ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
همینطور که وایستاده بودی
قسمت ۰۳: یون-سو، هی-سو و جین-پیو
آماده باش واسه من
تا دلت میخواد بزن
الان دارم برمیگردم اونجا
الان باید چیکار کنم؟
نه، هی-سو، نمیتونی! خواهش میکنم، نه!
نو جین-پیو باید بمیره. چرا تو باید بمیری؟
چون این قضیه تموم نمیشه مگر اینکه یه نفر بمیره
بیا بکشیمش
ما شوهرتو میکشیم
یون-سو!
نه، یون-سو! خواهش میکنم!
لعنتی!
گندش بزنن!
این بارون لعنتی!
اشتباه کردم. و اشتباهات عواقب دارن
عزیزم
داری چیکار میکنی؟
دیگه تکرار نمیشه
عزیزم
عزیزم
فردا میرم پیشش و التماس میکنم که منو ببخشه
هیچکس اونجا متوجه نمیشه که تو منو زدی
نگران نباش
واقعاً فکر میکنی من نگران اونم؟
این کارو نکن!
خواهش میکنم، نکن!
یه لحظه
به هیچ وجه بیرون نیا
باید باهاش حرف بزنم
خودت خواستی
الان دیگه نمیتونی نظرتو عوض کنی
یه قرارداد مهم رو خراب کردی، پس حداقل کاری که میتونی بکنی اینه که
امشب سهام آمریکا رو بفرستی بالا
یه روز بعد از اینکه یه کتک حسابی بهت میزنم
بازار سهام آمریکا همیشه سر به فلک میکشه
هیس
الو؟
نه، هنوز نتونستم باهاش تماس بگیرم
تلفنش خاموشه
درسته
گوشیش خاموشه
و نسبتاً دیره
فهمیدم
ساکت باش، لعنتی!
دیدی که این کلهخر منو این موقع شب صدا کرده؟
اگه این معامله بهم بخوره
اون چیزی که میاد
خیلی بدتر از این میشه
از اونی که بهش عادت داری
هی-سو
نمیتونم
مرحومه کانگ هی-یون عزیز
خانم کانگ، متاسفم
خواهش میکنم کمکمون کنید
هی-سو!
هی-سو
بیدار شو، هی-سو
هی-سو!
گوشی!
آمبولانس
هی، بیدار شو
بیدار شو
جو هی-سو، بیدار شو. جو هی-سو؟
میخوای زندگی منو خراب کنی؟
تو حق نداری تصمیم بگیری بمیری!
اگه نمیخوای من بمیرم
پس خواهش میکنم اون چیز رو بردار
من کتک زدنتو تحمل میکنم
ولی نمیتونم مثل یه میمون توی باغ وحش زندگی کنم، پس...
اون چیز. خواهش میکنم برش دار
این امکان نداره
هی!
آخه تو!
تو نمیمیری!
میتونم انجامش بدم
من انجامش میدم
کار آسونی نیست
و وقتی کار تموم بشه
با موانع حتی سختتری روبرو میشیم
ولی اگه فقط...
یون-سو
بیا این کارو کنیم
ما میتونیم این کارو انجام بدیم
این اطلاعیهای از دفتر مدیریت ساختمونه
اخیراً چندین شکایت در مورد سیگار کشیدن در داخل واحدها دریافت کردیم
دود از طریق بالکنها و هواکشهای سرویس بهداشتی به واحدهای دیگه نفوذ میکنه
ساکنین طبقات بالا به خصوص احساس ناراحتی میکنند
پس از همه ساکنین خواهش میکنیم از سیگار کشیدن در فضای داخلی خودداری کنن
اجازه بدید تکرار کنم
اخیراً چندین شکایت در مورد سیگار کشیدن در داخل واحدها دریافت کردیم
اخیراً چندین شکایت دریافت کردیم
من دارم میرم سر کار
ساکنین طبقات بالا به خصوص احساس ناراحتی میکنند
پس از همه خواهش میکنیم از سیگار کشیدن در داخل واحدها خودداری کنن
پیچگوشتی؟
آره، تقریباً اینقدر کوچیکه
فکر کنم موقع عوض کردن بند ساعتت اینجا افتاد
خب، به نظر نمیرسه اینجا باشه
آره، فکر کنم یه جای دیگه افتاده و من قاطی کردم.
مشکلی که با ساع تت پیش نیومده؟
نباید باشه.
البته.
راجع به اون چیزی که دفعه پیش گفتی...
به نظرم منطقی نیست.
چی گفتم؟
"باید اون شوهر لعنتیشو میکشت. چرا زندگیشو به باد بدی؟"
خب چی؟
اگه پلیس بگیرتت، همهاش به فنا میره.
خب پس نباید گیر بیفتی.
تو این دوره زمونه که محاله.
یا نذار بفهمن کشتیش...
...یا نذار بفهمن مرده.
زیادی فیلم دیدی.
اگه جسدی نباشه که پیدا کنن چی کار میتونن بکنن؟
حالا اصلاً چرا میپرسی؟
تو توی مراسم خاکسپاری اون زن خبره بودی و شوهرشو دیدی، درسته؟
نکن!
آره.
لعنت بهش. یهو اشتهام کور شد.
بریم غذا بخوریم.
همون سوپ خماری که دفعه قبل نخوردیم.
من باید برم. اجازه بدین.
سلام.
بازار چینی جینگگنگ
آقای جین، یه لحظه...
هی، جانگ کانگ!
اول اونو ببر بیرون.
بعدش برای اینا باید دو بار بیای و بری.
من میتونم همهشونو یه بار ببرم.
تو دو نوبت ببر.
وگرنه آسیب میبینی و باید کلی پول دکتر بدی.
ممنون، رئیس.
چی میگفتین؟
فکر کنم بالاخره برای سوپ خماری بمونم.
معلوم نیست دیگه چی از دهنم بپره.
ببخشید.
اون مرد اوراق شناسایی نداره؟
تقریباً.
منظورت چیه؟
مسافر قاچاقیه.
یعنی پاسپورت نداره؟
یا پول پاسپورت نداشته، یا برای فرار از دردسر اومده اینجا.
جانگ کانگ رو که میشناسم، باید همون اولی باشه.
اگه جسدی نباشه که پیدا کنن چی کار میتونن بکنن؟
مطمئنی جین-پیو هیچ پسرعمو یا فامیلی تو چین نداره؟
آره.
بیا امتحانش کنیم.
باشه.
سلام.
میشه یه دقیقه وقتتونو بگیرم؟
چطور میشه...
...شما به من پیشنهاد میدین...
...اینقدر پول زیاد فقط برای اینکه با یه پاسپورت برم چین؟
شرطش اینه که هیچ سؤالی نپرسی.
اگه دقیقاً کاری رو که میگم انجام بدی، تو هیچ خطری نخواهی بود، آقای جانگ.
البته فکر کنم خطری بزرگتر از یه مسافر قاچاقی بیمدرک بودن وجود نداره.
یا اینجا بمونی و تو ترس زندگی کنی، قایم بشی و با بدبختی سر کنی...
...یا یه عالمه پول یه جا بگیری و برگردی خونه پیش خونوادت شاد زندگی کنی.
انتخاب با خودته.
این دفعه با هواپیما میری، نه قایم شده تو انبار کشتی.
ظرف سه روز جواب میخوام.
به این سرعت؟
بله.
اگه اجازه بدین...
...میشه یه چیز دیگه هم ازتون بپرسم؟
صاحب این پاسپورت...
...هنوز زندهست؟
البته که زندهست.
اشکال نداره. متوجه نشد.
همون لحظه که وارد کافه شد شوکه شدم. شباهتش حیرتآوره.
خوشبختانه، خیلی راحت میشه از چهرهاش فهمید چی تو سرشه.
با توجه به قیافهاش، ممکنه زود تصمیمشو بگیره.
آدم بدی به نظر نمیرسید.
اگه اون کارشو درست انجام بده، نو جین-پیو مفقودالاثر محسوب میشه.
تنها چیزی که نیاز داریم یه دلیل محکم برای اینه که جین-پیو خودش به چین پرواز کنه.
مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد. لطفاً پیغام بگذارید.
خانم کیم می-گیونگ
سلام.
چی شد؟
اوضاع به زودی آروم میشه.
کاری میکنیم زود بیاد اینجا.
عالیه.
من از صمیم قلب با شما موافقم، خانم کیم.
اون یه مرد سختکوشه و من میخوام حمایتش کنم.
اتاق مدیر شعبه
ولی اون رفتاری که اون با شما داشت...
...این همه بیاحترامی علنی تو روز مهم شما...
واقعاً، اون رفتارش...
...به هیچ وجه قابل بخشش نیست.
فکر میکردم، خانم کیم. چرا اجازه نمیدین خودم درستش کنم؟
آقای نو رو از قضیه خارج میکنم و بهترین و باهوشترینها رو براتون پیدا میکنم.
البته، یه چند نفر با بهترین روحیه هم براتون انتخاب میکنم.
چطوره یه تیم جدید براتون بسازم؟
ممنون که به من اعتماد کردین.
بله، خداحافظ.
بله، البته. "برخورد!"
پروفایل مشتری: کیم می-گیونگ
"فروشگاه لاوی؟"
No comments yet. Be the first to leave one.