ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
"قاضی باید"
"مهربان"
"برای تصمیمگیری به اندازه کافی شجاع باشد"
"و گذشتهای عاری از گناه داشته باشد"
"قاضی هان سوهو، شما چنین فردی هستید؟"
تلمود* کیه؟
≡ قاضی محترم ≡-
!به سلامتی
کی اون جمله رو گفته؟
چی رو؟
"هر لحظهای که بدون عشق سپری کنی بیهودهست"
اوه، اون
...کانگهو. میدونی زندان چرا
وقت تلف کردنه؟
نمیتونیم پول دربیاریم
کار میکنیم، اما اینجا پولی بهمون نمیدن
عین خس و خاشاک میمونی
برگرد و دور و ورت رو نگاه کن
ببین چیزی هست که عاشقش باشی
...این لحظه که چیزی برای عشق ورزیدن نداری
بیهودهست
اینو یادت باشه
کی؟
یک فیلسوف معروف؟ یک شاعر؟
یه پسرهای تو باشگاهی که میرفتم
باشگاهیه که دیگه نباید برم سراغش
تو چی؟ چیز جالبی نداری؟
مال وقتیه که کارآموز دادستانی بودم
"ضرب و جهل، کلاهبرداری، تهدید، حمله"
"و اختلاس"
پرونده قطوری داری
سکهها رو آب کردی و فروختی، نه؟
بفرمایید دستمال
اولین بازجوییم بود و نزدیک بود گول بخورم
چون مال خیلی وقت پیشه، قیافهاش یادم نمیآد
اما اولین بار که دیدمتون
یادش افتادم
خیلی شبیهش بودین، انگار دوقلویین
جالبه، نه؟ - آره، خیلی -
من بچه بزرگهام
قل ندارم
میدونم. دوستم که وکیله بهم گفت
گفت که تک فرزندین
...مامانم همیشه میگفت
تنها چیزی که لازم داریم یه قاضی فوقالعادهست
بازم، احساس تنهایی نمیکنین؟
حتی اگه خواهر و برادرم داشته باشی بازم تنهایی
...من که
اگر خواهرم رو نداشتم از تنهایی دق میکردم
فضانوردی وقتی برگشت زمین همچین چیزی گفت
گفت از اینکه دوباره رو زمینه لذت میبره
گفت به خاطر گرانشی که مردم رو در آغوش گرفته دوستش داره
...گفت اینکه کسی در آغوشت بگیره
بدجور دلتنگش بوده
برای من
خواهر بزرگترم مثل گرانش زمین بود
برای من، پول مثل گرانش زمینه
دیگه بریم. دفعه بعد با من
صبر کنین. اینجا رو مرتب کنم
چرا تو تمیز کنی؟ همه همینجوری ول میکنن و میرن
برای همین حداقل من باید تمیز کنم
اینطوری نباش
اگه بقیه بفهمن مهربونی مظلوم گیرت میآرنا
فهمیدم شما هم مهربونید
نمیدونم این کلمه رو چطور میخونن یا مینویسن
...با این وجود، به آقای شین برای
اقامه دعوی و غیره پول دادین
ببخشید که گفتم نمیتونم چیزی ازتون یاد بگیرم
ایش، نمیخواستم بهش فکر کنم
چه اسرافی سرش شد
یادتون نره راننده جایگزین بگیرین
خودت نرونین. زیاد دادین بالا
اون قاضیه. با سرعت مطمئنه برو
دیگه باید بری - باشه. خدافظ -
نهایت تلاشت رو کن
سلام، جویون هستم
باید باهاتون حرف بزنم
درباره اخباره؟ - نه -
واضحه که همینه
با مدیر صحبت کن. ما چیزی نداریم بگیم
میخوام درباره جامعه نفرتانگیزمون یه جای خلوت حرف بزنم
برای خفت خانوما از واژه خانم کمیچی
و برای آقایونم از واژه مستر کره" استفاده میکنن"
برای بزرگترا از گله مرغی
برای جوونا از شکمپرست برای مادران هم از مامان مزاحم
چی میخوای بگی؟
مشخصه که چرا مصاحبه با قاضی هان برنامهاش لغو شده
...کاملاً مطمئنم اوسونگ گروپ به خاطر
تبلیغی که از مصاحبه کردیم تهدید کرده
اما، گویندهها باید تا آخرش پیش برن
"خبرنگار تازهکار میخواد مجری اصلی بشه"
"خبرنگاری که با ارشدش مخالفت میکنه"
"با وجود اختلاف بین داوران"
"تصمیم گرفتیم این برنامه رو پخش نکنیم"
امیدوارم همچین چیزایی رو قبول نکنین
این واقعیت نداره که میخوای گوینده خبر اصلی باشی؟
...من - ...با گوینده تازهکاری -
مثل تو جر و بحث نمیکنم
خوب اینو میدونم
همکار - بله؟ -
باید باهاش چکار کنیم؟
خودتون حلش کنین
کارگردان گفت میخوای جایگاهم رو بگیری
نه، اینطور نیست
میدونم. همچین فریبایی روم اثر نداره
*میخوای یکی بشی مثل اندرسون کوپر
نمیخوای پا جای پام بذاری، نه؟
...محکم کردن جایگاه تو کره
با پیدا کردن خبر و رسوندنشه
نمیشه باهام تو این جنگ همراه باشین و مصاحبه رو پخش کنین؟
من قدرتی ندارم
ممنون بایت داستان قشنگت
دفعه بعد غذا مهمونت میکنم
چیزی خوردین؟
شما؟
...من
تو دفتر قاضی هان سوهو کار میکنم
کارآموز قضاوت سونگ سواونم
...پس میگین - ای بالا -
گفتم بهش دست نزن گیر آوردنش سخت بود
اثر انگشتش از بین میره
پس ازم میخواین اثر انگشت روش رو در بیارم، نه؟
هوم
اگه پرونده رو رسمیش نکنین
اونا کاری نمیکنن
انقدر به فکر ضوابط نباش
...*NFS میدونی که کارمندان بازنشسته
روشهای خاصی دارن
از اونا استفاده کن
اینکارو برام بکن
من صبحونه خوردم. شما باید بخورین
قاضی هان ازت خواسته همچین کاری کنین؟
...اون ازتون خواسته جلوی اعتراضم رو
بگیرین چون نمیخواسته ببینتم؟
نه
فقط فکر کردم ممکنه صبحونه نخورده باشین
چون خانوادهای ندارم باهاشون غذا بخورم
پروندهتون رو خوندم
نمیدونم چطور آرومتون کنم
لازم به اینکارا نیست
...فقط کافیه
مجرم رو مجازات کنین
قاضی هان آدم خوبیه
...مطمئنم ایشون براساس
به چه قاضیای میشه گفت خوب؟
زنم مُرد
قاتل زندانی شده
بعد از یک ماه هم با وثیقه آزاد میشه
میخواستم اگه کبکش خروس میخوند ازش شکایت کنم
برای همینم تمام اکانتای اینترنتیش رو دنبال کردم
وقتی مست بوده زنم رو زیر کرده
وقتی زهرماری میخورد می خندید
!آقا! آقا
میخواستم بکشمش
اما نمیتونستم قاتل بشم
اون موقع بود که مثل سایه دنبالش کردم
تا ثابت کنم شیطانه
!هی، بریم برا دور سوم
!دور سوم - !البته -
!بریم برا دور سوم
البته، قاضی این چیزا رو نمیدونه
دختره تو دادگاه خودش رو خیلی معصوم نشون داد
واقعاً متأسفم
تمام طول زندگیم روی دوشم میمونه
تمام عکسایی رو که گرفتم فرستادم دادگاه
اما میدونین قاضی هان چی گفت؟
با گفتن اینکه اینکار غیرقانونیه عکسا رو ازم گرفت
...این شواهد رو
نمیشه پذیرفت
اینکه فقط پیرو قانون باشن
ایشون رو قاضی خوبی میکنه؟
نه، من حساب میکنک
...غذایی رو که یه قاضی
برام بخره نمیخوام
هی، دوست من
چی شده؟ چرا صبح زود بهم زنگ زدی
دوستای واقعی هر وقت دلشون تنگ بشه به هم زنگ میزنن
عجبا
دیشب چکار کردی؟ - دیشب؟ کار میکردم. چطور؟ -
کسی رو که میخواست بکشتم ندیدی؟
چی داری میگی؟
میدونم میخوای سر به تنم نباشه
به خاطر اینکه لی هوسونگ رو انداختم زندان
و محاکمه پارک هِنا و هم بازنگری کردم
زبونم بند اومده
اتفاقی افتاده؟
سانگچول
...برو و به لی هوسونگ بگو
که مدرک دارم
بگو کانالش رو عوض نکنه
و ببینه آخرش سر کی بریده میشه
بای
قضات تصمیم دادگاه تجدید نظر گرفتن
فردا که وثیقه گذاشته بشه میتونین بیاین بیرون
...چون تو گفتی منتظر بمونم
این اتفاقا افتاد
...من آدم رذله شدم و قاضی هان ستاره شد
و میخوان باهاش مصاحبه کنن
...باید خودم رو میکشتم
تا بتونم جلوی پخشش رو بگیرم
No comments yet. Be the first to leave one.