Conversations With Friends

Conversations With Friends

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Conversations with Friends S01E05 1080p HULU WEB-DL DDP5 1 H 264-SMURF
കമന്ററി എഴുതിയത് SAHEB2485
🔴 30nama | صـاحب 🔴

ടാഗുകൾ

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2022-05-22
ഡൗൺലോഡുകൾ: 39
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 199 വരികൾ.

‏« گفت‌وگو‌های دوستانه »‏ ‏(فصل یک قسمت پنج)‏

‏- صبح بخیر.‏ ‏- صبح بخیر.‏

تخم مرغ هم الان می‌رسه.‏

اوه، چه عالی.‏

سرت چطوره؟

راستش، خوبه. تو چی؟

چقدر می‌دی تا دوباره 21 ساله بشی؟ ‏(زیر سن قانونی‏)‏

راستش خماری رو ترجیح می‌دم.‏

پس بیاین به قسمت خوبش نگاه کنیم.‏

آره.‏

‏- کمکی از من بر میاد؟ ‏- نه.‏

فقط از قهوه‌ت لذت ببر.‏

ممنون.‏

اومدی کمکم کنی؟

نگاه کنم.‏

خوابیدی؟

نه راستش.‏

باورم نمی‌شه امروز روز آخره.‏

احتمالاً اتفاق بدی نیست.‏

کاری که می‌کنیم بدجور ریسکی‌ـه.‏

قبلاً هم شده بود وسوسه بشی همچین کاری بکنی؟

نه.‏

چرا؟

گمونم چون با کسی آشنا نشده بودم.‏

جدی؟

آره. نمی‌دونم.‏

برای مدت زیادی کنار هم خیلی خوشحال بودیم.‏

دست‌کم، فکر می‌کردیم اینطوره.‏

یعنی، وقتی آدم عاشق بشه زیاد به این چیزا فکر نمی‌کنه.‏

و کی از عاشق بودن دست کشیدی؟

فکر نکنم دست کشیده باشم.‏

یعنی... می‌گی هنوز هم دوستش داری؟

خب...‏

آره.‏

امـم...‏

خیلی خب.‏

اینجاست.‏

‏- صبح بخیر.‏ ‏- چه به موقع.‏

اوه، وقتی برگشتیم خونه قراره خواب این میوه‌ها رو ببینم.‏

وایستا سر میز صبحونه بخور.‏

والری می‌گه تو راهه.‏

وای خدا.‏

بس کن. خیلی تو رو دوست داره.‏

‏- والری کیه؟ ‏- دوست‌دار ملیسا.‏

ممنون، دِرک.‏

نه، ایجنت‌مه.‏

آها، مالک اینجا.‏

نگران نباش. دختر خوبیه.‏

بامزه‌ست.‏

اگه روز خوبش باشه.‏

آره، خیلی دوست‌داشتنیه.‏

می‌خوام یه ماهی بزرگ دست کنم با چندتا مخلفات دیگه.‏

عالیه.‏

خب، یه لیست خرید بهت می‌دم.‏

فرانسیس، می‌خوای با من بیای بریم خریدها رو انجام بدیم؟

‏- یه کمکی بهم بکنی؟ ‏- البته.‏

عالی.‏

سلام.‏

‏- سلام.‏ ‏- کجا می‌ری؟

داریم می‌ریم خرید کنیم.‏

از من ناراحتی؟

فکر کردم خودت از دستم ناراحتی.‏

باشه، یه‌ذره از دستت ناراحتم.‏

خب. خوبه.‏

حرف دیشب‌ت خیلی زشت بود.‏

ببخشید. نمی‌خواستم تو رو ناراحت کنم.‏

جدی؟

اگر هم کاری کردم،‏ مسخره کردن نیک بود.‏

واضحه تو نخ توئه.‏

می‌دونی، اگه خواستی می‌تونی باهاش بخوابی.‏

خب، دیگه باید برم.‏

وایستین. منم میام.‏

قراره شده دسر رو من درست کنم.‏

‏- هرچی خواستی ما برات می‌خریم.‏ ‏- نه، مشکلی نیست.‏

باید ببینم چیا دارن تا فکر کنم چی درست کنم.‏

درضمن، احتمالاً این اطراف قراره خیلی استرس‌زا بشه.‏

این روزها رابطۀ ملیسا و والری چطور بوده؟

بی‌ثبات.‏

ملیسا فکر می‌کنه والری ایمانش رو به اون از دست داده.‏

به‌نظرت راست می‌گه؟

نمی‌دونم.‏

کمکی از من بر نیومد.‏

بس کن.‏

دست‌کم تو و بابی اونجایین تا تنش‌ها رو از بین ببرین.‏

ما همچین کاری می‌کنیم؟

بابت حرفم عذرمی‌خوام.‏

بیش از حد رک گفتم.‏

آره.‏

ولی این، حسی که بهت دارم رو تغییر نمی‌ده.‏

چه حسی؟

بهش فکر نکن.‏

‏- سلام.‏ ‏- سلام.‏

اوضاع چطوره؟

زنت امروز یه‌ذره مضطربه‏.‏

‏- آره.‏ ‏- من دارم می‌کشم کنار.‏

اوه، عالی شد، اومدی.‏ یه لیمو برام می‌ریزی؟

توی لیست لیمو نداشتیم.‏

خب، داشتی می‌رفتی بهت گفتم.‏

خب، صدات رو نشنیدم.‏

می‌خوای برگردم لیمو بخرم؟

نه. یه کاریش می‌کنم.‏

خیلی خب.‏

امـم، گلدونی هست که اینا رو بذارم توش؟

آره.‏

می‌دونی چیه؟

نیک، خودت لطفاً بهش کمک می‌کنی؟

من انجامش می‌دم.‏

اون دوست داره ساقه‌ها مورب بریده بشه.‏

چطوره یه استراحتی بکنی؟

مشکلی نیست.‏

خیلی خب. باشه...‏

‏«صـاحب»‏

‏- سلام.‏ ‏- سلام، فرانسیس.‏

‏- حالت چطوره؟ ‏- خوب.‏

یه‌جور...‏

‏- آره.‏ ‏- چیز خوبی نیست.‏

آره. گمونم...‏

دیوونگی بود.‏

ولی، گمونم داریم به یه نتیجه‌ای می‌رسیم.‏

می‌دونم.‏

‏- سلام.‏ ‏- سلام.‏

سلام.‏

خوب خوابیدی؟

آره.‏

شراب می‌خوای؟

آره.‏

ممنون.‏

نوش جون‌تون.‏

نیک؟

بله؟

چه قشنگ.‏

‏- آره.‏ ‏- یه‌ذره به منم بده.‏

ممنون.‏

ببخشید که انقدر بچه‌بازی در آوردم...‏

به‌خاطر لیمو.‏

بخشیدمت.‏

می‌شه بیای آشپزخونه یه کمکی بهم بکنی؟

‏- البته.‏ ‏- ممنون.‏

‏- می‌بینم‌تون.‏ ‏- فعلاً.‏

خداحافظ.‏

داشتین درباره چی حرف می‌زدین؟

چیز خاصی نبود.‏

اون بامزه‌ست.‏

از تو حرفی نزد،‏ اگه اینو می‌خوای بدونی.‏

آره خب، کاملاً مطمئنم عاشق همسرشه، پس...‏

آدما می‌تون عاشق باشن و همزمان رابطه‌های جدی هم داشته باشن.‏

عشق یه منبع محدود نیست.‏

آره، ولی ناراحت نمی‌شی...‏

با کسی بخوابی که عاشق یکی دیگه‌ست؟

نه اگه عاشق منم باشه.‏

می‌شه ما همینجا بشینیم و مست کنیم؟

کاش می‌شد.‏

آره.‏

بیا.‏

‏- شراب رو میارم.‏ ‏- خیلی ممنون.‏

بعدش باید خیلی مراقب باشی...‏

چون ممکنه بسوزی.‏

آره.‏

اوه، خوش‌مزه‌ست.‏

اینجایی.‏

بالاخره اومد.‏

‏- سلام.‏ ‏- سلام، عزیزم.‏

از دیدنت خوشحالم.‏

نگاش کن... یا خدا.‏

باورم نمی‌شه.‏

‏- ممنونم.‏ ‏- خوشگل شدی.‏

حالت چطوره؟

خوبم. خودت چطوری؟

هفتۀ وحشتناکی داشتم...‏

با این نویسندۀ عوضی توی نیویورک.‏

چه خوب که اومدم بین آدم‌های عاقل.‏

نه، پس اینجا رو اشتباهی اومدی.‏

دخترا.‏

خب...‏

کدوم کدومه؟

امـم، من فرانسیس هستم.‏

فرانسیس.‏

سلام.‏

گمونم منم اون یکی‌ام دیگه.‏

اون بابی‌ـه.‏

بابی.‏

چه بوی خوبی میاد.‏

آره. برات نوشیدنی بیارم؟

دختره مشخصه خیلی احمقه.‏

همش ده دقیقه‌ست باهاش آشنا شدی.‏

آره.‏

لطفاً مودب باش.‏

بهش فکر می‌کنم.‏

‏...نه، ولی واقعاً بهش می‌خوره.‏

آره.‏

جواب نمی‌ده.‏

لیوان همه‌تون پره؟

هووو!‏

ملیسا؟

چه قشنگه.‏

وای.‏

خوشگله.‏

‏- آره.‏ ‏- عالیه.‏

‏- زیباست.‏ ‏- اوه.‏

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left