ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
...آنچه در "انسانهاي آينده" گذشت
ما نميتونيم بذاريم "راجر" رو .وارد اون دستگاه کنن
چرا؟
،چون يه سلاحه .و اون قرار بود که موتورش باشه
.پدر - .نميخواستم بترسونمتون -
.تو برگشتي
،اگه اون من رو وارد اون دستگاه کنه
.همين خونوادهمونم توي خطر ميافتن
بنيانگذار" ميخواد از دستگاه" ...استفاده کنه تا هر مرد و زن و بچهاي رو
.که روي اين سيارهست بکُشـه...
.ناتالي"، ما بايد متحد بمونيم"
ميخوام خودم با "آلترا" مصالحه کنم ،قبل از اينکه پدرش
،ناجي غايبمون .همهچي رو نابود کنه
...از اونجاييکه تو اينقدر به فکر انسانهايي
.احتمالاً دوست داري خودتم انسان بشي...
خب اون آمپول دقيقاً چيکار ميکنه؟
به ما اجازه ميده که .گونهي خودمون رو رديابي کنيم
ديدي؟
.اونقدرا هم بد نبود
."خداحافظ، "استيون
چي شده؟
.بايد جلوش رو بگيرم
.وقتش رسيده که بميري
.با تو کار دارن
.با تو کار دارن
.حالا، اين پدر تمرين با "بنيانگذار" رو ميسوزونه
تو خوبي؟
...فقط
.بهم قول بده که هواي همديگه رو داشته باشيم
.باشه
.قول ميدم
.خيلي خب
..."هيلاري"
!از بيخ گوشم گذشت
فقط محض واضحسازي مسئله، تو ازم ميخواي که آزمايشگاه خودت رو متوقف کنم!؟
بله، چون در حال حاضر اونا دارن به ...تحقيق روي انسانهاي ماورالطبيعي ميپردازن
.که نتايج فاجعهباري در بر خواهد داشت...
...ببخشيد، ولي من هيچوقت هيچ بودجهاي
براي منطقه 51 توي... .وسط شهر نيويورک تخصيص ندادم
.البته که اين کارو نکردين
بخاطر همينه که ماهيت ...تحقيقم رو از شما پنهان کردم
من بايد يه مجوز پول ،براي دفاع تصويب کنم
و تو داري دربارهي آدماي ماورايي حرف ميزني؟
حتماً شوخيتون گرفته، بهم بگين که .يه دوربين مخفي درکار هست، دکتر
.به من گوش کنيد
در حال حاضر، رهبر اونا آمادگي اينو داره .که کل نسل بشر رو نابود کنه
ميشنوين چي ميگم؟ - ."هيو بيتوري" -
يعني داري ميگي که اون يه فضايي ـه؟
.نه، اون جايگزين تکامليافتهي ما انسانهاست
.اوه، صحيح
.ممنون
.يه مرد ديوونه توي دفتر من هست
...يه دقيقه صبر کنين، نه، تو بايد
!يه دقيقه صبر کن
.بايد به حرفم گوش کني
داري دربارهي چي حرف ميزني؟ - ."آروم باشيد، دکتر "پرايس -
،نه، آروم نميشم !چون قراره اون همه رو بکُشه
...تو چه مرگته
اوه، خداي من، تو همين الان !حکم مرگ همهمون رو امضا کردي
بسياري از مراکز مرکز شهر ،امروز به روي عموم بسته شدهاند
در پي انفجار عظيمي که در ساختمان .تحقيقات ژنتيکي مجاور پارک "باتري" در "منهتن" رخ داد
جان"؟"
چه اتفاقي افتاد؟
..."نميدونم. "هيلاري
.اون بمب رو منفجر کرد
...اوه خداي من. اون زندهسـ
."استيون"
بنيانگذار" چي؟"
.زنده موند
.بايد بريم
.نه
.نه، من يه سال رو صرف پيدا کردن تو کردم
.براي بيرون کشيدن تو از "برزخ" خودم رو به کُشتن دادم
،بالاخره ما دوباره بعنوان يه خانواده اينجاييم .قرار نيست فرار کنيم
.بنيانگذار" ميدونه که من زندهام"
.اون ميخواد که من منبع تغذيه دستگاه باشم
،اگه موفق بشه .همهي انسانها ميميرن
،ولي اگه نتونه از من استفاده کن .اونوقت از پسرم استفاده ميکنه
."اون تو رو براي همين آموزش داده، "استيون
و اين دفعه قراره کجا بريم؟
.هرکاري که بکنيم، بعنوان يه خونواده انجامش ميديم
،من نميتونم کاري رو که دفعهي قبل کرديم، تکرار کنم .من مثل يه آواره زندگي نميکنم
.تا زمانيکه "بنيانگذار" و دستگاه براي هميشه نابود نشن
،هيچ زندگياي توي اين خونواده وجود نداره
.گوش کن
استيون"؟"
..."جان"
..."وقتي که بمب منفجر شد اون داخل "آلترا
...آره، من
.قبل از انفجار ديدمش
.بنظر ميرسيد که ولش کردن بره
،با عقل جور در نمياد ...اگه اون توي "آلترا" نيست
."جان"
.تو زندهاي
چه اتفاقي افتاد؟
...استيون" گفت کهع اونا آزادت"
کجا بودي؟
.داشتم سعي ميکردم برگردم به مخفيگاه
.بالاخره با "تيم" ارتباط برقرار کردم
.و اون "راسل" رو فرستاد دنبالم
چرا با جابجايي آني نيومدي؟
.نميتونم
.اون نيروهام رو گرفت
.نه - .بنيانگذار" من رو آزادم کرد تا يه پيغام بهت برسونم" -
."جان"
.اون گفت که بايد دربارهي مصالحه باهاش مذاکره کني
.اين دفعه يه آتشبس واقعي
...اين تنها راه براي حفظ امنيت
.افرادت هست...
.افرادِ مـا
اگه نتوني "بنيانگذار" رو متقاعد کني که .دشمنش نيستي، عاقبت اونا هم مثل من ميشه
.اين چيزي بود که اون گفت
.بايد با اون توافق کني
.پس پيغامم به دستت رسيد
بايد منو بازرسي ميکردي .ببيني بمب دارم يا نه
."اون کار عاقلانهاي نميبود، "کارا
.اوه، بايد "هيلاري" رو ببيني
!خب، يعني اون چيزيش که باقي مونده
من فقط بخاطر يه دليل .ازت خواستم که بياي اينجا
.من پدر "استيون" رو ميخوام
،پس، "راجر" رو براي من بيار
.و ما هم گذشتهها رو کنار ميذاريم
،اگه اون رو وارد دستگاه کني .کل نسل بشر ميميره
پس جوابت "نـه" هست؟
.جوابمون "معلومه که نـه!" هست
.بسيار خب
،راجر" رو برام بيار"
.وگرنه همهتون رو ميکُشم
.بايد يکم بيشتر از اين تلاش کني
.جديکايا" هم سالها ما رو به مرگ تهديد کرد"
آمپولي که تو و دوستهات اون دفعه تزريق کردين رو يادته؟
.اون يه ردياب ـه، و توي مخچه هم قرار ميگيره
.به شبکهمون اجازه ميده تا اونا رو کنترل کنه
.همينطور يه کليد مرگ هم داره
.داداشمون داره بلوف ميزنه
اينطور فکر ميکني، "راسل"؟
.ما ديگه اينجا کاري نداريم
."جودي"
اسمت همينه، مگه نه؟
حرف آخري با دوستهات نداري؟
.به حرفش گوش نکن
.اوه، ميدونم که فشار خيلي زياديه ...حالا که اينطوره
.ميذارم يه جملهي کوتاه و خوب باشه...
."مثلاً "خداحافـظ
!"جودي"
.يه ساعت وقت دارين
.و بعدش يکي ديگه از دوستهاتون رو ميکُشم
...تيک... تاک
‘‘انـسـانهـايآيـنـده’’ فصلاول؛قسمت بيستيکم Kill Switch
،پس اگه من خودم رو تسليم نکنم .اون شروع ميکنه يکي يکي شما رو ميکُشه
.همهمون اون ردياب رو نداريم
.خدا رو شکر
جداً، "مارلا"؟ .فکر نکنم کمکي بکنه
."فقط سعي کن آروم باشي، "راسل
،آره، گفتنش براي تو آسونه .تو که يه بمب ساعتي متحرک نيستي
ما همهمون با هم هستيم، باشه؟
.اين همون چيزيه که "بنيانگذار" ميخواد
اينکه شما با همديگه در بيافتين .تا اينکه عليه من بشين
.يه ثانيه بهم وقت بدين
پس درحاليکه "جيمسونها" دارن از ،تجديد ديدار خونوادگي کوچولوشون لذت ميبرن
بقيهمون بايد همينطوري وايسيم ...و اميدوار باشيم
که نفر بعدي قرار نيست ما باشيم؟...
.ما داريم يه استراتژي ميسازيک
.بنيانگذار" نقشه داره"
.نميشه به "بنيانگذار" اعتماد کرد
و ميشه به "راجر" کرد؟
وقتي به بقيه بگم که چه اتفاقي براي .جودي" افتاد، حسابي ميريزن به هم"
."ناتالي"
.لازم نيست که آتيشبيار معرکه بشي
.52دقيقه تا مُردن نفر بعدي وقت داريم
اگه نفر بعدي تو باشي چي، "راسل"؟
.بايد يه راهي براي غيرفعال کردن ردياب پيدا کنيم
چي، من؟
تو 2تا دکترا داري، نميتوني يه پادزهري يا همچين چيزي بسازي؟
،دوتا پاياننامهي ناتموم دارم .و 6تا رقم به ارزش وامهاي دانشجويي
منظورم اينه که، من حتي نميدونم .عامل نانويي چطور خودش رو وارد بدن ميکنه
خب، نميتوني روي "راسل" آزمايش کني؟
يه نمونه بگيري، يا همچين چيزي؟
،گفتين که اين به مخچهي فرد متصل ميشه
يعني توي "مغز"ـه، يعني که ."من جراح مغز که نيستم"
اصلاً تاحالا ديدي اون با کارد و چنگال حتي غذا هم بخوره؟
.امکان نداره بذارم "ايرين" کلهام رو باز کنه
اون آدمي که مُرده چي؟
.منظورت "جودي"ـه
ميخواي سر "جودي" رو بشکافي؟
!يا مال اون يا مال خودت
.ما نمونهات رو برات مياريم - .نه -
.راسل"، تو نه"
."جان"
...آه، ولي "جان" که
!انسانه، به درد نخور ـه
.منو با جابجايي آني ببر، من ميشم تيرانداز قافله
...حرف تفنگ شد
.راسل"، وقتي ما نيستيم تو مسئول هستي"
.45دقيقه وقت داري تا يه راهحلي پيدا کني
.مقصر مرگ "جودي"، "بنيانگذار"ـه
.مرگ نفر بعدي، تقصير ما هست
"7سال طول کشيد تا "جوناس سالک .واکسن فلج اطفال رو درست کنه
.من حتي از نظر فني يه نسلشناس مولکولي هم نيستم
جديکايا" چي؟"
No comments yet. Be the first to leave one.