ആദ്യത്തെ 186 വരികൾ.
!نابود کننده
!نابودگر شیاطین
!تانجیرو !مواظب باش
!لعنتی
...زنیتسو
!بیخیال من شو
من حواسم رو جمع نکردم ...واسه این اینطوری شد
متاسفم،اینوسکه
اگه فقط زودتر متوجهش میشدم
...نه....من
اگه اوزوی سان رو تنها نمیزاشتم !اینطوری پیش نمیرفت
!ببخشید
!ببخشید
!همگی،معذرت میخوام
.
..
..:
..:س
..:سج
..:سجا
..:سجاد
..:سجاد
..:سجاد ت
..:سجاد تق
..:سجاد تقد
..:سجاد تقدی
..:سجاد تقدیم
..:سجاد تقدیم
..:سجاد تقدیم م
..:سجاد تقدیم می
..:سجاد تقدیم می
..:سجاد تقدیم می ک
..:سجاد تقدیم می کن
..:سجاد تقدیم می کند
..:سجاد تقدیم می کند:
..:سجاد تقدیم می کند:.
..:سجاد تقدیم می کند:..
..:سجاد تقدیم می کند:..
..:سجاد تقدیم می کند:..
..:سجاد تقدیم می کند:.. «
..:سجاد تقدیم می کند:.. «
..:سجاد تقدیم می کند:.. « D
..:سجاد تقدیم می کند:.. « Da
..:سجاد تقدیم می کند:.. « Dar
..:سجاد تقدیم می کند:.. « Dark
..:سجاد تقدیم می کند:.. « Dark
..:سجاد تقدیم می کند:.. « Dark G
..:سجاد تقدیم می کند:.. « Dark Go
..:سجاد تقدیم می کند:.. « Dark Gob
..:سجاد تقدیم می کند:.. « Dark Gobl
..:سجاد تقدیم می کند:.. « Dark Gobli
..:سجاد تقدیم می کند:.. « Dark GobliN
..:سجاد تقدیم می کند:.. « Dark GobliN
..:سجاد تقدیم می کند:.. « Dark GobliN »
..:سجاد تقدیم می کند:.. « Dark GobliN »
1400/11/17 :قسمت دهم !هیچ وقت تسلیم نشو
متاسفم
!از همتون معذرت میخوام
...ببخشید
!نزوکو
.عذر خواهی نکن داداشی
.چرا همیشه معذرت خواهی میکنی داداش
اگه ما فقیریم این باید خوشحالیمونم بگیره؟
اگه نتونیم لباس خوب بپوشیم مردم باید دلشون بسوزه؟
تصمیم داری یکی رو مقصر بدونی؟
فکر میکنی این تقصیر پدرمون بود که از بیماری فوت شد؟
اون تا میتونست تلاششو کرد ولی خب بازم بس نبود
پس باید باهاش کنار بیایم!
بغیر از این حرفا، ما آدمیم !همچی وفق مرادمون پیش نمیره
چه خوشحال باشی چه نه !همش بر میگرده به خودت
الان مهمترین چیز اینه که
!به آینده نگاه کنیم
!بیا باهم سخت تر تلاش کنیم
!بیا بجنگیم
!معذرت خواهی بسه
تو بین همه آدما باید اینو بفهمی
!میخوام که درکم کنی
این یه خواب از دوران قدیم بود؟
ها؟ من کجام؟
...من
خیلی بده.
!باورم نمیشه اینطوری شد
بقیه افرادی که اینجا بودن تونستن فرار کنن؟
نزوکو کجاست؟
. . .نزوکو
!خداروشکر، نزوکو
!من باید هرکاری میتونم بکنم
!ششمین بالا رده
چی؟ تو هنوز زنده ای؟
تو یه خرشانسی نه؟
خب، چیز دیگه ای نی !فقط باید خرشانس باشی
!دلم به حالت میسوزه
!احتمالا همه کارشون تمومه .بجز تو یکی
!یه ضربه تو قلب اون کله گرازی
اون گیسوکمند ام زیر آوار گیرکرده و داره تقلا میکنه
.منم ولش میکنم تا بمیره
مثل یه حشره وول میخوره !چقدر چندش
و چقدر اون هاشیرا ضعیف بود .همه هنرش فقط ترقه بود
سم مسمومش کرده، قلبش رو !از کار انداخته و مرده! کارش تمومه
!چقدر بدبخت
!شما چهار تا واقعا بدبختین
!مخصوصا تو .تو دیگه آخرشی
اون یکی که بیرون جعبس از آشناهاته؟
میتونم بگم بهت یه ربطی داره !حالا هرچند که شیطانه
اون خواهر کوچیکتر یا بزرگترته؟
چرا منو نکشت؟
این چه وضعیه؟
!دستم شل شده
!هنوزم جون ندارم
حتی اگه الانم حمله کنم !نمیتونم سرش رو بزنم
...نزوکو
.خواهر کوچیک منه
!همون طوری که فکر کردم !خیلی بیچاره ای
!تو اصلا هوای خواهرت رو نداری
حب فکر کنم فایده ای هم نداره
!چون تو آدمی و خواهرت شیطانه
!و صد البته که ازش ضعیف تری
همینطورم، حیلی بدبخت تری!
اگه تو داداش بزرگشی
بجای اینکه تو ازون محافظت کنی !اون ازت محافظت میکنه
اونم با این دستا، دیدی؟
گوش کن! الان چه حالی داری؟
که با بدبختی تنهایی باقی موندی؟
خواهری که بهش پشتت گرمه !از تمام زورش استفاده کرده
!هی انگل، احمق
!فلک زده، بیخایه، بی همه چیز
چرا اصلا به دنیا اومدی ها؟
میخوای چیکار بکنی؟
با اون بدن شل و پل آدمیزادت میتونی سرمو قطع کنی؟
!بجنب دیگه!زودباش
!تکون بخور
ها؟
ششمین بالارده
!فهمیدم آخرش بهت برخورد
!تو چقد بدبختی
بیچاره!
!تو واقعا فلک زده ای
!هیشکی به بدبختی تو تاحالا ندیده بودم
میدون، چون رقت انگیزی .من ازت بدم نمیاد
.چون چیزای رقت انگیز و بیچاره رو دوست دارم
مثل این زخم چندش رو پیشونیت
!دوسش دارم، گمونم وابسته اش شدم
گرفتم! چرا تو یه شیطان نمیشی؟
!بخاطر خواهر کوچیک
!همینه بخدا !عجب فکر بکری
اگه شیطان بشی زنده ات مییزارم
.چون بهر حال رفیق میشیم باهم
.وگرنه، خواهرت رو هم قطعه قطعه میکنم
چون خواهر بقیه مردم !به پشمم ام نیستن
!اصلا، اینکارو نکنی داداش من موافق نیستم، باشه؟
اگه تبدیل به شیطان بشی .خیلی قویتر میشی
بدن نحیفت رو دیگه، میبوسی .میزاریش کنار
!هی!هی
خب چی میشه حالا؟
ضعیف بودنت حالت رو میگیره مگه نه؟
آدما وقتی دلشون میگیره به آسمون نگاه میکنن
.چون اشکاشون نریزه
. . .من
. . .من
!منتظز این لحظه بودم
آخرین حرکتت ها؟ .هیچ تاثیری روم نداشت
. . .بدنم
داداش چیکار میکنی؟ پاشو
یجای کار میلنگه چی شده؟
اینکی چیز جز یه !کله زدن ناچیز نبود
!یه کونای کله که زده اینو فرو کرده
این جوجه وقتی دنبال کونای بود تظاهر به فرار میکرد
داشت سنگ و عود و اینارو پرتاب میکرد
!که بوی سم کونای رو خنثی کنه
!لعنت بهت
تو عه ضعیف !یه انسان حال بهم زن
بعد اینکه قدرتم رو نشونتون دادم ببین چقدر شکست خوردین
چرا دست نمیکشی وقتی تنهایی؟
چرا دست بر نمیداری؟
...واسه اینکه منو بکشی
چرا اینقدر مصممی؟
...داداش! داداشی
!داداش
!داداش
!برادر
تو هر موقعیتی، با یه قدم اشتباه
!منم میتونسم مثل اونا باشم
خیلی خوش شانس بودم که انسان موندم
ولی میتونه آینده ای باشه !که هردومون شیطان باشیم
ولی حتی اگه شیطانم بشم ...مطمئنم که
یکی تو سپاه نابودگِرِشیطان
No comments yet. Be the first to leave one.