ആദ്യത്തെ 96 വരികൾ.
جی وون
عاشقتم سو جی وون
این یه دروغه
همه چیزی که نیاز دارم تویی
حتی اون کلمات رو باور نمی کنم
عاشقتم
باید فکر کردن بهشو تموم کنم ... ولی وقتی که لی سونگ یون ظاهر میشه
همش جلوش کم میارم
قسمت دهم خیال باطل آدم بزرگا
چیزی میخوری ؟
راستش امروز زیاد حالم خوب نیست
انگاری ازم میخوای برم
باید یکم کار کنم
چون یهو کسی اومد دیدنم نتونستم کارمو تموم کنم
نمیتونم بیشتر از این عاشقش باشم
باید فراموشش کنم
حالا فهمیدم که عاشقشم و اصلا نمیخوام جی وون رو از دست بدم
گفتم ولم کن ! این دفعه ولم کن
! تسلیم شو
بجای اینکه مقاومت کنی باید تسلیم شی
مقاومت نبود ، فکر کردم واقعا میبرم - اوه واقعا -
بیا دوباره بریم من حمله می کنم
این دفعه نمیذارم قسر در بری ... ببین
اونطوری ؟
جوجیتسو هم کار کردی ؟
من از پس خیلی کارا برمیام
اوه میدونم
باید بیشتر بهم توجه کنی
تا حالا درموردم نپرسیدی
دوست دارم همه چیز رو در موردت بدونم
دوست دارم بدونم چه آدمی هستی خانم ران جو
ولی من اصلا کنجکاو نیستم
اینقدر میترسی ؟
از چی ؟ - عاشق من شدن -
خیلی مسخره ای - الان شبیه یه بچه گربه ی ترسیده ای -
چی ؟ - همیشه تظاهر می کنی خیلی قوی ای -
حرفی ندارم
خانم ران جو دستتو بده بهم
چرا ؟
بهم بگو از چیا میترسی
اگه خوب خودتو تخلیه کنی دوباره میتونی رو پاهات واستی
و از نو شروع کنی
پس چرا فقط قبول نمی کنی و قانع نمیشی که عاشق منی ؟
فراموش کن این اتفاق نمیوفته
الان واقعا نمیتونم نقاشی بکشم
سالن استراحت واشنجو
فکر کنم عاشق نوشیدنی
انگارخیلی زیاد کار می کنید و این وقت شب اومدید تا استراحت کنید
این اطراف زندگی می کنی ؟ - ببخشید ؟ -
... دفعه قبل گفتی
بهت نگفتم ما نزدیک هم زندگی نمی کنیم تا بینمون حس بدی ایجاد نشه
ولی الان که هی همو میبینیم واقعا راه دیگه ای ندارم
میدونم ، شما دوست ندارید که کارتون با زندگی شخصیتون قاطی شه
اصلا خوشم نمیاد کارم قاطی زندگیم مثه قرار گذاشتن اینا شه
! خدای من
من میخواستم نویسنده رو از کار جدا کنم
ولی حالا که دارم میبینمتون فکر نکنم بتونم
بله ؟ - چیزهای هیجان انگیز رو دوست دارین ؟ -
این اذیتتون نمیکنه ؟ یا ازش لذت میبرین ؟
آه هم نویسنده هم کارش هر دو قوی هستن
مطمئن نیستم که باید با چه لحنی باید پیش برم
کارگردان چا دو هون
بزارید یه سوال ازتون بپرسم
موقع کار کردن رو این پروژه، باعث شدم دچار سوتفاهم بشید ؟
یا اشتباهی کردم ؟
خب منظورم این نبود - ...بله -
من با دستیار مدیر لی سونگ یو قرار میزارم
ولی چیزی اینجا هست که باید بابتش متاسف باشم یا عذرخواهی کنم ؟
به جای تحلیل زندگی شخصی من بهتر نیست " عروس دیوانه " رو تحلیل کنید ؟
! چون کار یه کارگردان اینه
سو جی وون آخه کی میخوای بزرگ بشی ؟
آخه چرا ازش عصبانی شدی ؟ مگه چی شده که اینقدر بد رفتار کردی ؟
حالا باید چیکار کنم ؟ فعلا خونسرد باش
چیکار دارید میکنید ؟
یه جوری با خودت غر میزدی که مثل دیوونه ها شده بودی
الان میخواین با من دعوا راه بندازین نه ؟
خیلی خب من از اون چیزی که فکر کنی بهتر میجنگم
پس شما از اون دسته از آدما هستی که
وقتی عصبانین به چیز دیگه ای نمیتونن فکر کنن
بفرما
...آه این چرا
دیدی ؟ تو همین الانم داری کارهای منو تحلیل میکنی، گفتم دیگه اینکارو نکن
ببخشید، اگه بخوام براش بهونه بیارم
میگم چون این داستانیه که شما نوشتی میخوام بیشتر بشناسمت
تا بتونم داستان رو بهتر بفهمم
خب پس فکر میکنید مثل نقش اصلی منم میتونم آدم بکشم ؟
شما هم یه خالق هستین ولی هنوز نمیدونید ؟
...راستش
یکی هست که منم همین قدر ازش متنفرم
ولی منم هنوز دلم براش تنگ میشه
فکر کردم شما هم اینو حس کردید برای همین دوسش داشتم
وای من دارم همه چیزو بهتون میگم
به هر حال دلیلم هر چی هست
بازم عذر میخوام
نه مشکلی نیست
پس بیاین با خیال راحت با هم کار کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.