Vadakkupatti Ramasamy

Vadakkupatti Ramasamy (வடக்குப்பட்டி ராமசாமி)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

VadakkupattiRamasamy2024(فیلمراماسامیازروستایواداککوپاتی)
കമന്ററി എഴുതിയത് Moviezindian

ടാഗുകൾ

other
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2024-03-22
ഡൗൺലോഡുകൾ: 41
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 173 വരികൾ.

۱۹۶۰سال

"واداککوپاتی"

روستای کوچیکی تو قسمت شمالی تامیل نادو

چون رودخونه از هر طرف این روستا جاریه

تنها راه ورود و خروج این روستا از این پله

بیست سال پیش

سیل شدیدی به روستا خورد

کاناتا، خدای محافظشون، تو سیل غرق شد

...بعضی‌ها معتقدن خداشون تو خاک دفن شده و

از کوه مراقب اون‌هاست

...بعد از ناپدید شدن خدا، اکثر اهالی روستا ادعا می‌کنن که

روح شیطانی دیدن که تو روستا می‌چرخه

...هر کی از شر روح شیطانی خلاص بشه، رئیس روستا می‌شه

!که این باعث رقابت بین این دوتا شد

موکایان

کالائیان

نه، من اولین کسی می‌شم که نابودش می‌کنه

امروز روز ماه کامله؟

آره

بیا سریع‌تر بدویم

!بچه‌ها، سریع‌تر بدوین

!هی بچه، ساعت شش عصر شده

لطفا به نتیجه برس

آقا، هر پنی یه گلدون، نمی‌تونم دوتا با قیمت یه پنی بدم

هی، از خاک رس درست شده، هیچ ارزشی نداره

با کمی پول بیشتر می‌تونستم کشتی آلمینیومی تو شهر بگیرم

!پس برو بخرش و گم شو

بابا، بیا بریم

صحبت کردن باهاش بی معنیه

!داری می‌بینیش وگرنه کتکش می‌زدم

بیا بریم

دیر وقته

هی، بیا داخل

پسرم، نترس

اگه تو دردسر باشیم

خدا از کوه میاد پایین تا مراقبمون باشه

اوه، از کوه؟

آره، میاد

اوه، آره

وقتی باید تو مدرسه باشم دارم گلدون می‌سازم، خدا هم همچنان نگاه می‌کنه

به سختی از گلدون‌هایی که می‌سازم پولی در میارم

خدا هم همچنان نگاه می‌کنه

...وقتی سیل بهمون رسید همه چیزمون رو از دست دادیم

به اضافه اون خدایی که واسه‌اش دعا می‌کردی

تنها چیزهایی که واسه‌امون مونده

درخت چریش و یه قطعه زمینه

ازش چی می‌تونیم کسب کنیم آخه؟

واسه هر چیزی قیمتی نذار، مخصوصا امور مربوط به خدا

مامان

حتی خداهایی که گفتی هم بعد دادن مقداری پول از نزدیک دیده می‌شن

الهه مادر، لطفا سر عقلش بیار

!همونجا وایسا

شماها کجا می‌رین؟

به اندازه کافی صبور بودیم، امروز می‌خوایم تمومش کنیم

رفقا، لطفا بهم گوش کنین

از بین بردنش فراتر از توانایی انسانه

وقتی دزدی میاد تو خونه‌اتون ساکت که نمیشینین، نه؟

بچه ها ولش کنین

اسمم رو بگین و وقتی دیدینش ازش دوتا سیگار قرض بگیرین

رفقا، بیاین بریم

مگه درباره‌اش نمی‌دونین؟

!بچه‌ها، نرین!وایسین

!هی، وایسا

!دزد لعنتی، همونجا وایسا

آقا چرا وایسادین؟

می‌خوای وقتی دنبال یه دزدی توسط شیطان کشته بشی؟

پس این اون روستاست؟- آره-

"ورودی واداکوپاتی، خوش اومدین"

بیا دیگه، سوار شو

!دزد!دزد !هی، دزد

عزیزم چی شده؟- مامان، دزده-

عزیزم وایسا

تنها نرو- همونجا وایسا-

امروز روزیه که- بیا رو در روش کنیم-

!یا گاو مقدس

کاتری(شیطان) وارد خیابان تنامارا شده

هی فرار کن- همگی با سلاح‌هاتون جمع بشین-

!هی دزد

می‌دونم اینجایی

!همین الان پول گلدون شکسته رو بده

!الهه مادر

...شما احمق‌ها

مگه قبلا بهتون نگفتم؟

فقط قدرت الهه‌امون می‌تونه شیطان رو شکست بده

الهه مادرمون کاناتا برگشته

!کاناتا، خدای محافظمون،برگشته پیشمون

!هی، اون گلدون منه

الهه مادر، لطفا پیشکش من رو بپذیرین

"الهه مادر"

الهه مادر؟

اون فهمید که تنها راه پول درآوردن تو روستا استفاده از اسم خداست

کاناتا با وجود زمین‌های زیاد تو این روستا

این زمین حقیر رو واسه تجلی خودت انتخاب کردی

معبدی می‌سازم و به خوبی ازت مراقبت می‌کنم

معبد؟

تو همون راماسامی نیستی که وجود خدا رو انکار می‌کردی؟

!دیگ اون راماسامی نیستم

#راماسامی از روستای واداککوپاتی# @Moviezindian

چهارده سال بعد

"معبد الهه کاناتا، واداککوپاتی"

الهه مادر- الهه مادر-

اون‌ها قول دسترسی اول وقت به معبد رو بعد از پرداخت پول ندادن؟

چرا هنوز قفله؟

...صبور باش

معبد بعد مراسم "کابالا موچم" باز می‌شه

کابالا موچم چیه؟

وقتی دعامون مستجاب می‌شه باید این مراسم رو انجام بدیم

بعدش باید به دعامون ادامه بدیم

حکیمی که اینجا مراسم عبادت انجام می‌ده کیه؟

اونجا رو ببین

راماسامی، تزئینات تمومه، پوجا شروع کنیم؟

- چند سر؟ - ده

هفته پیش بیست و پنج نگرفتیم؟

این روزها دعای مردم کم شده

موروگسا، بالاخره مردم روستا سر عقل اومدن؟

راماسامی، هیچوقت نمی‌ذاریم این اتفاق بیفته

داستان‌هایی درباره الهه که چشمک میز‌نه یا دستش رو تکون می‌ده بسازین

مطمئن بشین که شایعه‌هایی درباره الهه تو روستا باشه

این چیزیه که پول رو واسه‌امون نگه می‌داره

هی، بس کن

حقه‌هات رو به اون‌ها نشون بده نه من، ادامه بده

کسایی که به کاناتا باور دارن هیچوقت زجر نمی‌کشن

کسایی که به کاناتا باور دارن هیچوقت زجر نمی‌کشن

آقا دعای شما چی بود؟- پام زخمی شده و تو بستر بودم-

پیشنهاد دادم به الهه یه خلخال تقدیم کنه تا بتونه دوباره راه بره

الان راه می‌ره؟- اره می‌ره-

چطور ممکنه؟

وسیله‌ نقلیه‌اش رو فروخت تا خلخال بخره

واسه همین هم مجبور شد هر جا می‌ره پیاده راه بره

!مورگسا

قدرت الهی الهه واقعا استثناییه

کسی که به کاناتا باور دارن- هیچوقت زجر نمی‌کشن-

پسرم چه دعایی کردی؟- دعا کردم بابام دیگه الکل نخوره-

ورود مست به روستامون ممنوع نیست؟

!واسه همین هر شب تو پودیور چرت می‌زنم

پسرم وقتی خواب بودم این طناب مقدس رو دور دستم بست

الهه اگه به نوشیدن ادامه می‌دادم مجازاتم می‌کرد، واسه همین ترک کردم

!الهه مادر

!آقای پوتلاک

!الهه‌ی مادر

!اوه مادر

!داداش!می‌تونی ادامه بدی

چون تو واسه بابات دعا کردی

...پس از طرف تو

بابات تشریفات رو انجام می‌ده

کسایی که به کاناتا باور دارن ناامید نمی‌شن

!عزیزم

سریع انجامش بده

اوه، اونه- آره-

واسه چی دعا کردی؟

...دخترم تحصیلات پزشکی رو تموم کرده و

همونطور که می خواست وارد بیمارستان مادراس شده

پس وقتشه واسه‌اش یه همراه خوب پیدا کنی

تا بعد مراسم تشییع جنازه داماد رو هم ببینی؟

عزیزم، کایالویژی رو از بچگی نمی‌شناسی؟

چطور می‌تونی ازش بد بگی؟- حقیقت رو می‌گم چون می‌شناسمش-

تمام تلاشش رو می کنه تا ثابت کنه افکارش درسته

کاری کن با یکی از سرزمین‌های دور ازدواج کنه

این واسه تو و روستا بهترین تصمیمه

مردهایی صف گرفتن تا باهاش ازدواج کنن

واسه امشب بهت قول شام داده؟

عزیزم، این چیه؟ انگار گلدون ذخیره‌سازیه

نگران نباش، فقط خاک رسه

کسایی که به کاناتا باور دارن ناامید نمی‌شن

"جعبه کمک‌های متحرک"

یه هفته از آخرین راهپیمایی الهه می‌گذره

هفته پیش الهه واسه رفاه روستا اومد

بعد این هفته چی؟

اومده تا رفاه روستا رو تضمین کنه

امیدوارم حالتون خوب باشه

بیاین- ادامه بده رفیق-

فرنی رایگانه، یه روپیه واسه قابلمه

معبد الهی سری کاناتال

Vadakkupatti Ramasamy subtitles in other languages

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left