ആദ്യത്തെ 199 വരികൾ.
« گفتوگوهای دوستانه » (فصل یک قسمت پنج)
- صبح بخیر. - صبح بخیر.
تخم مرغ هم الان میرسه.
اوه، چه عالی.
سرت چطوره؟
راستش، خوبه. تو چی؟
چقدر میدی تا دوباره 21 ساله بشی؟ (زیر سن قانونی)
راستش خماری رو ترجیح میدم.
پس بیاین به قسمت خوبش نگاه کنیم.
آره.
- کمکی از من بر میاد؟ - نه.
فقط از قهوهت لذت ببر.
ممنون.
اومدی کمکم کنی؟
نگاه کنم.
خوابیدی؟
نه راستش.
باورم نمیشه امروز روز آخره.
احتمالاً اتفاق بدی نیست.
کاری که میکنیم بدجور ریسکیـه.
قبلاً هم شده بود وسوسه بشی همچین کاری بکنی؟
نه.
چرا؟
گمونم چون با کسی آشنا نشده بودم.
جدی؟
آره. نمیدونم.
برای مدت زیادی کنار هم خیلی خوشحال بودیم.
دستکم، فکر میکردیم اینطوره.
یعنی، وقتی آدم عاشق بشه زیاد به این چیزا فکر نمیکنه.
و کی از عاشق بودن دست کشیدی؟
فکر نکنم دست کشیده باشم.
یعنی... میگی هنوز هم دوستش داری؟
خب...
آره.
امـم...
خیلی خب.
اینجاست.
- صبح بخیر. - چه به موقع.
اوه، وقتی برگشتیم خونه قراره خواب این میوهها رو ببینم.
وایستا سر میز صبحونه بخور.
والری میگه تو راهه.
وای خدا.
بس کن. خیلی تو رو دوست داره.
- والری کیه؟ - دوستدار ملیسا.
ممنون، دِرک.
نه، ایجنتمه.
آها، مالک اینجا.
نگران نباش. دختر خوبیه.
بامزهست.
اگه روز خوبش باشه.
آره، خیلی دوستداشتنیه.
میخوام یه ماهی بزرگ دست کنم با چندتا مخلفات دیگه.
عالیه.
خب، یه لیست خرید بهت میدم.
فرانسیس، میخوای با من بیای بریم خریدها رو انجام بدیم؟
- یه کمکی بهم بکنی؟ - البته.
عالی.
سلام.
- سلام. - کجا میری؟
داریم میریم خرید کنیم.
از من ناراحتی؟
فکر کردم خودت از دستم ناراحتی.
باشه، یهذره از دستت ناراحتم.
خب. خوبه.
حرف دیشبت خیلی زشت بود.
ببخشید. نمیخواستم تو رو ناراحت کنم.
جدی؟
اگر هم کاری کردم، مسخره کردن نیک بود.
واضحه تو نخ توئه.
میدونی، اگه خواستی میتونی باهاش بخوابی.
خب، دیگه باید برم.
وایستین. منم میام.
قراره شده دسر رو من درست کنم.
- هرچی خواستی ما برات میخریم. - نه، مشکلی نیست.
باید ببینم چیا دارن تا فکر کنم چی درست کنم.
درضمن، احتمالاً این اطراف قراره خیلی استرسزا بشه.
این روزها رابطۀ ملیسا و والری چطور بوده؟
بیثبات.
ملیسا فکر میکنه والری ایمانش رو به اون از دست داده.
بهنظرت راست میگه؟
نمیدونم.
کمکی از من بر نیومد.
بس کن.
دستکم تو و بابی اونجایین تا تنشها رو از بین ببرین.
ما همچین کاری میکنیم؟
بابت حرفم عذرمیخوام.
بیش از حد رک گفتم.
آره.
ولی این، حسی که بهت دارم رو تغییر نمیده.
چه حسی؟
بهش فکر نکن.
- سلام. - سلام.
اوضاع چطوره؟
زنت امروز یهذره مضطربه.
- آره. - من دارم میکشم کنار.
اوه، عالی شد، اومدی. یه لیمو برام میریزی؟
توی لیست لیمو نداشتیم.
خب، داشتی میرفتی بهت گفتم.
خب، صدات رو نشنیدم.
میخوای برگردم لیمو بخرم؟
نه. یه کاریش میکنم.
خیلی خب.
امـم، گلدونی هست که اینا رو بذارم توش؟
آره.
میدونی چیه؟
نیک، خودت لطفاً بهش کمک میکنی؟
من انجامش میدم.
اون دوست داره ساقهها مورب بریده بشه.
چطوره یه استراحتی بکنی؟
مشکلی نیست.
خیلی خب. باشه...
«صـاحب»
- سلام. - سلام، فرانسیس.
- حالت چطوره؟ - خوب.
یهجور...
- آره. - چیز خوبی نیست.
آره. گمونم...
دیوونگی بود.
ولی، گمونم داریم به یه نتیجهای میرسیم.
میدونم.
- سلام. - سلام.
سلام.
خوب خوابیدی؟
آره.
شراب میخوای؟
آره.
ممنون.
نوش جونتون.
نیک؟
بله؟
چه قشنگ.
- آره. - یهذره به منم بده.
ممنون.
ببخشید که انقدر بچهبازی در آوردم...
بهخاطر لیمو.
بخشیدمت.
میشه بیای آشپزخونه یه کمکی بهم بکنی؟
- البته. - ممنون.
- میبینمتون. - فعلاً.
خداحافظ.
داشتین درباره چی حرف میزدین؟
چیز خاصی نبود.
اون بامزهست.
از تو حرفی نزد، اگه اینو میخوای بدونی.
آره خب، کاملاً مطمئنم عاشق همسرشه، پس...
آدما میتون عاشق باشن و همزمان رابطههای جدی هم داشته باشن.
عشق یه منبع محدود نیست.
آره، ولی ناراحت نمیشی...
با کسی بخوابی که عاشق یکی دیگهست؟
نه اگه عاشق منم باشه.
میشه ما همینجا بشینیم و مست کنیم؟
کاش میشد.
آره.
بیا.
- شراب رو میارم. - خیلی ممنون.
بعدش باید خیلی مراقب باشی...
چون ممکنه بسوزی.
آره.
اوه، خوشمزهست.
اینجایی.
بالاخره اومد.
- سلام. - سلام، عزیزم.
از دیدنت خوشحالم.
نگاش کن... یا خدا.
باورم نمیشه.
- ممنونم. - خوشگل شدی.
حالت چطوره؟
خوبم. خودت چطوری؟
هفتۀ وحشتناکی داشتم...
با این نویسندۀ عوضی توی نیویورک.
چه خوب که اومدم بین آدمهای عاقل.
نه، پس اینجا رو اشتباهی اومدی.
دخترا.
خب...
کدوم کدومه؟
امـم، من فرانسیس هستم.
فرانسیس.
سلام.
گمونم منم اون یکیام دیگه.
اون بابیـه.
بابی.
چه بوی خوبی میاد.
آره. برات نوشیدنی بیارم؟
دختره مشخصه خیلی احمقه.
همش ده دقیقهست باهاش آشنا شدی.
آره.
لطفاً مودب باش.
بهش فکر میکنم.
...نه، ولی واقعاً بهش میخوره.
آره.
جواب نمیده.
لیوان همهتون پره؟
هووو!
ملیسا؟
چه قشنگه.
وای.
خوشگله.
- آره. - عالیه.
- زیباست. - اوه.
No comments yet. Be the first to leave one.