The Legend of Kitchen Soldier

The Legend of Kitchen Soldier (취사병 전설이 되다)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Legend of Kitchen Soldier S01E12 1080p TVING WEB-DL AAC2 0 H 264-HMAX Fa
കമന്ററി എഴുതിയത് Srt_hub

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2026-06-16
ഡൗൺലോഡുകൾ: 33
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫" تقدیم به جانفدایان راه آزادی "

‫افسانه سرباز آشپزخانه

‫این سریال ‫داستانی و تخیلی است

‫صحنه‌های بازیگران خردسال با رعایت ایمنی ‫و تحت نظارت والدین ضبط شده

‫صحنه‌های حیوانات با رعایت دستورالعمل‌های ایمنی ‫و جلوه‌های ویژه ساخته شده

‫حالا که وقت رفتنه، ‫یه حس عجیبی دارم.

‫سرجوخه جو سانگ-اوک، ‫حتماً باهام در تماس باش.

‫جای دوری که نمی‌رم. ‫احتمالاً بازم به پست هم می‌خوریم.

‫بهتره منو نادیده نگیری و باهام مثل یه پیرمرد رفتار نکنی.

‫یه پیرمرد؟

‫- آسایشگاه یک، آزاد! - خبردار!

‫آره، حله. همه‌ی وسایلت رو جمع کردی؟

‫- آره، ردیفه.- بله قربان.

‫- ماشین اومده، بزن بریم.- بله قربان.

‫یعنی گروهبان یون دونگ-هیون و سونگ-جه حالشون خوبه؟

‫درباره‌ی گروهبان یون دونگ-هیون که مطمئن نیستم،

‫ولی شک ندارم حالِ سونگ-جه ردیفه.

‫مگه نه؟ اون از پسش برمی‌آد.

‫- بزن بریم. بریم.

‫آسایشگاه یک، کانگ سونگ-جه

‫آسایشگاه ۱

‫یه غذای مشتی شروع یه رفاقت گرمه

‫چراغ راهنمای پسماند غذا

‫ و پاسگاه گانگلیم، گروهان ۴، گردان ۱...

‫ مشترکاً اول شدن! تبریک می‌گم!

‫- ایول بابا. - چی؟

‫- بردیم! دمتون گرم! - آره!

‫ایول، تونستیم!

‫تعطیلی پاسگاه گانگلیم

‫ پس چرا این مأموریت تموم نمی‌شه؟

‫واقعاً تصمیم فوق‌العاده سختی بود.

‫هر دو تیم غذاهای محشری درست کردن

‫و با اینکه امتیاز سلف افسرا ‫یه مقدار بیشتر بود

‫چون واسه وعده‌های نظامی ‫مناسب‌تر بود

‫ولی پاسگاه گانگلیم امتیاز ارفاقی گرفت

‫که باعث شد هر دو تیم مساوی بشن.

‫پس بعد از مشورت بین داورا

‫تصمیم گرفتیم یه رقابت تک‌به‌تک نهایی ‫برگزار کنیم

‫تا برنده نهایی معلوم بشه.

‫ قهرمان. ‫تو نتونستی ماموریت رو تموم کنی.

‫ تمام مهارت‌ها و دستور پخت‌ها از بین می‌رن.

‫ مسیر سرآشپز دیگه تموم می‌شه.

‫چون برای مقام اول مساوی شدین

‫ظاهراً یه دور دیگه هم داریم.

‫ولی خب، چه اهمیتی داره؟ ما کی هستیم؟

‫- ما گانگلیم هستیم، مگه نه؟ - پاسگاه گانگلیم!

‫بیاین تا تهش بریم و کل مسابقه رو ببریم!

‫- حالت خوبه؟ - آره، خوبم.

‫- چیزیت که نشد، نه؟ - نه.

‫خیله‌خب، این مسابقه تیمی نیست، انفرادیه‌.

‫یه مبارزه تک‌به‌تک.

‫چی؟

‫از هر تیم یه سرباز به عنوان نماینده... (یه نفر از هر تیم)

‫- ۵۰ دقیقه وقت دارن تا یه غذا رو آماده کنن. ‫- نماینده؟

‫سونگ‌-جه، آماده شو. از پسش برمیای!

‫بیاین کاری کنیم این دفعه رو حتماً ببریم.

‫- نماینده‌ها. ‫- بهشون نشون بده چی تو چنته داری.

‫لطفاً بیاین جلو!

‫یالا، سرت رو بگیر بالا و برو. برو!

‫قسمت آخر

‫سرباز یکم، کانگ سونگ-جه.

‫عجب مساویِ دراماتیکی شد. ‫الان چه حسی داری؟

‫سرباز یکم، کانگ سونگ-جه؟

‫هی، این چِش شد؟

‫آره، یهو رفت تو هپروت.

‫سرباز یکم، کانگ سونگ-جه.

‫- سرباز یکم، کانگ سونگ-جه. ‫- الان چه حسی داری؟

‫خب...

‫راستش...

‫فکر کنم باید یکم بیشتر فکر کنم ‫که چی درست کنم بهتره.

‫آهان، اوکی. فهمیدم.

‫- سرجوخه لی هو-یونگ. ‫- سرجوخه لی هو-یونگ.

‫منتظر یه مسابقه‌ی مجدد بودی؟

‫چندتا اشتباه کوچیک داشتم

‫واسه همین فکر نکنم ‫تونسته باشم صدِ خودم رو بذارم.

‫بیشتر روی مسابقه‌ی انفرادی تمرکز می‌کنم

‫و مطمئن می‌شم که برنده‌ی میدون باشم.

‫همون‌طور که انتظار می‌رفت، انگار قهرمان دوره قبل ‫یه سری حسرت‌ها واسش باقی مونده.

‫خب، حالا ماموریتِ ‫مرحله‌ی تساوی‌شکن رو اعلام می‌کنیم.

‫این ماموریت...

‫اینه که یه غذای ویژه و جدید ابداع کنید.

‫این‌بار بدون هیچ محدودیت بودجه‌ای، ‫باید یه غذای مخصوص درست کنید.

‫فکر کردن به غذاهایی که قراره ببینیم ‫از همین الان دهنم رو آب انداخته.

‫یه استراحت کوتاه می‌کنیم تا مقدمات رو بچینیم

‫و بعدش هم بلافاصله ‫مسابقه رو شروع می‌کنیم.

‫ هر روز، همون‌طور که پنجره وضعیت رو چک می‌کردم

‫ کوئست‌ها رو انجام می‌دادم و امتیاز تجربه می‌گرفتم

‫ و لول‌آپ می‌کردم.

‫ برای اولین‌بار، واقعاً حس می‌کردم ‫که می‌تونم یه کاری از پیش ببرم.

‫ گوشت گاو رو با روغن کنجد تفت بده.

‫ واسه از بین بردن بوی موندگیِ برنج، از سرکه استفاده کنین.

‫ واسه کم کردن شوریش، بهش آب اضافه کنین.

‫ واسه اینکه یه خورده تند و تیز بشه، ‫بهش فلفل چیلی چانگیانگ بزنین.

‫ موقع استفاده از آیتم «چاقوی رُز»...

‫ درجه‌ی آشپزیت نیم ستاره ‫میره بالاتر.

‫ گوشت شکم خوکِ عالی کباب شده. سه ستاره.

‫ بدون پنجره‌ی وضعیتم چیکار می‌تونم بکنم؟

‫ چه آشپزی باشه، ‫چه نگهبانی دادن توی پاسگاه...

‫ الان هیچ کاری از دستم برنمیاد.

‫سونگ-جه، خوبی؟ ‫یهو چت شد؟

‫- چیزی نیست. ‫- بیخیال بابا.

‫هی. مشترکاً اول شدن خودش ‫یه موفقیت بزرگیه.

‫ما تمام تلاشمون رو کردیم، مگه نه؟

‫اما...

‫- حس می‌کنم دیگه همه‌چی بی‌معنی شده. ‫- هی، کانگ سونگ-جه.

‫چیه، فکر کردی همه‌چی تموم شده؟ ‫هنوز تموم نشده.

‫- فقط دوباره از اول شروع کن، همین. ‫- راست میگه.

‫بیا دوباره برای منو برنامه‌ریزی کنیم. ‫از اونجایی که یه غذای ویژه‌ست

‫نظرت در مورد یه چیزی ‫مثل سوپ مرغ و جینسینگ چیه؟

‫عالیه. ‫مارماهی کبابی روی برنج چطور؟

‫واقعاً می‌تونیم اون طعم دودی رو ‫حسابی دربیاریم.

‫دودی که عالیه. راستی، نظرت در مورد...

‫اون مرغ دودی‌ای که ‫قبلاً درست کردی چطور؟

‫کانگ سونگ-جه. ‫چیزی هست که بخوای درست کنی؟

‫فقط...

‫– فقط می‌خوام کارم رو خوب انجام بدم. ‫– چی؟

‫همین الانشم کارت حرف نداره. ‫چی شد؟ یهو...

‫چت شده؟

‫ تا چند لحظه دیگه، دور دوم رو ‫شروع می‌کنیم

‫ تا تیم برنده مشخص بشه.

‫ از همه‌ی تیم‌های شرکت‌کننده می‌خوایم که لطفاً به محل برگزاری مسابقه بیان.

‫سونگ-جه.

‫زیاد تو بندِ نتیجه نباش.

‫واسه این مرحله‌ی آخر، بدون هیچ پشیمونی و حسرتی...

‫امیدوارم غذایی رو درست کنی که واقعاً دلت می‌خواد.

‫فقط به خودت اعتماد کن. از پسش برمیای.

‫اینجا انواع و اقسام مواد اولیه رو براتون آماده کردیم.

‫از بین موادی که اینجا داریم انتخاب کنین...

‫و غذای مخصوص خودتون رو بپزین.

‫حالا نبرد نهاییِ تن‌به‌تن رو شروع می‌کنیم.

‫- هی، کانگ سونگ‌جه، بزن بریم! ‫- هی، سونگ‌جه، ما هواتو داریم!

‫ مخم کلاً هنگ کرده.

‫ اصلاً نمی‌دونم چی باید بپزم.

‫ بدون پنجره وضعیت اصلاً می‌تونم آشپزی کنم؟

‫مسابقات آشپزی لشکر ۲۹

‫می‌خواد کل روز رو زل بزنه ‫به مواد اولیه؟

‫زمان داره مثل برق و باد می‌گذره.

‫انگار سرجوخه لی هو-یونگ

‫دیگه آماده‌ست که آشپزی رو شروع کنه.

‫ - پیاز درجه یکِ موآن. ‫- سطح براق، وزنِ سنگین.

‫ و اون بوی تندی که ‫می‌خوره به مشامت.

‫ اینا چیزاییه که هر روز ‫با حواس خودم درکشون می‌کردم.

‫ با اینکه دیگه خبری از پنجره‌ی وضعیت نیست

‫ شاید از همون اولش هم می‌دونستم.

‫ یه بوی تازه و شیرین، ‫با سفتیِ کاملاً اندازه

‫ و پوست طلایی.

‫خودِ خودشه.

‫اگه این‌طوری محکم فشارش بدی...

‫می‌بینی چطوری سریع برمی‌گرده سر جاش؟

‫این نشونه‌ی گوشت تازه‌ست.

‫ - گوشت خوک داخلی درجه S. - دماغت رو قشنگ بگیر جلوش.

‫ و یه بوی حسابی بکش.

‫یه بوی لذیذ و آجیلی می‌ده، نه بوی زهم.

‫تخم‌مرغ‌های داخلی درجه C

‫ تخم‌مرغ‌های داخلی درجه C.

‫- داری چیکار می‌کنی؟ - ای وای.

‫تخم‌مرغا انگار یه جوری بودن، ‫واسه همین داشتم یکیشون رو تکون می‌دادم.

‫فکر کنم صدای لق‌لقش میاد.

‫ چیزی که لازم دارم یه دستور پخت معرکه نیست.

‫ الان دلم بیشتر از همه چه غذایی می‌خواد؟

‫ چاقویی که هر روز دستم می‌گرفتم ‫برام غریبه شده.

‫ به طرز عجیبی سنگینه ‫و تیغه‌اش هم انگار کُنده.

‫ با همین چند دقیقه‌ی پیش ‫زمین تا آسمون فرق داره.

‫داره چیکار می‌کنه؟

‫ هیچ خط راهنمایی وجود نداره.

‫ نه خبری از خط‌چینه، نه علامت زاویه. ‫اصلاً هیچ‌کدوم رو نمی‌بینم.

‫مهارت کار با چاقوی سرجوخه «لی هو-یونگ» ‫واقعاً وحشیانه‌ست.

‫فقط سرعت رو ببین! خیلی فرزه.

‫و البته دقیق.

‫سرجوخه «لی هو-یونگ». ‫می‌تونی یه کم به خودت آسون بگیری.

‫احتمالاً با همون دست چپتم ‫می‌تونی ببری.

‫کانگ سونگ-جه! نگران نباش! ‫فقط همون کاری رو بکن که همیشه می‌کنی.

‫- آشپزی همه‌اش به دله! دل! ‫- اصلاً در حدت نیست.

‫- برو، گانگلیم. ‫- برو!

‫درست مثل همیشه.

‫آروم باش.

‫- شانس کانگ سونگ-جه داره ته می‌کشه. ‫- آره.

‫پس حالا دیگه حتی تو هم بهم کمک نمی‌کنی.

‫یه غذای مشتی، شروع یه رفاقته

‫ ماموریت روزانه رو تموم کردی.

‫ مهارتت توی کار با چاقو ‫بیشتر شده.

‫ تمام اون برش‌های بی‌شماری که ‫تا حالا زدم.

‫ باید حسی که اون موقع‌ها داشتم رو ‫یادم بیاد.

‫بزن بریم!

‫ خیله‌خب، ۳۰ دقیقه دیگه مونده.

‫با اینکه چاقوی همیشگیش نیست، ‫ولی داره خیلی خوب پیش میره.

‫فقط آشپزهای ناشی ابزارشون رو بهونه می‌کنن.

‫مثل من. از پسش برمیای!

‫- ۳۰ دقیقه زمان زیادیه. ‫- کاملاً.

‫ من هر روز برنج درست می‌کردم

‫ اما الان واسه هر چیز کوچیکی تردید دارم.

‫ درست کردن یه برنج خوشمزه...

‫ سخت‌ترین کار ممکنه.

‫ تازه دارم به این حقیقت پی می‌برم.

‫بابا.

‫سونگ‌جه، می‌دونی چرا برنج این‌قدر مهمه؟

‫نه.

‫واسه اینه که برنج همه‌ی مخلفات رو دور هم جمع می‌کنه.

‫هر چقدر هم مخلفات خوب باشن، بدون برنج یه چیزی‌شون کمه.

‫نباید برنج رو این‌قدر با خشونت بشوری.

More Farsi Persian subtitles for The Legend of Kitchen Soldier

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left