Arrested Development

Arrested Development

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 5

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Arrested Development S05E07 WEB x264-STRiFE
Arrested Development S05E07 WEBRip x264-ION10
Arrested Development S05E07 1080p WEB x264-STRiFE
കമന്ററി എഴുതിയത് MgarMsiri_9194
██► محــمد گرمــسیری | NightMovie.Co ◄██

ടാഗുകൾ

web
x264
1080
webrip
BRip
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2018-06-30
ഡൗൺലോഡുകൾ: 61
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

مایکل و وکیل خانواده

به دیدن باستر تو زندان رفته بودند - اینطور که معلومه مامان قرار نیست بیاد -

مامان؟ نه. اون نتونست بیاد - چرا؟ -

اون گفت من هر بهونه ای خودم دوست داشته باشم می تونم بیارم

بگو کدوم بهونه رو راحت تر قبول می کنی

نه، این خیلی بدجنسی ـه

فکر کنم تو حق داری، باستر

اون ازت متنفره، مایکل

از اون استفاده کن . حتما - مادرها نمی تونن این حقیقت رو قبول کنن -

که اونا فرزند پست و حقیری رو بزرگ کرده باشن

چی؟ - در مورد من، دو بار -

ظاهرا دو بار

این جزوِ قوانین وکیل و موکل ـه، مگه نه ؟

مامان ازم متنفره

نه- اون فکر می کنه من -

من مدارک لوسیل 2 رو دستکاری کردم

نه، نه، نه - اون حتما فکر میکنه قتل کار من بوده -

اینو نگو - یا داره رو ساحل -

با داستی خوش می گذرونه

پسر مورد علاقش- من هیچوقت نباید -

اون تصویر رو برات مجسم می کردم

خبر خوب اینه که شما فکر می کنین من گفتم، خوش گذرونی

فکر نکنم موضوع این باشه

اون بیشتر از چیزی که نشون میده خبر داره

مثلا اینکه لوسیل 2 واقعا کجاست. بهش فکر کن

اون باهاش یه قراری گذاشت

یا شاید اونو گول زده از شهر بره بیرون

نمی دونم، ولی یه کاسه ای زیر نیم کاسه ست

و اون باید اجازه بده این جریان پیش بره

حتی اگه تو مجبور باشی واسه یه مدتی تو زندان بمونی

کلید آزادی من دست اون ـه

اونوقت به خاطر خودخواهیش تا چیزی که می خواد به دست نیاره ازش استفاده نمی کنه

مثل اون موقع هایی که منو تو دستشویی زندونی می کرد

تا آخر شبا خواسته های خودشو ارضا کنه

چه لحظات خوبی داشتیم - چی ؟ -

نه، با اشک تموم شد - بچه ها، بیاید حواسمون رو جمع کنیم -

دارم فکر می کنم ببینم راهی هست کاری کنیم مامان فکر کنه

دادستان دنبال حالا هر کاری که می خواد انجام بده، هست، مثلا

به مامان می گیم دادستان می دونه یه مدارکی وجود داره

اونوقت، مامان یا بابا سعی می کنن از شرش خلاص بشن

بعدش من تعقیب شون می کنم

چه مدارکی باید بگیم اونا دارن، مایکل ؟

سر لوسیل 2 داخل جعبه ؟

ترسناک ـه - خب، نه. صبر کن... باید واقعی باشه -

خیلی خب، پس باید واقعی باشه

چطوره بگیم دادستان به پیدا کردن

ماشین پله ای که اون آخرین بار توش دیده شده، نزدیک ـه

چون اونا یه تصویر ازش تو دوربینای مداربسته دارن

یا دوربینای راهنمایی رانندگی ؟ - این بهتر شد -

باشه، داخل ماشین دو سر هست

یکی کچل، یکی سیخ سیخی

ترسناک ـه - نه، من خوشم اومد. از بخش اولش -

ولی آخریش نه. فکر کنم همون ماشین بس باشه

خیلی خب - چرا به خونواده نگم حدود ساعت 3 -

تو کلبه ی ساحلی جمع نشن ؟

تو بهم زنگ میزنی. میگی فهمیدی اونا

ماشین رو به عنوان مدرک پیدا کردن و من صبر می کنم

تا بابا یا مامان حرکت بعدی شون رو انجام بدن

سوالی نیست ؟

کلبه ی ساحلی چیه ؟

من خبردار شدم، باستر

خیالم راحت شد

آره - من نزدیک بود بگم، کلبه

بعدش به ، گائیدن تو ساحل عوضش کردم

خوش گذرونی - خوش گذرونی -

حالا، این داستان یه خانواده ی ثروتمندـه

که همه چیشونو از دست دادن و یک پسر که چاره ای جز

نگه داشتن اونا کنار هم نداره

این توسعه‌ی ناتمام ـه

مایکل به کل خانواده پیام داد تا تو کلبه همدیگه رو ببینن

... ولی اتفاقی

گنگی اینجا رو اجاره کرده ؟ - به پسرش هم پیام داد -

نه، اینجا مال خودش ـه. اینجا همیشه متعلق به خانواده بوده

اونا هیچوقت به ما دو تا نگفتن، ها ؟

اینجا نوشته ، میبی

چی ؟

به چه جراتی بدون اینکه به خودم بگن قدم رو اندازه می گرفتن ؟

دیدارت با خانواده ی ربل چطور بود ؟

تو اینستاگرام که خیلی صمیمی به نظر میومدین

راستی جریان رنگ مو هم نتیجه ی عکس داد، ها ؟

آره، عالی بود. یعنی، اونا

نمی خوام از کلمه ی "خانواده" استفاده کنم چون اونا همدیگه رو دوست دارن

ولی اونا گروهی از آدمای خوب هستن

فکر کنم واقعا از ربل خوشم میاد

جریانش با بابات برات عجیب نیست ؟

خب، شاید فقط من اون احساس رو داشتم

چیزی که من نگرانشم اینه که اون تمام تابستون پیش دوست پسر سابقش بوده

بابات؟ - نه، نه. سر صحنه فیلمبرداری -

تو مکزیکو

مگه بابات نگفت اونم تو مکزیکو بوده ؟

آره، اونا اونجا کارای زیادی می کنن

خوش گذشت. تا چند روز دیگه نمی بینمش

چون واسه فیلمبرداری دوباره داره میره مکزیکو

فیلمبرداری دوباره ؟ اوف

حتما بازیگر خوبی نیست، ها ؟

خدا کنه این بار درست بازی کنه

خب، اون بی نقص نیست، ولی

ولی وقتی می بینمش داره بستنی می خوره، حالم به هم نمی خوره

حالا که حرفش شد، جریانت با استن به کجا کشید ؟

وقتی من چشامو برگردوندم، اون بستنی شو تموم کرد ؟

نمی دونم. من تموم بستنی ها رو دور ریختم

ولی، نه که بخوام کاری کنم غیرتی شی

معلوم شد داریم با هم قرار میذاریم

واسه یه دلیلی، اون می خواد تا بعد انتخابات صبر کنه

تا به قول خودش" صمیمی" بشیم

... در واقع استن منتظر بود تا هیچ رسوایی به بار نیاد

باید این چسب جدید ابرو رو امتحان کنی. می تونی دوباره سوپ بخوری

مخصوصا وقتی دختر خودش به انتخابات پیوست

به درخواستم فکر کردی ؟

باید خودتو کاندید کنی

خودت بودی که گفتی نمی تونیم خطر کنیم

حالا.. که لوسیل 2 گم شده

این بهترین قسمتش ـه. اون رفته

با یه زنی قرار گذاشتم که خدای شایعه ست

یه جورایی اون فهمیده که لیندسی بلوث از شهر رفته

ولی بلوث ها با این حال اونو کاندید کردن

عالی میشه اگه بخوای با علاقه ی ناگهانی لیندسی

به ساخت این دیوار مرزی رقابت کنی

که ایده ی من بود

باید بگم، بابا

تعجب کردم دیدم این انتخابات اینقدر برات مهم ـه

اگه از چسب ابروی جدید استفاده می کردی نگاهت هم می تونست متعجب باشه

اون انتظار داره بعد انتخابات باهاش سکس داشته باشی ؟

می خوای چیکار کنی ؟ دو روز دیگه ست که

می دونم، آخه، نمی تونم بزارم طرف منو لخت ببینه

چون، تعریف از خود نباشه، می دونی

تعداد کمی پیرزن 75 ساله هستن که چنین بدنی داشته باشن

می دونی ؟ - فکر نکنم این تعریف ازخود باشه -

فکر کنم تو حسودیت میشه، ها ؟

منتظرم بری بهم خبر بده

پس اطلاعات جدید زیادی ندارم

بری احتمالا داره سعی می کنه اون گندی که تو بالا آوردی و باستر اون کچل رو

مسخره کرد، لاپوشونی کنه

تو باید باستر رو به خاطرش سرزنش کنی نه من

درباره ی ران هاوارد به عنوان یه فیلمساز هر چی دوست داری بگو

ولی اون یارو که طرفدار نازی ها نیست

ممنون - من یه چیزایی -

درباره ی اون فیلم مزخرفی که ساخته، شنیدم

می دونی، اون فیلم ضد کریسمس، با اون یاروها که نمی دونم کین ؟

نمی دونم دوست داری من چی بگم

من پیشنهاد دادم با دادستان حرف بزنیم تو مخالفت کردی

دادستان لاتی داتی ؟ اون مثل یه کوسه ست، مایکل

اصلا دوست ندارم نزدیک اون زنه جایی شنا کنی

خصوصا بعد اینکه سعی کردی خودتو

اون روز تو خلیج غرق کنی ؟ - هنوز گیر اونی ؟ -

مامان، اگه نمی خوای باستر رو با وثیقه آزاد کنی

می تونی بری دیدنش - و ریسک -

بیرون اومدن این داستان که من قبل انتخابات رفتم زندان

دیدن پسرم رو به جون بخرم ؟

این واسه ستاد انتخاباتی لیندسی خیلی بد میشه

پس نقشه اینه که اونو کاندید کنیم حتی با وجود اینکه خودش اینجا نیست ؟

آره - فهمیدم -

خصوصا حالا که سالی هم تو انتخابات هست

توبیاس بهتره لیندسی رو قبل از رژه ی 4 جولای پیدا کنه

که تو 2 جولای ـه

رژه ی 4 جولای تو 2 جولای ـه ؟

آره. جابجاش کردن چون دوست نداشتن مکزیکی ها

با مصرف تمام مایحتاج یه روز قبل از مراسم باهامون مساوی بشن

مثل همون کاری که ما با کرینکو کردیم

آره، آتش بازی 4 جولای هم تو روز سوم خوش بگذره

چون تو روز دوم اینکارو کردیم

راستی بچه ها، تا جایی که به قایق بلوث ربط داره

شرط می بندم دارین فکر می کنین آره یا نه ؟

ویلی واندی ؟ - ویلی واندی کیه ؟ -

آیا اون رو قایق شعبده بازی می کنه یا نه ؟

نمی کنه - تونی ؟ -

تو گفتی تونی ؟ - نمی کنه -

واندر. چی؟ چرا سعی می کنی بگی تونی واندر ؟

... کسی نگفت تونی - ! دخالت نکن -

چرا میگی تونی واندر ؟ اون یه کلک سوار کرده ؟

هیچکی اینو نمی گه

یا چیزی نمی خواد - خوبه -

پس بذارین همینطور بمونه

بگذریم، حتما با خودتون می گین یا در عجبین حالا خودم دارم می گم

چرا من رو قایق خودمون شعبده بازی نمی کنم

و جوابش اینه که

چون ازم خواستن رو یه قایق دیگه اینکارو بکنم

شرکت خیلی خوبیه. "تغییر دهندگان کمد لاگونا". می شناسیدشون ؟

اون چیزی نیست که فکر می کنین

اونا کمدها رو یه جورایی مرتب ترش می کنن

مگه کی غیر از این فکر می کرد ؟

این کوفتی اینطور فکر می کرد

چیکار باید کنیم تا تو رو تو یه کمد بذاریم؟

شما خیلی رک هستین، نه ؟

بعد اینکه فهمید رابطه ی دوستیش با تونی واندر تموم شده

فکر نکنم بتونیم با هم دوست باشیم

جوب، مایوسانه سعی می کرد احساساتش رو برگردونه تو کمد

فکر کرد تغییر درمانی تنها راهشـه

ما با هم فرق داریم - البته بگم -

اون خیلی تحقیق نکرد

تازه، این برای فروش دوباره ت هم خیلی خوبه

الان ارزش فروش دوباره ت چقدره ؟

جوب نمی خواست وانمود کنه که نمی دونه

ارزش فروش دوباره یه اصطلاح همجنس بازیه

تا حالا شکایتی نداشتم

بیا درباره ی تو حرف بزنیم. هر چی بیشتر دباره ت بدونیم

از نتایج بدست اومده ت بیشتر خوشت میاد

من عاشق تونی واندر هستم

فکر کنم شما می خواید جزئیات رو بدونین

بگذریم - جوب به فروشنده های کمد -

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left