The Grand-ish Tour

The Grand-ish Tour

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Grand-ish Tour 2026 S01E01 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX Fa
കമന്ററി എഴുതിയത് Srt_hub

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2026-06-17
ഡൗൺലോഡുകൾ: 14
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫" تقدیم به جانفدایان راه آزادی "

‫«گرند تور»

‫«آسایشگاه آمونیا»، خانه‌ی سالمندان

‫«کوتسوولدز»، ۲۰۴۰

‫به یاد آقای «ویلمن» که عاشق این منظره بود

‫اتاق نشیمن

‫بعد از اینکه ما سه تا فیلم‌برداری توی «زیمبابوه» رو تموم کردیم،

‫فکر می‌کردیم دیگه هیچ‌وقت قرار نیست با هم کار کنیم.

‫ولی چون وکلای «آمازون» از وکلای ما زرنگ‌تر بودن، دوباره اینجاییم!

‫رسماً ما رو چپوندن توی این برنامه

‫اونم فقط به خاطر یه سری جزئیات ریز که یادم رفت بخونمشون.

‫نتونستم اون نوشته‌های ریز رو بخونم. اصلاً سوادم قد نمی‌ده.

‫دقیقاً. به هر حال، گوش کنید، قرارمون اینه.

‫وکلای «آمازون» بهمون گفتن که باید

‫دوباره دور هم جمع بشیم و خاطرات رو زنده کنیم

‫تمام چالش‌ها و ماجراجویی‌هامون توی برنامه «گرند تور».

‫ولی یه مشکل کوچیک این وسط هست

‫چون همکارم، همکار سابقم، یعنی همکار فعلیم...

‫- یا اگه بخوام درست بگم، دوباره همکار شدیم. - آره.

‫آقای «هاموند»، کلاً حافظه‌ش تعطیله.

‫- نه. - یا شایدم حافظه‌ت سالمه؟

‫یادم نمیاد. نه... هیچی یادم نمیاد.

‫- می‌دونم با هم کار می‌کردیم. ‫- درسته.

‫ولی اصلاً یادم نیست... ‫خداییش، حتی یه ذره‌ش هم یادم نمیاد.

‫یادت میاد نقشت توی کار چی بود؟

‫من... توی کدوم مغازه کار می‌کردیم؟ نمی‌دونم.

‫الان توی یه خانه‌ی سالمندان دور هم جمع شدیم ‫و می‌خوایم خاطرات گذشته رو زنده کنیم،

‫تو هم سعی کن باهامون همراهی کنی.

‫مثلاً یادت میاد رفتیم «مراکش»؟

‫روی پیست اسکی بودیم... ‫داشتیم «جگوار» سواری می‌کردیم؟

‫نه، اون اتفاق توی «مراکش» نیفتاد.

‫- داشتی "ام‌ایکس 5" می‌روندی. ‫- توی "مراکش"؟

‫آره، و داشتم اون ماشینی رو می‌روندم... ‫که شرکتش ورشکست شد.

‫- همون ماشین نارنجیه. ‫- آره.ره.ره.ه.

‫- آره، اون موقع بود که... ‫- من داشتم تو "مراکش" یه "ام‌ ایکس 5" می‌روندم؟

‫داری قضایا رو با هم قاطی می‌کنی. ‫ما تو "کلرادو" بودیم، تو "تلوراید".

‫"ام‌ ایکس 5" می‌روندم؟

‫نه بابا، داشتیم با "جگوار" تو پیست اسکی رانندگی می‌کردیم. Paradise.

‫- تو "مراکش"؟ ‫- نه، تو "کلرادو".

‫برگرد به نقطه شروع،

‫به نقطه صفر.

‫یادت می‌آد؟

‫رانندگی تو دل کویر، ‫اونجا که داشتیم با «موستانگ»ها می‌روندیم،

‫که یه کم با هم فرق داشتن و همه‌شون هم سفارشی بودن؟

‫- رفتیم یه مراسم خیلی خفن... ‫- یه گروه موسیقی هم روی استیج بود.

‫- دقیقاً، گروه «هات‌هاوس فلاورز». ‫- آره.

‫«افتتاحیه بزرگ»

‫«برنینگ ون»

‫سلام رفقا.

‫سلام.

‫«ماشین‌های اسپرت در مراکش»

‫رفیق، خداروشکر که رسیدی.

‫چشه؟

‫برای اولین بار تو عمرم از دیدنت خوشحالم، چون...

‫فکر می‌کنه یه تمدن باستانی کشف کرده.

‫اونقدر جوگیر شده که نتونستم بهش بگم...

‫- که اینا واقعی نیست. ‫- اینجا لوکیشن فیلمبرداریه.

‫همون‌جایی که فیلم ‫«آستریکس و اوبلیکس» رو ساختن.

‫و همون‌جایی که سریال «بازی تاج و تخت» رو می‌سازن.

‫بذار بهت بگم این‌جا هیچ‌وقت برای چی استفاده نشده.

‫چی؟

‫پیست مسابقه.

‫- آماده‌ای جیمز می؟ ‫- آره.

‫۳، ۲، ۱، بزن بریم!

‫پیچ کجاست؟ نه...

‫لعنتی!

‫می‌دونی چی بیشتر از همه نگرانم می‌کنه؟

‫اون بنده خدایی که واسه راه انداختن شرکت «زینوس» ‫خونه‌شو گذاشت تو رهن بانک.

‫بعدش اونو به ما قرض داد تا تو کل دنیا ‫توی تلویزیون نشونش بدیم.

‫و بعدش دید کی داره باهاش رانندگی می‌کنه و کپ کرد!

‫ای بابا، طفلک!

‫فکر کنم دارم می‌رم سمت "ناصره".

‫همه‌جا پر از پیچ و خمه.

‫باید دور این یکی بپیچیم.

‫تندتر، سریع‌تر! ای خدا!

‫بدبختی اینجاست که این ساعت بیشتر از ۹۹۹ ساعت رو نشون نمی‌ده.

‫درسته.

‫ولی اشکالی نداره، تو همون حدودا بودم.

‫- آره. - راستی جیمز،

‫با اینکه چشمت جایی رو نمی‌دید، چطوری رانندگی می‌کردی؟

‫کلی گرد و خاک میاد تو.

‫- شک نکن. ‫- چرا شیشه‌ها رو ندادی بالا؟

‫شما دوتا خیلی باحالین.

‫«آلفا رومئو 4C»

‫۳، ۲، ۱، بزن بریم!

‫از این پیچ نهایت استفاده رو می‌برم.

‫یه مسیر باریک!

‫یه دریفت شیک و تمیز.

‫لوکیشن فیلم‌برداری «بازی تاج و تخت»

‫دریفت زدن دیگه بسه.

‫نه، بپیچ.

‫دیگه وقتشه توربو رو روشن کنیم.

‫حالا وقتشه.

‫اومدش.

‫- حاضری؟ ‫- آره.

‫۳، ۲، ۱، بزن بریم.

‫فرصتم رسید.

‫جای هیچ اشتباهی نیست.

‫این یه دورِ سریعه.

‫اومدش.

‫«ماشین‌های جَگ در کلرادو»

‫اون‌ور لبه رو نگاه نکن.

‫ولی یه بخش باریک داره که ‫بعدش یه شیب خیلی تنده.

‫این کار رو واسه لذتش انجام می‌دن، مگه نه؟

‫- نه با اون جگوارهای قدیمی. ‫- آره، حق با توئه.

‫دیگه شروع کردیم.

‫با احتیاط.

‫فقط یه رانندگیِ عادیه.

‫این واسه وقتیه که مجبور شدم بپرم بیرون.

‫فرمون یه ذره بازی می‌کنه...

‫یا خدا.

‫فقط باید حواسمون باشه که کنترل عقب ماشین از دستمون در نره.

‫یا خدا.

‫تست ترمز.

‫فایده نداره.

‫تا بخوایم وایسیم، می‌تونم یه کتاب بنویسم.

‫و هنوزم که هنوزه نمی‌تونیم وایسیم.

‫داره سرعتش زیاد می‌شه، یا خدا.

‫دیگه کنترلش از دستم خارج شد.

‫ای وای!

‫خیلی سرعتش زیاد شد.

‫اشتباه کردم دنده رو سبک کردم.

‫اشتباه خیلی بزرگی بود.

‫فقط مستقیم برو.

‫وای خدا، بپیچ.

‫ولی همه‌مون جون سالم به در بردیم،

‫بعدش کم‌کم تجربه‌ی اسکی با "جگ" داشت جالب می‌شد.

‫عالیه، دارم قشنگ مارپیچ می‌رم،

‫و عجب اسکی‌بازی‌ای دارم می‌کنم.

‫بالاخره، رسیدیم به بخش آخر و به سمت شهر راه افتادیم،

‫و من و "ریچارد" با هم کورس گذاشتیم.

‫یالا، یه ذره گازشو می‌گیرم.

‫اشتباه خیلی بزرگی بود.

‫همون موقع، یه کم عقب‌تر...

‫یا خدا، چراغ اخطار ترمز روشن شده.

‫نمی‌دونم یعنی چی. لنت‌ها تموم شدن؟

‫یا کلاً سیستمش ریخته به هم؟ خدا می‌دونه.

‫اینم از شهر. داریم با سرعت و کلاس وارد می‌شیم.

‫دیگه لازم نیست با این کفش‌های ضایع تا هتل پیاده بریم.

‫خیلی راحت با ماشین می‌ریم اونجا.

‫سلام.

‫نه!

‫خوردن به هم.

‫- لعنتی. ‫- خیلی خب.

‫فقط خودمونیم.

‫ببین، می‌خواستیم همین‌جا پارکشون کنیم، خیلی ردیف شدن.

‫نه!

‫فقط امیدوارم ترمزها ‫یه مدت کوتاه دیگه کار کنن.

‫دقیقاً همون‌جایی که می‌خواستیم پارکشون کردیم.

‫اون‌جا هم جاشونه، جای خیلی ردیفیه.

‫در هر صورت، موضوع اینه که...

‫اینکه تا اینجا اومدیم...

‫- بلکه تا اونجا... ‫- آره.

‫...بدون کوچک‌ترین مشکلی و با یه نتیجه‌گیری قاطع.

‫یه «ایکس‌جی‌آر» بخرید.

‫صبر کن. هدف اصلی این آزمایش

‫اینه که نشون بدیم «جگوار» ‫به عنوان یه برند چقدر قابل‌اطمینانه.

‫آره، ولی ما اینو نشون دادیم و...

‫چی؟

‫توی اون افتتاحیه تو کویر، ‫استانداردها رو خیلی بردیم بالا، مگه نه؟

‫اون‌قدر بالا که... ‫اگه بخوایم راستشو بگیم، دیگه هیچ‌وقت بهش نزدیک هم نشدیم.

‫- نه، حتی نزدیکش هم نشدیم. ‫- واقعاً.

‫نه.

‫ولی واقعاً عجیبه.

‫وقتی مجبورمون می‌کنن اینجا بشینیم،

‫تا یکم فکر کنیم و خاطرات رو مرور کنیم،

‫چی تو ذهنمون موندگار شده؟ ‫- جیره‌بندی.

‫- این عجیبه؟

‫آره.

‫معمولاً روزمون رو بدون فکر کردن می‌گذرونیم،

‫به کارهایی که تو زندگی‌مون کردیم،

‫ولی وقتی وکلای "آمازون" مجبورمون می‌کنن ‫که به مغزمون فشار بیاریم،

‫کلی خاطره‌ی موندگار یادمون میاد.

‫یه کارخونه ماشین‌سازی قدیمی توی "دیترویت" بود ‫که اونجا با ماشینای عضلانی رانندگی می‌کردیم.

‫ـ قاعدتاً باید یادت باشه. ‫ـ یادت میاد؟

‫ـ نه. ‫ـ تو یه پیست مسابقه طراحی کردی

‫اونم خیلی بی‌منطق، چون اونا ماشینای عضلانی بودن،

‫واسه همین باید تو یه مسیر مستقیم می‌روندیم، ‫ولی تو یه پیستِ نامناسب طراحی کردی...

‫صبر کن. یادم اومد.

‫بعدش هم که نتونستیم از ساحل تکون بخوریم

‫داشتیم اسکی‌بازا رو دنبال خودمون می‌کشیدیم و "ملکه" ‫صندلی عقبِ ماشین نشسته بود.

‫عجب روز معرکه‌ای بود!

‫از اونجایی که این پیست رو ‫تصادفی‌ترین راننده‌ها طراحی کردن...

‫«ماشین‌های عضلانی در دیترویت»

‫...فکر کردیم بهتره ‫راننده‌ی «اکسورسیست» افتتاحش کنه.

‫«اکسورسیست»

‫عجب مسیر ناهمواریه.

‫این دیگه چیه؟

‫اون چیه؟ یه پیچ تند دوتایی اینجا اضافه کرده؟

‫جاده خیلی لیزه!

‫این دیگه چیه... یه مسیر باریکِ مسخره‌ست.

‫پیش خودش چی فکر کرده بود؟

‫سلام.

‫بفرما، بالاخره اومد.

‫بعد از دور زدنش، "جیمز" اصلاً طاقت نداشت تا یه سری انتقاد سازنده نثار "هاموند" کنه.

‫حرفی واسه گفتن ندارم، جز اینکه بگم یه احمقِ نادونی، "هاموند".

‫این بدترین پیست مسابقه‌ای بود که تا حالا توش رانندگی کردم.

‫هم لیزه، هم پر از چاله چوله‌ست.

‫بماند که چقدر مانع هست که ممکنه بهشون بخوری، و تنگیِ...

‫- از نظر فنی سخته، مگه نه؟ ‫- نه.

The Grand-ish Tour subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Grand-ish Tour

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left