ആദ്യത്തെ 178 വരികൾ.
رئیس هر بانک
اونا تو اون اتاقن
پس برو اونجا و قانعشون کن
که قویای
من بزرگترین تولیدکننده مستقل نفت تو این منطقهام
تنها فرق بین من و مونتی
اینه که من خشنترم
دستکم گرفتن من همون راهیه که باهاش میخرمتون
فکر کنم میدونی که کوسهها دارن دور میزنن
آره، و حسابی هم اثر خودشون رو میذارن
۵۰۰ بشکه در روز، ۱۰ میلیون دلار در سال
و مال ماست
این رؤیاست؟
واسه تو انجامش دادم
انگار یه موقعیت ورود ویژه بهت دادن
تو گروه تشویقکنندهها
قبول شدم؟
تو رئیس یه شرکت نفتی هستی
وقتشه جوری زندگی کنی که لایقشی
ما تو یه گلفاستریم لعنتی هستیم. دارم زندگی میکنم!
دوروتی فوت کرد، تی.ال
اون الان جای بهتریه
مطمئنم دوباره میبینیش
اگه ببینمش، یعنی منم تو جهنمم
کی مرد؟
مادرم
باید نزدیک باشیم. آره
داریم به لایه هدف نزدیک میشیم!
فشار واقعا داره بالا میره
رفیق، چاهت داره جون میگیره
فکر میکنی یا میدونی؟ گیجها دروغ نمیگن، رفیق
باید چاه رو ببندیم و BOP رو فعال کنیم
من انجامش میدم!
قراره بترکه!
من که زمینشناس نیستم
ولی به نظرم اونجا جای خیلی خوبیه واسه حفاری
آره، همچین ظاهری داره، مگه نه؟
کوپر نوریس هستم
لطفاً پیغام بذارید. باهاتون تماس میگیرم
ساعتهاست دارم بهت زنگ میزنم
چی شد؟
چاه ترکید
آسیب دیدی؟
نمیتونم
باید وقتی زنگ میزنم، جواب بدی
آخرین باری که یکی جواب نداد
چون دیگه مرده بود
باید اینو بهم حق بدی
ببخشید. شارژ گوشیم تموم شد
چرا گریه میکنی؟
هر چاهی که زدیم، به نفت رسید
همهشون
این اتفاق نمیافته. هر چاهی به نفت نمیرسه
رؤیایی که مدام داره به حقیقت میپیونده
این ناراحتت میکنه؟
بیشتر شبیه ترسه
چرا میترسی؟
حالا لعنتی چی کار کنم؟
خب، الان باید اون کثافتا رو از تنت دربیاری
و بندازیش دور
بعد میری تو حیاط پشتی
و با شیلنگ آب باغچه خودتو میشوری
چون با این وضع نمیذارم بیای تو حموم من
میرم برات صابون بیارم
ام، مایع ظرفشویی بیار. شامپو بدن جواب نمیده
فکر میکنی قبلاً این کارو نکردم؟
بیرون، تو حیاط پشتی میبینمت
اینا تنها پوتینهای کاریمه
تو الان یه آدم پولداری. میتونی چکمههای نو بخری.
فکر نمیکنم دیگه باید این کار رو ادامه بدیم.
فکر کردم تو رو هم از دست دادم.
چهار ساعت تمام.
با وحشتی که مثل اسید وجودم رو میسوزوند.
فکر کنم این یعنی من واقعاً دوستت دارم.
ولی ظاهراً بازم تو رو از دست دادم.
نمیخوام دنبال خونه جدید بگردم.
همینجا رو دوست دارم.
شوهرم برای اینجا جونشو داد.
میخوام پسرم مادربزرگش، پسرعموهاش رو بشناسه. من...
من اینجا دوستام رو دارم. نمیخوام اونا رو با آدمهای جدید عوض کنم.
خیلی خوشحالم که رؤیای تو به حقیقت پیوست.
واقعاً خوشحالم.
ولی پولدار بودن رؤیای من نیست.
این رؤیای توئه.
هی، توش سوسیس نریز!
بیور، چی گفتم؟
اینجا به نظر تو رستورانه؟
من اون کوفتی خوک نمیخورم.
پس نخور!
کی پول مخلوط رو داد؟
کی پول ماهیتابه رو داد؟
خوک نیست. گوشت آهوئه. چیه؟
گوشت آهو.
نه بابا، عمراً اون کوفتی رو نمیخورم.
تو استیک میخوری؟
آره. مرغ چی؟
همهشو میخورم.
فقط حیوونایی که تو کثافت خودشون غلت میزنن رو نمیخورم.
و عمراً حیوونی رو که تو شکار کردی نمیخورم،
و انداختی تو صندوق عقب پیکاپ کوفتیت.
چی داری درست میکنی؟
بوریتوی صبحونه. اومم.
با گوشت آهو.
این احمقها فکر میکنن ما تو دشت زندگی میکنیم.
یه مکدونالد پنج مایل اونورتره.
اوه، اون کوفتی سمه.
ولی گوشت آهو،
از این ارگانیکتر نمیشه.
بدون مواد شیمیایی، بدون سموم دفع آفات.
این سوخت پاکه.
اومم.
باشه، این کوفتی رو ببر.
راه درازی در پیش داریم. حتماً.
و تو، زود باش لباست رو بپوش.
باید تو راه یه جا از این درایو-تروها وایسیم.
میدونی چیه؟ بوریتوی جورل رو بده به من.
اون ننَرِ کوفتی مال خودشو نمیخوره.
تو ماشین منتظرتیم و الکی وقت تلف نکن.
مکدونالد. آره، باشه.
فهمیدم. زود باش.
هی. صبر کن رفیق.
یالا، بجنب.
هی!
تامی.
امروز داری تو مزرعه کایوت کار میکنی؟
بله قربان. اون شرکت بارلو برادرز...
...ورشکست شد.
اوهوم. اجارهنامهشون...
...درست کنار مال ماست.
میشه ۶۰ سنت به دلار خریدش.
برای همین میخوام چند نفر رو بفرستم اونجا یه نگاهی بندازن،
تا ببینیم چقدر کار داره تا ما بگیریمش.
میدونی که اون پمپهای نفتی...
...با سیمهای بستهبندی سرپا موندن.
آره، واسه همینه که ۶۰ سنت به دلاره، رئیس.
آره.
خلاصه، دِیل رو با خودت میفرستم اونجا،
پس حسابی همهجا رو بگرد، باشه؟
باشه. تو هم از اونور میری؟
نه، دارم میرم شمال. میخوام برنامهریزی یه مراسم ختم رو بکنم.
متاسفم بابت شنیدن این خبر.
خب، واسه اینه که هیچوقت ندیدیش.
بعداً میبینمت.
باشه. مراقب خودت باش. آره.
اوم... فکر میکنم باید تمام اون پول رو ببری...
...و یه خونه برای خودت بخری.
فکر نمیکنم دیگه باید اینجا بمونی.
حفاری کن، عزیزم حفاری کن، عزیزم، حفاری کن، عزیزم، حفاری کن!
ما نه ماهه که یه دولت جدید داریم،
و رونق شروع شده.
یا نه؟ قیمت نفت بیش از ۲۰ درصد افت کرده،
از زمانی که دولت جدید ما طرحهایی رو برای...
...افزایش تولید داخلی، و همچنین...
افت قیمت بنزین...
...باعث میشه مردم پول بیشتری برای خرید کالاهای دیگه داشته باشن.
و وقتی قیمت گازوئیل پایین میاد،
هزینه کالاها هم پایین میاد.
خب، روی دیگر سکه این بحث اینه که...
...وقتی هزینه سوخت پایین میاد، هزینه کالاها هم پایین میاد.
پس، تأثیر بزرگی روی قدرت دلار داره،
و همچنین روی اینکه چقدر پول برای خرج کردن داری.
ممنون.
هنوزم باید از زیر زمین درش بیاری.
هزینه درآوردنش از زیر زمین.
اونم خوب پیش میره. اما یه نقطه طلایی داره.
و داریم رو لبهی همون خط حرکت میکنیم.
اون خط هم تکون میخوره، نفهم!
بابا تو رو خدا فقط یه آهنگ بذار!
خب، اونا به ما برای حرف زدن پول نمیدن، باب.
اونا پول میدن که ما کانتری بزنیم.
درسته، باب. فقط دارم سعی میکنم...
...یه مکالمه هوشمندانه داشته باشیم. باشه.
خب، باب، شکست خوردی.
بیاین این ساعت رو با یه چند تا از بچههای محلی شروع کنیم...
...که موفق شدن، واقعاً هم موفق شدن.
اوه، واقعاً عالی! صدای سبک تگزاسشون رو بردن سراسر کشور.
من ازشون خوشم میاد.
بابا تو رو خدا آهنگ لعنتی رو پخش کن!
No comments yet. Be the first to leave one.