ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
اسم من کارا زور اله.
من از سیاره کریپتون هستم.
من یه پناهنده روی این سیاره هستم.
من به زمین فرستاده شدم تا از پسرعموم محافظت کنم.
اما سفینه من از مدار خارج شد.
و زمانی که من به اینجا رسیدم،
پسر عموی من رشد کرده بود و سوپرمن شده بود.
من هویت واقعیم رو مخفی کردم تا یک روز
یه تصادف منو مجبور کرد که خودم رو به دنیا نشون بدم.
برای اکثر مردم من یه خبرنگار توی شرکت رسانه ای کت کو هستم.
اما در خفا، من با خواهر خوندم کار میکنم
که از این سیاره که به اون خانه میگم محافظت کنم
از هر کسی که میخواد به اون صدمه بزنه.
من سوپرگرل هستم.
آنچه گذشت...
من با دادستان صحبت کردم جیمز.
من به اون اطلاعات دادم و اون از محکوم کردن تو صرف نظر کرد.
تو به من دروغ گفتی.
افرادی که حس میکنن ضعیف ترن به این گروه های تنفر ملحق میشن،
ما میتونیم قدرت ها رو برابر کنیم.
- هارون ال این کارو کرد. - قلب رو ضدضربه کرد.
خانواده من از یه سیاره به اسم نالتور هستن.
یک بار در هر نسل،
بعضی از زنای ما قدرت اینو دارن که آینده رو ببینن.
ما باید هویت مخفی تو رو بدونیم.
متاسفم قربان، نمیتونم به شما چیزی که میخواید رو بدم.
پس، بخاطر خدماتت ازت تشکر میکنم،
اما تو فورا اخراج میشی.
میشه کنترلش کرد؟ (زبان روسی)
دوستمون داره روش کار میکنه.
خیلی جالبه.
اما اون با تانک ها نمیجنگه.
اونو سخت تر آموزش بده.
به خودتون فشار بیارید!
و سه، دو، یک...
بازیابی.
ورزش خوبیه مگه نه؟
اوه! آره.
خیلی خوبه. من چربی سوزی رو حس میکنم.
من به این نیاز داشتم.
خیلی وقت بود با هم وقت نگذرونده بودیم.
- آره، میدونم سرت خیلی شلوغ بوده. - آره، میدونم، من...
وقتی تنها کار میکنم خیلی توی این پروژه ها تمرکز میکنم،
بدون این که کسی حمایت کنه.
آره، تنها کار کردن میتونه سخت باشه. اما هیجان انگیزم هست.
پسر عموی من برای سالها تنها کار کرد،
و اون چند روز پیش در موردش به من گفت.
واقعا الهام بخش بود.
و تو جیمز رو داری که باهاش در مورد همه چیز حرف بزنی.
مطمئنم این خوبه.
خب، همه چیز نه.
میدونی که جیمز چطوریه.
از عید شکرگذاری شماها با هم آشتی نکردین؟
باید باهاش حرف بزنی.
اون ممکنه از چیزی که انتظار داری فکر بازتری داشته باشه.
و اگه اینطور نبود؟
من میام کمکت.
کمک. کمک. من مک آلیستر هستم. نیاز به پشتیبانی دارم!
کارا، خوبی؟
عضلم گرفت. خیلی بده.
میرم یخ بزارم روش.
باشه.
وای نه.
قربان؟
قربان؟
سرهنگ مک آلیستر؟
آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال در تلگرام و اینستاگرام ما .:. @OfficialCinama .:.
«:: مــتـرجـمـیـن: مــیثـم موسـویـان ، میکـائـیـل ::» |^| #MK , Meysam UnicorN |^|
اون ضربه مغزی شده و دو تا از دنده هاش شکسته،
اما خونریزی داخلی نداره.
غافلگیر شدم که تو رو اینجا دیدم سوپرگرل.
من فکر کردم رئیس جمهور منظورش رو کامل رسوند
وقتی که تو رو از دی ای او اخراج کرد.
سرهنگ، من بخاطر دی ای او نیومدم اینجا.
من اومدم اینجا چون این آدما نیاز به کمک داشتن.
اگه سوپرگرل اولین کسیه که توی صحنه جرم بوده،
پس شاید بتونه بفهمه کار کی بوده.
یه جنازه دیگه اونجا بود، سرهنگ مک آلیستر،
اما اون برده شد توسط یه بیگانه.
چه نوع بیگانه ای؟
یه موجود منعکس دهنده نور بود.
پس تنها کمکی که میتونی بکنی اینه که اون یه موجود نورانی بود؟
اگه بخوایم منصف باشیم سرهنگ،
این اطلاعات از چیزی که میتونستیم داشته باشیم بیشتره.
مطمئنم که میتونم در مورد مدارک کمک کنم،
فرصت اینو نداشتم که اینجا رو بررسی کنم.
ممنونم، اما اینجا صحنه جرم دی ای او هست.
به اندازه کافی بهمش زدی.
اگه من نبودم، صحنه جرمی نبود.
اگه اینجا نبودم،
یه بمب این کشتی رو تیکه پاره میکرد،
و همه نیروها میمردن.
وقت بحث با تو رو ندارم.
باید اون بیگانه قاتلی که گذاشتی فرار کنه رو شناسایی کنم.
پس برو کنار.
این یه دستوره.
فقط بخاطر این که من دیگه برای دی ای او کار نمیکنم،
به این معنی نیست که دیگه قهرمان نباشم.
مهم نیست تو چی بگی.
ببخشید، هنوز باز نکردیم...
برینی.
سلام، ژان.
آه بله.
پس این کسب و کار جدیدته.
بعضیا ممکنه بگن باز کردن یه دفتر محقق خصوصی یکم قدیمیه.
اما به هر حال تو هم خیلی پیری.
میدونی برینی، توی چند ماه گذشته،
من فرصت این رو داشتم که به مردم کمک کنم،
انسان ها و بیگانه هایی که نمیتونن برن پیش پلیس.
من از وقتی دی ای او رو ترک کردم سعی کردم برای خودم یه مسیر درست کنم،
و این به نظرم درست میاد.
حالا که صحبت ترک دی ای او شد،
من اینجا هستم که در مورد سوپرگرل حرف بزنم.
اون نیاز داره به پشتیبانی، منابع، یه منشی...
و به نظرم توی یه منشی خوب برای این کار هستی.
میتونم به تو پول نقد پیش پرداخت کنم.
نمیتونم پولت رو برای این کار بگیرم.
چرا که نه؟
بیشتری میخوای؟ من بیشتر دارم.
نه برینی. من نمیتونم پول تو رو برای این کار بگیرم.
لطفا بزارش جیبت.
ببین، اگه سوپرگرل به کمک من نیاز داره فقط نیاز داره که بپرسه.
اما از اونجایی که تو گفتی،
بهش میگم که من میتونم کمکش کنم.
ممنون ژان.
قابلی نداره.
برینی، تو یه چیزی جا گذاشتی.
- نه، اون اونجا بود... - نه، تو انداختیش.
پس برام صورت حساب رو بفرست.
امیدوار بودم که بعد از اخراجش،
سوپرگرل کارای قهرمانانش رو محدود کنه به متوقف کردن قطارهای ترمز بریده
و نجات گربه های روی درخت.
این ساده لوحانه بود.
قدرتمندترین بیگانه تو دنیا اون بیرونه،
و اون مشخصه که قصد داره زندگی ما رو سخت تر کنه.
رئیس جمهور نباید اونو اخراج میکرد
بدون یه نقشه جایگزین.
تا حالا در مورد یه بیگانه نورانی نشنیدم، تو شنیدی؟
نه. اما،
من با همه انواع بیگانه ها آشنا نیستم.
اولویت اول تو شناسایی و خنثی کردن موجودیه
که مسبب حمله شده.
در همین حال من از مامور ولف بازجویی میکنم.
چرا از مامور ولف بازجویی میکنی؟
میخوام اشتباه رئیس جمهور رو درست کنم
و مطمئن بشم که از این به بعد سوپرگرل به ما گوش میده.
چطور میخوای این کارو بکنی؟
سوپرگرل خیلی مزاحمت زیادی ایجاد میکنه، اما اون نابغه نیست.
تو زمانی توی وقتی که اینجا بوده،
کسی باید یه چیزی دیده باشه
که ما رو به هویت مخفی اون برسونه.
و تنها چیزی که نیاز دارم یه سرنخه،
و من از این معما رازگشایی میکنم.
من سریع حرفمو میزنم.
شماها تنها مامورایی هستید که هویت مخفی سوپرگرل رو میدونید،
و سرهنگ هیلی الان فقط روی یک چیز تمرکز کرده،
و اون پیدا کردن هویت سوپرگرله.
زمانی که اون هویت سوپرگرل رو داشته باشه،
اون فکر میکنه میتونه کنترل سوپرگرل رو به دست بگیره.
حفظ این اطلاعات به این معناست که
اگه هیلی جلوی شما رو گرفت،
شما به یه افسر مافوقتون دروغ بگید.
هیچ کدوم از ما نمیخوایم که سوپرگرل یا شما رو به خطر بندازیم رئیس دنورز.
نمیتونم از شما بخوایم کاری علیه اخلاقیاتتون انجام بدید.
اما من میخوام که کاملا
شرایطی که داخلش هستیم رو در نظر بگیرید.
من هر کاری بتونم میکنم تا از سوپرگرل محافظت کنم.
منم همینطور.
اگه جلومون رو گرفت میتونیم از تمرینات ضدبازجوییمون استفاده کنیم.
اگه جواب نداد،
ما قسم میخوریم چیزی نگیم.
ممنون.
مدیردنورز.
سرهنگ هیلی.
تو و این مامورا رو چیز خاصی کار میکنید؟
گزارش در مورد حمله صبح.
مکان جالبی رو برای گزارش انتخاب کردی.
مامور لاورنس باید با تو صحبت کنم.
بقیه مرخص هستند.
خب، نزدیک بود.
تمرین ضد بازجویی چیه؟
مقاومت در برابر بازجویی.
من به این نیازی ندارم.
من اخیرا شبکه عصبیم رو تغییر دادم
که بخش های خیلی کوچیکی رو تشکیل بدن
برای ذخیره اطلاعات حساس.
غافلگیر نشدم.
اگه بخوام،
میتونم همه دسترسی ها به یک یا چند بخش رو
برای مدت زمان مشخصی قطع کنم.
متاسفم که هیچ کدوم از شما چنین قابلیتی ندارید.
البته من هرکاری میکنم که سوپرگرل امنیت داشته باشه.
میدونم همینطوره برینی.
حس میکنم اون نیاز به پشتیبانی بیشتری داره.
با وجود هیلی هنوز من و کارا همکار هستیم.
در حقیقت، اون الان پیام داد که
گارد ساحلی هیچ سندی از اون محموله نداره.
یعنی ما باید با
اون افسر نیروی دریایی به محض این که به هوش اومد صحبت کنیم.
No comments yet. Be the first to leave one.