ആദ്യത്തെ 194 വരികൾ.
من اشتباه کردم- زنگ بزن پلیس-
لوفی
امروز رسما شینگ یون برمی گرده سرکارش
شینگ یون، اون دختر همش دردسر سازه
قبلا هم گفتم که من مشکلات شرکت رو حل می کنم تو دخالت نکن
آخه این یکی حل شدنی نیست چون من دلیل استعفای شینگ یونم
اگه فرم استعفا رو از اینترنت کپی می کنی
حداقل، اسمش رو عوض کن من همچین استعفای بیخودی رو قبول نمی کنم
فقط یه چیز ازت می پرسم واقعا تصمیمت رو گرفتی؟
درمورد شیاکه،خیلی آسون تره
تو فقط باید بهش بگی که منو خیلی دوست داری
چرا باید همچین کاری کنم؟
چون باید کاری کنی که باور کنه دلیل استعفات منم
اینجوری اون عذاب وجدان نمی گیره
اونوقت اون می تونه با خیال راحت
پولی رو که از استعفای تو به دست میاد رو قبول کنه و استفاده کنه
من کاملا بهش فکر کردم
من عاشقشم حاضرم به خاطر اون کارم رو ول کنم
ممنون مدیر شیا
شینگ یون؟خود خودتی(انتخاب شدی)- چی؟-
این شرکت بزرگیه و فقط ما دوتا اینجاییم این یکم ولخرجی نیست؟
تو به رئیست ایمان نداری؟
شروع کن
از همگی ممنونم برای اینکه تو این مدت طولانی هوام رو داشتین
امیدوارم همتون به تی آی جی اطمینان داشته باشین
به مدیر شیا هم اطمینان داشته باشین
مهم نیست کجا برم همیشه براتون دعای خیر می کنم
امیدوارم بازی ما بتونه به همه ی کسایی که نیاز به التیام دارن کمک کنه و دلداری بده
از جمله خودمون
مواطب خودت باش
من دیگه می رم
خداحافظ
★تيم ترجمه بارکد★ مترجمین: Mahsa,Fatemeh ★@barcodesubtitle★
یادداشت برداری از 128 بخش تو زندگی روزانه مدیر شیا
قهوه اش باید از 4 فنجون آب و 6 قاشق قهوه درست بشه
اندازه حروف توی اسناد باید یک پنجم باشه
دوتا پاور بانکش همیشه باید پر باشن
اون به گل ها آلرژی داره بعلاوه از عطرهایی هم که بوی گل میدن متنفره
،در رابطه با موضوع کمبود
اون مسئول پروژه بود ولی نتونست یه مشکل رو حل کنه
هنوزم ممکنه وجودش ضرر باشه برامون
نیازی نیست نگران مسائل مربوط به کارمندای تی آی جی باشین
پس راجع به بخش پولای سرمایه گذاری شده ی تی آی جی درباره اون نگران باشم؟
حقوقت رو گرفتی؟- همین الان برام ریختن-
شیاکه، من اینبار بیشتر از همیش خارج از کشور بودم
از سرپرست دوآن شنیدم که یه مشکل ارتباطی در رابطه با پروژه وجود داشته
بخاطر همین باعث شده که انتشار پروژه به تاخیر بیفته
مسلما یه مشکلی تو ارتباطات وجود داشت اما پروژه طرح بازی تعطیل نشده
عالیه من همین الان داشتم سرش غر میزدم
وقتی روی پروژه ها کار می کنیم نباید درباره کارای بی اهمیت وسواس به خرج بدیم
درسته مدیر سون،کاملا حق با شماست
مدیر شیا،من به بخش مالیمون اعلام می کنم که بعد از ظهر مبالغ سرمایه گذاری رو به شرکت شما انتقال بدن
حقیقتش رییس سون، من امروز اینجا نیستم که درباره بازی با شما حرف بزنم
چی؟
من فکر می کنم همکاری ما باید همین حالا تموم بشه
چی گفتی؟
یعنی چی شیاکه منظورت از این حرف چیه؟
مبالغ سرمایه گذاری یه مقدار تاخیر داشتن اما تو نمی تونی همینجوری قرارداد رو فسخ کنی
باید بدونی که این بحرانی ترین زمان برای توسعه و انتشار بازی تی آی جیه
رییس سون،هدف مشهور شرکت شما توسعه ی سریع یه بازیه
نه کیفیت بازی من کاملا با این موضوع مخالفم
پس درباره این قرارداد هم وکیلم این موضوع رو پیش می بره من دیگه مرخص می شم
شیاکه
... رییس سون،متاسفم..من
پست فطرت یه روز برای این توهینش تقاص پس می ده
دیرم شد بدبخت شدم
مامان وقت ندارم نمی خورم
داری چکار می کنی ؟ نمی خواد بری سرکار واسه چی انقدر عجله داری؟
حالت خوبه؟
خوبم
همونجا وایسا
تو از شرکت استعفا دادی و حتی دلیلش رو به ما نگفتی
می خوای ما رو نگران کنی؟
بدون صبحونه داری با عجله میری بیرون؟ کجا میری؟میری دزدی؟
بابا یه کار فوری برام پیش اومده
واقعا دروغ نمیگم. هه یو طبقه پایین منتظرمه
دیرم شد.باید برم
خیلی سریع اومدی انگار نه انگار یه خانومی
نکنه خیلی وقته منتظرم بودی؟
ممنون- برای چی تشکر می کنی؟-
همینجوری. اینجا چیکار میکنی؟ نمی خوای بری سرکار؟
هوا امروز خیلی خوبه
می خواستم با یه آدم بیکار صبحونه بخورم
هنوز چیزی نخوردی درسته؟
خوبه پس. بیا بریم صبحونه بخوریم
بریم
مدیر شیا ، سرپرست یائو اومدن
بیا تو
یادم نمیاد قرار ملاقات داشته باشیم
فکر می کردم بهم زنگ بزنی و تو بار مست کنی
یا عصبانیتت رو توی باشگاه کندو خالی کنی
اما وقتی بعد چند روز بهم زنگ نزدی خودم شخصا اومدم
حالا می فهمم عصبانی بودن به خاطر عشق یعنی چی. چطور شد؟
تو قراردادت رو با یه سرمایه گذار فسخ کردی برای اینکه دق و دلیت رو بخاطر شینگ یون خالی کنی
حتما بیشتر اموالت رو فروختی هنوز پول نداری؟
تو می دونی که این روزا توی صنعت ویدیو گیم
از رقابت توی بازی گرفته تا خصوصیت فکری
تا دزدی گرافیک بصری
تو این صنعت مردم چشمشون رو همه چیز می بندن فقط برای این که یکم سود کنن
پس من خیلی بهش فکر کردم
قبلا ما محدودیت های اقتصادی سرمایه گذارای خارجی رو کنار گذاشتیم
به زودی میتونیم این رسم رو بذاریم کنار
الحق که مدیر شیایی تو همچین وضعیت رقت باری
تو هنوز همچین اعداف تاثیرگذاری داری
اما میدونی که بیرون از این در
کارمندای عزیزت همشون به فکر اینن
که چجوری از اعتبار تی آی جی برای عوض کردن شغلشون استفاده کنن
می فهمم اعتماد کورکورانه یه جور استعداده
هر کسی اینو نداره
پس،الان می خوای چکار کنی؟
سرمایه گذارای جدید پیدا میکنم آزادانه استراتژی شرکت رو دوباره سازماندهی میکنم
راجع به استخدام کردن من چطور؟میدونم که تو به یه کارمند مثل من که حقوق براش مهم نباشه احتیاج داری
پس بیا شروع کنیم
مصاحبه ات رد شد
تی آی جی ما همیشه آدمایی رو خواسته که واقعا دیوونه ی بازی ان
دارین چی می کشین بچه ها؟
من دارم یه شیر می کشم شیرا رو بیشتر از بقیه دوست دارم
شیرها واقعا خفنن
چجوری یه دفعه تبدیل شدی به معلم شینگ؟ جدی جدی می خوای شغلت رو عوض کنی؟
من فقط جایگزین یکی از همکلاسی هامم اینجارو چطور پیدا کردی؟
پس دوباره مامانم من رو فروخت
تو واقعا...واقعا می خوای تا این حد پیش بری؟
قصد داری 10000 تا از نیروی دشمن و 8000 تا از نیروهای خودیت رو زخمی می کنی؟ این غذاست سفارش دادی الان؟
چطوری میخوای همشو بخوری؟
زندگی بدون خوردن غذای تند معنی نداره فکر کن دارم ذائقه امو عوض میکنم
تازه،قبلا وقتی تو شرکت بودم معمولا اینجور غذاهایی رو می خوردم
مدیر شیا چرا همه ی غذاها تنده؟
با این آب بخور بشوره ببره
اینا چیزایین که اون یکی آدمه دوست داره بخوره
تو هنوز به زندگی بعد استعفات عادت نکردی؟
به هرحال،اون اولین شغلم بود
با اینکه من قطعی استعفا دادم
اما همش امیدوار بودم
یه اثری از خودم اونجا بذارم
همش با خودم فکر میکنم دلشون برام تنگ می شه؟
جای خالیم رو حس میکنن؟
راستش، بیکار شدن شبیه بهم زدنه همش هی برد و باخت هاتو مرور می کنی
می دونی الان وضع تی آی جی چجوریه؟
الان..اونا حتما پول سرمایه رو راحت گرفتن
و خیلی هم سخت دارن رو پروژه مدل بازی کار میکنن
این روزا وقتی امی و یی یی بهم زنگ میزنن همیشه یه چندتا کلمه میگن و سریع قطع میکنن
من بیکارم، واسه همین حس بدی دارم وقتی مزاحمشون می شم
..راستش
هیچی
اینا واقعا مزه اشون افتضاحه
زورت کردم بخوری؟نمی خوای نخور
این جو واقعا مناسب حرفای امشبمون نیست
اول بشین یه بطری ویسکی بیار
من فکر می کنم مهم ترین چیز موقع حرف زدن حس و حاله
تا وقتی که حالت خوبه همه چیز راحت تر انجام میشه
من این روزا خیلی جذب ساختن بازیای موبایل شدم
دارم بهت میگم که پول اصلا مشکلی نیست
اما من حتما باید بهترین رو بسازم
می خوام یه کار برگ ریزون بسازم
پس اون مقدمه ی پروژه رو که برات فرستادم دیدی؟
دیدمش.معلومه که دیدمش
یه بازی قرار گذاشتن.درسته؟- آره آره-
من خیلی از قرار گذاشتن خوشم میاد خیلی هم آدم صادقی ام
راستش..من امشب خیلی خوشحالم که تونستم با تو بیام بیرون
حس می کنم که..درواقع ما می تونیم
روی قسمت قرار گذاشتن بازی تمرکز کنیم
ببخشید،من یه لحظه میرم دستشویی
وااو شما دخترا روز به روز خوشگلتر میشین- نه بابا-
میشین ،البته که میشین
دروغ گو تو می دونی چجوری چاپلوسی کنی
بیاین بریم بازی- باشه-
دوستین؟
یه دفعه دوتا از دوستامو دیدم که خیلی وقت بود ندیده بودمشون
امشب رو ببخش یه وقت دیگه حرف می زنیم
خاطرت جمع،حتما یه نگاهی به پروژه میندازم بریم
ببین چی میگم یه جای خیلی خفن میشناسم
واقعا؟
شیاکه منتظره پول نیست اون منتظره همکاریه که باهم توافق داشته باشن
تو خیلی اون رو درک می کنی
تعجبی هم نداره تونستی شینگ یون رو ازش بدزدی
دلیل اینکه شیاکه و سرمایه گذارش رابطه اشون بهم خورد
احتمالا بیشترش به خاطر رفتن شینگ یونه
من باور دارم که اون تواناییش رو داره اما ازین ناراحتم که نمیتونه فرصتی پیدا کنه
لازم نیست بیای اینجا و یادم بندازی چه رفتار پستی دارم
هه یو،این اواخر من واقعا نتونستم بفهممت
تو واقعا شینگ یون رو دوست داری یا فقط دوست داری با شیاکه رقابت کنی؟
ببین.تو همین الانش هم مشخصا شینگ یون رو به دست آوردی
اما اصلا به نظر خوشحال نمیای
کی گفته؟ من خیلی ام خوشحالم
حتما شینگ یون رو هم خوشحال می کنم
چجوری اون رو خوشحال میکنی؟
همیشه میخوای وضعیت تی آی جی رو پنهان کنی و بزاری فکر کنه
"اوه،فداکاریم ارزشش رو داشت"
تو دوست منی یا نه؟
این الان فرصت خوبی نیست که با شیاکه باشی؟
این روزا داشتم فکر می کردم که این اتحاد کوچیکمون اصلامعنی داره؟
در طی دوماه گذشته چون کارمندا استعفا می دادن دچار کمبود نیرو شدیم
یه چندتا باگ داشتیم که وقت نکردیم درستشون کنیم که باعث شد "بی انتها" کلی بازیکن از دست بده
درحال حاضر صنعت بازی موبایل خیلی سریع تغییر می کنه
No comments yet. Be the first to leave one.