The Blacklist

The Blacklist

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 9

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Blacklist S09E12 720p HDTV x264-SYNCOPY
The Blacklist S09E11 720p HDTV x264-SYNCOPY
The Blacklist S09E13 720p HDTV x264-SYNCOPY
The Blacklist S09E11 HDTV x264-TORRENTGALAXY
The Blacklist S09E12 HDTV x264-TORRENTGALAXY
The Blacklist S09E13 HDTV x264-TORRENTGALAXY
കമന്ററി എഴുതിയത് AliNet
⚜️ Highbury و AbG ســـروش | t.me/BlacklistDonate ⚜️

ടാഗുകൾ

HDTV
hdtv
x264
720p
720
HD
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2022-04-07
ഡൗൺലോഡുകൾ: 50
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

:تـــرجـــمـــه « Highbury و AbG ســــروش »

‫همکارشی؟

‫بله

‫و دوستش

‫برای کالبدشکافی می‌مونی؟

‫نه

‫اما میشه یه لحظه تنها باشم؟

‫البته

‫خدای عزیز، براش دعا می‌کنم

‫بهش آرامش ابدی بده

‫بذار نور الهی بهش بتابه

‫و روحش در آرامش باشه

:فصل نهم، قسمت یازدهم « کنگلومرا؛ شمارۀ ۱۴۲ »

‫کاملا مطمئنی

‫بله. آپارتمان 3 بی

‫وندایک اونجا زندگی کرده یا مونده؟

‫در موردش حرف زدیم

‫بازم بهم بگو

‫اطلاعات جی‌پی‌اس نشون میده که وندایک...

‫روز کشته شدن الیزابت کجا بوده...

‫به هر جایی که بوده رفتم

‫هر قدمی که اون روز ‫برداشته رو برداشتم

‫هر مغازه، رستوران و ‫ساختمونی که رفته رو رفتم

‫‏3 بی

‫به سرایدار عکسشو ‫نشون دادم و گفتم پلیسم

‫وندایک هر از گاهی ‫اونجا زندگی کرده

‫هلن فیلد

‫خواهرشه؟ دوستشه؟ ‫دوست‌دخترشه؟ هم‌رزمشه؟

‫هنوز نمی‌دونم

‫ویچا و من باید یه ‫سر به خانم فیلد بزنیم

‫تو باید یه پرونده رو حل کنی

‫مهمتر از حل کردن اینه؟

‫شاید برای مامور پارک باشه

‫سلام

‫اینجا چه کار می‌کنی؟

‫نگاش کن. خیلی خوشگل شدی

‫ازدواج بهت ساخته

‫- پری چطوره؟ ‫- پیتر خوبه

‫داشتم بهش پیام می‌دادم ‫چی دوست داره...

‫تا سفارش بدم

‫به پاتوق خودمون اوردیش

‫نمی‌دونم باید حسودی ‫کنم یا تحت تاثیر قرار بگیرم

‫باید بری، ترجیحا ‫قبل از اینکه بیاد اینجا

‫یه کاری برات دارم

‫- خودم کار دارم ‫- شنیدم از آکادمی رفتی

‫شنیدی؟ تعقیبم می‌کنی؟

‫سعی می‌کنم

‫نمی‌تونم بفهمم الان داری ‫چه کار می‌کنی...

‫اما نباید به اندازه کاری ‫که می‌کردیم هیجان‌انگیز باشه

‫کاری که می‌کردیم ‫نه هیجان‌انگیز بود نه قانونی

‫فراقانونی بود و لازم...

‫و تو هم ماهرانه انجامش می‌دادی

‫برای همین اومدم

‫دارم یه سازمان تشکیل میدم، ‫به اسم «کنگلومرا»

‫جوابم منفیه

‫حتی سوال رو نمی‌دونی

‫معلومه می‌دونم. و مسئله کار نیست

‫خب...

‫در صورتی که نظرت عوض شد

‫نمیشه

‫امیدوارم حقیقت نداشته باشه

‫سلام!

‫پیتر هستم

‫جان

‫آلینا و من همکار بودیم

‫- واقعا؟ ‫- آره

‫عجب

‫دوست داره منو در جریان نذاره

‫حتما همینطوره

‫جان داشت می‌رفت

‫متوجه منظورم شدی؟

‫یه وقت دیگه. از آشناییت خوشحال شدم

‫- آره ‫- آلینا، مثل همیشه باعث افتخارمه

‫خب، با هم چه کار می‌کردین؟

‫می‌دونی، آدم می‌کشتیم

‫درسته

‫چقدر برام خوبه که می‌پرسم

‫سفارش دادی؟ خیلی گشنمه

‫سفارش ندادم

‫اما متاسفم

‫یه پیام از سر کار بهم دادن و باید برم

‫- متاسفم ‫- متاسف نباش

‫برو. سیاره رو نجات بده

‫یا هر کاری که می‌کنی ‫و نمی‌تونی در موردش بهم بگی

‫سعی کردم بیشتر جواب بدم

‫و منم سعی می‌کنم کمتر بپرسم

‫ما رو ببین

‫چه تیم خوبی

‫همه می‌دونیم دولت‌ها...

‫از سازمان‌های ‫اطلاعاتیش ترورها رو انجام میدن...

‫سی‌آی‌ای، ام‌آی 6، اس‌وی‌آر، موساد

‫اینطور که ریموند میگه...

‫چهار تا از این آدمکش‌های قراردادی...

‫یه سازمان جدید به اسم کنگلومرا تشکیل دادن

‫شما چیزی در موردش می‌دونین؟

‫من؟

‫نه. خب، یه سری شایعات شنیدم...

‫زمزمه‌ای از شرکت آدمکش‌ها

‫کارش همینه...

‫شرکتی که آدمکشی رو خصوصی کرده؟

‫بله. و ریموند میگه ‫دارن مشتری جذب می‌کنن

‫- مشتری‌ها رو می‌شناسه؟ ‫- نه

‫فقط قربانی‌ها رو می‌شناسه

‫یه دلال سلاح دست‌نیافتنی...

‫وزیر کوزوو که متهم به تروریسم بود...

‫یه رییس‌پلیس فاسد

‫خوشم نمیاد، اما حداقل ‫داره آدم بدها رو هدف می‌گیره

‫فعلا

‫کنگلومرا به ایدئولوژی ‫هر کشوری خدمت می‌کنه

‫اگه بتونی پول بدی، آدم می‌کشن، ‫چه خوب باشه چه بد

‫با رابطم در لانگلی تماس می‌گیرم

‫اگه بتونم راضیش کنم، کارمون آسون میشه

‫طوری ریموند حرف زد که ‫فکر کردم بیشتر خبر داری

‫نه، ندارم

‫نمی‌دونم چه فکری پیش خودش کرده

‫- چه فکری پیش خودت کردی؟ ‫- مامور پارک

‫کارهای ناجورم به تو یا ‫نیروی ویژه اصلا ربطی نداره

‫متاسفانه بد موقع اومدی. ‫باید به یه مورد فوری رسیدگی کنم

‫می‌دونستی اومدن سراغم؟

‫برای همین این ‫پرونده رو بهمون دادی؟

‫چون انجامش نمیدم، ‫گفتم نگران نباشی

‫نگران نیستم. دیرم شده

‫اما بمون. یخچال رو خالی کن

‫چرا این کار رو باهام می‌کنی؟

‫کار ناجور عجب ‫معادل شیرین و دل‌انگیزی...

‫برای آدمکشی به حساب میاد

‫به عهده‌ی روسها ‫بذارش تا یه کلمه براش درست کنن...

‫تا اینطوری خطر درش نمایان باشه

‫چرا؟

‫یه قوطی خاویار بلوگا هم اونجاست

‫حتی اعصاب متزلزل تو ‫رو هم آروم می‌کنه، مامور پارک

‫شامپاین هم هست

‫وقتی کارت تموم شد در رو ببند

‫آلینا پارک؟

‫جان ریکترـم

‫شنیدم که هیجان زیادی داشتی

‫هی!

‫- می‌شناسمت؟ ‫- مردی که بهش حمله کردی‌ خواست شکایت کنه

‫مردی که بهش حمله کردم ‫داشت به یه زن حمله می‌کرد

‫برای همین بهش حمله کردم

‫- پس اگه وکیلشی... ‫- نیستم

‫در ناامیدی کامل مامانم...

‫اصلا وکیل نیستم

‫پس پلیسی، یه بازرسی

‫یه طرفدارم

‫هر روز با زنی آشنا نمیشم...

‫که سر یه مرد رو...

‫با یه بطری مشروب بترکونه

‫جک نداشتن

‫شوخ طبع هم داشتی. ‫اینو توی پرونده‌ت نبود

‫کدوم پرونده؟

‫از بودن در آکادمی خوشحالی؟

‫کی هستی؟

‫بیشتری‌ها نمی‌فهمن خشم...

‫خالص‌ترین شکل ابراز علاقه در آدم‌هاست

‫منشأ خشم، نداشتن کنترل‌ـه

‫ترس از اینکه نتونی ‫از خودت یا افرادی که...

‫دوست‌شون داری محافظت کنی

‫از مقدار زیاد خشمی که ‫توی پرونده‌ت دیدم،

‫حدس می‌زنم آدم فوق‌العاده دلسوزی باشی

‫برای همین اینجام

‫تا خودم ببینمش

‫ازم چی می‌خوای؟

‫الان؟

‫به فکر نمی‌رسه...

‫چی ازت نمی‌خوام

‫قبلا روراست نبودم

‫از کنگلومرا خبر دارم

‫راستش، ازم خواستن تا بهش ملحق بشم

‫صبر کن. ازت خواستن ‫عضو یه دسته آدمکش بشی

‫- بله ‫- چرا؟

‫چون آدمکشم

‫باشه

‫باشه، خنده‌داره. بامزه بود

‫یه لحظه فکر کردم...

‫واقعا یه سرنخ پیدا کردی

‫پیدا کردم

‫یه عضو از کنگلومرا امروز ‫صبح اینو بهم داد

‫مامور سابق سی‌آی‌ای ـه

‫الان دنبال جذب منه ‫چون اون موقع منو جذب این کار کرد

‫با سازمان اطلاعاتی

‫اگه بهت می‌گفتم ‫مجبور می‌شدم بکشمت

‫شوخی خیلی مسخره‌ایه

‫فقط در این مورد حقیقت داره

‫باشه، باور می‌کنم

‫چرا یه جا که سازمان ‫اطلاعات نیست ازم پرونده داره؟

‫«آی سو»، یه رهبر برمه‌ایِ بدنام

‫به خاطر آی سو...

‫سی‌آی‌ای بهم علاقه داره؟

‫یه نسل‌کش سرکوبگره

‫باشه. طرف هیولاست

‫چه ربطی به من داره؟

‫پرونده‌ت میگه که ‫اصلا تحمل هیولاها رو نداری

‫مگه بقیه دارن؟

‫تازه میگه...

‫دلت می‌خواد یه کاری بکنی

‫صبر کن. وایستا

‫یه طوری میگی ‫انگار یه پیشنهاد ساده بوده

‫انگار اومده گفته...

More Farsi Persian subtitles for The Blacklist

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left