Sterling Point

Sterling Point

Farsi/persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Sterling Point 2026 S01 AMZN WEB H264-ETHEL
കമന്ററി എഴുതിയത് shine021
استرلینـــگ پوینـــت فصل اول کامل

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2026-08-12
ഡൗൺലോഡുകൾ: 4
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi/persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

زيرنويس از مهدي shine021

دستگاه صدا رو خاموش کن.

لعنتی.

دستگاه صدا رو خاموش کن.

«استرلینـــگ پوینـــت»

- خوبی داداش؟ - آره. منتظرم وارتون خبر بده.

وارتون کیه؟

می‌خوای یه چیز خیلی بامزه بشنوی؟

- فکر کنم دوباره عاشق شدم. - ای جان. اون صدایی بود که دیشب شنیدم؟

وای خدا. تو شنیدی؟

- آره. - آره، می‌دونی

اون دانش‌آموز تبادل فرهنگیه فرانسویه خوشگله؟ اسمش...

- نه. - ...یه جورایی هم‌وزن کاپوچینو میشه.

حاجی، آروم باش. چرا واسه یه اردوی تابستونی داری قاطی می‌کنی؟

این که، اوه... این که اردوی تابستونی نیست.

این نخبه‌پرورانه‌ترین برنامه توی هر دانشکده اقتصادیه،

یعنی دانشگاه رویاییم، یعنی میان‌بر برای رفتن به همون دانشگاه،

یعنی مهم‌ترین لحظه زندگی من.

- عمراً تابستونه. - آره، تابستون قبل از سال آخر.

- دقیقاً. مگه چی میشه؟ - مسئولای پذیرش دانشگاه.

تو ۱۷ سالته. جوری رفتار می‌کنی انگار ۳۰ سالته.

فکر نمی‌کنی حسرت بخوری که تابستونت رو نگذروندی و یه تابستون حسابی نترکوندی؟

اصلاً نه. نه.

- صبح بخیر. - سلام. صبح بخیر.

- من شیرمال آوردم. - مرسی.

اوه. دمت گرم.

خب. اوضاع چطوره؟ از وارتون خبری شده؟

هنوز نه.

- و اون خیلی خونسرد برخورد می‌کنه. - عالیه.

چی؟ همین؟

آره؟ نه؟

هوم؟ ها؟

قبول شدی؟

کانر؟ داره گریه می‌کنه.

نمی‌فهمم داره از خوشحالی گریه می‌کنه یا از بدبختی.

شما دوقلوها چطوری؟

- شماها... - آنی، خوبی؟

- آره. فقط دارم هضم می‌کنم. - باشه.

آره؟

پایان زندگی‌ای که یه روزی برای خودم تصور می‌کردم.

متأسفم. خیلی متأسفم. هی، می‌تونم بغلت کنم؟

- لطفاً؟ - آره.

- همه چی تموم شد. اشکال نداره. - باشه.

- مرسی. اوم... - دوستت دارم.

- فکر کنم دیگه بسه. - باشه، من میرم.

ببین، اگه نخواستنت، ضررشون بوده.

واقعاً...

خیلی ممنونم که اینو گفتی، ولی واقعاً ضرر کردن. ضررشون بوده.

- واقعاً، در معنای واقعی کلمه. - چی اگه از یه زاویه دیگه بهش نگاه کنیم؟

می‌دونی؟ تو ۱۷ سالته. لیاقتش رو داری یه خوشی بکنی. می‌تونی سفر بری.

- می‌تونی با کانر بری یونان. - هی، هوو! نه، نه، نه.

- اون سفر من و کاپوچیه. - کی؟

چرا نمیری تایلند

با اون دوست‌پسر ۱۰۰ درصد دگرجنس‌گرات؟

نمی‌تونم ازش جدا بشم تا وقتی که آماده‌ست بیاد بیرون.

از کلاس ششم با همیم. شاید هم دوجنس‌گرا باشه.

- منصفانه‌ست. - و اسمش کاپوسینه.

اگه قراره بهش اچ‌پی‌وی بدی، حداقل درست تلفظش کن.

- من اچ‌پی‌وی ندارم. - می‌دونم نداری. تو اچ‌پی‌وی داری.

آنی، قول می‌دم همه چی درست میشه. سعی کن زیاد خودت رو ناراحت نکنی.

مخصوصاً سر یه اردوی تابستونی.

این یه برنامه تابستونیه.

- اردو. - داداش.

می‌تونیم همه‌مون...

- برنامه تابستونی. - آره.

- آنی تو برنامه تابستونی قبول نشد. - اردو.

بازم گند زدم. خیلی ببخشید. اوه-اوه.

این یه برنامه تابستونیه.

لعنتی، راست میگی.

- این یه اردوی تابستونیه. - موافقم.

- بازم گند زدم. ببخشید. - برنامه تابستونی.

صبر کن. من واکسن اچ‌پی‌وی زدم؟

چون اون درست می‌گه. این لعنتی همه جا هست.

- تو خوبی. - صبر کن، نه، بابا، جدی می‌گم.

این لعنتی بهت سرطان مقعد میده.

آره، میده.

اوه، علائم اچ‌پی‌وی.

بیا سینتیا اریوو رو ببینیم که داره "ادلوایس" رو تو مرکز کندی می‌خونه.

واقعاً حال آدم رو خوب می‌کنه.

من که قبلاً این کارو کردم.

- چی؟ - آره. حتی حالم رو خوب هم نکرد.

- حالا من این تابستون چیکار کنم؟ - نمی‌دونم. می‌تونی...

- اس‌اس‌آر‌آی شروع کنی؟ - آره.

ولی حس می‌کنم شخصیت معتادی دارم، واسه همین...

می‌دونی چیکار می‌تونم بکنم؟ می‌تونم الان بیام تایلند باهات.

اوه.

جالب می‌شه.

دلیلی هست که نخوای من بیام؟

نه. نه. اصلاً. من که خیلی هم استقبال می‌کنم.

فقط فکر می‌کنم...

فکر می‌کنم انتظار داشتم این تابستون یه جوری باشه

که هرکی کار خودشو بکنه.

ببخشید. تو داری...

- میگی تابستون از هم جدا بشیم؟ - نه.

- آنی، نه. - باشه.

چی؟ نه. فقط...

- مگه اینکه تو بخوای تابستون جدا بشیم. - باشه. الیور، بیا فقط...

- حتماً. - همه چی عالیه. چی... چی شده؟

می‌گم تو... اوه...

- چطوری جیگرها؟ - کانر!

- پدربزرگ مرد. - چی؟

ولی نه پدربزرگ "پدربزرگی". پدر مادر. همونی که ظاهراً یه عوضی بود.

ببخشید. بود.

چه خبر الیور؟ از مدل موهات خوشم اومد.

مرسی. شما یه پدربزرگ دیگه هم دارید؟

پدر مادریمون. ولی می‌دونی که نمی‌تونیم راجع بهش حرف بزنیم

چون بابامون تاریک و غمگین میشه؟

در مورد این پدربزرگه هم همینه. از وقتی مادر مرد اصلاً ندیدیمش.

- یعنی کل زندگیتون؟ - آره. ظاهراً یه کلاهبردار تمام عیار بود

- و همه ازش متنفر بودن. - از کجا فهمیدی مرده؟

یه نفر از دفتر وکالت زنگ زد و شروع کرد به حرف زدن درباره مسائل حقوقی.

منم گفتم، "لعنتی. کمک. به یه بزرگتر نیاز دارم.

- خواهرم باهات تماس می‌گیره..." - من می‌گیرم.

تو فقط باید بری چون ما داشتیم با هم حرف می‌زدیم.

- من و تو؟ نه. - آره.

- باشه. - نه، نداشتیم.

- نه، داشتیم. این کار بی‌ادبیه. - و اینقدر...

مهم‌تر از مرگ یه پدربزرگ دور از انتظار نیست.

تقریباً هیچی نیست.

- شماها باید حرف بزنید. - مرسی.

- بابت فوت پدربزرگت خیلی متأسفم. - مرسی.

باشه.

- دوستت دارم عزیزم. - خداحافظ.

- بالاخره می‌خواست بیاد بیرون؟ - می‌کشمّت.

- نه! - می‌کشم به خاک سیاه!

خب، ممنون که وقت گذاشتید و اومدید.

هیچ یادداشت شخصی‌ای غیر از این دستورالعمل‌ها نیست،

پس مستقیم میرم سر اصل مطلب.

خیلی خب. گوردون برای تو، استیون،

هیچی به جا نذاشته.

و برای کانر و آنی جاکوبسون،

گوردون شماها رو ذینفع تراستش قرار داده،

که وقتی ۱۸ سالتون بشه کنترلش رو به دست میارید.

اوه، شامل...

یه ملک تو یه قطعه زمین تو کانادا میشه.

- اون کاناداییه؟ - با کانادا حال نکن.

آره. تو موسکوکا.

- من واقعاً، یعنی، از گرگ می‌ترسم. - یعنی مامان کانادایی بود؟

- لهجه‌ش خیلی غلیظه. نمی‌فهممش. - هیچکس اینجا کانادایی نیست.

- می‌تونیم لطفاً... - آره. اوه...

- ببخشید. - گوردون همچنین

این نامه‌ها رو برای آنی و کانر گذاشته.

- خیلی ممنونم. - ببخشید.

می‌تونیم نامه‌ها رو بخونیم؟

بعداً راجع بهش حرف می‌زنیم. من باید برم سر کار.

- بابا، اونا مال ماست. - آره.

- هی. - جونم؟

هر چیز دیگه‌ای راجع به این موضوع مستقیماً باید بیاد پیش من.

متوجه شدید؟

باشه.

و باز هم، بابت فوت پدربزرگتون خیلی متأسفم.

- مشکلی نیست. ما نمی‌شناختیمش. - کانر.

جدی؟ تولدت؟

باشه.

"آنی. بزرگترین حسرت من اینه که برای دیدنت بیشتر تلاش نکردم."

"این به خاطر این نبود که دوستت نداشتم."

"نباید با اون نقشه موافقت می‌کردم. متأسفم."

"امیدوارم استرلینگ پوینت حقیقت رو آشکار کنه."

"اون مورد علاقه‌ترین جای مادر تو روی زمین بود."

"اما مهم‌تر از همه، آنی، پیداش کن."

"اون بعد از رفتن من به تو نیاز داره. دوستدار تو، گوردون."

لعنتی.

مرسی عزیزم. بگم "بنژور"؟

"مرسی" میشه.

هی، کانر.

واقعاً باید یه لحظه باهات حرف بزنم.

اوه، سلام. تو کاپوسینی؟ سلام.

من آنی‌ام. از آشناییت خوشبختم.

انگلیسیش زیاد خوب نیست.

- من کاملاً به انگلیسی مسلطم. - چی؟ نه.

- آره. خدا. - کانر، باید تمرکز کنی

چون این یه مسئله نسبتاً فوری‌ه.

گوردون تمام عمرمون برامون نامه می‌نوشته. بابا قایمشون کرده تو یه گاوصندوق.

صبر کن. ما گاوصندوق داریم؟

توش الماس پیدا کردی؟ سنگای خوشگل؟

کانر! تو آخرین نامه‌ای که گوردون نوشت، گفت، "پیداش کن."

- کی رو؟ - دقیقاً! یه خبرایی هست.

باید بفهمیم همین الان چی داره اتفاق می‌افته.

اون که حتی از نظر بیولوژیکی به ما ربطی نداره. حالا هم مرده. مگه چه فرقی می‌کنه؟

برای تو مهم نیست که بابامون تمام عمرمون بهمون دروغ گفته؟

اوه، شماها فرزندخوانده‌اید.

آره. پدر و مادریمون سعی کردن بچه‌دار بشن، ولی پدرمون عقیمه، واسه همین...

اون تنها خویشاوند بیولوژیکی منه.

- من باید برم کانادا. - اگه می‌خوای سرت رو تو کار بقیه بکنی،

برو حالشو ببر،

ولی لطفاً اینو برام خراب نکن.

من نمی‌خوام چیزی رو برات خراب کنم.

ولی می‌تونی، مثلاً، هوامو داشته باشی

اگه بخوام برم؟

- بگو تو تایلندم با الیور. - آره، حتماً. هرچی تو بگی.

ما باید بریم وسایلمونو جمع کنیم برای پرواز به ایبیزا.

- فکر کردم قراره برید یونان. - آره، ایبیزا، یونان. خنگ.

درسته.

ببخشید بابا.

ببخشید.

ببخشید. می‌تونم یه بالش و یه پتو بگیرم، لطفاً؟

ما اینا رو فقط تو پروازای بیشتر از دو ساعت میدیم،

- ولی بذار ببینم چی پیدا می‌کنم... - پرواز بیشتر از دو ساعت نیست؟

ما تو نیویورک سیتیم خانم. داریم میریم تورنتو.

یه پرواز ۴۵ دقیقه‌اس.

More Farsi/persian subtitles for Sterling Point

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left