ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
.منم
.آره
.عکس رو دادم چک کردن
.ادیت نشده بود
.این باید کاملاً محرمانه بمونه
.اون دانشجو نزدیک فارغالتحصیلیشه
.گراهام ساتون
.با تأیید من تازگیها ترفیع گرفته
.حتی نمیتونم بهش فکر کنم
...اگه این موضوع رو همین الان حل نکنیم
.کار من تمومه
.مکسون هال - دنیای بین ما
.بر اساس رمانی به نام "نجاتت میدهم" از مونا کاستن
!مکسون هال! مکسون هال
!هوو
.یالا، بچهها
.دیوونهکنندهست که بابات بهت اجازه داده بازی کنی
امروز اون جلسه خیلی مهم با سرمایهگذارها نیست؟
.بهش گفتی که؟ بیربطه
.من بخاطر سیریل اینجام
!مکسون هال! مکسون هال
.وقتش رسیده
.این تیم یه بازی آخر داره
.و این همونه
.پای قهرمانی وسطه، بچهها
.و یادتون باشه چرا اومدیم اینجا
!تا جام رو دوباره به خونه خودمون برگردونیم. آره
!برید، بچهها
.و برای بعضی از شما، این بلیط ورودتون به دانشگاهه
.غیبت بوفورت میتونست باعث از هم پاشیدن ما بشه
!اما به لطف کاپیتانمون وگا، این تیم آمادهست تا برنده بشه
!آره
!آره، آره، آره
.سیریل، جوون من
.همیشه مثل یه شیر برای این تیم جنگیدی
.باید به خودت افتخار کنی
.ممنون، مربی
هی، اونا استعدادیابها هستن؟
!شما در بهترین فرمی هستین که تا حالا بودید، بچهها
.و پس میخوام ببینم همه به این اعتماد دارن، انرژی بیحد و مرز، و یه تیم متحد
!بریم بگیریمشون
!مکسون! هال
!مکسون! هال
.به فینال بزرگ خوش آمدید
.قهرمانیهای ملی کالجها
.و تیم ایستویو رو داریم
.در برابر مکسون هال
چه تیمی به عنوان قهرمان زمین رو ترک میکنه؟
!برو، برو، برو، برو، برو
!ایستویو
.مکسون هال بلافاصله با گل تساویبخش برمیگرده
!بزن، بزن، بزن
!هی! اینجا
!برو! دنبال کن! فقط بدو
!جیمز
!روی توپ
!جیمز! توپ رو رد کن
!آره
!مکسون هال! مکسون هال
.باید همین الان این کارو بکنی. همه منتظرن
.باشه
.بسیار سپاسگزارم که تشریف آوردید. ممنونم، خانمها و آقایان
...من آگاهم که نوسانات اخیر در قیمت سهام
.و افشاگریهای خصوصی، در این زمان باعث ناراحتی زیادی شده
...بنابراین مایلم امروز به شما ارائه دهم
.چند تصمیم که برای همسوسازی مجدد استراتژی شرکتمان گرفتهایم
.تا دوباره جمع و جور شویم و رهبری بازارمان را به دست آوریم
حدس میزنم داریم در مورد یانگ بوفورت صحبت میکنیم؟
.حدس شما درسته
در این صورت، جیمز کجاست؟
!چه تبادل ضرباتی
.نتیجه بازی ۱۱ بر ۱۰ به نفع ایستویو است
.همه چیز بازه
.- هر دو بازیکن روی زمینن... هی، سیریل
.هی. خوبی؟ آره
.خوبی؟ یالا
تو خوبی. باشه؟
.وگا الان دوباره سر پا شده
.بورگمان اما نیاز به مراقبت بیشتر در زمین داره
.بقیه بازیکنها دارن جایگاهشون رو میگیرن
.- چون بازی تا یه دقیقه دیگه ادامه پیدا میکنه. امم
شاید این عکس از بازی رو توی سالنامه نذاریم؟
.نه. باشه
...من فکر میکنم عکسی از گراهام ساتون
.در حال فعالیت باید توی اون باشه
چه عکسی؟ نشنیدی؟
.شنیده میشه که ساتون با یه دانشجو رابطه داره
.و یکی یه عکس ازش برای لکسینگتون فرستاده
چی؟ چی؟
.من فکر میکنم این خیلی دیوونهکنندهست
.اما آقای ساتون نه
کدوم دانشجو؟ چطوری شنیدی اینو؟
.این چیزیه که همه دارن میگن
.این نمیتونه درست باشه
.من فقط میرم دستشویی
.بیام؟ نه، خوبه
...مورتیمر، بیش از ۷۰ درصد از اصلاحات استراتژی
.در این سند، اخلاقیات تولیدی که توسط بوفورت رعایت میشد رو نقض میکنه
.در زمان مسئولیت کوردیلیا
...ناگفته نماند که مدیرعامل جوان جدید شما
.اصلا برای همچین جلسه مهم هیئت مدیرهای اینجا حاضر نمیشه
.هارولد، میخوام یه چیزی رو کاملاً واضح بگم
.نیازی نیست
.من دارم سرمایهمو بیرون میکشم
چی؟
.اما هارولد، شما همیشه سرمایهگذار اصلی ما بودید
این شوخیه؟
هارولد، به نظرت شوخیه؟
...مردی که هیچ کنترلی روی پسر خودش نداره
.دیگه لیاقت یه قرون از پول منو هم نداره
!هارولد
...مرتیمر، میدونم که خانوادهتون
...با بار سنگینی از احساسات درگیره
.و عمیقترین همدردی منو دارید
...با این حال، با توجه به وضعیتی که بوفورت خودش رو توش پیدا کرده
...و عواقب رفتار بیاحترامی جیمز در انظار عمومی
.متأسفانه، من مجبورم سرمایهمو همین الان پس بگیرم
!هارولد. هارولد، صبر کن
...وقتی دیدیش، به جیمز بگو که واقعاً اشتباه فاحشی در قضاوت بود
...که اون لحظه رو انتخاب کرد تا دوست کوچولو و جدیدش رو معرفی کنه
.و تو این فرایند، دختر منو هم تحقیر کنه
بعد از هر کاری که خانوادهم کرده، ما سزاوار این بودیم؟
.هارولد، خواهش میکنم
.اگه الان سرمایهتو پس بگیری، پس دیگه کار ما تمومه
.میدونم
!روز بخیر، مرتیمر. هارولد
.اینجا در کوارتر چهارم، امتیازها هنوز برابره
.شمارش معکوس برای سوت پایان شروع شده
.گل بعدی قهرمانی رو مشخص میکنه
!من خالیام
!پاس بده، مرد! پاس بده
!جیمز آزاده
!پاس بده
!سیریل
!سیریل
!برگرد، برگرد
!ضد حمله! برگرد، برگرد
!سیریل، برگرد
!ضد حمله
!برو جلو و شوت کن
!ایستویو! ایستویو
!ایستویو! ایستویو
!ایستویو! ایستویو
!ایستویو! ایستویو
!ایستویو
!لعنتی
.یه فاجعه تمامعیار
.در تمام عمرم همچین چیزی رو تجربه نکرده بودم
.یه روز سیاه، مرتیمر
.خوب شد که کوردلیا مجبور نبود اینو تجربه کنه
امروز مراسم وصیتنامهست، مگه نه؟
.و امیدوارم جیمز حداقل تو اون حضور پیدا کنه
.ما رو از هر پیشرفت جدیدی مطلع کنید
!مرتیمر
.البته که به شما اطلاع خواهیم داد
.من همیشه میدونستم
.از همون اول همیشه میدونستم
.اون دختر تنها مقصره
و اون دختر کیه؟
.روبی بل
.همش تقصیر اونه، میدونی
.تا قبل از اینکه اون بیاد، همه چیز بهتر بود
.این تو بودی که اونو آوردی، مرد
فکر میکنی روبی مسئول بازییه که الان خرابش کردیم؟
.اون بازی
.دوستی ما. همهش
جدی میگی؟
جولیا؟ بله؟
.من یه شماره تلفن میخوام
.تو گورمسی
.همین الان
.روبی این کارو نکرد
.اما حق با توئه
.من اخیراً دوستیمون رو نادیده گرفتم
...متاسفم، سیریل. من
...من فقط به خودم اهمیت میدادم
.به نگرانیهای خودم، و همه چیزای دیگه اطرافم رو فراموش کردم
میخوام همه چیز دوباره خوب بشه. باشه؟
.دیگه بسه این همه بغل کردن. بوی راسو میدی
.میدونی، میترسیدم که نیای
.خیلی متاسفم
.منم همینطور
...اما میدونی، یه جورایی
.من یه جورایی راحت هم شدم
.بالاخره باید یه روزی اتفاق میافتاد
حالا چی میشه؟
...تا اونجایی که من میدونم، شواهد عکاسی هست
.که قراره تو هیئت مدیره والدین ارائه بشه
.پس اونا فردا تصمیم میگیرن چی میشه
.پدرم تو اون هیئت مدیرهست
.اگه بهش نشون بدن، منو میکشه. پس باید از قبل بهش بگیم
.چه وقت بدی
.قرائت وصیتنامه یه ساعت دیگهست. جیمز میاد اینجا دنبال من
.میتونم تصور کنم چقدر نگرانی
.مامان همیشه میخواست من وارد مدیریت بشم
.و من کاملاً مطمئنم که اون برای این کار برنامهریزی کرده
چی داری میگی؟
.اینکه تا فردا، من و جیمز سهامداران اصلی شرکت میشیم
!اما، لید، این... این عالیه
.مرتیمر هر چقدر هم بخواد میتونه عصبانی بشه
No comments yet. Be the first to leave one.