Lovestruck in the City

Lovestruck in the City (도시남녀의 사랑법)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Lovestruck in the City-E05 💞 ProMovi ir 💞
കമന്ററി എഴുതിയത് M_Sareh
❦❦❦ ترجمه اختصاصی پروموویز ❦❦❦

ടാഗുകൾ

other
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2021-01-06
ഡൗൺലോഡുകൾ: 21
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

رمانتیک#

روحیه_آزاد#

دخترانه#

مجرد_داوطلبانه#

در_یک_رابطه_طولانی#

عـشـق تـو چـطـوریـه؟

دلـبـاخـتـه در شــهـر

بعد از بهم زدنتون با جعبه خاطراتتون چی می کنید ؟

جعبه خاطرات ؟ - من حتی کاغذ بلیط فیلم هم نگه میدارم -

تا وقتی که خاطرات ارزشمندی ان

منو یاد اون میندازن - منو شکنجه میدن -

این موضوع بزرگ ترین مشکل بعد از بهم زدنه

اونا ذهن منو درگیر نمی کنه

با اینکه اونا ذهن منو درگیر نمی کنن ولی باید برشون گردونم

چرا میخوای برشون گردونی ؟ اونا فقط یک مشت خرت و پرتن

درسته ، فقط لازمه

خاطرات ارزشمندمون رو تو قلبمون نگه داریم

این دقیقا همون چیزیه که من حس کردم

سه سال قبل

درش بیار - چی رو در بیارم ؟ -

ما بهم زدیم ، پس درش بیار

باز شروع شد

بهم زدن آخه چه ربطی داره

اون کتی که پوشیدی رو من برات خریدم

وقتی برای سفر رفته بودم آمریکا

درش بیار

باشه ، درش میارم

پیرهنم درش بیار - دیوونه ای ؟ زمستونه ها -

اون پیرهن کاپلیمون بود ، درش بیار

هی ، من تنها کسی بودم که

همین حالا درش بیار - خدای من -

هر وقت بپوشیش به من فکر می کنی

نمیخوام اینطوری شه ، درش بیار - کوتاه بیا -

کفش هاتم در بیار

جوراباتم

چرا من باید اینکارو کنم ؟ - چون من خریدمشون -

کی برای من جوراب خریدی ؟ - با اون جورابای میکی موس خریده بودم -

تو خریدی ؟ اون شکلک خنده هم تو گرفتی ؟

جورابات سوراخ بودن ، واسه همین خریدم

جورابا نه

پاها

قلب دوم آدمان

بپوشین ، وگرنه یخ میزنین

مشکلی نیست

من خودم دوست دارم پا برهنه راه برم

شنیدم برای آدم خوبه

دیدم که تو کوچه جوکبال باهم دعوا کردین

اوه ، دیدی ؟

ممنون ، میپوشمشون

میخوای اینو تنتون کنید؟

خدای من ، مرسی

... صبر کن ، این ژاکت - مال مدرسمه -

دبیرستان ده اون ؟ - بله -

تیم فوتبال ؟ - تیم فوتبال ؟ -

روح مدرسه ده اون پر از شور و انرژیه

روحیه مدرسه ده اون رو به کل دنیا منتشر کنید

شوت ، بدو - شوت ، بدو -

گل بزن - - گل بزن

بدو ، بجنگ - بدو ، بجنگ -

برای ده اون - برای ده اون -

! ده اون - ! ده اون -

از دیدنت خوشحالم - همینطوره -

واااو باورم نمیشه هنوزم اینو داری ؟ امسال فارغ التحصیل شدی ؟

نه ، پنج سال پیش

من شش سال پیش فارغ التحصیل شدم و اینو تو خونه هنوزم دارم

تعجب کردم که چرا قیافتون آشنائه

دروازه بان نبودین ؟

نه ، اون دقیقا مثل من بود

من رو صندلی مینشستم برای تشویق تیم

از عرق کردن خوشم نمی اومد

من او دونگ شیک ، مهاجم 24ساله

از دیدنت خوشحالم

چه دنیای کوچیکیه - خوشحالم که کمکتون کردم -

همیشه این وسایلو با خودت اینور اونور میبری ؟

نه ، امروز آزمون ورودی اداره پلیس رو پاس کردم

واسه همون داشتم از استودیوم برمیگشتم

متوجه شدم ، تبریک میگم - خیلی ممنون -

خیلی جالبه که استودیوم رو با وسایلم ترک کردم

وقتی دیدم شما داری با یک کیف کتک میخوری

قلبم شکست

بخاطر اینه که باهم غریبه نیستیم

اون کیفی که من براش خریدم

تا حالا با کیفی که خریدی ، کتک خوردی ؟

اون خانم حتما دست زدنش خوبه

درسته هر چیزی ممکنه تو زندگی پیش بیاد

دیدن همدیگه امروز واقعا شگفت انگیزه

چطوره باهم نوشیدنی بخوریم ؟

بریم ، مهمون من

ممنون - باشه -

اون روز سه راند نوشیدیم

خدایا از دست دادمش

اون شب نوشیدیم و بعد رفتیم به دبیرستانمون

تو زمین ورزش بدون توپ ، فوتبال بازی کردیم

خیلی کیف داد ، حتی عرق هم نکردم

بعد از بهم زدنت ، بهت حال داد ؟

لعنتی ، باید شلوارتم در میاوردم

اگه اون پسر آشنای گون ئه پس منم باید بشناسه

اون حتما الان یه جایی تو سئول داره گشت زنی میکنه

لعنتی ، اعصابم خورد شد - یک روز همدیگرو میبینیم -

مثل همون روز ، کاملا اتفاقی - کانگ گون عوضی -

فکر کنم مثل سرنوشته

اگه دوباره پسره رو دیدی باهاش ازدواج کن

چیکار می کنی ؟

هنوز اون ژاکت و کفش هاتو دارم

وقتی همدیگرو ببینیم بهت پسشون میدم

من هرچیزی که مربوط به اون بود رو انداختم دور

من نتونستم هرچیزی رو بندازم دور هنوزم این حلقه رو دارم

بهتره که انداختشون دور

به نظرم پس دادنشون بهتره

چه فایده داره برگشتوندنشون ؟ بهرحال که من همرو انداختم دور

کی اهمیت میده که یکی از زوج ها بندازتشون دور ؟ - این کمک نمی کنه که رابطتونو فراموش کنید ؟ -

هی ، من میدونم ، روراست باش کیونگ جون

اون روز نرفتی اونجا که رابطه اتو باهاش تموم کنی

دو سال پیش

اینکارو باید وقتی سرکارم انجام بدی ؟ - ولی تو که منو نمیبینی -

ما بهم زدیم چرا باید همدیگرو ببینیم ؟

چرا جواب تماس هامو نمیدی؟ - ما بهم زدیم -

اونوقت ، پس اینا چیه ؟

بهت پیام دادم که بندازیشون دور

منم بهت جواب دادم نمیتونم بندازمشون دور

باشه ، پس خودم اینکارو می کنم - صبر کن من متاسفم -

همش تقصیر من بود

چرا الان اینو میگی ؟

تو میخواستی که تمومش کنیم

بخاطر همین نیست که هرچی بهت دادمو داری بهم پس میدی ؟

همش دروغ بود

داشتم تظاهر میکردم که حالم خوبه

من نمیخوام جدا شیم

اینا همه بهانه بود

اومدم که برگردم پیشت

نمیخوام

بذارشون و برو - نه -

کلی چیز دیگه هست که

باید بهت پسشون بدم

و توهم همینکارو باید بکنی

باید ده بار همدیگرو ببینیم ، نه بیشتر از این باید ببینیم

تو این مدت زمان زیاد - باید همه چیزو باهم پس بدی -

برات سنگین میشه خب

میدونی چقدر سنگینه ؟

تو گفتی وقتی به تو فکر می کنم بغلش کنم

اون تدی خرسی که در صدمین روز قرارمون بهم دادی

خیلی گنده بود و نشد بیارمش

اون گیاهی هم که بهم دادی هنوز تو دفتر کارمه

باید اون کتی که برام خریدی و اون سشوار مو رو برات بیارم

اگه همشو جمع کنی از یک جعبه پر هم بیشتر میشه

باید یک کامیون اجاره کنم

از ماشینت استفاده کن

همه رو بذار تو ماشینت و بهم پس بده

اونوقت میتونم بیام محله اتون ؟

وقتی که دعوا کردیمو و بهم زدیم

گفتی که اینکارو نکنم

گفتی که باید برشون گردونی

همون طور که گفتی همشونو نمی تونم باخودم بیارم

درسته

تو این مورد تو خونت میتونم بخوابم ؟

ما بهم زدیم ، چرا باید اونجا بخوابی ؟

نمیخوام باهات بهم بزنم

اگه نمیخوای اونجا بخوابم

پس بذار ده بار نزدیک خونت ببینمت

برات هر وقت که ببینمت یک جعبه میارم

و دفعه بعدی که ببینمت

میتونیم بریم مغازه دوکبوکی مورد علاقت ؟

حالا این چیه ؟

یادت نیست ؟ - من برات خریدم ؟ -

وقتی اولین بار رفته بودیم شهربازی

خودت اینو خریدی

من؟

چرا اینارو نگه میداری؟ چندسال گذشته

خب چطوره به جای اینکه بریم دوکبوکی بخوریم

به عنوان قرار بریم شهربازی؟

منم تمام روز اینو میذارم سرم و مسخره بازی درمیارم

پس

همینجا منتظر بمون تا شیفتم تموم شه

بعدش در مورد به هم زدن باهات تجدید نظر میکنم

جدی میگی؟

ممنونم خانوم

وقتی تِل خرگوشی رو دیدم

یادم اومد که چقدر باهاش اوقات خوشی داشتم

منم هدفم همین بود

ما همدیگرو دوس داشتیم" "نه، ما هنوزم عاشق همیم

بحرانُ به فرصت تبدیل کردم

میدونین که من تو این کارا حرفه ایم

یه چیزی هست که واقعا میخوام ازش بپرسم

...خب

گفتم همه چیو دور ریختم

چیزی ندارم که متعلق به اون باشه

من دوربین داشتم

وقتی رفتم یانگ یانگ چندتایی رو با خودم بردم

ولی الان دیگه دوربینا رو

ندارم

خیلی خب

خب من دو هفته ـس که اینجام

دو تا تخته تقریبا تموم شدن

و دارم میرم مرحله ی بعد

...خب بعدی - چیکار میکنی؟ -

یه سفارش تخته دیگه گرفتی؟ - آره -

دو تا سفارش داری؟ - آره، دوتا تخته موج سواری -

میتونی تا قبل از برگشتن به سئول تمومشون کنی؟

آره فکر کنم بتونم

اون چیه؟

More Farsi Persian subtitles for Lovestruck in the City

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left