دیگه امن نیست
ترجمهای از مصـطـفــی .:: ElSHEN ::.
عزیزم
چی اینقد مهمه
که نمیشد پشت گوشی بگی؟
میخوام که به دوستمون لوبوس یه پیامی رو برسونی
توی خیابون که پیچیده لوبوس بهخاطر
چاقو خوردن توی هلفدونی کشته شده
من شنیدم که چاقو خورده
اما نشنیدم که مُرده باشه
میخوای تایید بشه؟
دنبال یه محل میگردم
بشین
چیزی میخوری؟
نه، ممنون
میخوام بدونم که کجاست
میدونم که تو رابطهای زیادی داری
و میدونم که میتونی از رابطهات استفاده کنی
و چیزی که میخوام رو پیدا کنی
آره میتونم
اما سوال اینجاست که چرا همچین کار بکنم؟
اینکه همچین چیزی ازم میخوای یعنی بیشتر از من از قضیه خبر داری
فعلا افشا نشدی
بذار همینجوری بمونه
آره، اما وقتی که این قضیه تموم بشه
واسه همیشه میرم بیرون
و دیگه بهت نیازی ندارم
فقط باید کاری کنم که تموم بشه
میدونی، خیلی بده که نمیتونی از دوستدختر سابقت
اون دادستانه بپرسی
چون اون میدونه کجا میشه لوبوس رو پیدا کرد
راستش من و آنجلا هنوز با همیم
وای پسر
باید بهم بگی که چجوری میتونی دخترا رو این شکلی خام کنی
چون تا حالا باید دل و رودت رو پخش زمین میکرد
و اگه بازم ازش چیزی بپرسم
حتما همینکارو هم میکنه
واسه همین به تو نیاز دارم
فکر میکنم که واقعا میشه
بدون اینکه شاهدی علیه لوبوس وجود داشته باشه
محاکمهی ناشناس ثمربخش باشه
اما غیرممکنه که بدون رو کردن پروندههای کالیفرنیا و تکزاس
پیروز بشیم
نمیدونم آنجلا دخالت دادن بقیهی ایالتها
ممکنه باعث بشه که کسلر وارد مذاکره بشه
ممکنه درخواست بده که محل محاکمه رو تغییر بدیم
ما اعلام میکنیم که لوبوس اینجا دستگیر شده
پروندهمون خیلی کامله
میخوام که پروندهی بقیهی حوزههای قضایی رو هم مطالعه کنم
و با وکلاشون حرف بزنم
بذار من برات پروندهها رو گیر میارم
اگه من درخواست بدم، زودتر بهش رسیدگی میکنن
مخصوصا توی ادارهی قبلیم
عالیه
- ساکس، چه خبر؟ - اون...آنجلا بود؟
چی ازت میخواست که در خفا اومده بود سراغت؟
که نمیتونست توی گروه اعلام کنه، هان؟
خودت چرا اومدی اینجا؟
تو هم که خارج از گروهی
یه فکری داشتم
به قاضی کراس گفتیم که مسئلهی سوءقصد به جون لوبوس رو
حل میکنیم
شاید بهتره که بکنیم
آره، من گفتم اما چیزی واسه حل کردن نیست
میدونیم که کار خیمنز بوده
پیدا کردن حمله کننده مهم نیست
!چون همینجوریش هم توی زندانه
اما اگه ثابت کنیم که کار خیمنز بوده
میتونیم بعد از دستگیری دیگو خیمنز
این قتل رو هم به لیست اتهاماتش اضافه کنیم، مگه نه؟
بلاخره یهروزی باید اونو هم بگیریم
از نظرت اشکالی نداره؟
نه، نداره
اما شک دارم که طرف رو پیدا کنی
احتمالا فقط وقتت رو تلف میکنی
میخوام که آماده باشی
اگه هنوز توی اون ساختمون باشه
باید یهراهی واسه نفوذ پیدا کنی
فهمیدی؟
آماده میشم
:به تاشا باید ببینمت
تامی، باید حرف بزنیم رفیق
گوستم
با کی حرف میزدی؟
اشتباه گرفته بود
آگهیها خوب شده
مطمئنم که یکی باهامون تماس میگیره و بل رو پیدا میکنیم
فقط امیدوارم که سالم باشه
ببین هالی، اگه پیداش نکردیم
قول میدم که یه سگ دیگه برات بخرم
نمیشه که به همین راحتی جایگزینش کنی
مثل اینه که بگیم اگه تو مُردی من پاشم برم بیرون و
!به هرکی رسیدم بدم
هالی، این حرفت دیگه خیلی !زیادهروی بود
منظور منم همینه
ببین، من بل رو میخوام همونجوری که تو رو میخوام
من بل رو میخوام
و تا وقتی که پیداش نکردیم خواب به چشمم نمیاد
مطمئنم که پیداش میکنیم
ممنون که میذاری بچهها رو ببرم خونهی آنجلا
بهخاطر تو نبود که قبول کردم
میدونی که وقتی بابام ما رو ترک کرد دیگه بهزور میتونستم ببینمش
اما لیاقت بچههام بیشتره
بگو دلیل اصلی اومدنت چیه؟
میخوام که این چک رو بدی به تامی
عجب
حالا که منبع درآمدت فقط
از کلوبه، فکر میکنی از پسش برمیای؟
این پول ما نیست تاشا، پول تامیه
لباسشوییها رو بستم همینطور حسابهای اصلی تروث رو
این نصف از همه چیه همهی کارهامون
بعد از اینکه اینو دادی به تامی
دیگه رسما کارمون تعطیله
من کشیدم بیرون
دیگه شریک نیستیم
چرا خودت بهش نمیگی؟
چون جواب تماسهام رو نمیده، فهمیدی؟
نمیخواد منو ببینه
خب منو هم نمیخواد ببینه
ظاهرا که منم شدم خسارت جانبی
!هر اتفاقی که بین شما دوتا افتاده
میشه بهخاطر من باهاش تماس بگیری؟
همین امروز؟
از لوبوس پرسیدی که چرا
همش نصف از جنس کوفتی رو بهمون تحویل میده؟
گوش کن، لوبوس توی زندون گیر کرده
و ما هم داریم به همه میگیم که اون مُرده
بنابراین اون عوضی مشکلاتش زیاده، فهمیدی؟
شاید لازم بوده حالا که نقش مُردهها رو بازی میکنه
جنس کمتری رو جابهجا کنه بنابراین آروم باش رفیق
باشه
پس من چی به سرکردههای جدیدمون بگم
وقتی که نمیتونیم باری رو که بهشون قول دادیم رو
تحویلشون بدیم، تامی؟
هی، شاید
بهتره که جنس رو قاطی کنیم
تقسیمش کنیم، چطوره؟
اینجوری همه خوشحال میشن
- همچین کاری نمیکنیم - واسه چی؟
چون کار غیرمنطقیایه رفیق
من نمیخوام که جنس رو ازبین ببرم
اینجوری اسمم رو نابود میکنم
تغییر در مدیریت که بهمعنای تغییر در جنس نیست
- پس چیکار کنیم؟ - نمیدونم
چرا نمیذاری یکم فک کنم؟
چند وقته که تو برگشتی به شهر؟
اونقدری که بدونم تو رو نباید راه بدم
گوش کن، تامی نمیخواد با تو یا گوست حرف بزنه
اگه درمورد پول حرف بزنیم
فک کنم نظرش عوض بشه
نه جونم
اسم تو که روی این چک نیست
چقدره؟
وقتی که به تامی گفتی بیاد دیدن من
خودت میفهمی
شمارهی منو داره
ما جفتمون واسه لوبوس کار میکنیم
جفتمون یه طرفیم من به کمک نیاز دارم
اگه اسم کسی که لوبوس رو زده رو میدونستیم
حالا دیگه نفس نمیکشید
حالا که میکشه
و اگه کس دیگهای قبل از ما پیداش کنه
لوبوس به مشکل میخوره
گذاشتیم همه باور کنن که کار خیمنز بوده
تا نقصی توی پرونده نباشه
اما اگه حمله کننده، بگه کار گوست بوده گوست هم تبدیل به شاهد میشه
و علیه لوبوس شهادت میده
باور کن اگه چنین اتفاقی افتاد
اون تویی که به مشکل میخوری
لازم نیست منو تهدید کنی
من جونم رو گذاشتم واسه این قضیه
نهایت تلاشم رو دارم میکنم
من دوستتم
نه، تو دوست نیستی
تو یه زندانیای
و همهی زندانیها سعی در فرار دارند
جلوی زیردستت رو بگیر تا دنبال قاتل نگرده
اگه من مداخله کنم، باور نمیکنه
ساکس اونقدرا باهوش نیست
No comments yet. Be the first to leave one.