Thor: Ragnarok

Thor: Ragnarok

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Thor Ragnarok 2017 2160p UHD BluRay TrueHD 7 1 HDR x265-BSTD
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian Thor: Ragnarok 2017 زیرنویس فارسی فیلم

ടാഗുകൾ

bluray
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2026-02-20
ഡൗൺലോഡുകൾ: 63
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

خب، می‌دونم الان چی دارین با خودتون فکر می‌کنین

«ای وای! ثور افتاده توی قفس. چطور این اتفاق افتاد؟»

خب، بعضی وقت‌ها آدم مجبوره بذاره بگیرنش

فقط واسه اینکه از دهنِ یکی یه جوابِ درست و حسابی بکشه بیرون

داستانش مفصله

ولی در کل، یه جورایی قهرمان حساب می‌شم

ببین، یه مدتی رو روی زمین گذروندم

با یه سری ربات جنگیدم

یکی دو باری هم سیاره رو نجات دادم

بعدش راه افتادم توی کلِ کیهان دنبالِ

یه سری چیزمیزهای جادویی و رنگارنگ به اسم «سنگ‌های ابدیت»

هیچی پیدا نکردم

همون موقع بود که خوردم به

یه مسیرِ پُر از مرگ و ویرانی

که آخرش من رو کشوند به این قفس

جایی که با تو آشنا شدم

هوم

فکر می‌کنی چقدر دیگه اینجا موندنی هستیم؟

ثور، پسر اودین

سورتورِ پدرسوخته

هنوز زنده‌ای که

فکر می‌کردم پدرم نیم‌میلیون سال پیش دخلت رو آورده

من نمی‌میرم

نه تا وقتی که سرنوشتم رو کامل کنم

و خونه‌ت رو با خاک یکسان کنم

جالبه که به این موضوع اشاره کردی

چون تازگی‌ها خواب‌های وحشتناکی می‌بینم

آزگارد که داره توی آتیش می‌سوزه و ویران می‌شه

و تو، سورتور

توی همه‌ی اون خواب‌ها نقشِ اول رو داری

پس تو رگناروک رو دیدی، سقوط آزگارد

اون پیشگوییِ بزرگ... یه لحظه وایسا

یه لحظه صبر کن

الان دوباره می‌چرخم می‌آم روت

واقعاً حس می‌کردم داشتیم با هم ارتباط می‌گرفتیم‌ها

خب، داشتی درباره رگناروک می‌گفتی

بهم بگو چی هست. قشنگ برام توضیح بده

وقتِ من رسیده

وقتی تاجم دوباره به «آتش ابدی» برسه

تمامِ قدرتم رو دوباره به دست می‌آرم

قدّم از کوه‌ها هم بلندتر می‌شه

و شمشیرم رو تا دسته فرو می‌کنم توی قلبِ آز

اوه، وایسا. یه ثانیه صبر کن

به خدا من اصلاً تکون نمی‌خورم

خودش همین‌جوری می‌چرخه

واقعاً معذرت می‌خوام

خب، بذار ببینم درست فهمیدم یا نه

تو می‌خوای تاجم رو بندازی توی آتش ابدی

و بعدش یهو قدِ یه ساختمون بزرگ می‌شی؟

قدِ یه کوه

همون آتش ابدی که اودین توی آزگارد قایمش کرده؟

اودین توی آزگارد نیست

و نبودنِ تو هم باعث شده تخت پادشاهی بی‌دفاع بمونه

خب، پس کجاست؟ این تاجت؟

این تاجِ منه، منبع قدرت من

آهان، اون تاجه؟

فکر کردم یه ابروی گنده‌ست

این تاجه

به هر حال، انگار تنها کاری که واسه جلوگیری از رگناروک باید بکنم

اینه که اون چیز رو از روی سرت بکنم

ولی رگناروک همین الانش هم شروع شده

نمی‌تونی جلوش رو بگیری

من بلای جونِ آزگاردم، تو هم همین‌طور

همه زجر می‌کشن، همه می‌سوزن

اوه، چه خشن

راستش رو بخوای، دیدنِ اینکه تو خیلی گنده بشی

و یه سیاره رو به آتیش بکشی، صحنه‌ی تماشایی‌ای می‌شه

ولی انگار مجبورم برم سراغ گزینه‌ی «ب»

یعنی اینکه این زنجیرها رو پاره کنم

اون تِلِ سرت رو بزنم بندازم

و ببرم توی خزانه آزگارد قایمش کنم

تو نمی‌تونی جلوی رگناروک رو بگیری

اصلاً چرا باهاش می‌جنگی؟

چون قهرمان‌ها کارشون همینه

هوم

وایسا، ببخشید. زمان‌بندی‌م درست نبود

هوم؟

و... حالا

اشتباهِ بزرگی مرتکب شدی، پسر اودین

من همیشه از این اشتباه‌های بزرگ می‌کنم

ولی معمولاً تهش همه‌چی خوب پیش می‌ره

هان؟

هایمدال، می‌دونم خیلی وقت گذشته

ولی الان یه خروج اضطراریِ سریع لازم دارم

هایمدال؟

هایمدال یه احمق بود

این شغل باید اونو پولدار می‌کرد

خب، کارِ راحتی نیست

ولی مزایای خودش رو داره

بایفراست بهم اجازه می‌ده به هر چیزی که

توی این قلمروهای نه‌گانه هست دسترسی داشته باشم

یعنی همه‌ش مالِ منه که برشون دارم

تماشا کنید

آت‌و‌آشغال‌های من رو

اوه

من مخصوصاً به این دوتا خیلی علاقه دارم

این‌ها رو از جایی توی میدگارد به اسم تگزاس آوردم

حتی اسم هم براشون گذاشتم. «دِس» و «تروی»

می‌بینی، وقتی کنار هم قرارشون می‌دی

می‌شن «دِستروی» (نابودگر)

هایمدال، بی‌خیال دیگه

بمونید

هایمدال؟ دیگه راهی برام نمونده‌ها

هایمدال؟

ام... اسکرج؟

این مهمه؟

دخترا، قراره حسابی بهتون خوش بگذره

دخترا

خب، خب، خب. ببین کی هوس کرده یه سری به ما بزنه

ممنون که مهمون‌هام رو پروندی

و کلِ محلِ کارم رو با مغز و خون یکی کردی

تو دیگه کی هستی؟

یادت نیست؟ من اسکرجم

توی واناهایم با هم جنگیدیم

آهان. هایمدال کجاست؟

اون خائن؟ هیچ‌کس نمی‌دونه. فراریه و تحتِ تعقیبِ دربار

خائن؟

آره دیگه. راستش اودین هایمدال رو

به جرم کوتاهی در انجام وظیفه متهم کرد

ولی اون قبل از دادگاه غیبش زد

سخته گرفتنِ کسی که

می‌تونه همه‌چیز رو توی کلِ کائنات ببینه

حتماً همین‌طوره

وایسا. من باید ورودت رو اعلام کنم

این دیگه چه کوفتیه؟

اوه، برادر. کار تمومه

من دیگه مرخص می‌شم

ای احمق، گوش ندادی چی گفتم

متاسفم

بانو سیف، برو کمک بیار

یکی کمک کنه

من رو ببخش بابتِ کارهایی که کردم

هیس. طوری نیست. دووم بیار

متاسفم که سعی کردم بر زمین حکومت کنم

اونا باید از خداشون هم می‌بود که تو رو داشته باشن

بابتِ اون قضیه‌ی تسرکت هم معذرت می‌خوام

دست خودم نبود. می‌دونم

من یه کلک‌بازم

خیلی هم شیطونم

ببخشید واسه اون موقعی که تبدیل‌ت کردم به قورباغه

شوخیِ خیلی باحالی بود

واقعاً که خنده‌دار بود

تو نجات‌دهنده‌ی آزگاردی

داستانم رو تعریف کن. حتماً این کار رو می‌کنم

برام یه مجسمه بساز

یه مجسمه‌ی بزرگ برات می‌سازیم

جوری که کلاه‌خودم سرم باشه، با همون شاخ‌های گنده‌ی خمیده

به پدر می‌گم که امروز اینجا چه کار کردی

من این کار رو واسه اون نکردم

من واسه اون نکردم

نه

و این‌گونه لوکی به خاطرِ زخم‌هاش جون داد

و جونش رو فدای ما کرد

اون با اون الف‌های حال‌به‌هم‌زن جنگید

و آرامش رو به این قلمرو برگردوند

لوکی، پسرِ عزیزم

سالیانِ سال پیش بود که تو رو پیدا کردم

توی اون میدونِ جنگِ یخ‌زده

اون روز هنوز توی وجودت

نجات‌دهنده‌ی آزگارد رو نمی‌دیدم. نه

تو فقط یه نوزادِ آبی‌رنگ و یخی بودی

که دلِ این پیرمردِ احمق رو برد

براوو! براوو! باریک‌الله. آفرین

پدر

اوه، گندش بزنن

اوه، پسرم ثور برگشته

خوش اومدی پسرم

نمایشِ جالبیه. اسمش چیه؟

تراژدیِ لوکی از آزگارد

مردم می‌خواستن یادش رو زنده نگه دارن

آه، واقعاً هم که باید این کار رو بکنن

از مجسمه‌ش خوشم اومد

هرچند از قیافه‌ی خودش وقتی زنده بود، خیلی سرتره

یه کم کمتر موذی و کمتر روغنی به نظر می‌رسه

می‌دونی این چیه؟

جمجمه‌ی سورتور. عجب سلاحِ هیبت‌ناکیه

یه لطفی کن. این رو توی خزانه قفل کن

که یه وقت تبدیل به یه هیولای غول‌پیکر نشه

و کلِ سیاره رو نابود نکنه

ممنون عزیزم. ام

پس دوباره داری برمی‌گردی به میدگارد، درسته؟

نه

تازگی‌ها یه خوابِ تکراری می‌بینم

هر شب می‌بینم که آزگارد داره با خاک یکسان می‌شه

این فقط یه خوابِ مسخره‌ست

نشونه‌ی قوه‌ی تخیلِ بیش از حد فعاله

شاید

ولی بعد تصمیم گرفتم برم بیرون و تحقیق کنم

و چی پیدا کردم؟

اینکه قلمروهای نه‌گانه کاملاً توی آشوب غرق شدن

دشمن‌های آزگارد دارن متحد می‌شن و واسه نابودی‌مون نقشه می‌کشن

همه‌ی این‌ها در حالیه که تو، اودین

محافظِ اون قلمروهای نه‌گانه

اینجا با حوله حموم نشستی

و داری انگور می‌خوری

بله، بهترین کار اینه که به آزادیِ همسایه‌هامون احترام بذاریم

بله، لابد آزادی برای قتل‌عام شدن

بله، ضمن اینکه خودم هم حسابی سرم شلوغ بوده

با تئاتر دیدن؟

جلساتِ هیئت‌مدیره و جلساتِ شورای امنیت

More Farsi Persian subtitles for Thor: Ragnarok

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left