Arrow

Arrow

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 7

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Arrow S07E02 HDTV x264-SVA
Arrow S07E02 HDTV XviD-AFG
Arrow S07E02 HDTV XviD-RMX
Arrow S07E02 480p HDTV x264-mSD
Arrow S07E02 480p HDTV x264-RMTeam
Arrow S07E02 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
Arrow S07E02 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
Arrow S07E02 720p HDTV x264-MkvCage
Arrow S07E02 720p HDTV x264-SVA
കമന്ററി എഴുതിയത് EILIA
█ EILIA | P30Day

ടാഗുകൾ

HDTV
hdtv
XviD
HD
x264
720p
720
mkv
MkvCage
x265
HEVC
2CH
480p
480
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2018-10-28
ഡൗൺലോഡുകൾ: 50
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫اسم من الیور کوئینه

‫بعد از 6 سال شورشی بودن

‫تنها راه برای رسیدن به هدفم

‫و نجات شهرم این بود که ‫به کماندار سبزپوش بودن اعتراف کنم

‫حالا خونواده و دوست‌هام باید ‫مأموریتم رو بدون من ادامه بدن

‫من دیگه یه قهرمان نیستم

‫من زندانی 4587 هستم

‫آنچه در کماندار گذشت...

‫اف‌بی‌آی توی استار‌سیتی می‌مونه

‫تا دیاز دستگیر بشه

‫ولی فقط در صورتی که الیور ‫خودش رو تحویل بده

‫دیاز فلیسیتی رو پیدا کرد. ‫زنت مرده

‫حالت خوبه

‫نمی‌تونم اجازه بدم دوباره ‫اتفاقی که برای من و ویلیام افتاد تکرار بشه

‫باید باهاش مقابله کنم

‫می‌دونم می‌خوام برای این شهر ‫به مبارزه ادامه بدم

‫می‌دونم به خاطر مصرف منابع آرگوس ‫برای پیدا کردن دیاز

‫اینجا تحت فشاری و زیرسوال میری

‫اینجا باید خیلی برات مهم باشه

‫اینجا نه

‫کسی که امیدوارم اونجا پیداش کنم

‫پدرم

‫الیور کوئینه

‫ویلیام؟

‫تعطیلات تمومه، 4587

‫شانس آوردی بعد از کاری که کردی

‫فقط دو روز انفرادی رفتی

‫ظاهراً هنوز آدمایی اینجا هستن که

‫فکر می‌کنن یه قهرمانی

‫ولی ما که خوب می‌دونیم

‫نه؟

‫ازت یه سوال پرسیدم، زندانی

‫تو هیچی درموردم نمی‌دونی

‫معلومه که می‌دونم

‫من با بچه‌هایی مثل تو ‫بزرگ شدم

‫معروف، ثروتمند

‫فکر می‌کردم قانون مشمول اونا نمیشه

‫ولی الان به خودت نگاه کن... ‫یه جنایتکاری

‫درست مثل بقیه‌ی حرومزاده‌های اینجا

‫به زن و پسرم حمله کردن

‫هر کاری می‌کنم تا ازشون محافظت کنم

‫برگشتی! وای پسر

‫اونجور که زدی دهن اون ‫گنده‌بک ترسناک رو سرویس کردی

‫عالی بود

‫صورتش مثل همبرگر شده بود

‫کجاست؟

‫رفته

‫رئیس زندان فهمید که توی حموم ‫بهت حمله کرده

‫فرستادش به زندان فوق امنیتی

‫که بدتر از حکم اعدامه

‫اون تنها سرنخم از دیازه

‫نگران نباش. اون هیچی نمی‌دونه

‫فقط پول خوبی گرفته بود

‫صحیح. از کجا اینو می‌دونی؟

‫پرس و جو کردم

‫باید حرفات رو پیش خودت نگه داری

‫اینجا سوال پرسیدن، تو رو به کشتن میده

‫وقتی برای کماندار سبزپوش بپرسی، نه

‫همه دیدن چیکار کردی

‫همیشه ازت می‌ترسن

‫به خاطر اینکه دوستیم

‫الان از منم می‌ترسن

‫خیلی خب. اگه اون زندانی ‫توی حمله دخلی نداشت

‫پس کی استخدامش کرده؟

‫اون کچل ترسناکی که بهم حمله کرد

‫صحیح. بریک

‫خب نقشه‌مون چیه؟

‫کتک کاری؟ شکنجه برای اطلاعات؟

‫نه. از روش خودم انجامش میدیم

‫گروه ترجمه وبسایت پی‌سی دی ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫یه کم دیگه

‫یه کم دیگه

‫می‌خوای همین شیشه رو با یه نی بهت بدم؟

‫درموردم قضاوت نکن

‫آرگوس امشب منو می‌رسونه خونه

‫بله که همینطوره و هر شب هم ‫همین داستان رو داریم

‫تاوقتی که پرونده دیاز بسته بشه

‫اون روانی 5 ماه پیداش نبود

‫بعدش میره سراغ الیور و فلیسیتی

‫چرا حالا؟

‫خب، هر هدفی که داره ‫الان می‌دونیم که شخصیه

‫دقیقاً برای همینه که برای لورل

‫یه نگهبان گذاشتم

‫حتماً توی لیست اهداف دیاز ‫اون بالا بالاهاست

‫اینجوری نیست که از صحبت کردن درمورد اینکه

‫دیاز راحت می‌تونه پیدامون کنه ‫لذت نبرم

‫کسی ایده‌ای داره چطوری پیداش کنیم؟

‫خب دارم روش کار می‌کنم

‫اون دیگه چه کوفتیه؟

‫اسمش رو گذاشتم ‫"صفحه قتل دیجیتالی"

‫البته می‌تونم روی یه اسم بهتر فکر کنم

‫ولی همه‌ی اطلاعاتی که از دیاز داریم ‫رو آنالیز می‌کنه

‫به علاوه دنبال اطلاعات اضافی ‫هم می‌گرده

‫و بعد پیشنهادات پیش‌بینی شده میده

‫مثل یه مغزه که فقط درمورد ‫دیاز فکر می‌کنه؟

‫حالم به هم خورد

‫- آره ‫- ولی باحالم هست

‫یه مسدود کننده الکترونیکیه

‫همچین دستگاهی رو ‫دیاز می‌خواد چیکار؟

‫خب، این همون دستگاهیه که

‫موقع حمله به من، برای خراب کردن ‫سیستم امنیتی آرگوسم استفاده کرد

‫خب، گیر آوردن همچین مدل پیشرفته‌ای ‫خیلی سخته

‫دیاز دوستای جدیدی داره

‫برای همینه که الگوریتم‌هایی برای ردیابیِ

‫همه‌ی شریک‌های شناخته‌شده‌اش، ‫مثل سایروس برادریک

‫و لانگبو هانترز نوشتم

‫خب، کارت عالی بود فلیسیتی

‫ولی یادت باشه که لازم نیست ‫تنهایی این کارو بکنی، خب؟

‫هر چی نیاز داشته باشی ‫براش هواتو داریم

‫می‌دونم، ممنون. ‫ازتون ممنونم

‫ولی الان نیاز دارم که دیاز به زانو دربیاد

‫یه نفر دیگه هست که شاید ‫بتونه کمک کنه

‫اگه بگی "کماندار جدید"

‫یه مشت می‌کوبم توی صورتت

‫خودت گفتی هر کمکی نیاز داشته باشه

‫فقط یه کمانداز سبزپوش داریم ‫و اون تو زندونه

‫خیلی خب، جر و بحث و آنالیز قتل کافیه

‫به سلامتی بنوشیم

‫به سلامتی دوباره به هم پیوستن دوستان، ‫به سلامتی خونه برگشتن

‫به سلامتی اجرای عدالت ‫برای اون دیاز حرومی

‫- به سلامتیش ‫- بله! بله!

‫- آره ‫- به سلامتی

‫فلیسیتی و الیور...

‫واقعاً ترکت کردن؟

‫دقیقاً

‫دوست پسر سابقم براش سواله که

‫چرا مشکل تعهد دارم

‫متأسفم. ناجوره

‫آره، خیلی عوضی بود

‫نه. منظورم الیور و فلیسیتیه

‫آره خب، زنده موندم

‫خب تو چی؟

‫بهونه‌ات برای اینجا بودن چیه؟

‫اونو از کجا آوردی؟

‫فلیسیتی بهم دادش

‫گفت که یه نماد ارتباط دوباره‌ست

‫فکر می‌کردم چرته

‫ولی 3 هفته پیش، بوق زد

‫بازش کردم

‫و اینو پیدا کردم

‫موقعیت‌های جی‌پی‌اس برای این جزیزه‌ان

‫صبر کن. چرا باید فلیسیتی تو رو ‫بفرسته لیان یو؟

‫شوخی ظالمانه‌ایه

‫دفعه پیش که اومدم این جزیره

‫روزی بود که مادرم مرد

‫هنوزم شب‌ها کابوسش رو می‌بینم

‫ولی بازم اومدم

‫خب، باور کن دنبال جواب گشتن

‫فقط باعث درد بیشتر میشه

‫اگه جات بودم، برمی‌داشتمش

‫و پرتش می‌کردم توی دریا

‫و هیچوقت هم پشت سرم رو نگاه نمی‌کردم

‫سلام

‫دنبال دفتر گلوبال سلوشنز می‌گردم

‫طبقه چهار، خانم. ‫اون طبقه کاملاً ممنوعه‌ست

‫تام، میشه یه لطفی ازت بخوام؟

‫یه مصاحبه با گلوبال سلوشنز دارم

‫ولی بدون خودکار اومدم

‫خیلی به اون کار نیاز دارم

‫البته

‫ببخشید

‫خیلی متأسفم

‫ببخشید، خانم

‫تو دیگه کی هستی؟

‫گفته بودم که گندکاری نکنی

‫حوصله‌ام سر رفت

‫شماره 326

‫اون کدوم گوریه؟

‫تو یا من؟

‫مهمون من باش

‫هیچوقت قدیمی نمیشه

‫باید از اینجا بریم. ‫آوردیش؟

‫خیلی ممنون، تام

‫خواهش می‌کنم. مصاحبه چطور بود؟

‫فکر کنم ترکوندم

‫کمی بعد از 9 امروز صبح

‫یه دزدی از یکی از تأسیسات خارجی ما

‫گزارش شده

‫فقط یه آیتم دزدیده شده. ‫نمونه آزمایشی بی-24

‫یه باتریِ...

‫تجدیدشدنی با چگالی فوق بالا؟

‫نمی‌دونستم هنوز وجود دارن

‫یه ابر باتری که برق کافی ‫برای کل شهرو داره

‫ازشون برای کمک به فراری‌ها ‫استفاده مجدد داشتیم

‫آخه کدوم عوضی‌ای مانع این میشه؟

‫خب، اگه جان اجازه می‌داد توی جلسه باشی ‫الان می‌فهمیدی

‫خب، من اختیار امنیتی بالایی برای ‫حضور توی جلسه ندارم

‫به علاوه، شنیدم معاون رئیس هم میاد

‫و ازش خیلی می‌ترسم

‫می‌دونی، می‌تونم گزارش ادیت شده رو گیر بیارم

‫نه. نمی‌خوام از کار بی‌کار بشم، خب؟

‫هر کی که این کارو کرده ‫با تکونولوژیشون آشناست

‫از یه مسدود کننده الکترونیکی استفاده کردن ‫تا از نگهبان‌ها بگذرن

‫بله! همون دستگاهی که دیاز برای ‫نفوذ به خونه‌ی امنم

‫توی هوپ اسپرینگز استفاده کرد ‫این تصادفی نیست، کورتیس

‫می‌تونی ببینی چه نوع اسلحه‌ای ‫برای سرقت استفاده کردن؟

‫سپر با تکنولوژی بالا، دارت‌های نانویی، ‫تغییردهنده‌ی امواج صدا

‫چه سلاح‌های خفنی

‫فقط خفن نیستن ‫خیلی هم خاصن

‫این قطعاً...

More Farsi Persian subtitles for Arrow

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left