ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
سارقان بانک ماسک زده بودن
هیچکس توی بانک چهرهشون رو ندیده بود
درمورد قربانی، اسلحهای که ازش بهش شلیک شده بود هیچوقت پیدا نشد
هیچ دیانای هم روی تو یا لباست باقی نمونده بود
علیرغم اینکه بدجوری دهنت رو سرویس کردن
افسرهای پلیسی که دستگیرت کردن نتونستن به چیزی شهادت بدن
ولی تو قربانی رو احیای قلبی کردی
نمیتونستن تو رو به بانک ربط بدن؟
نتوستن ثابت کنن اسلحه مال تو بوده
حتی نتونستن به پولهای مسروقه ربطت بدن
اسمش چی بود؟
پلیسه
کنستانتین فلوریس
بهنظر اسم یونانی میاد
کانی؟ کان
یا گاس. بعضیوقتها از گاس استفاده میکنن
باید برای زنش یه نامه بنویسم
دیل، تو روانیای؟
گفتن هروئین رو ترک کردی؟
پاکم
برای اولین بار بعد یه مدت طولانی میتونم همهچیز رو واضح ببینم
پس این رو خوب برام بشکاف
چرا یه مرد بیگناه باید برای همسر قربانی نامه بنویسه؟
یکی از چیزهایی که به نفعمونه
اینه که هیچ اعترافی ننوشتی
یه مرد کشته شده
باید یه جوری رفتار کنم انگار اتفاق نیفتاده؟
گوش کن، پسرم
بهنظر میرسه عصبی و ناراحتی
تو یه سری اشتباه مرتکب شدی
خیلی خوبه که احساس بدی
درمورد هرچیزی که این خطاها ممکنه باشه داری
مامانم چهقدر بهت پول میده؟
دقیقا همون قدری که ارزش دارم
کمک کن نذار بقیه عمرت رو بهگا بدی
مامانت بهخاطر همین بهم پول داده
در پرونده دولت علیه کانتی
آقای کانتی نسبت به اتهامتون چه موضعی دارین؟
گناهکار
من گناهکارم
« ما را در تلگرام، اینستاگرام و توئیتر دنبال کنید » @NightMovie_Co
«مترجم:سینا اعظمیان» Sina_z
یه مرد میتونه با قلب شکسته و آبروی بر باد رفته توی شهر زندگی کنه
ولی برای زندهمون توی زاغه باید بذاری همه اون رو ببینن
و اگه تونستم اینجا انجامش بدم شاید بتونم یه شانس مجدد پیدا کنم
تا سرنوشتم رو عوض کنم
ولی اون موقع این رو نمیدونستم
مثل یک حکمِ زندان که باید بگذرونمش باهاش رفتار کردم
و بهخاطر نادانیم
تصمیم گرفتم وظیفهی منه که چیزی که اونها فکر نمیکردن خرابه رو درست کنم
سلام، آقای لین
میبینم سرت رو شلوغ کردیم؟
کاری که از دستم برمیاد رو انجام میدم حداقل سعی میکنم
هیچکس انتظار بیشتری ازت نداره خوششانسیم که تو پیشمونی
سونام
چه غلطی داری میکنی؟ - وزیر پاندی -
معاون وزیر
نه برای مدت طولانی کار راجول تمومه
ولیدبای موافقت و دعای خیرش رو برات فرستاده
اگه باهوش باشی قبولش میکنی
بهم گوش کن
اگه نتونم ببینمش نمیتونم درمانش کنم
نه، نمیتونم به تو نشون بدم
باشه، بیمارستان رفتی؟
بیمارستان
چرا نمیفهمی؟ من یه زن متاهلم نمیتونم اینکار رو بکنم
فقط باید ببینمش
لطفا بهم دست نزن این سفید پوسته دیوونهست
خیلیخب، سونام چرا اینجایی؟
یکی، لطفا بهم کمک کنه
لین سریع به کمکت نیاز داره
کجا میبریش؟ - باید کار کنه -
پارواتی، خدا رو شکر اومدی نمیذاره من معاینهش کنم
پارواتی، لطفا بهش توضیح بده
به همهجام دست میزنه بهم میگه «ساری»ـم (لباس هندی) رو در بیارم
لین این کار یعنی چی؟ اون متاهله
نمیتونی وقتی که شما دوتا توی این آلونک تنهایین لختش کنی
مگه دفعهی آخر بهت نگفتم؟ - پس چرا برگشت؟ -
اگه این قانونها براش مهمه پس چرا بهشون نمیچسبه؟
یا شوهرش رو باخودش بیاره - شوهرش کارگره -
ساعتهای زیادی رو توی محل ساخت و ساز میگذرونه
نمیتونه که کارش رو ول کنه و بیاد پیش تو
وقتی شما دوتا بحثتون تموم شد، ما آمادهایم
دکتر لین حالا بپرسین
دوباره به زخمش نگاه کن، لطفا
خاله، بهم نشون بده
قرمزتر و بدتر از دفعه قبل شده قرمزی داره همهجا پخش میشه
قرمزتر و بدتر از دفعهی قبل شده
نمیتونم چیزی بخورم و بخوابم
شبها همهش عرق میکنم و شکمم درد میکنه
کلی عرق میکنه شکمش هم درد میکنه
عرق زیاد و درد شکم هم داره
عفونت داره پخش میشه
تنها کاری که باید میکرد این بود که بره بیمارستان تا یه آمپول بهش تزریق کنن
بیمارستان نرفتی؟
...سه بار به بیمارستان رفتم
ولی خودت که میدونی چهجوریه هیچکس من رو معاینه نمیکنه
سه بار سعی کرده بره ولی قبولش نکردن
سه بار رفته ولی قبولش نکردن
منظورت چیه قبولش نکردن؟
مردم رو میفرستم اونجا چون نمیتونم اینجا درمانشون کنم
تو میفرستیشون اونجا
و اونها دوباره میفرستنشون سراغ تو
اصلا شنیدی الان چی گفتم؟
اگه آنتیبیوتیک بهش نرسه میمیره
میدونی چیه؟ گور باباش
پارواتی، به سونام بگو داریم میبریمش بیمارستان
نیاز دارم تو و پارواتی باهام بیاین - لین بابا، من کار و زندگی دارم -
باشه میام، معلومه کمک میکنم - این درستش میکنم -
خانم، از دیدنتون خوشحالم من آکاش پاندیم
ممنون که توی این فرصت کوتاه باهام ملاقات کردی
بابت منصب جدیدتون تبریک میگم، وزیر پاندی
هنوز چیزی قطعی نشده
شنیدم بقیهش کارای فرمالیته اداریه
امیدوارم تجارتمون هم همینطور بشه
پیشنهاد توسعه برای ساگار وادا ارائه کردم
قبلا توسط وزیر ادکر تایید شده
چهارتا آسمان خراش «مشرف به خلیج «کاف پِرید
سی طبقه، هر طبقه چهارتا خونه هر خونه 10 میلیون روپیه
تقریبا 200 میلیون دلار میشه
با برنامهای مناسب در جهت خدمت به جامعه و اقتصاد محلی
طبیعتا، برنامه داشتیم پاداش بزرگی به راجول بدیم
و با توجه به غیبت ناراحتکنندهش این پاداش الان به تو میرسه
فکر میکنم میبینین که ما شرکای قدردانی هستیم
...مطمئنم، ولی
خب، خانم، یه مشکل کوچیک هست
و اون چیه؟
ساگار وادا برای کس دیگهای کنار گذاشته شده
کنار گذاشته شده؟ برای کی؟
سلام
من ولید شاه هستم
از دیدنتون خوشحالم، آقای شاه
شنیده بودم زیبایی
ولی شنیدهها عدالت رو در حق شما رعایت نمیکنن
قادربای، همیشه درک بالایی نسبت چیزهای خوب توی زندگی داشته
خودم
روشم همیشه یهکم خشنتره
میخوام به قادربای احترام بذارم
ولی اگه بخواد حرکتی علیه دوست جدیدم آقای پاندی بکنه، یعنی جنگ رو شروع کرده
و چیزهای خوب و زیبا توی جنگ دووم نمیارن، خانم
آقای شاه، من نماینده یه ائتلافم
نمیخواد توضیح بدی همهمون میدونیم کی هستیم
همهمون میدونیم چه نقشی باید ایفا کنیم
نقش تو اینه که بری به قاردبای بگی ساگار وادا مال منه
همهچیز ردیفه، رئیس - آقای فورد -
بیا
بیا، بشین
امروز خیلی سرم شلوغ بود ولی تموم نوبت بیمارهام رو بهخاطرت لغو کردم
خیلی ممنون - لطفا، بشین -
خب، این خانومِ سونام که اینجاست یه زخمی داره که بدجور عفونت کرده
نیاز به تزریق وریدی آنتیبیوتیک داره
سه بار تاحالا به اینجا اومده و هر دفعه ردش کردن
میدونی، خیلی سرم شلوغ بود ولی الان یه وقت براش خالی میکنم
به خاطر تو یه وقت براش خالی میکنم
برای دیدنش پول زیرمیزی میخوای؟
اینجا بیمارستان دولتیه باید رایگان باشه
توصیهنامه از پزشک داری؟
چهطوری یکی از اینها گیر بیارم؟ - از یه دکتر مال یه بیمارستان دیگه -
که بهخاطرش پول میگیره
نیاز به توصیهنامه یا پول دارم یا برو بیرون پیش بقیه توی صف
سیستم پزشکیمون همینه حتی اون هم به خوبی درکش میکنه
پس میذاری بمیره؟
چه دکتری هستی؟
ما هروز 600 تا بیمار رو معاینه میکنیم
من و کارکنانمون یه ماه حقوق نگرفتیم
تو کی هستی که به من بگی دکتر بودن یعنی چه؟
تو و دوستای بهدرد نخورت برین بیرون - خیلیخب -
میرم مامورهای امنیتی رو بیارم - گوش کن -
ببخشید، قربان
لین، باید بریم
اینجا کلی پلیس داره دردسر بزرگی درست میشه، بیا
نمیخواستم بیدارت کنم
ممنون
حالت چهطوره؟
بهترم
...این
دردش هروز کمتر میشه
ممنون، سباستین که اومدی دنبالم
کس دیگهای رو نداشتم که بهش زنگ بزنم
چرا باید به کس دیگهای زنگ بزنی؟
خودم ازت مراقبت میکنم، لیسا این رو که میدونی؟
فکر کنم وقتشه که برم خونهی خودم
هرجور خودت میخوای
میدونی که نسبت بهت چه احساسی دارم، لیسا
میدونم
و من هم بهت اهمیت میدم ...ولی فقط
مدت زیادی میگذره از دفعه آخری که حتی میدونستم چهطوری عاشق کسی باشم
حتی خودم
باهام به خونهم میای؟
نمیخوام اونجا تنها باشم
تا وقتی که پول کافی برای داروی سونام گیر بیاریم، باهات کار میکنم، قبول؟
قبوله، لین بابا
لین
چند هفته پیش، من هم یکی از شما بودم
تموم اشتباهاتی که در شرف انجام شین رو من مرتکب شدم
پس اگه میخواین از این اتفاق جلوگیری کنین و یهکم پول ذخیره کنین، بیاین با حرف بزنین
هرچی تعداد بیشتری از شماها بیاین ارزونتر پاتون در میاد
قیمتهای خیلی خوب، هتل خوب رئیسِ خیلی جذاب
بیاین - بیاین -
راجول باید میمرد؟
No comments yet. Be the first to leave one.